یکشنبه 10 مرداد 1400
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
ضرورت تحول در حكمراني شهري براي داشتن شهري «عدالت‌محور»
 
 
تشريح سازوكار و ۱۰ شاخص پايداري براي انتخابات ۱۴۰۰‌/ معرفي اصلحي كه امكان راي آوري نداشته باشد كار لغوي است
 
 
بيان شفاف آراء و مواضع مهم‌ترين رويكردي است كه انقلاب اسلامي بدان عامل است
 
 
رئيس دولت سيزدهم بايد رئيس جمهور فراموش شدگان باشد/مدل چهار مرحله‌اي وفاق را براي رسيدن به گزينه مشترك دنبال مي‌كنيم
 
 
ماجراي غسال آيت الله مصباح؛ برادرانه با آقاي توكلي
 
 
حالا كه خيال منتقدان و اتهام‌زنان از رفتن آيت‌الله مصباح راحت شده آثار و نظريات او را بخوانند/ ايشان جراح غده‌هاي بدخيم و پيچيده در تحريف دين بود
 
 
مرد اول بزنگاه‌هاي نظري، سياسي و اجتماعي
 
 
پيام تسليت جبهه پايداري انقلاب اسلامي در پي ارتحال جانسوز حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (رحمت‌الله عليه)
 
 
بيانيه جبهه پايداري در رابطه با اظهارات رييس جمهور در خصوص برگزاري رفراندوم
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 سيدمجيد حسيني:
 از كرباسچي تا حناچي همگي شهر را تجاري‌سازي كردند
تاريخ  :  1400/03/19

دستگيري‌هاي متعدد مديران شهري، تعليق مديريت شهري در شهرهاي مختلف كشور، از بين رفتن زيست شهري و تغيير در اكوسيستم شهرها و... همه ماحصل همين انتخاب‌هايي است كه گاه بدون ذره‌اي حساسيت و صرفا از سر رفع مسئوليت انجام مي‌دهيم و بعد هم حسابي مطالبه‌گر و مدعي از نحوه مديريت اينها هستيم.


پيرو تشريح و تحليل وضعيت مديريت شهري و ارائه راهكار براي حركت در مسير وضعيت مطلوب با سيدمجيد حسيني، جامعه‌شناس و عضو هيات‌علمي دانشگاه تهران گفت‌وگوي مفصلي صورت گرفته كه متن آن به شرح ذيل مي باشد:

