عطر رمضان / مناجات تائبین در کلام حضرت آیت الله علامه مصباح یزدی

0 ۶۳

آن چه پیش رو دارید گزیده ای از سخنان حضرت آیه اللّه علامه مصباح یزدی(دامت برکاته)، در دفتر مقام معظم رهبری در قم است که در سال ۸۶ هم زمان با ماه مبارک رمضان ۱۴۲۸ با موضوع شرح مناجات خمس عشره امام سجاد علیه السلام ایراد فرموده اند. مناجات تائبین اولین مناجات از این مناجات های پانزده گانه صحیفه سجادیه مناجات تائبین است. کلمه توبه در لغت عربی به معنی بازگشت است. اما در عرف و ادبیات ما هر بازگشتی را توبه نمی گویند. بازگشت از راه خطا به راه صواب؛ این توبه ای است که به انسان نسبت داده می شود. در قرآن کریم کلمه توبه به خدا هم نسبت داده شده است. توبه وقتی به عبد نسبت داده می شود با «الی»؛ (تاب الی الله) و وقتی به خدای متعال نسبت داده می شود با «علی»؛ (تاب علیه) متعدی می شود. در اصل معنا هر دو به معنی رجوع است منتها توبه عبد این است که از گناه به صواب رجوع می کند و توبه خدا بر عبد این است که رحمتش را به عبد باز می گرداند. در ترجمه فارسی «تاب علیه»؛ را توبه پذیرفتن معنا می کنند ولی اصل معنایش این است که خدا رحمتش را به آنها برمی گرداند. در معنی توبه این نکته لحاظ شده است که انسان باید به طرف خدا برود. فطرت اصلی اش اقتضا می کند که به سوی خدا حرکت کند. وقتی که در این مسیر فطری انحراف پیدا می شود توبه این است که به راه راست برگردد. این بازگشت از لغزش به حکم عقل برای هر انسانی ثابت است. وقتی عقل توجه پیدا کند به این که آدم راه عوضی رفته می گوید: باید برگردد. اما این که این وجوب، وجوب شرعی است یا وجوبی که عقل وجوب آن را کشف می کند، بحث هایی کلامی است که پرداختن به جزئیات این بحث اکنون خیلی ضرورت ندارد. اراده توبه باید توبه کرد؛ خیلی وقت ها خوشمان نمی آید که این حرف ها را بشنویم! اگر فکر کنیم می فهمیم که باید دست از گناه کشید و از راه خطا برگشت. هم عقل می گوید و هم شرع. اما بسیاری از اوقات آدم حال و انگیزه ای قوی برای توبه پیدا نمی کند. چه کار باید کرد تا آدم اراده توبه پیدا کند؟ و چرا در حال عادی از انسان چنین اراده ای بر نمی خیزد؟ توبه چگونه شروع می شود؟ چه چیز مانع از توبه کردن می شود؟ بدون شک توبه یک حالت اختیاری است و هیچ کس مجبور نمی شود توبه کند. کار اختیاری تابع اراده آدم است. باید اراده کنیم که توبه کنیم. اما اراده گزافی نیست. این جور نیست که هر وقت برای هر کاری دلش خواست اراده کند. اراده بعضی چیزها خیلی ساده است و مقدماتی ندارد. راحت می توانم حرف بزنم یا سکوت کنم. خیلی مؤونه ای ندارد. نه توابع زیادی دارد و نه آثار زیادی بر آن مترتب می شود. ولی همه اراده ها این طور نیست. مقدمات اراده وقتی ما در حالات خودمان دقت کنیم و اراده مان را بکاویم، می بینیم اراده یک کاری که پیدا می شود مقدماتی دارد. اگر این مقدمات پیدا بشود اراده از انسان سر می زند. اگر این مقدمات نباشد اراده هم تحقق پیدا نمی کند. معمولاً اراده به این شکل تحقق پیدا می کند که