اسلام امریکایی در پوستین اسلام رحمانی!

0 ۲۹

علی شیرازی موضوع دارای اولویت، نگاه هوشمندانه ای است که مدافعان ارزش ها و دلسوزان انقلاب اسلامی باید به تفاوت میان اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی داشته باشند و خود و دیگران را از خلط و اشتباه میان این دو، ا بر حذر دارند. نخستین بار بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره)، به تمایز بین این دو مقوله همت گماشت و آن را وارد قاموس سیاسی دنیای اسلام کرد. اسلام ناب محمدی، اسلام پا برهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف، اسلام فقرای دردمند، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها، اسلام پاک منزه از ریا و خدعه و فریب، اسلام صفا و معنویت، اسلام پرهیزکاری و مردم سالاری، اسلام ائمه هدی(ع)، و اسلام «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» است. اسلام امریکایی، اسلام سلطنتی، اسلام التقاطی و جهالت، اسلام سرمایه داری، اسلام سوسیالیستی، اسلام رحمانی، اسلام صهیونیستی، اسلام انگلیسی، اسلام داعشی، اسلام وهابی، اسلام مرفهین بی درد، اسلام مستکبرین، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام بی حالی و افسردگی، اسلام بی بندوباری، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای احمق و بی شعور، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش، اسلام خرافه و بدعت، اسلام قعود و اسارت و ذلت، اسلام دنیاپرستی، اسلام رهبانیت، اسلام تحجر، و اسلام تشریفاتی است. شناخت این دو مقوله، ما را از افتادن در دام متولیان اسلام امریکایی و خودفروختگان به استکبار جهانی وغافلان جاهل و معاندان و دشمنان داخلی و خارجی بر حذر می دارد و نمی گذارد من و ما با جهل و غفلت، هر از چند گاهی سر سفره یکی از این عناوین بعضا فریبنده بنشینیم و به گمان خدمت به دین، محکم ترین ضربات را به اسلام ناب محمدی و انقلاب اسلامی و راه امام و ولایت و مسیری که شهدای عظیم الشأن انقلاب اسلامی ترسیم کردند، فرود آوریم. برای شناخت حقیقت اسلام امریکایی بهتر است به سراغ بیانات حضرت امام خمینی(ره) برویم و پای کلاس درس آن امام عزیز بنشینیم. * امام خمینی(ره) و اسلام امریکایی بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران درباره اسلام امریکایی می فرمایند: ۱- ۱۴/۶/۱۳۶۷: متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است. ۲- ۲۹/۴/۱۳۶۷: امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام امریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، امریکای جهان خوار می گذارند. ۳- ۳/۱۲/۱۳۶۷: خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، این ها مروج اسلام امریکایی اند و دشمن رسول الله. ۴- ۱۱/۱/۱۳۶۷: مردم شجاع ایران… افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام امریکایی هستند، طرد نموده و به مردم معرفی نمایند. * امام خامنه ای و اسلام امریکایی بعد از حضرت امام خمینی(ره)، حضرت امام خامنه ای به تبیین اسلام امریکایی پرداخته اند، و تا به امروز زوایایی از نیرنگ مروجین این اسلام سرمایه داران خدانشناس و مستکبرین جهان خوار را تبیین فرموده اند. ما در این نوشتار برخی از گفتارهای آن اما مهربان را ذکر می کنیم: ۱- ۱۴/۴/۱۳۶۸: اسلام امریکایی، چیزی به نام اسلام است که در خدمت منافع قدرت های استکباری و توجیه کننده اعمال آن هاست؛ بهانه ای برای انزوای اهل دین و نپرداختن آنان به امور مسلمین و سرنوشت ملت های مسلمان است؛ وسیله ای برای جداکردن بخش عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از مجموعه دین و منحصر کردن دین به مسجد است. ۲- ۱۴/۴/۱۳۶۸: