دوشنبه 04 شهريور 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 آنچه براي جبهه پايداري از نماز و روزه مهم تر است/ پاسخ به شبهه "ساكتين انحراف"/ نتيجه وحدت بدون اصول مي شود دولت سازندگي
تاريخ  :  1390/07/16
منبع : رجانيوز

صادق محصولي عضو جبهه پايداري انقلاب اسلامي روز پنج شنبه ميهمان دومين جلسه از سلسله نشست هاي "نقد واقع بينانه، عدالت سياسي، انتخابات مجلس" بود كه اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي برگزار كرد.


به گزارش رجانيوز، دانشجويان حاضر در اين نشست، پرسش ها و شبهات خود را در مورد نوع نگاه جبهه پايداري به شرايط و مباني اصولگرايي، اتهام زني برخي جريان ها به اين جبهه مبني بر سكوت در مقابل انحراف، علت حمايت از رياست مجلس لاريجاني، تنازل براي وحدت، ليست جداگانه در انتخابات جواب داد كه متن اين پرسش و پاسخ ها را خبرنامه دانشجويان منتشر كرد. اين روزها در فضاي مطبوعاتي و رسانه اي از جمله فضاي مجازي بحث هاي مختلفي در رابطه با اصول گرايي و جبهه پايداري و انتخابات مجلس صورت مي گيرد مي خواهيم ببينيم نگاه جبهه پايداري چه نگاهي است؟ اصولاً درتخصص هاي مختلف و كارهاي مرتبط با آن، نسبت به مسائل ديني نگاه ها و توجهات در يك حد نيست، مثلا در رشته هاي فني مثل مهندسي عمران و... خيلي به موضوع نگاه دين مدارانه توجه نداريم يا در بعضي رشته ها مثل رشته هاي پزشكي خيلي به اينكه نقش دين در نيازهاي ما چيست، توجهي نداريم. اگر كسي بخواهد برجي بسازد به سراغ مهندسي متبحر مي رود، نه الزاما متدين. شايد در شرايط مساوي، مهندس دين دارتر را اگر حق الزحمه اش گران تر نباشد، انتخاب كنيم. همچنين، اگر شخصي نياز به جراح قلب داشته باشد، سعي مي كند بهترين جراح قلب قابل دسترسي را پيدا كند. ولي هرچه به سمت رشته هايي مي رويم كه علوم انساني در آن بيشتر مطرح است، دين مداري در آنها پررنگ تر مي شود؛ مثلاً در معماري به دليل اينكه بحث زيست، اسكان و آرامش انسان مطرح است نگاه دين جلب توجه مي كند. رعايت نكاتي مثل اندروني- بيروني يا رو به قبله بودن و... در روانشناسي هم همينطور. همين موضوع را در نظر بگيريم و برسيم به مباحثي كه به عنوان تكاليف فردي ما مطرح مي شود. از منظر اصول عقايد، در بحث تكاليف فردي هر شخص، توصيه دين اين است كه ما آن قدر مسلط به اصول عقايد باشيم كه بتوانيم خودمان استدلال كنيم و تقليد در اصول عقايد جايز نيست. يعني بايد در مسائل اصول عقايد كاملاً دين مدارانه برخورد كنيم و بتوانيم خودمان استدلال و اثبات كنيم. در تكاليف فردي و واجبات مثل نماز و روزه و جهاد و زكات و خمس و... كه از اهميت بالايي برخوردارند، بايد يا مجتهد باشي يا مقلد. وقتي مقلد باشيم، دنبال اين هستيم كه رساله ي مرجع تقليد خود را مو به مو عمل كنيم و در امور عبادات و تكاليف فردي -يعني در امور فقهي- انسان بايد يا شخصا مجتهد باشد و يا مقلد. حال ما كه عموما مقلد هستيم، واجب است كه احكام رساله را بلد باشيم تا مثلا يك فريضه اي مثل نماز را درست انجام بدهيم؛ از غسل و وضو گرفته (مقدمات نماز) تا خود نماز، چگونگي و ترتيب جزييات نماز، چگونگي و دقت در مخارج حروف، حتي توجه به مواردي كه واجب نيست و مستحب است، مثل قنوت و بعضي از اذكار مستحب، توجه به نماز يعني علاوه بر خواندن نماز به صورت صحيح با خواندن نماز ارتباط با خدا برقرار شود تا اين نماز ما را از فحشا و منكر باز دارد. در روزه و حج و خمس و زكات و... هم همين گونه است. حال مي رسيم به چيزي كه در اسلام از نماز هم مهم