مديريت شهري فعلي در ابتداي مسير مديريت دوسوم شهروندان را حذف مي‌كند

حسيني از اعضاي ليست ائتلاف بزرگ براي مردم ابتدا به شرح وضعيت موجود پرداخت و در ارتباط با مديريت شهري در ايران و خصوصا تهران گفت: «مشخصا از بعد جنگ رويكردي در مديريت شهري حاكم شده كه از نظر من اين رويكرد را حتي در كشورهاي غربي كنار گذاشتند، يعني تقريبا در ۱۰۰سال اخير در غرب حاكم نيست. رويكرد اين است كه توسعه شهري را توسعه اتوبان‌ها، پل‌ها، تونل‌ها و امثالهم تلقي مي‌كند. به‌خاطر اين نگاه به توسعه شهري آنچه را بافت اجتماعي اين شهر است، به‌هم مي‌زند. اولويت را به اين مي‌دهد كه اين پل‌ها و تونل‌ها بايد ساخته شود، پس براي اينكه اينها خواسته و ساخته شوند بايد درآمدزايي كرد. درست است كه ظاهرا مساله پل‌ها و تونل‌ها و ساخت‌وساز وجود دارد اما في‌الواقع مساله اصلي درآمدزايي است، يعني در رويكرد نخست دائما شهر فروش مي‌رود، مجوز براي برج‌هاي تجاري داده مي‌شود و باغ‌ها تخريب و اماكن عمومي خصوصي مي‌شوند، ظاهرا براي اينكه پل‌ها، تونل‌ها و اتوبان‌ها ساخته شوند اما مساله اصلي درآمد است. در اين ايده شهر يك محيطي براي حركت سواره است، يعني ما دائما بايد گره‌هاي حركت سواره و ماشين را باز كنيم. حركت ساكنان و غيرساكنان كه در اين شهر هستند بايد دائما سرعت يابد. سر چهارراه باز و رمپ ايجاد شود و... . خلاصه راه اين ماشين بايد باز شود. وقتي اين اتفاقات قرار است بيفتد و عملا دوسوم شهر ماشين ندارند، يعني از نقطه ابتداي ايده در خدمت دوسوم شهر نيستيد و ايده اصلي توسعه شهري براي يك‌سوم شهر است. آن دوسوم الباقي كه ماشين ندارند براي حمل‌ونقل عمومي هستند. حمل‌ونقل عمومي در حجم عظيم ماشين و اتوبان و افزايش تقاضا براي ماشين –هر ميزان اتوبان باشد افزايش ماشين هم وجود دارد- عملا دوسوم از مردم هدف توسعه شهري نيستند. قرار نيست براي اينها كاري شود. اتوبان‌ها و بزرگراه‌ها تاريخ شهر را مي‌شكافند، از روي خاطرات شهري عبور مي‌كنند. ميداني در آن داشتيد كه در پاريس انقلاب شده است و هنوز سرجاي خود است ولي يك ميدان شهدا در مشهد داشتيد كه در آن انقلاب كرديد ولي الان وجود ندارد. جاي آن الان زيرگذر ساختند. پاريس ۱۰۰ سال است فهميده نبايد آن ميدان را دست بزند، ولي ما به‌طرز وحشيانه‌اي به خاطرات و درحقيقت به امر اجتماعي حمله مي‌كنيم و به‌طرز بيرحمانه‌اي خاطرات مردم را از خيابان‌ها عوض مي‌كنيم و اسم خيابان‌ها را تغيير مي‌دهيم. مردم ۴۰ سال است به اينجا ميدان كاج مي‌گويند، توجه نمي‌كنيد مردم به اين ميدان چه مي‌گويند و آن را تغيير مي‌دهيد. تهران با يك قرن وقفه الگوي توسعه برخي شهرهاي غربي را به‌كار گرفته است. همه شهرهاي غربي هم حتي به اين سمت نرفتند. لندن ۵۰۰ سال است بدون تغيير مانده. در ليسبون اگر بخواهيد خانه‌اي را بازسازي كنيد حق نمي‌دهند نما را بكنيد، بلكه بايد پشت نما را بريزيد و پشت آن را همان مقدار بسازيد. اجازه نداريد دوطبقه را چهارطبقه كنيد؛ اين معنا ندارد. نماي شهر براي مردم است. درحالي‌كه اينجا از طريق فروش امر عمومي شهر را اداره مي‌كنند. از اين نظر توسعه شهري در اين رويكرد اول چيزي جز كار انداختن سرمايه در شهر نيست.»