اسلام امریکایی، اسلام انسان های بی درد و بی سوزی است که جز به خود و به رفاه حیوانی خود نمی اندیشند؛ خدا و دین را هم چون سرمایه تجار، وسیله ای برای زر اندوزی یا قدرت طلبی می دانند و همه آیات و روایاتی را که بر خلاف میل و منفعتشان باشد، بی محابا به زاویه فراموشی می افکنند و یا وقیحانه تأویل می کنند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی است که منافع ملت های محروم و مظلوم خود را در آستانه آلهه امریکایی و اروپایی قربانی می کنند و در مقابل، به حمایت آنان برای ادامه حکومت و قدرت ننگین خود چشم می دوزند؛ اسلام سرمایه دارانی است که برای تأمین سود خود، پا بر همه فضیلت ها و ارزش ها می کوبند. ۳- ۱/۹/۱۳۶۸: دو نوع جهت گیری وجود دارد؛ یکی اسلام حقیقی و قرآنی و ناب محمدی(ص) است… دیگری هم همان اسلامی است که ظواهر و اسم اسلام را دارد؛ اما به آسانی در خدمت امریکا و غرب و شرق قرار می گیرد؛ مثل اسلام همین قلدرهایی که بر بعضی از کشورهای اسلامی مسلطند. آن ها هم از اسلام دم می زنند؛ اما اسلام برای آن ها یک دکان و وسیله حیات و قدرت است. ۴- ۲/۱۲/۱۳۶۸: اسلام امریکایی؛ اسلامی که روحانیت و دین و معنویت را از مسیر خود و از مردم و خدا دور می کند و مایه شادی و آسایش دل دشمنان خدا می شود. ۵- ۱۰/۱۲/۱۳۶۸: چیزی که اسمش اسلام است و از اول تا آخر، در خدمت دشمنان اسلام می باشد، ما این را به عنوان اسلام قبول نداریم. این همان اسلام امریکایی است. ۶- ۱۴/۳/۱۳۸۹: اسلام امریکایی؛ یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بی تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیاده خواهی، اسلام بی تفاوت در مقابل دست اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، اسلام کمک به اقویا، اسلامی که با همه این ها می سازد. ۷- ۸/۴/۱۳۹۳: اسلام امریکایی، اسلامی است که با طاغوت می سازد، با صهیونیسم می سازد، در خدمت هدف های امریکا قرار می گیرد. ۸- ۸/۷/۱۳۹۳: اسلام امریکایی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امت اسلامی است. اسلامی که… به جای اعتماد به وعده الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند. ۹- ۲/۷/۱۳۸۸: اسلام امریکایی فقط آن نیست که امریکاپسند باشد؛ هر چیزی که خارج از این اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتی هم همین جور است، اسلام التقاطی هم همین جور است، اسلام سرمایه داری هم همین جور است، اسلام سوسیالیستی هم همین جور است، اسلام هایی که با شکل ها و رنگ های مختلفی عرضه بشود و آن عناصر اصلی در او وجود نداشته باشد، همه اش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام امریکایی است. ۱۰- ۴/۱۱/۱۳۹۰: به اسلام امریکایی و انگلیسی بدبین باشید، که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی می کشانند. ۱۱- ۲۶/۳/۱۳۷۰: امروز خطر اسلام امریکایی… از خطر ابزارهای نظامی و سیاسی امریکا کم تر نیست و بیش تر است. از علمداران اسلام امریکایی، چه در لباس عالم دین و چه در موضع سیاست مدار بر حذر باشید و آنان را در سخن و اشاره و جهت گیری شان متهم کنید و هرگز در صدد جلب کمک آنان نباشید. * شاخه های اسلام امریکایی از نام هایی که برای اسلام امریکایی برشمردیم، روشن می شود که آن اسلام دارای شاخه ها و شعبه های مختلفی است و در هر عصر و زمان، صهیونیست ها، انگلیسی ها و امریکایی ها، نوعی از اسلام امریکایی را ابداع می کنند تا با توجه به وضعیت زمان، بزرگ ترین ضربه ها را به اسلام ناب محمدی(ص) فرود آورند. یک روز به نام وهابی گری و سلفی گری، یک روز به نام اسلام طالبان، دیگر روز به نام اسلام داعش و اسلام پیروان سید صادق شیرازی و