تر است و در شرايط عمومي، موضوع مهم بحث ولايت است. امام باقر(ع) مي فرمايند: "دين به پنج پايه استوار است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت" و در ادامه مي فرمايند: "براي چهار مورد ديگر به جز ولايت، رخصت و تخفيف قائل شدند ولي براي ولايت تخفيفي وجود ندارد"، يعني اينكه اگر شما مريض هستي، مي تواني نماز را نشسته بخواني، يا اگر مريضي، مي تواني روزه نگيري، اگر پول نداري زكات نمي دهي، اگر استطاعت نداري حج نمي روي، ولي ولايت اهل بيت(ع) واجب است و تخفيف بردار نيست و اين اهميت ولايت را مي رساند. مشابه اين روايت هم مي فرمايد كه شما به هيچ چيزي مانند ولايت توصيه نشده ايد؛ "لم يناد بشي كما نودي بالولاية"، يعني ما به اندازه ولايت در مورد هيچ چيز ديگري دعوت نشده ايم. بنابراين ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در شرايط عمومي، مهم تر از نماز، تبعيت از ولايت است. در شرايط فعلي كه حاكميت نظام اسلامي است، موضوع مهم حفظ نظام است؛ طبق فرموده امام(ره) و فرموده حضرت آقا در سالگرد رحلت امام(ره)، حفظ نظام اوجب واجبات است، نظامي كه در حال حاضر بر پايه ولايت است. وقتي در نماز حتي در مستحبات آن آن‎قدر دقت مي كنيم كه ببينيم خداوند و نبي او چه فرموده و دستور داده اند كه مانند آن عمل كنيم، مسلم است كه در حفظ نظام كه فريضه اي واجب تر است، بايد دقت بيشتري كنيم؛ هم براي انجام آن و هم براي چگونگي آن، يعني در مقدمات، نيات، جزئيات و... .ما در نماز مراقب هستيم كه همه چيز را رعايت كنيم، مخارج حروف را رعايت كنيم؛ خوب اين دقت ها براي چيست؟ مگر نه براي اينكه خدا از ما راضي باشد؟ حال كه ما اين همه توجه داريم، همان خدا و پيغمبر(ص) و همان ائمه(ع) به ما دستور داده اند كه ولايت مهم تر است. امام راحل كه اسلام را دوباره احيا كرد، فرمود كه حفظ نظام، اوجب واجبات است. حفظ نظام هم كار فرهنگي سياسي اي را كه شما انجام مي دهيد، نياز دارد و ارزش آن كمتر از نماز نيست. دشمن مي خواهد ما به اين جنبه مهم تر اسلام، كمتر توجه كنيم. ما نيز بايد اهميت اين موضوع را براي دوستان روشن كنيم تا مطابق تكليف مان عمل كنيم. چيزي كه الان براي جبهه پايداري مهم است، كار فرهنگي و سياسي اي است كه از نماز واجب تر است و بايد مرّ نظر ولي فقيه باشد. اگر ولايت نباشد، هر چيزي كه به عنوان فريضه است، مقبول واقع نمي شود. فرايض همه مثل جسم ما و ولايت مانند روح و جان در بدن است. اگر ولايت نباشد، اين چشم اين دست و پا و ديگر اعضاي بدن فاقد ارزش مي شود. اگر روح در بدن باشد، جسم ارزش دارد ولو اينكه اعضا ضعيف باشند. وقتي روح از بدن خارج شد، آن را زير خاك مي كنند، چون فساد و بوي نامطبوع اش همه را آزرده مي كند. بنابراين بدون ولايت، كارها مانند اين بدن مي ماند كه جان ندارد و فاقد ارزش مي شود و بوي نامطبوع اش همه را آزرده مي كند و بايد آن را زير خاك كرد. پس قبولي فرائض به شرط داشتن ولايت با مراتبش است، يعني ولايت الهي، ولايت نبوي، ولايت امام معصوم و در زمان غيبت ولايت فقيه. بنا بر همين اصل است كه امام خميني(ره) مي فرمايند: "ولايت فقيه همان ولايت رسول الله(ص) است." لذا ما در جبهه ي پايداري با اين نگاه به تكاليف اجتماعي مان شعارهايمان را تنظيم كرديم. وقتي كه مقام معظم رهبري در سالگرد حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) سه شاخص اصلي را براي مكتب امام معرفي كردند، ما ديديم كه در فرهنگ اسلامي، شاخص هاي اصلي با الهام از فرمايشات رهبري عبارت است از