علیرضا تسلیمی:
آتشبس بدون اجرا ؛ بازی با زمان
علیرضا تسلیمی: آتشبس دو هفتهای اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید با تحقق کامل و روشن شروط ایران همراه شود؛ در غیر این صورت، بیشتر شبیه وقفهای تاکتیکی برای طرف مقابل است تا گامی واقعی به سمت توقف تجاوزات. تجربه نشان داده که آتشبسهای مبهم، اغلب به فرصتی برای تجدید قوا، بازآرایی نیروها و طراحی فشارهای تازه تبدیل میشوند. از همین رو، هر طرحی که تحت عنوان آتش بس یا توقف تجاوزات مطرح میشود، باید بر پایه تعهدات شفاف و قابل راستیآزمایی استوار باشد، نه وعدههایی کلی که در عمل قابلیت تفسیرهای متفاوت پیدا میکنند.
به همین دلیل، ده بند پیشنهادی ایران باید معیار قضاوت درباره هرگونه آتشبس باشد. مطالبه نخست روشن است: توقف کامل هرگونه تجاوز علیه ایران و همه گروههای مقاومت. آتشبسی که در آن فشار یا حمله به یکی از اضلاع این جبهه ادامه یابد، اساساً آتشبس نیست. امنیت منطقهای زمانی معنا پیدا میکند که اصل عدم تجاوز به صورت واقعی و بدون استثنا اجرا شود.
در همین چارچوب، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و ممنوعیت هرگونه حمله از پایگاههای نظامی به ایران، یک شرط حداقلی برای سنجش جدیت طرف مقابل است. حضور نظامی گسترده و آرایش تهاجمی در منطقه با ادعای آتشبس سازگار نیست و نمیتواند نشانهای از اراده واقعی برای کاهش تنش تلقی شود. عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز باید در چارچوب پروتکل عبور امن و تحت قواعد مشخص ایران انجام شود؛ نه آنکه این مسیر به ابزاری برای فشار یا سوءاستفاده تبدیل گردد.
از سوی دیگر، آتشبس بدون پایان فشار اقتصادی معنایی ندارد. لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه، رفع تحریمهای سازمان ملل و جبران خسارات ایران از طریق یک سازوکار مالی مشخص، باید بخشی از هر توافق واقعی باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حفظ ساختار تحریمها در کنار ادعای گفتوگو، عملاً به معنای تداوم همان سیاست فشار با ظاهری متفاوت است.
در پرونده هستهای نیز توازن شرط اصلی است: ایران تعهد خود به عدم ساخت سلاح هستهای را اعلام کرده، اما در مقابل حق غنیسازی کشور باید به رسمیت شناخته شود و قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت خاتمه یابد و همه تعهدات در قالب قطعنامه رسمی سازمان ملل تثبیت شود. تنها در چنین چارچوبی میتوان از یک توافق پایدار و قابل اتکا سخن گفت.
در این میان، مسئله حزبالله یک خط قرمز روشن است. هرگونه اقدام علیه حزبالله، نقض آشکار این چارچوب و زیر سؤال بردن اصل آتشبس است و ایران نمیتواند در برابر چنین اقدامی سکوت کند. اگر قرار است آتشبسی واقعی شکل بگیرد، باید شامل توقف اقدامات خصمانه علیه همه اضلاع مقاومت باشد.
جمعبندی روشن است: آتشبس بدون تحقق این ده بند، چیزی بیش از یک وقفه کوتاه در روند فشارها نخواهد بود. اگر ارادهای برای کاهش واقعی تنش وجود دارد، معیار آن روشن است؛ اجرای کامل همین مطالبات.