خطیبی : بر اساس آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد، بنده برنده ی اصلی را نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب می دانم

0 ۸

همان طور که می دانید، به هر حال مردم در این دوره از انتخابات نیز به اصولگرایان اعتماد کردند و بر همین اساس مجدد کاندیداهای این جریان را برگزیدند. با توجه به وجود فضای رقابتی پیش از انتخابات در این اردوگاه، در حال حاضر به اعتقاد شما، اینک که از انتخابات عبور کرده و بخش اعظمی از شاکله ی مجلس مشخص شده است، برای تبلور وحدت و هماهنگی و خدمت رسانی بهتر چه راهکارهایی را می توان در نظر داشت؟ بر اساس آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد، بنده برنده ی اصلی را نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب می دانم. نتیجه ی این انتخابات، سوای این که چه افراد و گروه هایی آمدند، این است که مردم ما یک بار دیگر به فرمایش رهبر انقلاب لبیک گفتند و مجدد وفاداری خود را به نظام و انقلاب اثبات کردند. مهم ترین وجه این انتخابات آن است که مردم و گروه های مختلف در شرایطی که کشور در تحریم های اقتصادی، سیاسی و علمی قرار داشت، با تأسی به فرمان مقام معظم رهبری در این انتخابات شرکت کردند و همان طور که مشاهده کردید، مشارکت در حدی بود که حتی رسانه های بیگانه را نسبت به بی نظیری این انتخابات ناچار به اعتراف کرد. از این رو در واقع این انتخابات مشروعیت نظام را تا حد زیادی بالا برد. ما بر این اعتقاد هستیم که مردم افرادی را که با نظام و رهبری همراهی نمی کنند به مرور حذف خواهند کرد. در واقع مشخص است که شاخصه هایی که جامعه برای انتخاب در نظر دارد، مطابق با آن چیزی است که مقام معظم رهبری می فرمایند. در این میان کسانی نیز بودند که تحت عناوین مختلف پای به عرصه ی رقابت گذاشته و همواره تأکید داشتند ما در نظرسنجی ها جایگاه خوبی داریم. اما در مجموع موفق نبودند و فقط یک «نفر» از آن ها انتخاب شد. در این ارتباط باید گفت مردم آن فرد را نیز نه برای گفتمانش، بلکه به خاطر ویژگی های شخصی نظیر انتساب فامیلی با شهیدی بزرگوار برگزیدند. بر پایه ی این موارد به جرأت می توان گفت گفتمان اصول گرایی و مهم تر از آن نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب، پیروز این انتخابات هستند. در شرایطی که اصول گرایان در این انتخابات پیروز شده اند، چه مواردی را باید در دستور کار قرار دهند تا آن اختلاف سلیقه های پیش از انتخابات به مجلس منتقل نشود؟ به طور قطع این اختلاف ها به مجلس منتقل نمی شود. اصول گرایان چنانچه رقابتی هم داشته باشند، آن موقع که پای حیثیت و آرمان های نظام در میان باشد، آن ها ید واحده هستند و هیچ اختلافی ندارد. این مسایلی که مطرح می شود، اختلاف نیست؛ بلکه رقابت و نقد درون گفتمانی است. ما فکر می کنیم این نقدها سازنده هستند. اعتقاد ما این است که اصول گراها با هم اختلاف بنیادین ندارند. اختلاف های آن ها در حوزه ی تاکتیک هاست. در واقع سلیقه ی آن ها در بعضی موارد با هم تفاوت دارد، ولی همگی در اصول با هم مشترک اند و آنجا که بحث دشمن خارجی یا حتی دستان داخلی آن ها مطرح باشد، اصول گراها یکپارچه در مقابل آن ها ایستادگی خواهند کرد. در هر صورت، بخشی از دلایل این موضوع که انتخابات با این شور برگزار شد معطوف به آن فضای رقابتی بود. اگر این فضای رقابتی ایجاد نمی شد، چه بسا بخشی از شور انتخابات کاسته می شد. از این رو ما به بحث اختلاف نظر و سلیقه و در واقع نقد درون گفتمانی معتقدیم، اما اگر این موضوع به اختلاف در آرمان ها و اصول بینجامد، از آن پرهیز خواهیم کرد. در خصوص برنامه ها نیز بر اساس برداشتی که از فرمایشات مقام معظم رهبری می شود، مهم ترین