توسعه شهري درخدمت افزايش سرمايه‌دارها

حسيني ادامه داد: «كشور يك سرمايه‌دار مالي دارد كه بايد پول خود را جايي ببرد كه بيشترين سود را داشته باشد. به‌تعبير دقيق آن پول خود را از كارخانه به شهر آورده است. به همين دليل حالا ما شهروندان، كارگر هستيم؛ كارگر اين سرمايه‌داري مسكن. كشور پول دارد و مي‌تواند به كارخانه ببرد و توليد را راه بيندازد و اين كار را نمي‌كند، بلكه به شهر مي‌آورد و دوطبقه را چهارطبقه مي‌كند و با دلالي گران مي‌كند و مي‌فروشد. طرفدار اقتصاد نوكلاسيك مي‌گويند اين توليد است يعني در آن هزار اشتغال توليد مي‌شود اما فراموش مي‌كنند اين گران‌سازي است. اين خصوصي كردن امر عمومي است، وقتي دو طبقه را چهارطبقه مي‌كنيد و شهرداري ۵ درصد سود اين چهارطبقه را از شما تحت‌عنوان تراكم مي‌گيرد، ۹۵ درصد به جيب بساز و بفروش مي‌رود. اين هوا براي مردم است و اگر به سرمايه‌دار مي‌دهيد بايد كل پول آن را بگيريد، چرا ۵ درصد را مي‌گيريد؟ اگر سرمايه‌دار در زعفرانيه طبقه‌اي ۲۰۰ميليارد سود مي‌كند كل آن پول را بايد به شهر بدهيد. چرا پنج ميليارد به شهر مي‌دهيد؟ چون اين نگاه از توسعه شهري دائما در خدمت اين است كه اين سرمايه‌دار زياد شود. در جهان نوليبرال -الگويي كه در برخي كشورهاي غربي وجود داشته است- يكي از الگوهاي تكراري همين است كه سرمايه را حوزه مسكن ببريد. اينكه مسكن دوطبقه‌اي را دوباره دوطبقه‌اي بسازيد سودي ندارد، آن هم بدون تغيير نما. مسكن زماني سود دارد كه دوطبقه را ۲۰طبقه كنيد، ۱۰طبقه را با قانون بسازيد و ۱۰طبقه را هم رشوه بدهيد و بسازيد. اتفاقا اصل سود همان شود كه رشوه داديد يا به كميسيون ماده ۵ پول داديد. كم‌كم شهر آنقدر در خدمت سرمايه و ثروتمند قرار مي‌گيرد كه تخلف يعني كميسيون ماده ۵ بخشي از امكان اداره شهر مي‌شود، يعني اگر شوراي شهر تخلف نكند شهر اداره نمي‌شود. شهر با آن نگاهي كه اينها بيان مي‌كنند. با ۶۰ هزار كارمندي كه گرفتند و مي‌خواهند شهر را پول و تونل بسازند و باز دائما كارمندان كارها را به بخش خصوصي برون‌سپاري مي‌كنند و پيمانكار مي‌گيرند. در اين فرآيند وقتي سرمايه به شهر هجوم مي‌آورد چه اتفاقي مي‌افتد؟ زمين‌ها از ساكنان قديمي سلب مالكيت مي‌شوند. اول با قيمت ارزان در منطقه ۵ مي‌خرند. در هرندي و... هم ملت متري ۱۰ تومان مي‌خرند. ابتدا فعاليت مي‌كنند اما آنجا برج مي‌سازند و تراكم مي‌خرند و قيمت را ۱۰۰ برابر مي‌كنند. به‌تدريج ساكنان قديمي چون زمين‌ها را فروختند از شهر اخراج مي‌شوند و به حومه‌هاي شهري مي‌روند. آن زمان شاهد هستيد كنار شهر هشت‌ميليوني تهران قلعه‌حسن‌خان ۷۰۰ هزار نفري كه از يزد بزرگ‌تر است، شكل مي‌گيرد. اين حاشيه‌نشيني شهري از يك استان بزرگ‌تر است. ساكنان قديمي آرام‌آرام به حومه رانده مي‌شوند و در شهر اشرافي‌سازي اتفاق مي‌افتد.»

