زهره سادات لاجوردی:
مجلس باید موتور خاموش فرهنگ را روشن کند

0 ۴۳

فرهنگ، مهترین عنصر شکل دهی و موجودیت یک جامعه است و شاید به همین دلیل امام خمینی اعتقاد داشتند که:”اگر فرهنگ درست شود، یک مملکت اصلاح می شود و آن چیزی که ملت ها را می سازد، فرهنگ صحیح است”. اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند باشد، ولی پوچ و میان تهی است.

تعریف تهاجم فرهنگی و ابعاد آن
تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی کشور، برای ایجاد سلطه فکری و فرهنگی از طریق تغییر باورها، رفتارها، روش ها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی یک ملت، منطبق با الگوهای فرهنگ مهاجم است که در نهایت منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی بر آن جامعه می شود. بنابراین راهبرد تهاجم فرهنگی، کنترل افکار، فرایندهای تصمیم گیری و تغییر در نظام ارزش های یک جامعه است.

ابعاد تهاجم فرهنگی بسیار متنوع است که بخشی از آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد: از خود بیگانه کردن ملت ها، تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی، بی ارزش نشان دادن ارزش های اخلاقی و ترغیب به رهاشدن از قیود، تحقیر و تحریف تاریخ یک ملت، تخریب هویت ملی، تخریب الگوهای ملی و مذهبی، تحقیر استعدادها و توان مردمی بویژه نخبگان متعهد جامعه، تعارض سازی بین علم و دین، ناکارآمد نشان دادن دین، آموزش های جهت دار، تبلیغات، انتشارات و غیره همگی عواملی از این دست است. تهاجم فرهنگی به جوامع اسلامی که در دهه ها و حتی سده های گذشته بسط یافته، شامل مجموعه ای از برنامه ها و راهبردهاست که با نفی اصالت حکومت دین و بسط سیاست های فرهنگی استعماری، ترویج اخلاق بیگانه برای محو شاخصه های اسلامی و انسانی، برداشتن مرزهای اخلاقی بویژه در روابط زن و مرد و تاسیس حکومتهایی وابسته به حکومت های غربی در کشورهای اسلامی، به صور گوناگون شاهد آن بوده و هستیم.

هدف دشمن از تهاجم فرهنگی
آنچه مسلم است اینکه، دشمن از این هجوم فرهنگی، منافع بسیاری دارد چراکه هدف از تهاجم فرهنگی که به مثابه لشکرکشی فرهنگی به کشورهاست، تسخیر افکار و اندیشه های مردم در یک جامعه و نقطه مطلوب و غایی این هدف، از بین بردن استقلال کشورها استعمار آنها به شیوه مدرن است.

باید در نظر داشت که شالوده خودکفایی اقتصادی، سیاسی و دفاعی ما وابسته به اهمیت دادن به فرهنگ است. ما در هر زمینه ای که پیشرفت داشته ایم نگاه ما به آموزه های دینی و پشتوانه ملی بوده است و برعکس هرجا دچار پس رفت و شکست شده ایم، حاصل نگاه به غرب بوده که آن نیز ماحصل نفوذ فرهنگی غرب در کشور ما بوده است. فرهنگ، زیربنای همه حوزه های دیگر ازجمله اقتصاد است. فرهنگ دینی و ملی ما همواره براساس عزت و استقلال، توکل به خدا و نگاه به داخل است و برعکس هرجا که شکستی بوده است شالوده فرهنگ و نگاه آن بخش وارداتی بوده است. اگر فرهنگ ما درست شود، افراد، مسؤولیت را به عنوان امانت می بینند لذا در مسأله فرهنگ باید توجه داشت آنچه در سیاست گذاری ها مهم است، سیاست اثرگذار است و سیاست ها آن جا اثرگذاری دارد که تنها مخاطب محور نباشد بلکه در این مقوله باید برای مسؤولین نیز معیارهایی تعریف کرد.