برنامه ای که باید مد نظر نمایندگان قرار گیرد، مطالبه ی حق مردم در راستای عدالت خواهی و عدالت محوری در تصویب برنامه هاست. به حمدالله امروز تمامی اصول گراها به این نتیجه رسیده اند که گفتمان عدالت و معنویت حول محور ولایت باید در فضای مجلس ایجاد شود. نقاط ضعفی که در مجلس هشتم بوده است هم اِن شاءالله در این مجلس برطرف خواهد شد و مجلسی پرانگیزه تر، با نشاط تر و متخصص تر روی کار خواهد آمد. به نظر شما اصول گراها چگونه می تواننداز این مسأله به مثابه یک نقطه ی قوت در اجرای برنامه های مورد نظر و نیز مواجهه ی اصولی در مقابل فشارهای دشمن بهره ببرند؟ در مقابل فشارهای خارجی، از قبیل تحریم ها، تنها کاری که مجلس می تواند انجام دهد پایداری بر اصول است. همواره طی این سال ها دیده ام آنجایی که ما بر اصول و آرمان های نظام، انقلاب، امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری پایداری کرده ایم، پیروز شده ایم. تحریم های ما فقط در زمینه ی مسایل اقتصادی نیست، بلکه تحریم های علمی شدیدتر از تحریم های اقتصادی هستند. تنها نسخه ای که در مقابل این تحریم ها جواب می دهد این است که بر اصول و آرمان های نظام و انقلاب پایداری کنیم. با اتکای به رأی ۶۵ درصدی مردم و پایداری بر این اصول، به طور قطع می توانیم همه ی این تحریم ها را پشت سر بگذاریم. با وجود تمامی مشکلات اقتصادی، مردم وفاداری خودشان را به نظام نشان داده اند. به نظر شما مجلس آینده برای حل مشکلات اقتصادی مردم چه سرفصل هایی را باید در دستور کار قرار دهد؟ بخشی از مشکلات اقتصادی موجود حاصل بی تدبیری دستگاه های اجرایی است. اگر دستگاه های مربوط و مجلس، جنبه ی نظارتی خودشان را تقویت کنند، با یک برنامه ریزی مناسب بخش اعظم مشکلات اقتصادی قابل حل است. یکی از بحث هایی که امروز درباره ی اصول گراها مطرح است این است که به هر حال چهره هایی از هر دو طیف جریان اصول گرایی وارد مجلس خواهند شد و از این به بعد مطمئناً تمامی جریان های مخالف داخلی و بیرونی سعی خواهند کرد اختلاف های آن ها را تشدید کنند. به نظر شما، برنامه های جریان انحراف و جریان فتنه برای تشدید این اختلاف ها چه خواهد بود و اصول گراها در مقابل این برنامه ها چگونه باید رفتار کنند؟ بنده فکر می کنم که در گام اول ما باید خودمان جزو افرادی باشیم که به این قضایا دامن نزنیم. این پیروزی بزرگ به برکت حضور مردم نصیب ملت عزیز ما و باعث سربلندی نظام جمهوری اسلامی شد. علی رغم تبلیغات گسترده ی رسانه های خارجی در زمینه ی تحریم انتخابات و اظهارنظر خواص بی بصیرت داخلی که چندین بار توسط مردم حذف شده اند، با حضور مردم این پیروزی بزرگ امروز نصیب نظام مقدس جمهوری اسلامی شده است و نباید با این حرف ها و اختلاف افکنی ها اصل این پیروزی تحت الشعاع قرار گیرد. نکته ی دیگر، شرایطی است که این انتخابات در آن برگزار شد. فشارهای خارجی و تحریم ها افزایش یافته اند، کشورهای مختلف نظام سرمایه داری و همین طور کشورهای منطقه دست خوش بیداری اسلامی شده اند و از طرف دیگر بعد از فتنه ی ۸۸ این اولین انتخابات ما بود. نکته ی مهم تر، فشارهای اقتصادی تحمیل شده بر مردم کشورمان است. در این شرایط رسانه های غربی هم مدام تبلیغ می کردند که حضور مردم در این انتخابات کم رنگ خواهد بود. اما مشارکت بالای ۶۴ درصد همه را بهت زده کرده است، طوری که گفتمان نظام غرب را تحت تأثیر قرار داد و رییس جمهور آمریکا در اجلاس «آیپک» به «نتانیاهو» توصیه کرد که احیاناً به بهانه ی «هولوکاست» مرتکب خطایی نشود، چون جمهوری اسلامی محکم تر از این هاست. بنده فکر می کنم در حال حاضر به جای این که به اختلاف میان این گروه ها بپردازیم، باید متوجه این پیروزی بزرگ باشیم. شاید به واقع توطئه ی دشمن این باشد که ما از کلیات و اصل موضوع خارج شویم و به اختلاف های جزیی بپردازیم. جریان اصلاحات، چه در شکل تندرو و چه معتدل، در این انتخابات شکست خوردند و حتی آن هایی که پای صندوق ها آمدند به نوعی از روی جبر و برای حفظ حیات سیاسی خود تن به چنین کاری دادند. به طور کلی ارزیابی شما از فضای حاکم بر این جریان، بعد از انتخابات چیست؟ انتخابات ۱۲ اسفند چه تأثیری بر حیات سیاسی اصلاحات خواهد گذاشت؟ در عرصه های مختلف همواره ثابت شده است که جریان اصلاح طلب یا هر گروه دیگری که در داخل کشور بخواهد فعالیت سیاسی داشته باشد اگر به آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و نظام ولایی اعتقاد نداشته باشد، مردم آن را حذف می کنند. جریان اصلاحات ریشه ی چندانی نداشت اما از این جریان ریشه دارتر، جریان «کارگزاران سازندگی» است. ببینید مردم با آقای «هاشمی رفسنجانی» چه برخوردی کردند. مردم خودشان حذف می کنند. سعه ی صدر نظام خیلی بالاتر از این حرف هاست. نظام با صلابت ایستاده است و می گوید همه ی گروه ها، چه موافق و چه مخالف، اظهار نظر کنند؛ اما خود مردم آنجایی که حس کنند فرد، گروه یا جبهه ای مقابل نظام مقدس و مقام معظم رهبری ایستادگی می کند، او را حذف می کنند. اعتقاد بنده این است که حضور آقای «خاتمی» در پای صندوق ر أی از سر اکراه نبود، بلکه بدتر از آن بود و در واقع ایشان می خواست با این کار حیات سیاسی خود را حفظ کند. اما این کار خیلی دیر اتفاق افتاد؛ یعنی، اگر حتی آن ها می خواستند حیات سیاسی خودشان را هم حفظ کنند، پیشنهاد می شد به جای سر دادن شعارهای تحریمی و منافقانه، زودتر از این ها به عرصه بیایند، نه این که از سر ناچاری و وقتی آن حضور پرشور مردم را دیدند، پای صندوق رأی حضور یابند. البته ما می توانیم حسن تعبیر کنیم و بگوییم آن ها دنبال جبران گذشته هستند. اگر این گونه باشد، خوب است، ولی جبران گذشته فقط با حضور در پای صندوق رأی محقق نمی شود. به هر حال گذشته ی آن ها در اذهان مردم ثبت شده است. بر خلاف آن چیزی که دوستان مشارکتی مطرح می کنند که افکار عمومی حافظه ی ضعیفی دارد، مردم و به خصوص متدینین و معتقدین به نظام و انقلاب، حافظه ی بسیار قوی ای دارند و عملکرد تک تک این آقایان را زیر ذره بین دارند و در حافظه ی خود ضبط کرده اند. اگر آن ها بخواهند گذشته را جبران کنند، غیر از حضور پای صندوق رأی، مهم تر از آن باید در رابطه با عملکردشان در خصوص فتنه ی ۸۸ توبه کنند. نظام برای بازگشت این افراد هیچ مشکلی ندارد، چون سعه ی صدر بالایی دارد، اما آن چیزی که مهم است این است که آن ها باید موضع آشکاری بگیرند و از گذشته ی خودشان به صراحت و آن طور که مردم باور کنند، توبه کنند. با استخوان لای زخم گذاشتن و در لفافه سخن گفتن، کاری از پیش نخواهند برد و مردم از آن ها نمی پذیرند. به نظر بنده اگر جبهه ی اصلاحات موضع صریحی بگیرد، مثل گذشته می تواند به فعالیت خود، ادامه دهد. به هر ترتیب در شرایط فعلی به جرأت می توان گفت اعتماد مردم نسبت به این جریان که ۸ سال و یا به عبارتی ۱۶ سال بدنه ی اجرایی کشور را در دست داشت، سلب شده است. به هر روی این گروه بیش ترین بهره وری را از نظام داشتند و به عبارتی بر مرکب قدرت و حاکمیت سوار بودند و به هیچ فردی هم پاسخ گو نبودند. در مقطعی که جامعه درگیر مسایل اقتصادی بود و کمر مردم زیر فشار تورم خم شده بود، آن ها شعار توسعه ی سیاسی سر می دادند و کمبود اساسی جامعه را همین مسألهمی دانستند. در واقع آن ها درک درستی از مردم نداشته و ندارند و آنجایی هم که از مردم دم می زدند، برای نیل به اهداف خود تلاش می کردند. همان طور که می دانید، آقای خاتمی با حضور در پای صندوق رأی “پس از دعوت تلویحی به تحریم- از سوی سبزها به شدت مورد حمله قرار گرفت و به نوعی از سوی آن ها طرد شد. ارزیابی شما از شکاف به وجود آمده در این جریان چیست؟ آقای خاتمی باید در این شرایط انتخاب کند. در یک سو نظام و در سوی دیگر مخالفین، معارضین، ضد انقلاب و ضدنظام قرار دارند. ایشان می تواند الگوی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد خود، یعنی آقای «مهاجرانی»، را انتخاب کند و به خارج از کشور پناهنده شده و در بزم شبانه ی پادشاه عربستان هم شرکت کند؛ یا این که به دامن نظام و انقلاب بازگردد. هر دو راه در مقابل ایشان گشوده است اما باید توجه داشت که نمی توان هم داخل نظام بود و هم در جایگاه رهبر اپوزیسیون نظام قرار گرفت. در واقع فردی که در داخل نظام حضور و مسؤولیت دارد، نمی تواند در آنِ واحد اپوزیسیون نظام هم باشد. این مسأله تعریف جدیدی است که از زمان به کرسی نشستن خاتمی و همفکرانش باب شده است. یعنی در واقع ایشان یک بار برای همیشه باید تکلیف خود را مشخص کند. بله، البته بنده فکر می کنم اقدام ایشان آن چنان که رسانه ها آن را پررنگ کردند، حائز اهمیت نبود. مردم ما جوانانشان را برای این نظام داده اند، حالا آقای خاتمی هم یک رأی داده است. بنده معتقدم نباید این موضوع تا این حد بزرگ شود. ایشان اگر دغدغه ای در این خصوص داشت، در آن مقطع که نظام همه جانبه مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفته بود، باید به صحنه می آمد، والا انداختن یک رأی به صندوق آن چنان موضوع مهمی نیست. ۳۲ میلیون نفر در این انتخابات رأی دادند، اما از میان آن هاکدام یک زیاده خواهی کردند؟ آقای خاتمی که اعتقاد به حقوق شهروندی دارد و می داند شهروند درجه ی یک و دو معنایی ندارد، به خوبی به این موضوع واقف است که او نیز شهروندی همانند سایر شهروندان است و نباید تصور شود که به خاطر حضور در انتخابات حق ویژه ای به او اعطا خواهد شد. بنده گمان می کنم افرادی که برای حفظ استقلال نظام، جان خود و یا فرزندانشان را فدا کردند از ارج و قرب بیش تری برخوردارند. هنوز هم مشاهده می کنید جوانان این کشور و دانشمندان هسته ای ما در این راه به شهادت می رسند. هنوز چند ماه از شهادت برادر عزیزمان، آقای «احمدی روشن»، نمی گذرد. ما هنوز هم داریم به پای استقلال این کشور خون می دهیم. در این انتخابات شما دیدید پیرمردی را که رأی اش را انداخت و همان موقع از دنیا رفت. اگر قرار است چیزی رسانه ای شود، این است که ما تا لحظه ی آخر پای این نظام ایستاده ایم. بنده فکر می کنم آقای خاتمی در اذهان مردم محاکمه شده و رأی اش هم صادر شده است. شما میزان استقبال مردم از جبهه ی آنان را دیدید. ما معتقدیم که عاقبت همه ی جریان ها را مردم تعیین می کنند. همان طور که، در این انتخابات با مشارکت حداکثری گفتمان ناب اصول گرایی سر کار آمد. به هر حال فکر می کنم این انتخابات پیام های بسیاری برای مسؤولین و سیاسیون کشور با خود به همراه داشت و مهم ترین پیامش هم این بود: «مادامی که در خط نظام و انقلاب حرکت کنند و تابع مقام معظم رهبری باشند، مردم آن ها را قبول خواهند داشت.» اقبال و حمایت مردم از سیاسیون ربطی به این ندارد که آن ها به کدام باند قدرت یا ثروت متصل باشند یا از افراد سیاسی توصیه نامه داشته باشند، شرط مردم برای انتخاب آن ها بستگی به این دارد که آن ها چه قدر به ولایت فقیه پای بند هستند و چه میزان تابع محض مقام معظم رهبری اند. جنبه ی دیگری که این انتخابات داشت این بود که به نظر می رسد یک نوسازی سیاسی در عرصه ی انتخاب افراد صورت گرفته و بارز و روشن است که چهره های شاخص گروه های سیاسی بعضاً مخالف از صحنه، حذف شده اند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده − 6 =