تهران، چيزي شبيه نيويورك در مساله شكاف اجتماعي

عضو هيات‌علمي دانشگاه تهران در ارتباط با سكونت و رفت‌وآمد شهروندان به حومه شهرها، خصوصا در كلانشهر تهران گفت: «حومه‌ها تبديل به مركز كارگراني مي‌شوند كه بايد در كارخانه كار مي‌كردند اما الان در شهر خدمات مي‌دهند. مجتمع‌هاي مسكوني بدون خدمات عمومي مانند مدرسه، مسجد و... اطراف شهرهاي بزرگ شكل مي‌گيرند. حجم وسيعي از مجتمع‌هاي مسكوني بدون خدمات و بي‌كيفيت اطراف تهران ساخته شده كه براي كارگران شهري است. هر صبح اين كارگران را از حومه‌ها جمع مي‌كنند و به تهران مي‌آورند. اتوبان كرج چرا هر صبح و هر بعد‌از‌ظهر داراي ترافيك شديد است؟ چون كاركرد اتوبان در اين نظم اين است كه كارگر بياورد. اسم اينها ظاهرا كارگر نيست ولي همگي كارگران سرمايه شهري هستند. اين سرمايه شهري حاضر نيست پول مسكن داشتن اينها رادر شهرها پرداخت كند، پس اينها بايد به حومه بروند و چون تهران گران مي‌شود حومه هم گران مي‌شود و بايد اينها حومه‌تر بروند، يعني اگر سال قبل با يك ساعت فاصله به تهران مي‌رسيد، سال جديد با دو ساعت فاصله به تهران مي‌رسيد. جالب است كه شبيه الگوي ۱۰۰ سال قبل نيويورك است. نيويورك را مي‌گويند دو ساعت دارد؛ ساعتي كه كارگران به شهر مي‌آيند كه معمولا چهار تا پنج صبح بايد حركت كنند و به شهر برسند و شهر را گرم كنند و ديگري ساعت هشت است كه وال‌استريتي‌ها، منهتني‌ها، بورسي‌ها، بانكي‌ها و دانشگاهي‌ها به شهر مي‌آيند. بعد‌از‌ظهر‌ها هم اين چنين است كه ساعت ۶ سوسول‌هاي شهري به خانه مي‌روند و كارگران تا ۱۲ شب كارهاي شهر را مي‌كنند و آن زمان به حاشيه شهر مي‌روند تا استراحت كنند. اين اتفاق نيويورك است و دقيقا تهران به اين شكل است؛ شهر سرمايه‌دارانه است. پيامدها چيست؟ تخريب فضاهاي عمومي مسكوني، تخريب باغ‌ها، كاسته شدن از فضاي عمومي غيرتجاري و... . پارك هم بخواهيد در شهر استفاده كنيد بايد پول بدهيد. هرجا در اين شهر برويد فضاي عمومي غيرتجاري ندارد. فرهنگسرا برويد بايد پول بپردازيد. باغ كتاب برويد بايد پول بپردازيد. هر چيزي كه به‌عنوان محيط شهري عمومي وجود دارد بايد پول بدهيد. درياچه چيتگر برويد بايد به‌اندازه حقوق ماهانه خود پول پرداخت كنيد، درحالي‌كه اين درياچه عمومي بوده كه اين ميزان خصوصي شده است. درياچه عمومي است و اين را چطور خريده‌ايد؟ تكه‌تكه شدن محلات شهر از پيامدهاست. اتوباني از محله نواب رد شده و ديگر محله نواب نداريم. رونق بخشيدن به ساخت‌وساز و املاك و مستغلات در شهر به‌نوعي كه اگر شوراياري هم در شهر شكل مي‌دهيد و مي‌خواهيد دموكراسي شهري راه بيندازيد زير سرمايه‌داري شهري و املاك مي‌رود و بنگاهي‌ها مي‌برند. مهاجرت اجباري ساكنان كمتربرخوردار از شهر به يك معناي تخريب زيست و كيفيت زيست ساكنان شهر است. اين اصول سرمايه‌داري و مديريت شهري است.»

