مرحبا یا ابن حیدر در مصاف خیبر

0 ۱۰۹

دکتر کامران باقری لنکرانی جمعه؛ نبرد خیبر مغلوبه شد. تا همین جمعه، صهاینه با هیمنه قدرت پوشالی و مال و تزویرشان با آن ها بوق های بلندی که گوش فلک را کر می کنند، از یک سو و مزدوران حاشیه نشین آنها که بوی کباب به مشام شان خورده بود، با پشتوانه منافقین داخلی از سوی دیگر داشتند زهری جان سوز را برای جامی دیگر آماده می کردند. خیال شان این بود حتی اگر هم نتوان این مدینه را تصرف کرد، با تردید آفرینی در مشروعیت یا کار آمدی می توان اقتدار این یگانه حکومت مشروع جهان را تضعیف کرد. در اوهام خود روزی را می دیدند که بر سر میز مذاکره دارند ناز می کنند و گذشته ها را به رخ می کشند و این طرف هم مشتی واداده نشسته اند و عذر خواهی می کنند و امتیاز می دهند. خواب می دیدند که همه “سعدآباد”ی شده اند. معبّرین داخلی هم بر این وهم می افزودند. یکی از قحطی می گفت، یکی از روزگار خوش ویژه خواری. یکی از تلخی سال های جهاد و یکی از مضرات تحریم. این وهم آفرینان آن قدر گفته بودند که پشتیبانان خارجی نیز باورشان شده بود که یک تلنگر همه چیز را تمام خواهد کرد. البته وهم دشمنان و دوستان داخلی آنها غریب نبود؛ فتنه ۸۸ هم محصول همین اوهام بود. آنچه عجیب بود، قحطی بصیرت در برخی از پرچم داران این جهاد بود. عجیب این بود که آن ها خیال کنند ما در شعب ابی طالبیم و با این باور غلط، گاه و بی گاه به امید کاستن از فشار ها توصیه به مذاکره با دشمن مستکبر و احیانا کوتاه آمدن کنند. عجیب این بود که سقوط چهار فرعون را در کمتر از یک سال رخ دهد و آن دست نصرت الهی در ورای این تحولات و تطورات دیده نشود. ما از وادادگان پاریس و سعد آباد و آنان که بطون شان با حرام آشنا شده، توقعی جز آنچه که می کنند، نداشتیم اما از سنگر نشینان جهادی توقع داشتیم که دوست و دشمن را همان اندازه که هستند، ببینند. دشمن را بزرگ نبینند. حقارت او را در تهدیدهای تو خالی اش و در تزویر و مکرش و در تحریم و تطمیعش ببینند و بزرگی امت مؤمن و مجاهد ایران اسلامی را در عظمت حماسه عاشورایی ۹ دی. چه نایاب است بصیرت. جمعه حیدر فرزندش را به میدان آورد و آن پرچم منور سفید نورانی جهاد دوباره به اهتزاز در آمد. پرچمی که جز با صبر و بصیرت به هدف نمی رسد. ناعم؛ قموص، کتیبه، نساه، شق قلعه های خیبر در جنوب لبنان و غزه فتح شده اند. اکنون قلعه مرحب پیش روست. فرزند حیدر خود فاتح این قلعه است. این فتح نظیر فتح جدش نه با نیروی بشری که با نصرت الهی است. نصرتی که در پیروان بصیر و مومنش جلوه گر شده. راست گفت خدای متعال که: “او تو را با یاری خود و با یاری مؤمنین تایید کرده است. (انفال ۶۲)”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × پنج =