عقلانيت، معنويت و عدالت البته همه حول محور ولايت. لذا شعارمان را اين سه شاخص قرار داديم. منظور از عقلانيت اين است كه هر كاري مي كنيم، بر مبناي خرد و عقل باشد. درباره اين موضوع در قرآن ديده مي شود كه ما تبعيت كوركورانه نداريم و در اسلام تبعيت بر مبناي عقلانيت و بصيرت است و خداوند مي فرمايد: "قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني" (سوره يوسف آيه 108) يعني اي پيغمبر بگو من و آنهايي كه پيرو من هستند (يعني مؤمنين) دعوت مي كنيم به سوي خدا بر مبناي عقلانيت و بصيرت. در جاي ديگر امام علي(ع) مي فرمايد: "عقل محكم‎ترين پايه ها است." و در جايي ديگر مي فرمايند: "عقل پيام آور حق است" لذا شما كه مي خواهيد حق را به ديگران برسانيد، بايد بر مبناي عقل و بصيرت و همان روشي كه راه پيامبر(ص) هست، باشد. در جاي ديگر حضرت علي(ع) مي فرمايد: "ثمرة العقل الاستقامة" يعني ثمره و ميوه عقل و خردورزي، پايداري در راه خداست. مشكل اينجاست كه دوستاني داشتيم كه "قالوا ربنا الله" خوبي گفتند اما در استقامت شان مشكل پيدا كردند. اما چيزي كه براي ما اصيل است و اهميت دارد، گفتمان سوم تير يعني همان گفتمان انقلاب است، نه آن كسي كه پرچم گفتمان سه تير را بلند مي كند. تا روزي كه كسي پرچم را بلند كرد و در آن راه ماند، ما نيز حمايتش مي كنيم. به هيچ كدام ما تضميني تا آخر داده نشده و خداوند با هيچ كس تا روز آخر عقد اخوت نبسته است كه منحرف نشود. بنابراين اين نكته بايد مد نظر باشد كه در خردورزي و عقلانيت، پايداري نشان دهنده اين است كه شما عقلانيت را به درجه اي رسانده ايد كه ميوه اش به دست آمده است و عقلانيت تاكيد بر پايداري در سير الي الله دارد. كلمه پايداري جبهه ي پايداري هم به خاطر اين توصيه است كه ما قصد داريم انشاء الله در اين مسير پايدار بمانيم. شاخص ديگر مكتب امام(ره) معنويت است؛ معنويت به معناي ضرورت وجود روح در بدن است كه اگر روح در بدن نباشد، آن بدن بايد دفن شود چون فساد و بوي آن همه را آزرده مي كند. معنويت در مكتب امام(ره) يعني هر چيزي اعم از انديشه، گفتار و كردار بايد با ملاحظه رضاي خدا و نيت قرب خدا باشد وگرنه فاقد ارزش است. خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: "الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر" (سوره حج آيه 41) يعني آنهايي كه هرگاه قدرت و توانايي در روزي زمين به آنها داديم، نماز را برپا مي دارند و زكات مي دهند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند. اين آيه به دنبال آيه ي "ولينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز" آمده است يعني اينها كساني هستند كه خداوند را ياري مي كنند و خداوند هم ايشان را ياري مي كند. بنابراين اگر خداوند به اين افراد توانايي و قدرت دهد، اقامه نماز مي كنند، زكات مي دهند و... اين يعني معنويت و همه كارها را در جهت قرب الي الله و در راه خدا مي كند. شاخص ديگر مكتب امام(ره) و فرهنگ اسلامي، عدالت است. امام علي(ع) مي فرمايد: عدل پايه و شالوده اي است كه بنياد هستي بر آن استوار است. در جاي ديگر مي فرمايند: "هيچ چيز مانند عدالت، شهرها را آباد نمي كند" كه به همان حكومتداري بر مي گردد. عدالت هم يك شاخص براي سنجش است تا ببينيم چه كسي به مكتب امام و يا به عبارتي به فرهنگ اسلامي نزديك تر است. خود حضرت حجت(عج) وقتي ظهور مي كنند، براي برپايي عدالت و قسط است و اين اهميت عدالت را مي رساند. خداوند در قرآن مي فرمايد: "قل امر ربي بالقسط" (سوره اعراف آيه 29) يعني