امروز به نام اسلام رحمانی!! همه این تفکرات ریشه در طرح های استکبار جهانی دارد و هدف آنان از این اقدامات، آسیب رساندن به اسلام ناب محمدی در راستای تضعیف و تخریب جمهوری اسلامی ایران است. آنان می خواهند اسلام امام و اسلام ولایت فقیه را بشکنند. اسلام حسینی را از صحنه خارج کنند. اسلام علوی و مهدوی را به حاشیه برانند. مایکل فلین؛ مدیر سابق آژانس اطلاعات دفاعی امریکا در مصاحبه با شبکه الجزیره، و در تبیین گزارش سری آژانس می گوید: «سازمان اطلاعات امریکا اوایل سال ۲۰۱۲ ظهور داعش در عراق را پیش بینی کرده بود، اما به جای آن که به عنوان یک تهدید منظور شود، در این گزارش این گروه تروریستی به عنوان یک دارایی راهبردی برای امریکا متصور شده است.» وسلی کلارک، فرمانده اسبق ناتو، می گوید: «داعش با منابع مالی دوستان و متحدان ما شکل گرفت.» هدف از تشکیل و تقویت داعش در منطقه، معرفی اسلام به عنوان دین خشونت بود. برای رونق بازار کار داعش، تشیع انگلیسی به سردمداری سید صادق شیرازی شکل پذیرفت. نشان دادن مطالب اختلافی به عنوان اصل، و برجسته سازی آن، جزو راه کارهای این جریان برای فراخوانی پیروان در مسیر مخاصمه با مخالفان بود. امام خامنه ای در تاریخ ۱۴/۳/۱۳۹۴ فرمودند: «آن تسنّنی که امریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، این ها مثل هم هستند. هردو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل امریکا و غرب و استکبار هستند.» تشیع انگلیسی در راستای تخریب چهره اسلام ناب محمدی(ص)، آب به آسیاب داعش ریخت و اسلام داعشی با خشونت علیه مسلمین به قلع و قمع جبهه مقاومت پرداخت و از درون آن به اسم اصلاح چهره خشونتی اسلام ومبارزه با تفکر اسلام داعشی، اسلام رحمانی متولد گردید. همه این حرکت ها بهانه ای برای ظهور اسلام رحمانی و تولد این اسلام برای بزک کردن چهره زشت و پلید امریکا و تطهیر چهره سلطنت طلبان و باز کردن پای استکبار جهانی به کشور ایران است. زمانی این مطلب روشن می شود که حقیقت و ماهیت اسلام رحمانی برای من و ما تبیین گردد. * ماهیت اسلام رحمانی اسلام دو بال دارد؛ بال رحمت و مودت و جاذبه و بال خشم و شدت و دشمنی و دافعه، هر بال اسلام را که بشکنند، مسلمان دیگر با آن تک بال قادر به پرواز نیست. با تسنن امریکایی و تشیع انگلیسی، خواستند بال مهربانی و عطوفت و رحمت اسلام را بشکنند و با اسلام رحمانی قصد شکستن بال «اشداء علی الکفار» را دارند. اسلام رحمانی، کلیدواژه ای برای معارف نشأت گرفته از لیبرالیسم غربی و امریکایی است که زیربنای آن را تفکر اومانیستی شکل می دهد و از درون آن سکولاریسم متولد می گردد؛ تفکری که به خوبی می تواند با نفوذ در عرصه فرهنگی، فرهنگ غربی را در کشور رشد دهد و آرام آرام بنیان نظام دینی را در هم بریزد. قبل از تبیین کلیت این اسلام، لازم است سه واژه اومانیسم، لیبرالیسم و سکولاریسم را در حد وسع معرفی کنیم: * اومانیسم فرهنگ غربی مبتنی است بر یک سلسله عناصر که اولین عنصر اصلی و اساسی که می توان آن را ستون فقرات این فرهنگ نامید، گرایشی است به نام انسان مداری یا انسان محوری. گرایش به اومانیسم یا هیومنیزم در اروپا و در اواخر قرن وسطی مطرح شد و در حقیقت بازگشتی بود به عهد قبل از مسیحیت. اندیشه اومانیسم در حقیقت از بازگشت به انسان به جای خدا، بازگشت به زمین به جای آسمان و بازگشت به زندگی دنیا به جای آخرت گرایی نشأت می گیرد. ریشه فرهنگ غربی، الحاد و کفر است که در آن خدا از فکر انسان برداشته شده است و به جای آن انسان جایگزین گشته و او محور همه ارزش ها می شود. وقتی محور همه ارزش ها انسان باشد و جز او کس دیگری بر سرنوشت انسان حاکم نبود، پس باید گفت که انسان هرکاری