اصلاح‌طلبان تجاري‌سازي شهر را واكسينه مي‌كنند

اين عضو ليست ائتلاف بزرگ براي مردم افزود: «اصلاح‌طلبان اين را از ۹۶ تا ۱۴۰۰ طرح كردند كه نمي‌خواهيم رويكرد تراكم‌فروشي را ادامه دهيم و حالا مي‌خواهيم رويكرد زيست‌شهري را ادامه دهيم. از نظر من اصلاح‌طلبان ورژن ضعيف‌شده ورژن اول هستند. يعني درحقيقت اصلاح‌طلبان تجاري‌سازي شهر را واكسينه مي‌كنند. چطور اين كار را انجام مي‌دهند؟ اينها با سياست‌هاي فرهنگي تجاري‌سازي مي‌كنند، به جاي اينكه با مال‌هاي بزرگ شهر را تجاري‌سازي كنند به‌تدريج به‌مثابه بن‌مايه اين سياستگذاري شهري حوزه فرهنگ را تجاري‌سازي مي‌كنند. گسترش فضاي تجاري درحال افزايش است. شهر، شهر كافه‌ها شده است؛ با ايجاد پياده‌روهاي تجاري فرهنگي، از ۳۰ تير تا هرجايي كه اسم فرهنگ را روي آن گذاشته‌اند وپول مي‌گيرند؛ ايجاد اماكن تجاري همچون خانه‌هاي قديمي كه تبديل به بوتيك‌هتل شده و خود شهردار تهران افتتاحش مي‌كند و خانه قديمي را به جاي اينكه مركز موزه كند، تبديل به مهم‌ترين سازه تجاري مي‌كند و بدان امكانات تجاري مي‌دهد؛ درحالي‌كه قيمت مسكن ده‌ها برابر شده است دوباره سياست‌هاي تشويقي براي بازسازي بافت‌هاي فرسوده مي‌گذارد و قيمت مسكن را كنترل نمي‌كند چون مي‌خواهد تراكم بفروشد. درحقيقت دروغ مي‌گويد كه نمي‌خواهم تراكم بفروشم چون همه سياست‌هايي كه به‌كار مي‌گيرد در خدمت جاري‌سازي امر عمومي است. يك زماني فرهنگ محل پولسازي نبود ولي الان كافه است كه پول مي‌سازد و بوتيك هتل و باغ كتاب است. بزرگ‌ترين مجموعه‌هاي فرهنگي شهر عميقا تجاري‌سازي شده است. پر از رستوران و كافه و منابع درآمدزايي شده است. ظاهرا اين محيط فرهنگي است ولي رستوران است و پول كسب مي‌كنند. كوشش براي اينكه تهران مقصد گردشگري شود يا دست‌كم شهر زيست‌پذير شود به‌عنوان استراتژي در شهر هدف‌گذاري شده ولي يك لحظه فراموش كرده اين استراتژي هم تجاري‌سازي است كه پول درآوردن است. به‌عبارت ديگر اگر سياستگذاري در دهه ۷۰ و ۸۰ ناظر به گسترش زيرساخت‌هاي عمراني همچون پل، تونل، بزرگراه