سعید توانا راد:
گفتمان عدالت می تواند مشارکت را بالا ببرد / مشارکت حداکثری مایه قدرت داخلی و خارجی کشور خواهد بود

0 ۳۹

سعید توانا راد در گفتگویی در خصوص موضوع مشارکت در انتخابات مطالبی را مطرح کرد که متن آن به شرح ذیل می باشد:

۱- در مردم سالاری دینی یکی از مصادیق برجسته، مشارکت مردم در سرنوشت و مدیریت کشور است، چه چقدر این موضوع در مبانی فکری حاکم بر مدیران کشور موضوعیت دارد و به آن عمل شده است؟

مشارکت مردم در تعیین سرنوشت و مدیریت کشور از مصادیق برجسته مردم سالاری دینی است. به گونه ای که ما در عرصه انتخابات حتی تا درگیری های کف خیابان هم پای رای مردم ایستاده ایم و به مشارکت آن ها ارج گذاشته ایم و در نهایت رای و نظر آن ها را اعمال کرده ایم؛ اما متاسفانه مشارکت مردم در دیگر عرصه ها کمرنگ بوده است.
ما در عرصه دفاع مقدس و با پای کار آمدن مردم توانستیم نوعی جنگ جهانی علیه کشورمان را مدیریت و تمامیت ارضی کشورمان را حفظ کنیم؛ اما در عرصه اقتصاد، فرهنگ و مسائل سیاسی غیر از حوزه انتخابات آن طور که باید و شاید نتوانستیم از قدرت مردم بهره ببریم. به عنوان مثال یکی از اتفاقات خوبی که در دوران دفاع مقدس و در حوزه اقتصاد شکل گرفت و به یکباره از بین رفت توسعه تعاونی ها با ۲۰ میلیون نفر عضو بود. در این دوران اقتصاد تعاونی به خوبی در کشورمان شکل گرفته بود، اما متاسفانه در دولت اصلاحات به خوبی پیگیری نشد و ریل کشور در عرصه اقتصاد به ضرر مردم تغییر کرد به گونه ای که امروز مشکلات جدی در عرصه معیشت و اقتصاد خانوار مردم وجود دارد.

۲- یکی از مصادیق مهم مشارکت در کشور انتخابات ها است، شما اهمیت انتخابات را در چه می دانید؟

هر انتخاباتی که در کشورمان پس از انقلاب اسلامی برگزار شده خود شروع یک ریل گذاری و روند در کشور بوده است با این وجود دقت یا عدم دقت مردم در انتخاب یک فرد و جریان فکری در عرصه انتخابات موجب تغییرات بسیاری در کشور شده است؛ مثلا در سال ۸۴ مردم و به خصوص مستضعفین و محرومین پای کار گفتمان عدالت آمدند و از شعار های انقلاب اسلامی استقبال کردند و در پی آن به حداکثری ترین کاندیدای حاضر در آن فضا رای دادند و به موجب آن اتفاقات بسیار مثبتی هم در کشور رخ داد به نوعی که در سال ۸۸ یکی از بالاترین سطوح مشارکت انتخاباتی در کشور رقم خورد و این نشان از رضایت عمده مردم از تغییر ریل کشور در سال ۸۴ بود.

واقعیت این است که گفتمان هایی که در عرصه انتخابات با هم به رقابت می پردازند به معنای واقعی کلمه با هم متفاوت هستند به گونه ای که می توان گفت بین جریان و افرادی که معتقد به آرمان های انقلاب اسلامی مثل عدالت هستند با کسانی که اعتقادی به عدالت ندارند و با شعار های پوچ و فرعی دیگری در عرصه انتخابات حضور می یابند و آراء مردم را نیز به خود جذب می کنند تفاوت وجود دارد؛ به هر روی اهمیت انتخابات در این است که می تواند آینده کشور را در یک دوره چهار ساله و یا هشت ساله مشخص کند.

۳- تحقق مشارکت حداکثری در انتخابات به چه موئلفه های وابسته است؟ چگونه می توان مشارکت حداکثری را محقق کرد؟

مشارکت پررنگ مردم به مولفه های مختلفی وابسته است؛ مثلا یکی ازمهمترین مولفه ها این است که مردم با شرکت در انتخابات و با رای خود احساس کنند که تغییر در کشور اتفاق می افتد و رای آن ها در تغییر مسیری که فکر می کنند غلط است موثر است؛ لذا فاکتور موثر بودن رای در افزایش مشارکت بسیار مهم است. مضاف بر این افرادی که انتخاب می شوند باید به شعار های خود عمل کنند یعنی در دوران تبلیغات انتخاباتی به گونه ای شعار ندهند که در دوران مسئولیت نتوانند به شعار های خود عمل کنند و به موجب آن باعث ناامیدی و سرخوردگی مردم شوند. همچنین عامل دیگری که در افزایش مشارکت موثر است این است که کاندیدا های منتخب پای آرمان های انقلاب اسلامی بایستند، چون این ایستادگی در ایجاد امید و مشارکت حداکثری موثر است. در مجلس دهم شاهد بودیم که برخی از نمایندگان آراء مردم را به خوبی کسب کردند؛ اما پای آرمان های انقلاب و وعده هایی که به مردم دادند نایستادند و لذا مردم نه تنها از این نمایندگان بلکه از شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم روی برگرداندند و این نتیجه ناکارآمدی مجلس دهم بود.