که دلش خواست باید انجام دهد و این همان آزادی مطلق یا لیبرالیزم است. مکتب اومانیسم، میل و خواست طبیعی انسان را محور و موضوع فلسفه خود قرار داده است؛ در حالی که محوریت میل طبیعی انسان، بدترین اهانت به انسان است؛ چون با این نگرش، خواست اصلی آدمی در نیازهای مادی و امیال شهوانی و خواسته های طبیعی وی خلاصه می شود. اومانیسم با ترجیح خواست های طبیعی انسان، او را تا مرز حیوان پایین آورده است. با این نگاه، باید گفت اومانیسم نظریه حیوان مداری را مبنای اندیشه و نظرات خود قرار داده است. * لیبرالیسم محور اساسی تفکر لیبرالیسم به عنوان یک مکتب این است که انسان ها در زندگی خود آزادند و هیچ قید و شرطی بر سر راه آن ها پذیرفته نیست، مگر آن چه که موجب لطمه به آزادی ها و حقوق دیگران گردد. در نگاه لیبرالیسم، تنها چیزی که اصیل است انسان و خواسته های او است. لیبرالیسم هیچ سلسله اصولی را که خواسته ها و رفتارهای انسان بخواهد در چارچوب آن تعریف شود، نمی پذیرد؛ زیرا همان طور که گفتیم تنها انسان و خواسته های او را اصیل می داند و بنابراین هر چیز دیگری خود باید بر این اساس شکل بگیرد و تعریف شود. لیبرالیسم همچنین دولت مطلوب را دولتی می داند که فقط از چارچوب های کلی حیات اجتماعی دفاع کند. دولت رفاه گستر باشد و هر چه کم تر در امور مردم دخالت کند و بر اساس تفکر فردگرایی، قوانین اجتماعی باید به حداقل برسد و آزادی های افراد بیش تر تامین گردد. * اصول و ویژگی های لیبرالیسم لیبرالیسم دارای اصول و ویژگی هایی است که در ذیل به برخی از آن می پردازیم: ۱. یکی از ویژگی های بارز لیبرالیسم، فردگرایی است. در این مکتب، فرد و حقوق او بر همه چیز مقدم است. دین و اخلاق و دولت و مصلحان و متفکران حق ندارند برای افراد نسخه و دستور صادر کنند. مهم «من» هستم و خواسته های من و تشخیص من. ۲. ویژگی دیگر لیبرالیسم، ارزش مطلق آزادی است؛ ارزشی که فوق همه ارزش هاست و به خاطر هیچ ارزش دیگری مثل عدالت اجتماعی و اقتصادی و حفظ بنیان خانواده و اخلاق، نمی توان از آن صرف نظر کرد. لیبرالیست ها به صراحت می گویند بی بند وباری جنسی و تلاشی بنیان خانواده و انحطاط اخلاقی و سایر مفاسدی که امروزه در اکثر جوامع بشری پیش آمده است، تاوان و بهایی است که انسان برای حفظ ارزش اعلی یعنی آزادی می پردازد. ۳. لیبرالیسم به گونه ای با سرمایه داری و اقتصاد بازار آمیخته شده که بسیاری از متفکران به ویژه چپ گرایان معتقدند که لیبرالیسم ایدئولوژی سرمایه داری است. ۴. لیبرالیسم مانند کمونیسم و سوسیالیسم، محور عالم را انسان می داند؛ بر خلاف ادیان الهی که خدا محور هستند. ۵. سکولاریسم و تکیه بر تسامح و تساهل از توابع محورهای اصلی لیبرالیسم است. * سکولاریسم سکولاریزم، واژه ای بیگانه و غربی است که در فرهنگ نامه ها به جدانگاری دین و دنیا و جدایی دین از سیاست معنا شده است. این واژه، بیان کننده روندی است که در آن، به تدریج، عمل اجتماعی و نهادهای اجتماعی از دین و حاکمیت مفاهیم ماورای طبیعی فاصله می گیرد و جداگانه عمل می کند. دقت در مفاهیم و مبانی سکولاریزم نشان می دهد که مرکز ثقل این نظریه، رد حکومت دینی است. نظریه پردازان این تفکر هرگز تاسیس حکومتی با محوریت دین را نمی پذیرند. * امام خامنه ای و اسلام رحمانی با تبیین واژه های اومانیسم، لیبرالیسم و سکولاریزم تا حدودی معنای واژه اسلام رحمانی روشن می شود. برای تعریف کامل تر به سراغ سخنان امام خامنه ای می رویم. معظم له در تاریخ ۲۰/۴/۱۳۹۴ و در دیدار با دانشجویان و سربازان جنگ نرم فرمودند: «گاهی یک شعارهایی داده می شود، شعارهای به ظاهر اسلامی که باطناً اسلامی نیست؛ از جمله چیزهایی که اخیراً خیلی رایج شده و انسان می شنود در نوشته ها و در گفته ها، اسلام رحمانی است، خب کلمه قشنگی است، هم اسلامش قشنگ است، هم رحمانی اش قشنگ است؛ امّا یعنی چه؟ تعریف اسلام رحمانی چیست؟ خب، خدای متعال، هم رحمان و رحیم است، هم اشدّالمعاقبین است؛ هم دارای بهشت است، هم دارای جهنّم است. خدای متعال، مؤمنین و غیر مؤمنین را یک جور به حساب نیاورده؛ «اَفَمَن کانَ مُؤمِنًا کَمَن کانَ فاسِقًا لا یَستَوون»[سجده/۱۸]. اسلام رحمانی که گفته می شود، قضاوتش در مورد مؤمن، در مورد غیر مؤمن، در مورد کافر، در مورد دشمن، در مورد کافرِ غیر دشمن چیست؟ همین طور پرتاب کردن یک کلمه بدون عمق یابی، کاری است غلط و احیاناً گمراه کننده. بعضی ها که در حرف ها و نوشته جات و اظهارات این تعبیر اسلام رحمانی را به کار می برند، انسان مشاهده می کند و خوب احساس می کند که این اسلام رحمانی یک کلیدواژه ای است برای معارف نشات گرفته از لیبرالیسم، یعنی آن چیزی که در غرب به آن لیبرالیسم گفته می شود… اگر اسلام رحمانی اشاره به این است، این، نه اسلام است، نه رحمانی است؛ مطلقا. تفکّر لیبرالیستی از تفکّر اروپای قرن هجدهم و نوزدهم -یعنی زیربنای فکری اومانیستی که نفی معنویّت و خدا و مانند این ها است- سرچشمه می گیرد. چون خدایی نیست، پس سلیقه ای است؛ چیزهای بشری این جوری است؛ حتّی در حقایق علمی و حقایق آزمایشگاهی، شما ببینید سلیقه ها چقدر مختلف است… کارهای غیر مستند به وحی الهی، در معرض خطا و اشتباه و دوگونه اندیشیدن و این ها است. پس تفکّر وقتی خدایی نشد، سلیقه ای است؛ سلیقه ای که شد، آن وقت ارزش ها بر اساس منافع گروه های قدرتمند تعریف خواهد شد. امروز یک چیزی به نام ارزش آمریکایی وجود دارد؛… خود آن ارزش ها در مقام ارزیابی، خیلی هایش چیزهای مشکل داری است؛ همان چیزهایی است که منتهی می شود به این وضعیّت جهان خوارگی امروزِ نظام سلطه؛… اگر این اصطلاح «اسلام رحمانی» اشاره به یک چنین چیزی است که خب، این صددرصد غلط است. اگر منظور از اسلام رحمانی این است که ما به همه موجودات عالم با چشم رحمت نگاه کنیم، با چشم مودّت نگاه کنیم، این هم درست نیست؛ این هم خلاف قرآن است. صریح قرآن، ناطق برخلاف این حرف است. بله، محبّت و مودّت و مَعدِلت را مخصوص مسلمان ها نمی داند؛ می گوید شما که توانایی دارید، نسبت به غیر مسلمان هم بایستی با مودّت و مَعدِلت رفتار کنید، به شرطی که با شما دشمنی نکرده باشند و دشمنی نخواهند بکنند… اگر معنای اسلام رحمانی این است که ما با دشمنانی که علیه اسلام، علیه ایران، علیه ملّت ایران، علیه پیشرفت ایران دارند تلاش می کنند و از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند، بایستی با چهره محبّت آمیز، با دل صاف و پاک برخورد کنیم، نه، این اسلام نیست. این جور معارفِ من درآوردیِ خودساخته را من توصیه نمی کنم.» * اسلام رحمانی و مخالفت با قرآن قرآن مجید نگاهش به دشمن، نگاه همراه با شدت و دافعه است. با دشمن باید جنگید. با دشمن باید قتال کرد. باید او را کشت. بلی! با مسلمانان باید مهربان بود. با غیر دشمن هم مهربانی را نهی نمی کند. اما شدت عمل با دشمن دین تاکید شده است: ۱. در آیه های ۸و۹ سوره ممتحنه می خوانیم: «خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی کند؛ چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد. شما را تنها از دوستی و رابطه با کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است.» ۲. در آیه ۱۳ سوره توبه می خوانیم: «آیا با گروهی که پیمان های خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمی کنید؟! در حالی که آن ها نخستین بار(پیکار با شما را) آغاز کردند؛ آیا از آن ها می ترسید؟! با این