از طريق فروش تراكم بافت مسكوني شهر تهران بوده است، در دهه ۹۰ اين سياست‌ها ناظر بر زيرساخت‌هاي فرهنگي با كاركرد تجاري است. شما هم زيست‌شهري را تبعيض‌آميز كرديد. كافه براي انقلاب به بالاست، در محلات انقلاب به پايين كه ضريب زندگي در هر خانه دو خانوار است كافه چه‌كاره است؟ بنابراين در هردو رويكرد كه دو سر يك طيف به لحاظ سياسي يكي است. اصلاح‌طلب نتوانست سياست رسمي خود را تراكم‌فروشي اعلام كند ولي جامع بودجه آن مبتني‌بر تراكم است و اعلام نمي‌كند. به‌جاي آن در تقويت تجاري‌سازي فرهنگ كه آخرين حلقه تجاري‌سازي است، پيش رفته است. فكر مي‌كنيد چرا در محيط‌هاي فرهنگي به‌جاي اينكه تقويت نخبگان و نويسندگان و امثالهم شكل گيرد سينما تقويت مي‌شود؟ چون سينما قابل درآمدزايي است. سالن‌هاي بزرگ سينمايي دراختيار صاحبان بزرگ سرمايه است. يعني در رويكرد ظاهرا اول كه از كرباسچي شروع مي‌شود فضاهاي عمومي قرار است به مجتمع‌هاي تجاري بدل شود و در رويكرد اصلاح‌طلبان و رويكرد ۹۶ تا ۱۴۰۰ فضاي خصوصي و قديمي قرار است تجاري‌سازي شود. چه فرقي با هم دارند؟ اگر اينها طرفدار زيست‌شهري بودند الان انقلاب به پايين كمي آباد شده بود، درحالي‌كه اين منطقه عميقا بدتر شده است. نه‌تنها بدتر شده بلكه جمعيت آن اخراج مي‌شود. در نظام‌آباد هم نمي‌توانيد خانه بگيريد. آرام‌آرام از طريق تجاري‌سازي نظام‌آباد هم گران شده است و نظام‌آباد هم اشرافي‌سازي مي‌شود. چون ۳۰۰هزار نفر ميلياردر ايراني محيط‌هايي براي پس‌انداز سرمايه خود مي‌خواهند و تنها جايي كه دارند مسكن است ولي نياوران و زعفرانيه پر شده است. زمين زعفرانيه محدود است. چند مال مي‌خواهيد در زعفرانيه بسازيد؟ اين اشرافيت بايد به كل شهر برسد اما تا لحظه‌اي كه اين اشرافي‌سازي پاي خود را در منطقه ۱۷ نگذاشته و به شهرري نرفته است _كه سال‌ها طول مي‌كشد تا آنجا را اشرافي‌سازي كنند_ آن پايين هر روز بي‌امكانات‌تر مي‌شود. درحالي‌كه اينها شعار دادند مي‌خواهيم شهر را زيست‌پذير كنيم اما براي چه كسي زيست‌پذير شده است؟»

