حسین پایین محلی:
جمهوری اسلامی و تحقق گفتمان موعود آخرالزمان

0 ۲۶

حسین پایین محلی: از فعال‌سازی هسته‌های مقاومت در جهان اسلامی تا رستاخیز تاریخی انسانی؛ هنگامی که بیداری اسلامی در کشورهای عربی شروع شد دومینوی به وجود آمد که چندین کشور اسلامی و عربی از غرب آسیا تا آفریقا را شامل شد، از تونس و یمن تا لیبی اما نظام غرب تلاش کرد با مهندسی اجتماعی در سوریه و تحریک برخی حکام عرب و تجمیع شورشیان نوعی لشکرکشی علیه حکومت اسد در سوریه تشکیل دهد.

۶ ماه قبل از شعله‌ور شدن آتش اغتشاشات در سوریه، سفیر سوریه در آمریکا احضار شد و به او گفتند باید دست از حمایت از فلسطین بردارد و با ایران قطع همکاری کند و نسبت به رژیم آپارتاید موضع گیری نکند وگرنه پروژه براندازی را در آنجا با تجربه‌هایی که پیش‌تر در براندازی دولت‌های دموکراتیک -مثل مصدق در ایران- داشتند اجرا می‌کنند.

غرب و در راس آن آمریکا ۶ هزار میلیارد دلار هزینه کرد اما جمهوری اسلامی پیروز شد زیرا که جمهوری اسلامی خواست اسد بماند. فلسطین از دیرباز پس از تصرف وغصب توسط صهیونیزم جهانی به سه جریان تبدیل شده بود. جریان فتح که پس از سال‌ها مبارزه ومقاومت تن به سازش داده بود و پس از یاسرعرفات که با هدایایی که آغشته به پلوتونیوم بود ترور شد.

ابومازن دیکتاتورمنشانه بدون هیچ انتخاباتی از سال ۲۰۰۵ بر کرانه باختری به سلطنت پرداخته ولی چون منافع غرب را تامین می‌کند هرگز مورد چون و چرا قرار نگرفت.

دومین جریان مقاومت جهاد اسلامی است که به جمهوری اسلامی نزدیک‌تر بوده تا جایی که متهم به شیعه گرایی شده در حالی که در مسئله فلسطین جمهوری اسلامی همواره بر استقلال فلسطینیان و برگزاری همه پرسی تاکید داشت و هیچ صحبتی از مذهب نکرد، جریان حماس بود. حماس در فلسطین تا زمانی که با ایدئولوژی ناسیونالیسم عربی با رژیم کودک کش مبارزه کرد، طرفی نبستند تا اینکه با توجه بر آموزه های اسلامی دست به انتفاضه زدند و شیخ احمد یاسین اسلام گرایی را جانشین ناسیونالیسم عربی کرد.

در ادامه حماس با ارتباط گیری با جمهوری اسلامی توانست افق‌هایی فراروی فلسطینیان بگشاید اما در مسئله سوریه، حماس موضع‌گیری زاویه داری با جمهوری اسلامی گرفت و روابط خود با جمهوری اسلامی را در فضایی مبهم قرار داد و گرایشات سلفی خود را آشکار کرد تا جایی که اسماعیل هنیه با شورشیان داعشی رقص شمشیر کرد و خالد مشعل دستان رهبر وهابی در عربستان را بوسید.

پیروزی سوریه، یمن، عراق، لبنان، کشورهای آمریکای لاتین و پیشروی روسیه در جنگ با اوکراین نشان داد اولاً جمهوری اسلامی دوستان خود را رها نمی‌کند، ثانیاً هرکس از جمهوری اسلامی فاصله گرفت و به جبهه عبری-عربی وغربی پیوست شکست خورد لذا حماس هم به تغییر رهبران خود پرداخت و امثال اسماعیل هنیه و خالد مشعل جای خود را به یحیی سنوار سپردند و جریان نظامی حماس به رهبری محمد ضیف و ابوعبیده قرائت خود با جمهوری اسلامی را فدای عربیت نکردند و هرگز در زمین حکام مرتجع عرب بازی نکردند.

در یادداشت‌های مختلف و به استناد روایات آخرالزمانی از تشتت در جهان عرب و وابستگی حکام عرب گفتیم. آن‌ها گاهی بر مذهب و گاهی بر زبان و نژاد تاکید دارند اما هرگز پایبند نبودند لذا چه در اجلاس اعراب و چه در کنفرانس اسلامی نتوانستند و یا نخواستند کاری برای دیگری کنند و مدام در بین آن‌ها یکی حذف می‌شود.

در جنگ با ایران شیعه ستیزی و ایرانی بودن را مبنی قرار دادند، چنانکه در مواجه با لبنان و یمن و عراق و سوریه نیز با وجود عرب بودن قدمی برای آن‌ها برنداشتند! اما فلسطین نه ایرانی بودند و نه شیعه! با این حال حزب الله لبنان و نصارا.. .و سوریه ورود کردند.

جمهوری اسلامی نظامی است که در تقابل با تاریخ ۵۰۰ ساله غرب وهمون شکل گرفته چراکه مبنای آن نه «انسان اکنون زده» بلکه انسان الهی است لذا بزرگترین آرمانش در عرصه جهانی شکست نظام سلطه و فروپاشی استکبار جهانی و حرکت به نقطه موعود تاریخ جهت ظهور حضرت ولیعصر(عج) و حکومت توحیدی وشکل گیری امت اسلامی است که نظم نوین جهانی را به وجود بیاورد و این محقق نخواهد شد تا یک وجه آرمان آن در منطقه که فروپاشی صهیونیزم است رقم بخورد.

جمهوری اسلامی با تاکید بر فطرت بشر و  شعار: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، از سه شعار انقلاب فرانسه که سرآغاز عصر جدید در غرب بود عبور کرده و یک اجماع جهانی علیه رژیم کودک کش و حامی آن که هژمون غربی باشد ایجاد کرده که حیرت امپریالیسم جهانی را به وجود آورد به نحوی که در مقابل کاخ سفید شاهد نماز جماعت، راهپیمایی و تظاهرات چند میلیونی و نصب پرچم جمهوری اسلامی و شعار لبیک یاخامنه ای بودیم.

امروز فلسطین وطن جهانی بشر است؛ جهانی که تنها وطن یک عده در جغرافیا محسوب نمی‌شود و تاریخ بشر با موعود را رقم زده و این ابتکار جمهوری اسلامی برای تحقق فردای بشر در زیر چتر و سایه کاسموپولیتانیسم است که عدالت جهانی و دولت جهانی را ایجاد می‌کند که شاهد وحدت تاریخی بشر در جغرافیای زمین خواهیم بود که به راسیسم غربی پایان خواهد داد.

اگر مارکس به پایان سرمایه داری اندیشید وانترناسیونالیسم را مطرح کرد ما معتقد هستیم با حفظ هویت‌های بومی و محلی و مرزهای جغرافیایی می‌توان یک فرهنگی ایجاد کرد که در دیل ولایت الهی تعریف می‌شود. فلسطین سرآغاز چنین عهدی است که در آن ولایت عظمی به مودت بشر و وحدت آن خاتمه می یابد. سلام بر آن موجود موعود که با آزادی کامل فلسطین به رویای بشر را به عینیت تبدیل می کند. سلام بر مهدی!

تقدیم به ابوعبیده، محمد ضیف و یحیی سنوار

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.