چرا نوادگان امام(ره) چیزی علیه لیبرال ها نمی گویند

0 ۲۴

علی جمشیدی: کند و کاو در سیره و رفتار سیاسی امام خمینی(ره) هر پژوهشگر منصفی را به نتیجه ای دقیق و شفاف می رساند، اینکه بنیانگذار انقلاب اسلامی در طول حیات سیاسی خود حداقل نسبت به دو جریان مرزبندی شفاف و قاطعی داشته و در مقابل اقدامات آنها صریحا ایستاده است. اول لیبرال ها و مشخصا جریان نهضت آزادی. امام خمینی(ره) چه پیش از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن مرزبندی شفاف خود را با این جریان حفظ و بر آن پافشاری می کردند. در دوران پهلوی نظر امام خمینی(ره) مقابله قاطع با شاه و سرنگونی رژیم پهلوی بود، ولی سران نهضت آزادی به ویژه مهدی بازرگان معتقد به مبارزات پارلمانی و نرم بودند و می گفتند شاه بماند، سلطنت کند و کاری به دولت و حکومت نداشته باشد. در این نظر مهدی بازرگان تا جایی پیش می رود که رسما اعلام می کند وقوع انقلاب به دلیل حمایت آمریکا از حکومت پهلوی ممکن نیست و لذا نباید مخالفان نظام پهلوی در ایران به سمت انقلاب پیش بروند. از طرفی بعد از پیروزی انقلاب هم با وجود اعتماد اولیه به این جریان، این مسیر نهضت آزادی ادامه می یابد و در بزنگاه هایی فاصله جدی خود را با خط امام(ره) نشان می دهد. مذاکره محرمانه با نمایندگان ایالات متحده در الجزایر، همکاری با ضدانقلاب ازجمله توده ای ها در دولت موقت، موضع گیری نسبت به اسلام و احکام آن و نهایتا تخطئه رزمندگان در جنگ تحمیلی و تلاش برای ایجاد شکاف داخلی در ایام مقاومت در مقابل ارتش بعثی صدام ازجمله مواردی است که این جریان را مقابل انقلاب قرار داد و کار را به جایی رساند که وزیر کشور وقت، حجت الاسلام محتشمی پور درمورد شرایط فعالیت سیاسی این جریان نظر امام خمینی(ره) را جویا شود و بنیانگذار انقلاب نیز با صراحت بگوید که این جریان به دنبال وابستگی ایران به آمریکاست و اگر جلوی آنها گرفته نمی شد به حکومت اسلامی سیلی می زدند، لذا صلاحیت هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند. دوم ایستادگی روشن امام خمینی(ره) در مقابل تحجر و تندروی بود. بنیانگذار انقلاب از سال ها پیش از پیروزی انقلاب چه در سخنرانی های خود و چه در کلاس و درس و بحث مرزبندی جدی خود را با این جماعت و فرقه های مختلف آن به روشنی بیان کردند. امام(ره) حتی در مواردی که اجزای حکومت اسلامی هم مشغول انجام وظیفه هستند، بیان می کنند: «کرارا گفتم و باز تکرار می کنم، کسی حق ندارد به منزل مردم حمله کند و وارد منزل آنان شود و اگر اطلاع پیدا شد که مجرمی در منزلی است، مراقبت از فرار او کنند… .» در دوران پیروزی انقلاب این نوع رفتار امام مصادیق جدی تری هم دارد؛ مواجهه امام(ره) با جریان نزدیک به دفتر آیت الله منتظری و اقدامات سیدمهدی هاشمی. امام خمینی(ره) پس از اقدامات جنایتکارانه این جریان در داخل و برخی کشورهای منطقه ازجمله افغانستان، در رسمی ترین شکل ممکن اعتراضات خود به تندروی های این گروه را چندبار مکتوب و منتشر کرده اند. به عنوان مثال امام(ره) در نامه ششم فروردین سال ۶۸ به آیت الله منتظری این گونه می نویسند: «در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین، متدین تر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید.» این مواضع امام خمینی(ره) البته در ایام بعد از رحلت هم از سوی مرحوم حاج احمد آقا تکرار و بیان می شد، به گونه ای که نامه یادگار امام خمینی(ره) به آیت الله منتظری به «رنجنامه حاج احمد آقا» معروف شد. حاج احمد خمینی در این نامه با شمارش تندروی ها و انحرافات اطراف آیت الله منتظری از ماجرای سیدمهدی هاشمی هم یاد می کند و به تفصیل و با تلخی فراوان صریحا این ماجرا را روایت می کند. نکته اما اینجاست که بعد از رحلت حجت الاسلام احمد خمینی، موضع گیری های شفاف بیت امام (ره) در مقابل این دست انحرافات منقطع شد و ادامه نیافت. در سال های بعد از رحلت یادگار امام(ره)، برخی جریانات سیاسی نه تنها بر مسیر زاویه دار خود با انقلاب و تفکر انقلابی تاکید کردند، بلکه در ادواری تلاش کردند هم مواضع صریح بنیانگذار انقلاب نسبت به جریان خود و اقدامات شان را مخدوش و هم با تفسیر توام با مغالطه از نظرسازی برای امام به نفع گروه و حزب شان بهره برداری کنند. تحریف امام، منویات و سیره انقلابی ایشان در این ایام به دفعات تکرار شد و دامنه آن مسائل مختلف سیاسی، فرهنگی و حتی دینی را دربر گرفت. نقل خاطراتی از امام درمورد حذف شعار مرگ بر آمریکا، بیان خاطراتی تحریف شده از نظرات امام درمورد موسیقی، حجاب و نوع پوشش برخی از نمونه های معروف این ماجراست. در این بین اظهارنظرهایی مانند آنچه فرزند آیت الله منتظری درمورد حاج سیداحمد آقا مطرح کرد، نمونه واضح این ماجراست. احمد منتظری در این گفت وگو اظهار می کند: «شواهدی هست که احمدآقا برای رهبری خود برنامه داشت اما فوت امام زودتر از زمانی که او تصور می کرد رخ داد و برنامه شان پیش نرفت.» از طرف دیگر اعضای نهضت آزادی چندین بار نامه معروف امام(ره) به وزیر وقت کشور را که از مسلمات تاریخی است، جعلی عنوان کرده و گفته بودند که این نامه را برخی اطرافیان دفتر امام جعل کرده اند. همه این اظهارات در حالی در سال های گذشته مطرح شده که افراد شاخص و مسئولان بیت امام خمینی(ره) و مسئولان موسسه حفظ و نشر آثار امام(ره) نه تنها حداقل واکنش هایی به این رفتارها و اقدامات نداشته اند بلکه با هم نشینی با این افراد شائبه های دیگری را در این زمینه در اذهان عمومی مطرح کرده اند؛ شائبه هایی که در این روزها آنقدر زیاد شده که خیلی ها کمترین اعتماد و اطمینان به ادامه راه امام خمینی(ره) را از سوی بیت ایشان در دل دارند و از آینده بیش از گذشته نگران شده اند. این روزها انتقادها به بیت امام(ره) در حالی گسترش یافته که رفتار نوادگان امام(ره) نه تنها پاسخگوی گره های ذهنی و نگرانی های مردم از بابت تحریف و مصادره خط امام از سوی روشنفکران و متحجران نیست، بلکه کمترین شباهت به سیره امام(ره) را برای افکارعمومی بازنمایی می کند و لذا بر این چالش ها می افزاید و حالا می طلبد که در سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی، بازماندگان بیت ایشان در مسیر حفظ ارزش ها و اصول خط امام(ره) در رفتار و اقدامات خود تجدیدنظر کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × پنج =