اهمیت خودکفایی فرهنگی
استقلال فرهنگی، زیربنای استقلال در سایر حوزه هاست. فرهنگ ایرانی _ اسلامی باید افتخار ما باشد و این روشنگری توسط دستگاه های ذیربط در آحاد مردم ایجاد شود تا مقابل هجمه فرهنگی بیگانه بایستیم. اجازه ندهیم گروهی در راه رسیدن به اهداف و منافع فردی یا حزبی خود، فرهنگ جامعه را مورد هجوم همه جانبه آشکار و پنهان قرار دهند. باید این روشنگری در مردم ایجاد شود تا خودشان با بینش و اراده مقابل چنین حرکتهای سازمان یافته ای بایستند و آن را پس بزنند. در ایجاد این روشنگری و بینش، رسانه ها نقش مهمی به عهده دارند. تبیین خیانت هایی که در عرصه های مختلف سیاسی اقتصادی و غیره گاهی توسط جریان های غربگرا در کشور رخ داده است به ایجاد بینش مردم کمک می کند تا سره را از ناسره بشناسند. بازگشت و اکرام سبک زندگی اسلامی یک مسأله کلیدی است. باید با ایجاد بصیرت در مردم، جلوی خودباختگی نسبت به فرهنگ بیگانه را گرفت.

فرهنگ اگر اسلامی باشد بر اقتصاد هم اثر گذار است و در اقتصاد اسلامی این که فردی برای منفعت شخصی یا حزبی، ارز یا طلای بازار را دپو کند مردود است. البته باید توجه داشت که در این بازه زمانی حساس، ذره بین سخت گیری ها در راستای اصلاح فرهنگی جامعه ابتدا باید بر روی مسؤولان و مدیران باشد تا در آحاد مردم ایجاد اعتماد کند و اثربخشی داشته باشد.

بسیاری از مشکلات جامعه نتیجه خودباختگی نسبت به فرهنگ بیگانه است. افزایش آمار طلاق، افزایش جرایم، کمرنگ شدن عفاف و حجاب و… ریشه در مسائل فرهنگی دارد و متاسفانه فرهنگ ما متأثر است از آنچه در رسانه های خارجی و بسیاری از رسانه های داخلی و ماهواره ها تبلیغ می شود.

دغدغه روبه رشد مسائل فرهنگی در کشور
دغدغه رهبری و عملکرد نامطلوب دولت یازدهم در مباحث فرهنگی باعث شد تا ایشان، سال ۱۳۹۳ را به عنوان اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری نمایند. حال باید دید عمیق ترین و مهم ترین مقوله فرهنگی که نیاز به عزم ملی و مدیریت جهادی دارد کدام است و مسؤولان برای رفع دغدغه های رهبر معظم انقلاب باید چه مسائلی را در اولویت قرار دهند.

نگاهی به جرایم کوچک تا بزرگ، بی اخلاقی ها و حتی کم کاری برخی مسؤولین در زمینه وظایف و تعهدات خود که متعاقباً مشکلاتی را در زندگی مردم ایجاد کرده است، نشان می دهد همه گرفتاری های ما از سبک زندگی غیراسلامی و غیر بومی است. متأسفانه سبک زندگی در کشور ما، با تهاجم سنگین از سوی بیگانگان و در مقابل، کم کاری مسؤولین داخلی، در حال غربی شدن است و محصول این سبک فرهنگی در کشور ما، تربیت افراد روشنفکر خودبین، دنیا محور و کم تحمل است که همه نگاهشان در هر زمینه ای به غرب است.

در همین راستا، بخشی از سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در جمع رییس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری بدین شرح بوده است: “اساس، باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد، مسؤولان فرهنگی توجه داشته باشند که با مسائل فرهنگی نمی شود شوخی و بی ملاحظگی کرد. همه باید قدر جوانان مومن و انقلابی را بدانند، اینها هستند که وقت خطر سینه سپر می کنند”. بنابراین، در مقابله با جبهه تهاجم فرهنگی و نفوذ فرهنگی در کشور در همه ابعاد و حوزه ها باید جبهه فرهنگی وسیع و همه جانبه ای با معیارهای انقلابی تشکیل شود و کارگزاران آن از حیث شایستگی های باطنی وظاهری الگوی فرهنگ ایرانی- اسلامی باشند. باید ببینیم جریان های سیاسی که در برهه هایی از زمان در داخل، فرهنگ جامعه را به سمت غربی شدن متمایل ساختند، روی چه نقاطی کار کرده اند؟ الگوهای انسانی که به جامعه معرفی کرده اند، از چه قشری و با چه ویژگی هایی بوده است؟ لذا در مقابل جریان داخلی بایداثرگذاری این قبیل جریانات و مطلوبین آنها را در جامعه کاهش داده و الگوهای فرهنگی و انسانی جدیدی در بخش های دولتی، خصوصی، رسانه ای ومانند آن، به جامعه معرفی کند.