ثمره كلي كرباسچي تا حناچي گران‌شدن زيست و زندگي در تهران بوده

حسيني در ادامه به همدستي دولت و مديريت شهري در بالابردن هزينه‌هاي زندگي در شهر اشاره كرد و گفت: «مهم‌ترين مفهوم يك توسعه درحقيقت فرصت‌هاي دسترسي برابر است. چيزي كه در ادبيات اصلاح‌طلبان اين شورا هم وجود ندارد. پس آنها هم طرفدار توسعه به‌مثابه هرگونه افزايش ثروت هستند. اينها توسعه را اينچنين مي‌فهمند، توسعه به‌معناي توسعه ثروت بلاشرط است كه بدون هيچ شرطي اعم از عدالت و اشتغال و مشاركت اجرا مي‌شود. چرا در تهران اين ميزان سطح مشاركت كاهش يافته است؟ چون بخش مهمي از شهروندان تهران خود را آدم اين شهر نمي‌دانند و مي‌گويند در چرخ و پر اداره سياسي، اداري، اقتصادي اين شهر من هيچ‌كاره هستم، براي چه بايد مشاركت كنم؟ تونل‌هاي عميق يا برج ميلاد در تهران مي‌سازيد. ساخت برج ميلاد تقريبا در دوره كرباسچي تا انتهاي دوره قاليباف طول كشيد، يعني تمام شهر در اختيار اين پروژه قرار مي‌گرفت، اين چه فرقي با پياده‌روهاي تجاري، كافه‌گالري، بوتيك هتل و امثالهم دارد؟ بوتيك هتل هم جاي گراني است. چه فرقي با مال دارد؟ اين را ذيل فرهنگ آورديد كه به شما نگويند تجاري‌سازي به‌نفع طبقات بالا مي‌كنيد. عملا فضاهاي عمومي خيابان‌ها در مناطق شمال شهر به فضاي خصوصي بدل شده است، حتي در پياده‌رو بخواهيد بنشينيد بايد به رستوران پول بپردازيد. تهران از نظر مديريت شهري دهه ۹۰ اصلاح‌طلب بايد شهري جذاب براي سرمايه‌گذاري، سرمايه‌گذاري در املاك، در اماكن به ظاهر فرهنگي اما تجاري شهري باشد كه به اندازه‌اي زندگي را در آن گران مي‌كنند كه طبقات فرودست چاره‌اي جز مهاجرت نداشته باشند. دولت به‌مثابه استيت كاملا در‌اختيار بانك اقلام عمومي را گران مي‌كند. حالا مديريت شهري هم مسكن را به‌عنوان ۷۰ درصد سبد هزينه خانوار گران مي‌كند، انگار اينها دست به دست هم دادند تا گران‌سازي كنند. اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه بايد از شهر مهاجرت كنيد. چقدر از شهر بايد مهاجرت كنند؟ آيا پاياني دارد؟ در شهري همانند تهران كه در دهه ۵۰ و ۶۰ هميشه شكايت از مهاجرت بوده كه مهاجرت به شهر زياد است، مهاجرت منفي شده است. چه اتفاقي افتاده است؟ تنها مشكل اين شهر اين بود كه مهاجرت به اين شهر زياد است. علي‌رغم اينكه اين شهر اين ميزان پول دارد چرا حجم ساكنان شب در آن كم است؟ چون گران است، چون مسكن گران است و مسكن محل سرمايه شهري است.» عضو هيات‌علمي دانشگاه تهران در ادامه گفت: «من نمي‌گويم اتفاقات خوب نيفتاده است. توسعه مترو يكي از خوب‌ترين اتفاقات اين شهر است چون حمل‌ونقل عمومي است، توسعه اتوبوسراني يكي از بهترين اتفاقات شهر است و در دوره‌هاي مختلف به‌خصوص دوره قاليباف اتفاق افتاده، اما در دوره قاليباف در مترو به اندازه طرح پهلوي رسيديم. اين طراحي براي قبل از انقلاب است كه به سطح آن رسيديم، درحالي‌كه بايد به لحظه اكنون شهر برسيم كه اين حجم از مترو اصلا جواب نمي‌دهد. در مترو چه خبر است؟ مترو چرخ‌گوشت طبقات پايين است. طبقات بالا يك‌سوم ماشين شخصي دارند و زندگي خود را مي‌كنند و اتوبان‌ها را براي آنها ساخته‌ايم. نمي‌خواهم بگويم در اين سه دهه اتفاقاتي به‌نفع طبقات پايين نيفتاده است ولي ثمره كلي كرباسچي تا حناچي گران‌شدن زيست و زندگي در تهران بوده است. امكان زندگي براي بخش قابل‌توجهي از ساكنان اين شهر از بين رفته و مهاجرت تنها راه‌حل ساكنان فاقد ملك و مالكيت در شهر است. يعني اگر با اين سيستم ملك در شهر نداشته باشيد مجبور به مهاجرت هستيد و فقط زمان آن قطعي نيست.»