بگو پروردگارم مرا به قسط و عدالت دستور داده است و در جاي ديگر مي فرمايد "يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين لله شهدا بالقسط"(سوره مائده آيه 8) و... تمام اين سه شاخص حول محور ولايت معني دارد. يعني اگر اين روح در اين كالبد نباشد، بايد در قبر مدفون شود. آنهايي كه مي گويند ما عدالت را برپا مي كنيم، خردورزانه عمل مي كنيم و مي گويند كه ما معنويت داريم ولي راه هاي انحرافي را مي روند، در هر سه شاخص مشكل شان ولايت است. هر كاري در حيطه خارج از ولايت فقيه در زمان غيبت، حبط و نابود است. جبهه ي پايداري در صدد ايجاد فضاي فرهنگي و سياسي مناسب جهت حاكميت گفتمان انقلاب اسلامي يعني گفتمان امام و مكتب امام و فرامين مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي(مدظله) به احسن وجه است. از خداوند تبارك و تعالي مسئلت داريم كه همه ما را در اين مسير در راه پياده كردن، بسط دادن و حاكميت گفتمان انقلاب اسلامي پايدار فرمايد. زماني كه جبهه پايداري انقلاب اسلامي شكل گرفت، اعضاي اين جبهه سه شرط را به عنوان مرزبندي ذكر كردند يعني مرزبندي با فتنه، جريان انحرافي و ساكتين فتنه. اما اكنون برخي افرادي كه احيانا در مظان اين سه شرط هستند و به عنوان ساكتين فتنه شناخته شده اند، جنابعالي و دوستان شما را به ساكتين انحراف متهم مي كنند. آيا شما در برابر انحراف سكوت كرديد؟ البته اول بهتر است يادآوري كنم كه سه شاخص و مرزبندي عبارت بود از مرزبندي با جريان فتنه، مرزبندي با جريان انحراف و ولايتمداري كامل. جبهه پايداري به اين صورت نيست كه عضو گيري خاصي داشته باشد بلكه هركسي اين گفتمان را قبول داشته باشد، ولو اينكه در هر گروهي هم باشد، ما او را از خودمان مي دانيم. يعني جبهه پايداري يك حزب نيست، يك جريان گفتماني است. البته يك عده موسس اين جبهه بوده اند كه بحثش جداست اما به اين معني نيست كه به صورت فردي عضو گيري كند و بعد از ميان اين افراد، يك عده را به عنوان نماينده مجلس معرفي كند؛ نه اين طور نيست براي ما ملاك ها مهم است. در اين فضا مي بينيم از سال 88 تاكنون، مقام معظم رهبري فقط سال 88 و دو سه ماه اول درمورد فتنه صحبت نكرده اند، بلكه در هر برهه اي كه سخنراني مهمي دارند، بر اين موضوع فتنه، اشاراتي دارند. اين اهميت فتنه را نشان مي دهد و ما نبايد از موضوع فتنه غافل شويم. جبهه پايداري يكي از نكاتي كه بر آن تاكيد دارد مسئله مرزبندي ها با فتنه و ساكتين فتنه است و البته برخي خوش شان نمي آيد و مي گويند فتنه تمام شده است و ديگر به آن چه كار داريم؟ ولي بحث فتنه تمام نشده است. بياييد فرض كنيم يك بيماري داريم كه اين بيمار مثلا سرطان داشته باشد و هم زمان با سرطان بيماري ام اس هم بگيرد، حالا به خاطر ام اس كه نمي شود از سرطان غافل شد! البته از بيماري دوم هم نبايد غافل شد و دارويي را كه لازم است بايد مصرف كرد. اينكه مقام معظم رهبري فرمودند بايد اصلي و فرعي كرد، از سر همين مسئله است. از نظر ما هم فتنه خطرناك است هم انحراف ولي ما به خاطر انحراف اجازه نمي دهيم كه فتنه فراموش شود. استرتژي آنهايي كه جزو ساكتين در فتنه بودند اين است كه ما را به ساكتين در برابر انحراف متهم كنند ولي اگر ما جز ساكتين انحراف بوديم، پس چرا الان در خارج از مجموعه و جز مغضوبين هستيم؟ ببينيد آنهايي كه در جريان ماجرا هستند، خودشان بهتر مي دانند اعضاي جبهه پايداري از اولين روزهايي كه اين موضوع انحراف پديدار شد، نه امروز و ديروز و چند ماه پيش، بلكه از چند سال پيش جلوي اين جريان انحرافي ايستادند. موارد متعددي دارد. به عنوان مثالي كه در رسانه ها هم مطرح شده، نماينده دولت در مجلس، يك چك هايي در بين برخي نمايندگان مجلس پخش مي كرد، براي اينكه در حوزه انتخابيه خودش خرج كند. تنها كسي كه در واكنش به اين موضوع يك سيلي محكم به گوش نماينده دولت گذاشت، آقاي زارعي از اعضاي جبهه پايداري بود كه البته آن فرد از آقاي زارعي شكايت كرد و وي به دادگاه رفت براي اينكه معتقد بود اين گفتمان و گفتمان 3 تير اين چيزها را ندارد. اين براي چند سال پيش است و موضوع جديدي نيست. از كساني كه در دولت هستند، بپرسيد كه وقتي در دولت ماجراي مكتب ايراني و منشور كوروش و... پيش آمد، چه كساني بلكه تنها چه كساني بودند كه درمقابل اينها ايستادند و استدلال كردند و فرمايش حضرت امام را به عنوان سند آوردند؟ كسي نبود جز اعضاي جبهه پايداري. البته استراتژي افرادي كه در فتنه ساكت بودند، اين است كه به جاي عذرخواهي از عملكردشان و جبران گذشته شان، به اعضاي جبهه پايداري بگويند كه شما هم ساكتين انحراف هستيد، در حالي كه اعضاي جبهه پايداري بيشترين مقابله را با جريان انحرافي داشتند و هزينه اش را هم پرداخت كردند. اگر بحث خوردن و بردن باشد كه دست شان همگي در يك كاسه است. فتنه و انحراف سرانجام شان يكي است. هر كس كه در مسير ولايت و گفتمان انقلاب نباشد، به نوعي با هم ديگر معامله مي كنند و در اصل ناخوشايندي آنها از اين است كه ما در جبهه پايداري اهل معامله با انحراف و فتنه نيستيم. شما ببينيد در سايت ها از جريان انحرافي تا ساكتين فتنه و اصحاب فتنه و ضد انقلاب خارج از كشور همگي با يك رويكرد واحد در صدد تخريب جبهه پايداري هستند و حتي بعضي از گروه هايي كه نسبتاً اصولگرا هستند، به خاطر نگاه حزبي فقط شايعات و شائبه ها را عليه جبهه پايداري در رسانه هاي خودشان مطرح مي كنند و اخبار مثبت جبهه مانند بيانيه ها و پاسخ به شايعات را سانسور مي كنند. بنابراين هيچ كس به اندازه دوستان جبهه و در راس آن حضرت آيت الله مصباح و حضرت آيت الله خوشوقت كه هدايت گر معنوي اين جريان هستند، در مقابل انحراف نايستاده و اعلام موضع نكرده است. اشراف و شناخت اين بزرگواران از انحراف و اعلام مواضع صريح شان بيانگر موضع جبهه پايداري است و اعضاي جبهه نه تنها ساكت نبودند، بلكه بيشترين مقابله را در برابر جريان انحرافي داشته اند و اين موضع گيري ها حتي در بيانيه اعلام موجوديت و بيانيه دوم جبهه نيز كاملا مشهود است. سوالي در خصوص آقاي لاريجاني مطرح است اينكه عملكرد آقاي لاريجاني سوالات بسياري در خصوص او پديد آورد اما برخي اعضاي حاضر در كميته موسوم به 8+7 اين مسئله را مطرح مي كنند كه شما كه لاريجاني را رئيس مجلس كرديد، الان نمي توانيد عملكرد وي را نقد كنيد و حالا در مقام منتقد ظاهر شده ايد. آيا شما آقاي لاريجاني را رئيس مجلس كرديد؟ پاسخ شما چيست؟ اين سوال مسئله اي است كه برخي در جهت تخريب جبهه پايداري مطرح مي كنند. ببينيد ميزان براي ما حال فعلي افراد است البته اين به اين معني نيست كه اگر كسي انحرافي داشت، يا در فتنه بد عمل كرده و مردود بود، بگوييم الان او را مساوي كسي كه در مقابل فتنه ايستاد، قرار بدهيم. نه اين هم عرض و هم وزن آن نيست ولي اگر كسي توبه كند ما توبه را براي كسي كه در فتنه بوده يا ساكت بوده است قابل قبول مي دانيم ولي هم وزن كسي كه در فتنه با بصيرت و محكم عمل كرده قرار نمي دهيم. اين سوال شما دو فرض دارد. در فرض اول؛ در نظر بگيريم كه دوستان ما آقاي لاريجاني را رييس مجلس كرده