آثار ورود و نفوذ جریان های وابسته به فرهنگ فکری غرب در کشور
در دوره های قبل، جریان هایی وابسته به اندیشه های غیر اسلامی و غیردینی گسترش یافت که اگرچه ممکن است در بخش هایی رنگ و لعاب دینی از خود نشان داده اما نوع تفکر، همان است که گفته شد. برخی از افراد وابسته و بسیار نزدیک به این جریانات از کشور خارج شدند و نه تنها مقابل نظام و اسلام بلکه مقابل ملت ایستادند و برای مقابله با عزت و اقتدار ملت، پیشنهاد تحریم کشور را تجویز کردند. این افراد با اتصال به قدرت، جریانات و حلقه های فکری تشکیل دادند و عده ای که بدلیل تحصیل با اندیشه های غربی آشنا شده بودند، مروج و مبلغ همان اندیشه ها شدند، اندیشه های داخلی را در همه عرصه ها سرکوب کردند، اینها با ابزارهای رسانه ای داخلی و خارجی که در اختیار داشتند، ناتوانی های خودی را برجسته ساختند و از غرب بت تراشیدند. برخی از نمایندگان این افکار، در مطبوعات نسبت به ائمه و احکام اسلام حرمت شکنی کردند، نتیجه این افکار چاپ آثار و ساخت فیلم هایی است که فرهنگ بومی ما کیلومترها فاصله دارد و نمایش هرکدام از آنها به منزله فتح آشکاری همسو با شبیخون فرهنگی است و برخی دیگر در درون دولت ها در مراکز و وزارتخانه های مختلف، نفوذ کردند و مروج همان تفکرات شدند بلکه تیشه به ریشه افراد متعهد متخصص در مجموعه ها زدند. پس چگونه ممکن است ما دم از دغدغه و بحث فرهنگی بزنیم و به این موارد و راه های مقابله و پاک سازی این قبیل افکار و جریانات بی اعتنا باشیم.

در دانشگاه ها در بحث بورسیه ها و عضویت در هیأت علمی، بسیاری از این افراد با حمایت جریان متبوعشان به خواسته خود رسیدند و در مراکز فرهنگی یک پیکره اسلامی مشغول فعالیت و نشر و بسط اندیشه های انحرافی متبوعشان هستند. در سایر دستگاه ها نیز همین اتفاقات رخ داده و اکنون نیز در حال وقوع است. برخی در سالهای اخیر برای پیشبرد اهداف مدنظرشان، برای کمرنگ شدن نهادهای موجود تلاش کرده اند. در رأس نهادهای اسلامی و انقلابی ما، رهبری قرار گرفته که هرجا احساس خطری برای جامعه می کند با تمام وجود با اخطار، با هشدار و با شجاعت مانع آن می شود. بنابراین بخشی از تلاش جریانهای ضدفرهنگی، برای تضعیف، مقابله و برخورد با این بخش ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم دارند.

قصور مجلس گذشته در رابطه با مباحث فرهنگی
مجالس گذشته عملکرد ضعیفی در حوزه فرهنگی داشته اند. در سنوات گذشته، مجلس بیش تر شاهد شعارزدگی در حوزه فرهنگی بوده و این حوزه نه تنها از اقبال مناسبی برخوردار نبوده بلکه متاسفانه به نحوی که می توان گفت در دنیا بی نظیر بوده نمایندگانی بودندکه در درون مجلس همسو و همراه با جریان تخریب گر و تحقیرگر فرهنگ بومی حرکت می کردند.
بررسی وضعیت مولفه های تهاجم فرهنگی ازجمله کیفیت و کمیت بی حجابی عمومی، ترویج روابط ناسالم که گاهی برخی از آنها با ختم شدن به یک فاجعه خبرساز می شود، افزایش میزان طلاق در کشور، عدم تمایل ازدواج به دلیل بی رغبتی به پذیرش مسؤولیت در جوانان، الگوسازی های نامناسب از طریق انتصاب افرادی که نماد فرهنگ غربی و نماد تحقیر فرهنگ بومی بوده اند، همه و همه حاکی از اینست که در سنوات گذشته نسبت به وظایف قانونگذاری و نظارتی مجلس کوتاهی به عمل آمده است.

به نظر می رسد ما امروز در میانه میدان یک جنگ فرهنگی قرار گرفته ایم و برای پس گرفتن عرصه هایی که از دست داده ایم، نیازمند یک حرکت جهادی در عرصه فرهنگ هستیم.

مجلس باید آن جا که نیازمند قانونگذاری است، با سرعت به مسأله ورود کند و بیش از این به دشمن اجازه پیشروی ندهد و آن جا که قوانین بر زمین مانده، وظیفه نظارتی خود را با جدیت و پایش مداوم اعمال نماید. البته در این مسیر نقش رسانه ها بسیار مهم است؛ رسانه باید همسو با نیاز جامعه و در جهت سعادت جامعه و استقلال کشور فعالیت کند.