ابتدا آدم چیزی را می داند یا اگر نمی دانست یاد می گیرد، فرض بفرمایید به طور اتفاقی پیچ رادیو را باز می کنید از رادیو که دارد راجع به خوراکی ها صحبت می کند که خوردن سبزیجات و میوه ها چقدر مفید است یاد می گیرید؛ یا می دانستید اما فراموش کرده بودید و توجه نداشتید. تصمیم می گیرید امشب افطار نان و پنیر و سبزی بخورید. یا در غذایتان سبزی باشد یا از میوه جات استفاده کنید. مقدماتش از این جا شروع شد که شما توجه پیدا کردید به فایده سبزی خوردن. این قدم اول است که آدم بداند کاری مفید است. اما گاهی آدم چیزی را یاد می گیرد ولی بعد امور دیگری مانع می شود و فراموش می کند. وقت غذا خوردن که می بیند چلوکباب فعلاً آماده است و غذای لذیذی است یادش می رود که بنا بود سبزی بخورد. پس قدم دوم این است که چیزی را که آدم می داند تا موقع عمل در ذهنش نگهدارد و در ذهنش زنده باشد. شرط دیگری هم دارد که تکوینی است و آن این است چیزی که آدم فایده اش را می داند، میلی هم به انجام آن داشته باشد؛ در غیر این صورت باز انگیزه انجام دادن آن را پیدا نمی کند. ولی گاهی با این که می دانیم یک چیزی فایده دارد، چندان کار مشکلی هم نیست، زحمتی هم ندارد، بی میل هم نیستیم، ولی در عین حال انگیزه انجام آن کار را پیدا نمی کنیم. دقت که بکنیم می بینیم کار و یا یک میل دیگری مانع از این کار شده است. لذت دیگری غالب است. با این که هر دو هم حاضر است اما آن یکی را ترجیح می دهد چون از آن بیشتر لذت می برد. به طور طبیعی وقتی دو تا لذت برای انسان تزاحم داشته باشد می رود سراغ آن لذتی که بیشتر و قوی تر است. چه کار باید کرد؟ اگر بخواهیم توبه کنیم باید چه کار کنیم؟ اول باید بدانیم که توبه چقدر خوب است بعد این دانسته خودمان را در ذهن زنده نگهداریم و توجه به آن داشته باشیم. چیزی هم مزاحم این نباشد. ولی با این که می دانیم توبه خوب است ولی اقدام نمی کنیم. به امروز و فردا می اندازیم و به اصطلاح «تسویف»؛ می کنیم. شیطان ما را فریب می دهد می گوید: یک مقدار تأخیر، حالا دیر نمی شود. گاهی جوان ها می گویند که حالا وقت جوانی مان است لذت خودمان را ببریم پیر که شدیم توبه می کنیم! سرّش چیست که آدم اراده توبه کردن از او متمشی نمی شود؟ اول آن که آن علم خیلی جدی نیست. آدم یقین ندارد و شیطان آدم را به شک می اندازد؛ پس باید سعی کنیم آن قدم اول را محکم برداریم. درست فکر کنیم و باور کنیم که توبه کار خوبی است. سپس همیشه تا موقعی که موفق به عمل شویم، این فکر را زنده نگهداریم و نگذاریم فراموش بشود. بعد ببینیم چه چیز مانع از این می شود که توبه کنیم. دود سیگار دود کثیفی است، بدبو و متعفن است، همه پزشکان دنیا می گویند ضرر دارد، در رادیو و تلویزیون می گویند و در روزنامه ها می نویسند، اما ضررهای گناه این جور نیست. هر گناهی را ما باورمان نیست که این قدر بد است. مخصوصاً وقتی که لذت های آنی و لذت های شدیدی هم دارد. اینجا باور کردن این که توبه حتماً چیز خوبی است و واجب است و باید این کار را انجام داد و ترک آن