۴- آیا بستری غیر از انتخابات وجود دارد که مردم در مدیریت و تصمیم گیری ها تاثیر داشته باشند؟ چقدر این بستر ها توسعه پیدا کرده است؟

حتما بستر هایی غیر از انتخابات وجود دارند که مردم بتوانند در مدیریت ها و تصمیم گیری ها موثر باشند. مثلا شورا های مشورتی مردمی متشکل از اقشار و اصناف مختلف می توانند در حوزه قانون گذاری و اجرا مشاوران خوبی برای نمایندگان مجلس و مجریان دولتی باشند؛ اما تا کنون چنین بستری شکل نگرفته است. مضاف بر این از ظرفیت مشورتی و مطالبه گری گروه های مردم نهاد، تشکل های سیاسی و تشکل های دانشجویی آنگونه که باید و شاید استفاده نشده است.

۵- مشارکت مردم در انتخابات همواره یکی از مولفه های قدرت جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و بین المللی بوده به نظر شما این مشارکت در مجموع چه دستآورده های سیاسی و اجتماعی را می تواند برای کشور رقم بزند؟

یکی از دستاورد های مشارکت حداکثری این است که می تواند موجب اعتماد حداکثری مردم شده و این اعتماد نیز همراهی بیشتر مردم با تصمیمات نظام را در پی داشته باشد. همراهی اجتماعی برای اجرای یک طرح و برنامه در سطح کشور از جایگاه حائز اهمیتی برخوردار است؛ مثلا اگر در بحث تولید مردم همراهی حداکثری داشته باشند و کالا های ایرانی را خریداری کنند به طبع طرح های دولت برای افزایش تولید موفق تر خواهند بود. از طرفی در عرصه بین الملل دولت و نظامی که مشارکت و تاییدعمده مردم را در عرصه انتخابات با خود به همراه دارد می تواند در عرصه چانه زنی های سیاسی و ارتباط با دوستان و دشمنان خود به بهترین نحو عمل کرده و قدرتمندتر ظاهر شود.

۶- در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی شاهد کاهش سطح مشارکت مردم بودیم به نظر شما چه آسیب هایی موجب می شود تا میزان مشارکت مردم در صحنه ای که می تواند سرنوشت کشور را رقم بزند کاهش پیدا کند؟

متاسفانه در این سال ها یک جریانی روی کار آمد که شعار ها و وعده های آن ها شعار ها و وعده های سراب و دروغینی بود. این جریان طی این سال ها توانست اذهان مردم و ساخت سیاسی کشورمان را به سمت راه حل هایی ببرد که از پیش شکست خورده بودند. مثلا دولت با شعار توافق با غرب و به صورت خاص توافق با آمریکا بر سر منافع هسته ای در پی رفع تحریم ها بود، اما طی این مدت با معطل گذاشتن برنامه ها درعرصه اقتصادی و دیپلماسی کشور نه تنها نتیجه ای را که باید به هیچ وجه دریافت نکرد؛ بلکه ما به نقطه منفی هم برگشتیم به گونه ای که تمام تحریم های هسته ای علی رغم پایبندی کشورمان به تعهدات خودهمچنان پابرجا هستند و این مسئله مردم را نسبت به ادعا های دولت ناامید و بدبین کرد. در جریان برگزاری انتخابات ها برخی ها برای کسب آراء مردم رنگ عوض می کنند به گونه ای که وقتی آراء مردم را به دست می آورند به شکل دیگری دست به اقدام می زنند؛ فلذا مردم می بینند که علی رغم شعار ها و وعده های داده شده در عمل همان مسیر غلطی که در گذشته وجود داشته ادامه پیدا کرده و همین مسئله موجب ناامیدی و بی اعتمادی آن ها به جریان های مختلف سیاسی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا شده و بنده این حق را به مردم می دهم. مردم دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب را علی رغم تفاوت های فاحشی که بین آن ها وجود دارد یکی می دانند با این وجود ریل گذاری که توسط این دو جریان در کشور شکل گرفته باید به نفع یک جریان واقعی عدالتخواه مردمی که در پشت سر رهبری قرار دارند تغییر مسیر دهد و ما به این شکل می توانیم مشارکت را افزایش دهیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 2 =