وظایف مجلس جدید در حوزه مسائل فرهنگی
مجلس باید با سرعت زیاد برای مقابله با عقب افتادگی هایی که در این حوزه صورت گرفته و البته با دید کارشناسی و تخصصی، وارد فاز اجرایی و عملیاتی شود تا دغدغه های رهبری، جامعه و خانواده ها را در حوزه تقنین و نظارت بر مسائل فرهنگی، برآورده سازد. در همین چند صباحی که از کار مجلس یازدهم گذشته، در برخی رسانه ها تیترهایی زده شده مبنی بر بی اهمیت جلوه دادن حوزه فرهنگی به علت وجود مشکلات معیشتی موجود. از قضا بسیاری از مشکلات اقتصادی به بار آمده برای کشور، ناشی از مسائل فرهنگی و همان نگاه خودتخریبی و خودتحقیری و سازش پذیری با فرهنگ و خواست غرب بوده که در عرصه اقتصاد نیز برای کشور، بحران آفریده است. در همین رابطه رهبری معظم انقلاب به مناسبت آغاز بکار مجلس یازدهم اشاره داشتند که: در حال حاضر، اقتصاد و فرهنگ در صدر فهرست اولویتهای کشور است.

متاسفانه امروز شاهد هستیم برخی از آنچه در سطح جامعه و فضای فرهنگی می گذرد شایسته نظام اسلامی نیست.

باید توجه داشت فرهنگ مقوله وسیعی است، برای مثال برخورد با مفاسد اقتصادی، برخورد با مفاسد اداری و این قبیل پاک سازی ها علاوه بر وجهه قضایی، جامعه را نسبت به فرهنگ اسلامی و انقلابی امیدوار و راغب می سازد و مسلم است که هر جا پشتوانه مردمی همراه باشد، آن جبهه و آن حوزه از اقبال و موفقیت برخوردار خواهد گشت.

قانونگذاری و رفع رویه بی حجابی و بدحجابی که متاسفانه در سالهای اخیر رایج شده است نه تنها ضروری است بلکه خواسته ای مردمی است ولی مقوله کار فرهنگی نباید منحصر به این حوزه باشد بلکه مرز کار و جهاد فرهنگی باید آنقدر وسیع باشد که راه را بر نفوذ تفکر فساد آفرین در حوزه های مختلف ببندد. متاسفانه فضای فرهنگی کشور در یک جنگ نابرابر با دنیای استکبار قرار دارد. تاکید بر نهاد خانواده و سیاست گذاری در راستای ترویج ازدواج های پایدار، اهمیت بخشی به نقش بی بدیل زنان در بهبود فضای فرهنگی کشور در مقام مادری و همسری و نیز نیروی کار عفیف، اهمیت بخشی به نیروهای متخصص و متعهد و انقلابی، تأکید بر تولیدات داخلی به ویژه در حوزه فرهنگی، اهمیت بخشی به هویت ملی و مذهبی و فردی به عنوان سپری در برابر فرهنگ مخرب وارداتی و تلاش مستمر و بی انتها به عنوان قطعات یک پازل اگر در کنار هم قرار بگیرد می تواند در برابر شبیخون فرهنگی، کارگشا باشد.

امید است که اهمیت فرهنگ در مجلس یازدهم با حضور افراد دغدغه مند و فعال در کمیسیون فرهنگی و گشایش راه برای شنود مطالبات مردمی از این کمیسیون، تا حدی باعث جبران عقب افتادگی های سالهای گذشته شود.

در سنوات گذشته عملاً نظارتی به حسن اجرای قوانین نمی شد و شاهد آن وضعیتی است که بسیاری از خانواده ها را نگران کرده است. تا آن جا که در سال ۱۳۹۹، بودجه کمیسیون فرهنگی ۱۵درصد کاهش داشته است و متاسفانه مقوله فرهنگ در دولت دوازدهم از اهمیت برخوردار نبوده است.

کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی باید با اصلاح و یا قانونگذاری بر حوزه فرهنگ و هنر، ارشاد اسلامی و محتوای تبلیغات، بخش صدا و سیما و ارتباطات جمعی، تربیت بدنی، جوانان، زنان و خانواده، موتور خاموش شده ی فعالیت فرهنگ بومی در سالهای گذشته را روشن کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت − 1 =