باشند كه به طور قطع بنده جزو آنها نبودم و نظر مخالف خود را به آقاي احمدي نژاد هم عرض كرده بودم و ايشان در جريان بود و الان با صراحت عرض مي كنم ولي فرض كنيد كه بنده يا يكي از دوستان ما با استدلالي به اين نتيجه رسيده باشد، خوب وقتي كه عملكرد ايشان را در جريان فتنه ديدند، آن را اعلام مي كنند و نظرشان تغيير مي كند و اين توصيه اسلام است. ببينيد اگر ملاك وضع قبلي افراد باشد و نه وضع فعلي شان در اين صورت كه از آقاي لاريجاني نزديك تر به دوستان ما، آقاي احمدي نژاد بود! بالاخره خداوند با آزمايش ها و فتنه ها آزمايش مي كند و امتحان مي گيرد. آقاي لاريجاني در زمان رياست صدا و سيما خدمات خوبي كرد و ما قدردان اين زحمات هستيم؛ بنده و آقاي لاريجاني 22 سال پيش هم زمان در يك وزارت خانه، معاون وزير و رفيق بوده و هستيم اما به اين معني نيست كه مواضع او را در جريان فتنه تاييد كنم. پس اين كه مي فرمايند بعضي آقاي لاريجاني را تاييد كرده اند، خب هر جا كه ببينند خلاف آن تاييد اثبات شد، درستش اين است كه از نظرشان برگردند كه برگشتند. اما فرض دوم اين است كه چون دولت از رياست آقاي لاريجاني دفاع كرد -كه اين موضوع صحت دارد- لذا تصور غلط ايجاد شد كه اين موضع تمام افراد داخل دولت است كه اين غلط است و بعضي از افراد دولت موافق رياست ايشان نبودند كه اعضاي جبهه پايداري كه در دولت بودند، از اين دست هستند. تصوري مطرح است و آن اينكه اگر وحدتي بين اصولگرايان به سبب حضور نيافتن جبهه پايداري به وجود نيايد، اين وحدت نكردن و اجماع نداشتن در نهايت به نفع جريان انحرافي و فتنه است؟ ما حتما وحدت را مهم مي دانيم، حتما استراتژي جبهه پايداري وحدت است و به سمت وحدت هم پيش مي رويم، اما بايد منظور از وحدت روشن شود. صرف كلمه وحدت، ارزش آفرين نيست، بلكه بايد حبل الهي ملاك وحدت باشد نه هر ريسماني؛ همچنان كه خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا". بنايراين ما در وحدت آن مرزبندي ها را مي گوييم بايد ملاك باشد و اگر نباشد، نتيجه كار اين خواهد شد كه حزب اللهي هايي كه به اصولگراها رويكرد مثبت داشتند، به آن ليست اعتماد نكنند؛ اگر در 7+8 افرادي باشند كه در فتنه موفق نبودند و برخلاف منويات رهبري عمل كردند، مردود شدند و با گفته ها و تشويق ها و پيغام دادن ها و بعضي ها هم با سكوت شان پازل دشمن را كامل كردند، اينها اعتماد مردم را جلب نمي كنند تا مردم به آن ليستي كه توسط اين افراد در مركزيت وحدت اصولگرايان قرار گرفتند، اعتماد كنند و به آن ليست راي بدهند لذا ما مي گوييم كه نبايد بزرگان مان را براي چيزي كه نتيجه عكس مي دهد، هزينه كنيم؛ ولي از طرف ديگر هم بر اين هستيم كه آن منشوري كه خود اين عزيزان قبول دارند و نوشته اند و ما هم قبول داريم و البته قابل ارتقا و تكميل مي دانيم اما ما به همان مقدار هم قبول داريم تا به همان مقدار هم عمل كنند، مي بينيم كه بر طبق همان هم برخي از اين كساني كه در 7+8 هستند، نمي توانند در آن جا حضور داشته باشند و اين اصلاحات ان شا الله صورت بگيرد تا وحدت طوري حاصل شود كه از درونش پيروزي اصولگراها در آيد اگر هم پيروزي ظاهري در نيايد مهم نيست، چرا مهم نيست؟ چون "احدي الحسنين" است، ما به دنبال عمل به تكليفيم نه نتيجه؛ ما به دنبال نتيجه نيستيم، نتيجه دست خداست "ما رميت اذا رميت و لكن الله رمي" او صلاح مي داند كه چه شود. ولي اگر به تكليف عمل نكنيم، هرچند در عمل ظاهرا پيروز شده باشيم اما در باطن چه؟ اگر فقط ظاهر اصولگرايي باشد و باطن چيز ديگري باشد، مثل دولت سازندگي و يا اصولگراهايي مي شود كه در فتنه مردود شدند. مگر چه فرقي بين به اصطلاح اصلاحات و سازندگي بود؟ باطنش اين مي شود. مگر عملكرد دولت سازندگي باعث نشد كه اصلاحات (آمريكايي) پيروز شود؟ يعني در نهايت به ضرر اصولگرايي مي شود. پيروزي ما در عمل كردن به تكليف است. تشكيل جبهه پايداري قوت قلبي براي دوستداران انقلاب بود اما به نظر مي رسد كه عقلانيت ايجاب مي كند كه به سمت وحدت در اصول گرايان برويم. به نظر شما بهتر نيست كه براي نتيجه مطلوب به سمت وحدت اصوالگرايان برويم؛ چه اينكه حتي حضرت علي(ع) هم براي اين مسئله از حق مسلم خود گذشته اند؟ عرض كردم جبهه پايداري حزب نيست؛ ما به دنبال اين نيستيم كه بگوييم افرادي كه در ليست قرار مي گيرند، چند نفر از ما باشند. ما به دنبال اين هستيم كه افرادي كه در ليست هستند، بايد اين مرزبندي ها و شاخصه ها را در آن ها لحاظ شده باشند تا مورد تائيد جبهه باشند ولو اينكه يك نفر هم از ما نباشد. واقعا بايد ببينيم ولي فقيه چه مي گويد؟ هيچ كسي نبايد ديدگاه ها و نظرات شخصي خود را در رابطه با انتخابات و 8+7 به مقام معظم رهبري نسبت دهد و نبايد برخي براي تشكل خاصي از رهبر معظم انقلاب مايه بگذارند؛ ولي در اين كه وحدت، دغدغه تمام مومنين و شخص مقام معظم رهبري است، ترديدي نيست. پس اينها را بايد از هم جدا كنيم. بعضي ها از بس كه حرفي براي گفتن ندارند، مي گويند جبهه پايداري سهم خواهي مي كند. ما چه سهم خواهي اي مي كنيم؟ ما مي گوييم رهبري فرمودند كه قوا در انتخابات دخالت نكنند و احترام انتخابات را داشته باشند، خب اگر يكي از رؤساي قوا يك نماينده داشته باشد، رؤساي قواي ديگر هم مي توانند مدعي داشتن نماينده باشند و اين درست نيست. ما روي اين موضع مقام معظم رهبري تاكيد داريم و از اين اصل كوتاه نمي آييم؛ شايد از افراد كوتاه بياييم و بگذريم، شايد از ترجيحات كوتاه بياييم اما از مواضع رهبري و منويات ايشان و از اصول كوتاه نمي آييم. در دوره قبل، قرار اين بود كه غير از جبهه متحد كسي ليست ندهد و يكي از اعضاي 6+5 بنده حقير بودم. شش نفر به عنوان اجرايي داشتيم و پنج نفر كه با اجماع شش نفر براي حكميت انتخاب شده بودند؛ حكم يعني داور و داور دعواي بين آن هايي را كه اختلاف دارند، حل مي كند. منتهي داور بايد مرضي الاطراف باشد نه اينكه اول هفت نفر به عنوان داور انتخاب شود، بعد بيايند و بگويند نفرات دعوا را تعيين كنيم، به نظر شما جالب نيست؟ حتما هست! يعني چند نفر اول به عنوان حكم تعيين شوند، بعد اضلاع را تعريف كنند، در حالي كه اين اضلاع بايد حَكَم را تعيين كنند، چون مي خواهند به حُكم آن ها پايبند باشند. اين مسئله در 6+5 اتفاق افتاد و با اجماع سه ضلع پنج نفر را به عنوان حَكَم انتخاب كردند. مطلب ديگر ينكه در آن دوره گفته شد كه ليست ديگري ارائه نشود اما برخي از اين آقايان كه شخصا در 8+7 نماينده دارند، آمدند و ليست اصولگرايان فراگير را در مقابل ليست جبهه متحد اصولگرايان ارائه دادند. مطلب ديگر اينكه، اين ها كه در جريان فتنه موفق نبودند، مردود شدند يا ساكت بودند، آيا به عنوان يك معلم شما براي اين سه غلط فرد را تشويق مي كنيد يا تنبيه؟ يعني دو نفر الان اضافه شده اند به صورت تكي و نه از اضلاع نه گروه ها و نه جريان ها كه در 5+6 گذشته نبودند، از آن موقع تا حالا سه مورد ابتلا پيش آمده و آنها رفوزه شده اند، حالا بگوييم بياييد شما را تشويق كنيم و به شما سهم ويژه بدهيم! اينكه جبهه پايداري در معرض فحش، ناسزا و انواع تهمت ها قرار مي گيرد، به خاطر اين است كه ما در مواردي كه نظر حضرت آقاست، پايداري مي كنيم و نظر ايشان هرچه بود ما مطابق آن عمل خواهيم كرد. تا به حال هم به تناسب مواضعي كه داشتيم، سعي كرديم كه بر خلاف طرف مقابل نظري نگوييم كه وحدت را خدشه دار كند. ما با اين آقايان يعني با اين هفت نفر جلسه داشتيم، بعد از جلسه از ما خواستند مطالب جلسه را به خاطر اينكه بعضي از دوستان كميته هفت نفره حرف هايي را گفتند و فضاي جلسه را خراب كردند و ما نتيجه نگرفته ايم، شما ديگر اين ها را طرح نكنيد، چون موجب خدشه وارد شدن به وحدت مي شود و شما چيزي نگوييد و ما هم گفتيم چشم. بعد مي بينيم كه يكي از آقايان آمده و بر خلاف واقع، اخباري را منتشر كرد. خب باز هم ما چيزي نگفتيم كه اين مسائل چطور بوده است. اگر بخواهيم بگوييم يك جمله كافي است كه نوار مذاكرات آن جلسه را منتشر كنند و ببينند چيزي خلاف وحدت گفته ايم يا نه؟ استدال قوي تر از اين هست؟ مردم خود قضاوت مي كنند. به هر حال ما عرض كرديم به تكليف مان مطابق شرايط و فرمايشات مقام معظم رهبري عمل خواهيم كرد. البته ما تلاش هاي همه عزيزان در جهت وحدت را ارج مي نهيم و حضرات آيات مهدوي كني و يزدي را از استوانه هاي انقلاب و فقيهاني دلسوز و مجاهد مي دانيم. همه اعضا جبهه پايداري از ارادتمندان واقعي اين حضرات هستند و براي سلامتي و توفيق بيشترشان دعاگو هستند و قدردان زحمات سروران. اگر 7+8 ليستي دهد كه آقاي باهنر و امثال ايشان در آن باشد، چه مي كنيد؟ ما مطابق تكليف عمل مي كنيم، مي خواهيم كاري كنيم فضا براي پياده شدن نظر مقام معظم رهبري فراهم شود نه كه هرجا از سخن رهبري خوش مان آمد، از ايشان مايه بگذاريم و آنجايي كه خوش مان نيامد، فرافكني كنيم. ان شاء الله مطابق جمع بندي آن موقع اقدام مي كنيم. آيا جنس "جبهه ي پايداري" با "رايحه ي خوش خدمت" متفاوت است و براي جلوگيري از انحراف در آينده چه كار مي كنيد؟ "رايحه ي خوش خدمت" دوستاني بودند كه در انتخابات قبلي طرف دار دولت بودند و عمل كردند. بعد از يك سري قضايا يك عده بر گفتمان 3 تير باقي ماندند و بعضي نماندند. البته از 3 تير تاكنون رويش ها بيش تر از ريزش هاست، چون ملاك ما افراد نيستند، بلكه ملاك گفتمان 3 تير است. وقتي مطالبات دانشجويي را مي بينيم، مي فهميم رويش ها خيلي بالاست. تلاشمان در جبهه پايداري اين است به هيچ وجه صرفا انتخاباتي نگاه نكنيم. هيچ كسي اعم از اعضاي جبهه پايداري هم مصون از شر شيطان نيست؛ همچنان كه در قرآن آمده است: "ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربي" البته عمل جبهه زير نظر حضرات آيات و تحت هدايت معنوي آن ها جبهه را كم تر در معرض آسيب هاي شيطاني قرار مي دهد و دوستان همديگر را در جبهه به حق و صبر دعوت مي كنند. شما هم هر كجا خطا ديديد، فورا تذكر و اخطار بدهيد. اميدواريم همان طور كه سفارش بزرگان است، دوستان جبهه پايداري با توسل روزانه در صدد جلب هر چه بيشتر رضاي الهي و ائمه اطهار (عليهم السلام) و نائب امام زمان(عج)، مقام معظم رهبري (ادام الله ظله العالي) برآيند.
متن
نام : حسن
نام خانوادگي : ستارزاده
شرح : حرف حساب ميزنه بخدا....چرا بجاي جواب دادن كولي بازي در ميارند؟؟؟
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري در واكتش به قرار گرفتن سپاه در ليست تروريستي از سوي آمريكا
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت چهل سالگي انقلاب اسلامي
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت نهمين سالگرد حماسه نهم دي