سخنرانی منتشر نشده ای از شهید باکری/ مجلس، حاصل خون شهداست

0 ۱۲۵

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله. با درود و سلام به پیشگاه معظم ولیعصر، امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف [صلوات رزمندگان] و بر نایب برحقش امام امت و درود و سلام به ارواح مطهر شهدای اسلام. درود و سلام بر خانواده های معظم شهدا، درود و سلام بر ملت مسلمان، مؤمن و با استقامت ایران و درود و سلام بر رزمندگان پاکباخته اسلام. من عذر می خواهم از سروران عزیز و روحانیون گرامی که بجای اینکه از خدمتشان کسب فیض کنیم، باید صحبت کنیم. ولی چاره ای نبود؛ بدلیل اینکه می خواستیم با برادران آشنا بشویم و انشاء الله عرض سلامی کنیم خدمتشان. در اول صحبت هایم، بدلیل اهمیت ویژه ای که مسئله انتخابات دارد، به این مسئله می پردازم؛ با اینکه برادران خودشان واقف هستند به اهمیت مسئله انتخابات و امام گرامی بارها خودشان فرموده اند، روحانیون و شخصیت های جمهوری اسلامی کرارا گفته اند و… مجلس حاصل خون شهداست و اهمیت آنرا امام کرارا به ما فرموده اند. بنابراین برادران حتما، چه آنهایی که حاضر هستند و چه برادرانی که احیانا نیامده اند، به آنها هم تأکید کنید که بیست و ششم ماه، روز انتخابات است. تمام بردران سعی کنند با رأی های خودشان که مثل پتک های آهنینی است که بر سر جنایتکاران عصر حاضر زده می شود در انتخابات شرکت کنند و رأی خودشان را بدهند و خدای نکرده خاطرشان نرود، جائی نروند که از این فیض بزرگ بی نصیب بمانند. در مورد کاندیداهایی که در این منطقه تعیین شده اند که ما بتوانیم به آنها رأی بدهیم… رزمندگانی که در هر منطقه هستند برابر ضوابطی که تعیین شده باید به کاندیداهای همان منطقه رأی بدهند. پس برادران ما اینجا به کاندیداهای شهر اهواز رأی خواهند داد. در مورد رفقائی که ما آنها را نمی شناسیم و یا نمی دانیم که باید به چه کسی رأی بدهیم، از امام بزرگوار سؤال شده و فرموده اند که از علماء همان شهر سؤال کنید، هر کسی را که آنها تأیید کنند برادران هم به همان نمایندگان رأی بدهند. بنابراین برادران اگر امکانش برای خودشان هست که خدمت امام جمعه اهواز و یا علمائی که آشنا هستند برسند، برسند. اگر مقدور نیست، اینجا با مراجعه کردن به برادران عزیز روحانی که در واحدهایتان و یا در روابط عمومی هستند می توانید با کاندیدایی که مورد تأئید علماء هستند و ما موظفیم که به آنها رأی بدهیم آشنا شوید. اسامی کلیه کاندیداها را چه بسا روز انتخابات بزنند همه جا. نُه نفر کاندید هستند و سه نفر باید انتخاب بشوند. برادران طبق تکلیفی که امام در شناختن نماینده واقعی کرده اند که امت اسلامی باید به مجلس بفرستند و تأکید زیادی در این مورد داشتند، دقت بکنند. دقت بکنند که آن سه کاندیدایی را که مورد تأئید علمای این شهر هستند بشناسند. (مکث طولانی “ با کسی به آرامی صحبت کوتاهی انجام می دهد) …تأکید می شود که برادران حتما سعی کنند کاندیداها را بشناسند و رأی بدهند که اهمیت این مسأله بر همه واضح است. حمد و ستایش خداوند متعال را که ما را به این مقام، به این منزلت و به این جایگاه راهنمایی کرد که اگر هدایت و لطف الهی نبود ما خودمان قادر نبودیم که به این مقام و منزلت راه پیدا کنیم. این معنی آیه ای است که در اول صحبت ها خدمت برادران خواندم. مطالبی