که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مومن هستید.» ۳. در آیه ۲۵۱ سوره بقره می خوانیم: «اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی کرد، زمین را فساد فرا می گرفت، ولی خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد.» ۴. در آیه ۴۰ سوره حج می خوانیم: «اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصاری، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد.» ۵. در آیه ۴ سوره محمد می خوانیم: «هنگامی که با کافران(جنایت پیشه) در میدان جنگ روبه رو شدید گردن هایشان را بزنید،(و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را درهم بکوبید.» ۶. در آیه ۳۳ سوره مائده می خوانیم: «کیفر آن ها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند،(و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا(چهار انگشت از) دست(راست) و پای(چپ) آن ها، به عکس یکدیگر، بریده شود؛ یا از سرزمین خود تبعید گردند.» اسلام رحمانی با نگاه خود با این آیات قرآن مخالفت می کند. پیروان این نوع از اسلام امریکایی، از امریکا دفاع می کنند. دنبال مذاکره با امریکایند. با امریکا دست می دهند. چهره امریکا را بزک می کنند. از شکسته شدن تابوی مرگ بر امریکا لذت می برند!! امریکا را منجی می دانند! * چه کسانی از اسلام رحمانی حمایت می کنند؟ عده ای در داخل کشور از روی غفلت، جهل و بعضاً از روی عمد از اسلام رحمانی حمایت می کنند و خواسته یا ناخواسته به دنبال گسترش تفکر غربی، لیبرالیستی و سکولاریستی در کشور ایرانند. ما در این نوشتار به برخی از گفته ها اشاره می کنیم: ۱. آقای حسن روحانی: الف: باید اسلام رحمانی، معتدل و اعتدالی را به جهان معرفی و در برابر افراط و خشونت ایستادگی کرده و به دنیا بگوییم که اسلام دین افراط و خشونت نیست، بلکه دین مدارا است.(۱) ب: مگر اسلام، دین سمحه و سهله و بشارت نیست.(۲) ج: ما باید با ابزار مدرن البته نه منفعلانه و ترسو، بلکه فعال و شجاع وارد عرصه شویم و بخش بزرگی از این فضای اجتماعی و شبکه های اجتماعی را، جوانان، دانشجویان، ایران دوستان و اسلام دوستان دست به تصرف درآورند و هویت اسلامی، ایرانی و اسلام رحمانی را به دنیا معرفی کنند.(۳) د: ما باید در این فضا چهره اسلام رحمانی را به دنیا معرفی کنیم.(۴) ه: دشمنان اسلام، به ارائه تصویری واژگون و نادرست از اسلام رحمانی و پیامبر رحمت پرداخته اند.(۵) ۲. رئیس دولت اصلاحات: مدارس ایران معرف چهره رحمانی اسلام باشد.(۶) ۳. آقای محسن کدیور: الف: اصطلاح اسلام رحمانی مدتی از اقبال برخوردار شده است. نگارنده این اصطلاح را سال ها قبل برای تمایز قرائات مختلف اسلامی به کار برده است. در یک سال اخیر این ترکیب در میان حامیان و رهبران و همراهان جنبش سبز به وفور به چشم می خورد. به نظر می رسد تحلیل مفهومی اسلام رحمانی لازم باشد. ب: اسلام رحمانی، منحصر در اخلاق و دموکراسی و رحمت و مهربانی و آزادی است و سکولاریسم عینی نیز از اسلام رحمانی نتیجه گرفته می شود. ۴. آقای حمیدرضا جلایی پور: یکی دیگر از مسائلی که می تواند منجر به توسعه فرهنگی شود، معرفی و تعمیق اسلام رحمانی است. اغلب مردم ایران مسلمان هستند و تفسیرهای رحمانی می تواند به ما کمک کند.(۷) ۵. آقای جهانگیری؛ معاون اول رئیس جمهور: باید چهره رحمانی و معتدل اسلام به دنیا معرفی شود.(۸) ۶. خانم معصومه ابتکار؛ معاون رئیس جمهور: از ابتدا انجمن اسلامی در امریکا و اروپا همزمان با تاسیسش در ایران نیز شکل گرفت و فراتر از اعتقادات دینی شیعی با نگرش اسلام رحمانی فعالیت می کرد؛ اسلامی که تنوع دیدگاه ها را بیان می کند.