ضرر دارد، مقداری مشکل است. مثال من برای سیگار بود. کسانی که عادت به سیگار دارند خیلی سختشان است ترک کنند، اینجا خیلی سخت تر است؛ چون ضرر گناه محسوس نیست. بسیاری از گناهان است که آدم ضرر آنها را به زودی درک نمی کند. ضرر آن ها را بیشتر از راه بیانات شرعی و آیات و روایات و یا دلایل عقلی و این چیزها باید بفهمد. باید باور کند که گناه ضرر دارد و متقابلاً مبارزه با گناه و توبه کردن اهمیت زیادی دارد. گاهی ممکن است صد مرتبه صیغه استغفار را هم بخواند اما اراده توبه از او متمشی نمی شود چون در قدم اولش سست است. یقین ندارد که گناهان واقعاً ضرر دارند. پشیمانی، اصل توبه بعضی گفته اند این دانستن خودش جزء توبه است. مرحوم فیض(ره) می فرماید: توبه از سه چیز تشکیل شده است: اول علم؛ علم داشته باشد به این که گناه زیان دارد و بر عکس توبه مفید است. باید یک حالت تألم و حال پشیمانی هم پیدا کند که چرا من کاری کردم که این همه ضرر داشت و بعدش تصمیم بگیرد که جبران کند. ولی خود ایشان هم می گوید: ظاهراً این نکته دوم از لحاظ تحلیل مفهومی قوی تر باشد که توبه همان است که آدم تصمیم بگیرد که دیگر گناه نکند و برگردد. وقتی بر می گردد که از کار قبلی اش پشیمان شده باشد. اصلاً توبه همان پشیمانی است. مقدمه ای دارد و مؤخره ای. اول باید بداند، بعد پشیمان شود و بعد تصمیم بگیرد که دیگر نکند. این پشیمانی ندارد؟ به هر حال توجه به ضرر گناه و این که توبه می تواند اثر گناه را جبران کند نقش بسیار مؤثری دارد. اگر آدم متوجه شود غذایی که خورده است مسموم بوده، در گوارشش اثر سوء می گذارد بعد سردرد می گیرد و سپس مریض می شود. اول چیزی که برای آدم پیدا می شود یک حالت تأثری است. ناراحت می شود چرا چنین کردم چرا دقت نکردم تا غذایی سالم تهیه کنم. اگر باور داشته باشد که آن غذا موجب مسمومیتش شده، این باور مریضش می کند و چند روز از راحتی او کم می شود خواه ناخواه پشیمان می شود. حالا بعضی ها سریع التأثر هستند و خیلی زود ناراحت می شوند و اوقاتشان تلخ می شود. اما هر عاقلی وقتی بفهمد کاری کرده است که برایش ضرر داشته از کار خودش پشیمان می شود. ما باید باور کنیم که گناه چیزی است که سمی را وارد روح ما می کند و خواه ناخواه یک بیماری روحی برای ما ایجاد می شود. ممکن است قابل علاج باشد. خب هر بیماری بدنی هم معمولاً قابل علاج است ولی این باعث نمی شود آدم پشیمان نشود. اگر توجه پیدا کند با این گناهی که کرده است خیلی ضرر کرده؛ اول این که عمری را تلف کرده که دیگر بر نمی گردد. ساعتی را که به گناه پرداخته می توانست به جای آن به عبادتی بپردازد، خدمتی برای انسانی انجام بدهد، به عیادت مریضی برود و… اما وقتش را تلف کرد و صرف گناهی کرد. نشست به تماشای یک فیلم مبتذل. سرمایه ای را مفت آتش زد، این پشیمانی ندارد؟ سرمایه ای که آدم می توانست به فاصله یک ساعت عبادت یک قصر بهشتی برای خودش بخرد و الی الابد از آن استفاده کند اگر مفت از دست بدهد و آن را بسوزاند، پشیمانی ندارد؟ اول این که عمر را سرمایه ای باید بداند که اگر از لحظه های از دست رفته آن درست استفاده می کرد و قدر می دانست حتی با دو رکعت نماز، پاداشش به حساب نمی آمد و با هیچ چیزی از لحاظ ارزش قابل مقایسه نبود. برای دو رکعت نماز پنج دقیقه وقت صرف کردید اما پاداش این تا بی نهایت برای شما در بهشت محفوظ است. این بهای پنج دقیقه وقت ماست! دوم این که نه تنها این را مفت از دست دادم بلکه در مقابلش چیزی خریدم که آن بلای جانم است، عذابی خریدم که اگر این عذاب جبران نشود الی الابد خواهد بود. در مقابل آن ثواب، عذابش هم همین طور است. عذاب اگر بماند و از آن گناه توبه نشود روز قیامت همیشگی خواهد بود. به جای این که از این سرمایه سودی ببرم، زیانی کردم که اگر آن را جبران نکنم الی الابد دامنگیر من خواهد بود. اگر به این ها توجه کنم حتماً حالت پشیمانی برایم پیدا می شود و اگر آدم پشیمان شد اولین اثرش این است که فعلاً ترک کنم و دیگر مرتکب نشوم و بعد تصمیم بگیرم که بعداً هم انجام ندهم چون این ضرر را همیشه خواهد داشت. بعد اگر کاری که کردم آثارش هنوز باقی است، سعی کنم آثار آن را بر طرف کنم. مثلاً اگر نمازی را ترک کرده ام یا درست نخوانده ام، قضایش را به جا بیاورم. اگر مال کسی را بی جا تصرف کرده ام بروم و جبرانش کنم؛ این می شود توبه. در عین حال اگر بگویم خب، باشد، از فردا توبه می کنم، نشانه این است که قضیه را جدی نگرفته ام، باورم نیست که ضرر داشته است. اگر بدانم که این غذا مسموم است، می گویم: امروز می خورم و از فردا دیگر نمی خورم؟! هیچ عاقلی چنین کاری می کند؟ مگر این که آنچنان انسان در دام شیطان اسیر شده باشد یا آنچنان به آن عادت کرده باشد که نتواند به راحتی آن را رها کند. خدایا! مددی به هر حال آن قدرتی که ما داریم و توانی که خدای متعال به ما داده در مقابلش هم عوامل مزاحمی وجود دارد. ولی مؤمن می تواند از همان وقت بگوید: خدایا! به فریادم برس. اگر این را جدی بگوید، در همان حال خدا به کمکش می آید. و اگر مثل ما شیعیان راه توسل به اولیای خدا را هم بلد باشد دیگر خیلی راهش آسان تر می شود. بنابراین بعد از این که ما درباره ضرر گناهان فکر کردیم اولین قدمی که باید برداریم توجه به خداست. خدایا به ما کمک کن تا این گناه را ترک کنیم، تا توبه کنیم. البته اگر این حال را هم پیدا نکنیم این جور نیست که اصلاً نتوانیم ترک گناه بکنیم، ولی سخت است. اگر کمک و توفیق الهی شامل حال آدم بشود خیلی کارش آسان می شود. اگر ما بفهمیم گناهی که مرتکب شدیم چقدر قلب مقدس ولی عصر(عج) و قلب فاطمه زهرا(س) را ناراحت کرده است، انگیزه بیشتری پیدا می کنیم که زودتر ترک کنیم. غیر از این که به خودمان ضرر زده ایم، کاری کرده ایم که دل بزرگانی مثل ائمه اطهار (علیهم السلام) به درد بیاید. توجه به این ها باعث می شود که انگیزه انسان برای تصمیم بر ترک گناه و توجه قوی به خدا شود. امیدواریم به برکت توسل به اهل بیت خدای متعال توفیق توبه نصوح به همه ما مرحمت بفرماید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 1 =