که خدمت برادران عرض می کنم بنا به وظیفه و مسئولیتی است که دارم و در اول، خودم بیشتر استفاده خواهم کرد از این مطالب برای تربیت خودم و خدای نکرده اینطور نیست که برادان یا جمعی از برادران مورد خطاب باشند. ولی مطالبی هستند که باید شنیده شوند و بر ما که بعنوان سرباز اسلام در جبهه اسلام حضور پیدا کرده ایم لازم است که بدانیم. یقینا خودتان واقف هستید ولی تکرارش خالی از نفع نیست. یقینا برادران عزیز من برایشان این سؤال پیش آمده و جواب هم با دلایل محکم نزدشان موجود است که ما برای چه به اینجا آمده ایم و از آمدن به اینجا چه انتظاری از ما می رود و برای اینکه این انتظار برآورده شود چه وظیفه و تکلیفی بر عهده ماست و چه اعمالی باید در بیست و چهار ساعتی که از عمر ما و حضور ما در اینجا می گذرد از ما سر بزند. برادران عزیز در کنار اعتقادات و ایمان راسخی که به اسلام عزیز دارند، پیرو اطاعت از فرمان خدا، برای دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین و اطاعت از امام امت در جبهه ها حضور پیدا کرده اند. ولی این را بدانیم که همانطور که خداوند متعال می فرماید، این حضور یک نعمت و منت بزرگ است که او بر گردن ما نهاده چرا که واقعا ماها خودمان قادر نبودیم که به اینجا، به این منزلت، یعنی جایگاه سرباز اسلام و رزمنده اسلام بودن راه پیدا کنیم مگر اینکه خداوند متعال خودش ما را هدایت کند. ببینید که ما چقدر باید شکرگزار و منت پذیر خداوند متعال باشیم که این سعادت بزرگ و این بزرگ مقام و منزلت را نصیب ما کرده و اگر شب و روز شکر کنیم باز به اندازه ای که باید خداوند متعال را شکر بگوئیم، حق شکر این نعمت و منت را بجا نیاورده ایم. حضور پیدا کردن ما دراینجا برای آزمایش هایی است که خداوند متعال ما مسلمین را بخاطر اینکه ما را خلق کرده و روی زمین قرار داده به آنها می آزماید؛ «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا». ضمن اینکه باید منت پذیر و شکرگزار خداوند متعال باشیم که ما را هدایت کرده و به اندازه ای نعمت به ما ارزانی کرده که آمده ایم و در اینجا حضور پیدا کرده ایم، لباس اسلام را به تن کرده ایم، اسلحه اسلام را به دست گرفته ایم و در جبهه اسلام صف آرائی کرده ایم مقابل کفار، باید بدانیم که ما در حال آزمایشیم. هدف این نیست که صرفا جنگی واقع شده باشد و ما شرکت کرده باشیم و صدامی هم در طرف مقابل باشد که با حملات ما، صدام یا امثال صدامها از بین بروند و این صرفا جنگ یک کشور با کشور دیگر باشد. خداوند متعال می فرماید ما خودمان مهلت داده ایم به این ظالمها، به این طغیانگرها، به این کافرها که طغیان کنند، ظلم کنند. در طرف مقابل، در برابر ظلم و طغیان اینها، مؤمنین آزمایش می شوند. چرا که نحوه برخورد و مقابله ما بعنوان بنده تسلیم خداوند متعال با کافران و ظالمین را خداوند متعال مشخص کرده که چطور باید باشد. ظالم در طرف مقابل ماست و ما در صحنه آزمایشیم که چطور برخورد خواهیم کرد با این ظالمها و طغیانگرها. من خیلی ناقص عرض می کنم مطالب را برای اینکه این خیلی قابل بحث است و از طرفی هم وقت کفایت نمی کند و هم آگاهی من نسبت به این مسأله کم است. به اندازه ای گفتم که لازم بود به برادران گفته شود. ما ضمن شکرگزاری باید بدانیم که در حال آزمایشیم و لحظه لحظه های ما، کوچکترین اعمال ما، کوچکترین نیات ما