(۹) * نفوذ سیاسی و فرهنگی حرف های برخی از مسؤولان در دفاع از اسلام رحمانی و اسلام امریکایی، نشان گر نفوذ سیاسی و فرهنگی در کشور است. امام خمینی(ره) در تاریخ ۲/۱/۱۳۶۸ در پیامی آوردند: «امروز غرب و شرق به خوبی می دانند که تنها نیرویی که می تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آن ها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند و تصمیم گرفته اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است، نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از این ها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرال ها و بی دین ها را… در منازل و مراکز ادارات نفوذ می دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذی ها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجه می زنند.» همین ساده اندیشان با سهل انگاری و تسامح، غضب و خشم الهی را زیر پا می گذارند و با اثرپذیری از نفوذی های خود فروخته به دنبال اسلام رحمانی راه می افتند و آن را به مهربانی پیامبر رحمت پیوند می زنند! غافل از این که پیامبر خدا(ص) برای دنیا به خشم نمی آمد، اما هرگاه حق او را به خشم می آورد، هیچ کس او را نمی شناخت و هیچ چیز نمی توانست جلوی خشم او را بگیرد تا آن گاه که انتقام حق را می گرفت. با توجه به همین حقیقت و برای حفظ خشم انقلابی علیه دشمنان و مستکبرین جهانی است که امام خمینی(ره) در وصیت نامه سیاسی الهی خود می آورند: «می دانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه-لعنت ا… علیهم- با آن که آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شکن است و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق(ع) به طور کوبنده فجایع و ستمگرهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی- لعنت ا… و ملائکه و رسله علیهم- است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود.» آن امام بزرگ و الگوی جامعه بشری در تاریخ ۱۴/۱/۱۳۶۸ نیز به ریاست سازمان تبلیغات اسلامی می نویسند: «ان شاء ا… در محدوده توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید و چارچوب اسلام ناب محمدی که در ترسیم قهر و خشم و کینه مقدسی و انقلابی علیه سرمایه داری غرب و کمونیزم متجاوز شرق است و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید.» پس از این بیان، امام خمینی می آورند: «این مسأله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی ندارد و در صورت به خطرافتادن ارزش های اسلامی با هرکس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، باید به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ گردد.» باید همه بدانند که هر کس در مسیر تعیین شده از سوی استکبار جهانی گام بردارد، به مردم معرفی می شود و یقیناً آن فرد با خشم مقدس مردم روبه رو خواهد شد؛ و از نظر مردم خواهد افتاد. اگر این فرد با دین مردم بازی کند، به حتم خشم انقلابی مردم نسبت به او شدیدتر وتندتر خواهد بود. کژاندیشان راه گم کرده ، بیش از این قدم به جاده انحرافی نگذارند و بدانند که در مسیر تعریف شده از سوی امریکا حرکت می کنند. چشم ها را باز کنند، راه را بیابند و پشت سر ولایت فقیه گام بردارند. به یقین چنین تفکر و حرکتی راه به پهنه فتح می برد و کفر جهانی را شکست می دهد و به زانو در می آورد. * پی نوشت ها ۱. ۱۷/۱۰/۱۳۹۳، کنفرانس وحدت اسلامی؛ تهران. ۲. همان. ۳. ۲۷/۲/۱۳۹۳، چهارمین جشنواره ملی ارتباطات و فناوری اطلاعات. ۴. همان. ۵. ۱۸/۱۰/۱۳۹۳، پیام به مناسبت میلاد پیامبر اسلام(ص). ۶. ۲۷/۶/۱۳۹۲. ۷. ۲۰/۳/۱۳۹۳. ۸. ۳/۳/۱۳۹۴؛ در دیدار وزیر هماهنگ کننده امور اقتصادی اندونزی.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × چهار =