در بوته آزمایش است و این صحنه ها برای این است که ما آزمایش پس بدهیم و الا نابودی صدام دست ما نیست همانطور که آفریننده صدام هم ما نیستیم! او را همان خالق و خداوند متعال آفریده و مرگ او و بر افتادن حکومتهای ظالم و ستمگر هم دست خداوند متعال است. اینها صحنه هائیست جهت آزمایش ما و ما باید شکرگزار و منت پذیر باشیم که سعادت پیدا کرده ایم و حضور پیدا کرده ایم. ولی در این حضور، یقینا برادران انتظاراتی دارند. علاوه بر اینکه شکر می کنیم که خدایا این نعمت بزرگ را به ما داده ای، سعادت نصیب ما شد، ما با حضور در اینجا و با مجاهدت در راه تو عاقبت بخیر می شویم و چه بسا سعادت بیشتری نصیب ما شود که همانا شهادت است و شکرگزار تمام اینها هستیم، یقینا تمام رزمندگان انتظاری از حضور در اینجا دارند و آن پیروزی است؛ از هر رزمنده ای که اینجاست یا عازم جبهه است وقتی می پرسی می گوید می رویم بجنگیم تا پیـــــروز شویم. ولی لازم است دقت کنیم که این پیـــــروزی دست کیست. «و من نصر الا من عند الله»؛ در صحنه ای که مسلمین با کفار می جنگند پیروزی دست خداوند متعال است. آیا پیروزی ما بستگی به این دارد که تعداد تانک و هواپیما و نیرو و قوا و وسایل و ادواتمان از دشمن بیشتر باشد؟ آیا به این بستگی دارد؟ فقط به این بستگی دارد که نیروی ما ورزیده و چترباز و نیروی ویژه و امثال اینها که در دنیا معمول است و تکیه دارند به اینها، باشد؟ آیا بستگی به این دارد؟ بستگی به این دارد که تیربار و مهماتمان بیشتر باشد؟ هلیکوپترمان بیشتر باشد؟ اگر اینها فراهم باشد ما صد در صد پیروزیم؟ خداوند متعال می فرماید، این آیه می گوید؛ و من نصر الا… «الا» من عندالله. پیروزی مسلمین فقط دست خداست. و آن پیروزی که ما به آن معتقدیم آن پیروزی نیست که در جنگهای بین دولتهای موجود روی کره زمین می بینیم که هر که ادوات و سلاح و امکانات بیشتری داشته باشد هجوم می آورد و دیگری را له و پایمال می کند و رد می شود. این مطلوب ما نیست اصلا، در جهت عقیده ما نیست، ما اعتقاد نداریم به این. نه کسی بخاطر حکومت می جنگد، نه کسی بخاطر پول می جنگد، نه کسی بخاطر تصاحب زمین می جنگد. البته بخاطر این چیزها هم می جنگند ولی نه این سربازها، مزدورها اینطورند! چنانکه در دنیا معمول است؛ خانه و ماشین و حقوق کلان می دهند، او هم طوری می جنگد که زنده بماند و نمیرد! این معمول است و انجام می پذیرد. ولی این جماعت و این ملت و این مملکت برای این نمی جنگد برای اینکه اعتقادی به این ندارد. حالا که ما کرارا دیده ایم در صحنه های مختلف و اعتقاد قلبی داریم به این و فرمایش خود خداوند متعال است که «و من نصر الا من عند الله» پس ما این وسط چه کنیم؟! می خواهیم پیروز شویم و پیروزی هم که دست خداست. پس تکلیف ما چیست؟ چاره ما چیست؟ تکلیف ماها این است که زمینه را در صحنه های نبرد طوری آماده کنیم که خداوند متعال پیروزی را به ما عنایت کند. پیروزی برای اینکه نازل شود باید صحنه های نبرد و صحنه های جبهه مان را طوری آراسته و آماده کنیم که رضایت خداوند متعال در آن است و خواسته اوست. آنوقت است که یقینا پیروزی نصیب ما خواهد شد. پس مایی که به هر حال سه ماه، پنج ماه، شش ماه، یکسال، دو سال در جبهه حضور پیدا می کنیم و اگر از تک تکمان سؤال شود که…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 1 =