ما با ۲ تهران مواجهيم تهران آمريكا و تهران آفريقا!

اين عضو ليست ائتلاف بزرگ براي مردم در انتخابات شوراي شهر تهران در ادامه سراغ ارائه راهكار جايگزين رفت و در تشريح وضعيت مطلوب و الزامات رسيدن به آن گفت: «گفتار جايگزين چيست؟ عدالت شهري به‌مثابه گفتار جايگزين است. يعني تا تفسير شما از توسعه و وظايف مديريت شهري عوض نشود آش همين آش است و كاسه همين كاسه! يعني تا وقتي شهرداري مسئول پل و اتوبان است ولي مسئول مدرسه نيست، اين شهر به حجم زيادي مدرسه، بيمارستان و محيط‌هاي عمومي براي اينكه آدم‌هايي كه در ۴۰ متري زندگي مي‌كنند نفس بكشند، نياز دارد و وضعيت همين خواهد ماند. همه سرانه‌ها در شمال شهر است. ما در منطقه‌اي كه كلا ۱۰۰هزار نفر هم زندگي نمي‌كنند پنج‌ بيمارستان فوق‌تخصصي داريم. اندازه يك كشور بيمارستان فوق‌تخصصي در اين منطقه داريم. در نقطه ديگري از شهر كه يك‌ميليون نفر در آن زندگي مي‌كنند سه بيمارستان درست و حسابي نداريم. چرا؟ آنچه در اين ادبيات توسعه شهري مغفول مانده مي‌دانيد چيست؟ خير جمعي است. منفعت كل چيست؟ درحقيقت خير جمعي است كه نشان مي‌دهد سياستگذاري در شهر بايد براي چه كسي باشد. درحقيقت سوال اصلي اين است كه سياست شهر بايد به نفع چه كسي باشد؟ تاكنون به نفع دو دهك بالاي جامعه بوده و كل ميلياردرهاي ايران را در تهران جمع كرده است، آن‌هم نه در زيرخط انقلاب بلكه بالاي خط انقلاب! حتي بالاي خط همت! بالاي اتوبان همت مركز سرمايه كشور است و بيشترين حجم خلق نقدينگي در اين بالاي همت از طريق وام‌هاي بانكي به مسكن اتفاق افتاده است. درحقيقت مديريت شهري منابعي در اختيار دارد كه براساس رويكردي كه به شهر دارد آنها را بازتوليد مي‌كند. اين منابع چگونه بايد توزيع شود و براي چه كساني بايد توزيع شود و چه هدفي داشته باشد كه اكثريت مردم شهر از آن استفاده كنند؟ اين سوال تاكنون پرسيده نشده است. در اين سه دهه اخير، مساله كوشش جهت افزايش سرانه كيفيت زندگي در پهنه‌هاي كمتربرخوردار شهر تلاش براي كاستن تفاوت معنادار فضاهاي كالبدي و شمال و جنوب تهران، بازتوزيع منابع شهري به‌نفع محلات و مناطق كمتر توسعه‌يافته عملا در دستور‌كار قرار نداشته است. هرچند شعار آن داده شد؛ چراكه تا لحظه‌اي كه توسعه شهري پل و اتوبان حساب مي‌شود زدن پل و اتوبان در جنوب شهر به ضرر آنهاست. شما در جنوب شهر اتوبان بسازيد چه مي‌شود؟ زمين‌ها را گران كرديد و همه آنها اجاره‌نشين هستند و بايد بروند. آنها را به باقرشهر اخراج كرديد. در گفتمان بازتوزيع عادلانه منابع در شهر، عدالت شهري افزودن به فضاي عمومي شهر بي‌آنكه تجاري‌سازي شوند است. اگر باغ كتاب مي‌سازيد از جيب مردم ساخته‌ايد، چرا دوباره از مردم پول مي‌گيريد؟ پس اين را ويژه طبقات بالا مي‌كنيد. ارائه خدمات ارزان شهري به پهنه‌هاي پايين‌دست شهر تهران، افزايش سرانه‌هاي شهري به مناطق پايين‌دستي كه تراكم جمعيتي بسيار بالايي نسبت به شمال شهر دارند، هيچ‌گاه به‌عنوان يك گفتار يا گفتمان براي سياست شهري مورد توجه واقعي نبوده است. نتيجه ضريب جيني شهر است و فاصله اختلاف طبقاتي در اين شهر در نسبت باستي‌هيلز با هرندي است. اگر اينها را مقايسه كنيد، مي‌بينيد از ضريب جيني آمريكا بيشتر است. از فاصله نيويورك با اتيوپي بيشتر است. ما دو تهران داريم كه تهران آفريقا و تهران آمريكاست. اين نتيجه سه دهه سياست‌هاي توسعه شهري است. توسعه‌اي كه فكر مي‌كند توسعه به‌معناي انباشت ثروت به هر شكلي است. يعني شهر پولدار باشد هرچند اين پول‌ها در جيب يك عده باشد. اگر چنين كاري را بخواهيد انجام دهيد بايد چند اقدام انجام دهيد.»

در مديريت شهري هيچ‌كس حتي شعار عدالت هم نمي‌دهد

اين جامعه‌شناس ادامه داد: «بازانديشي پيرامون درآمدهاي شهري، رسمي كردن درآمدهاي غيررسمي شهرداري، سازماندهي مشاغل غيررسمي همانند دستفروشان و وانت‌بارها و زباله‌گردها و... كه شهروندان اين شهر هستند ازجمله اقداماتي است كه بايد انجام داد. ۶۰ هزار كودك كار در اين شهر استثمار مطلق مي‌شوند. به آنها تجاوز مي‌شود. ساخت مدرسه به جاي ساخت اتوبان، پل و تونل بايد در دستور‌كار قرار گيرد. اين شهر مدرسه در پهنه فرودست نياز دارد. ۷۰ درصد مدرسه‌هاي يافت‌آباد غيراستاندارد و لاكچري است و در مدارس دولتي نمي‌توانيد چنين مدرسه‌اي پيدا كنيد. درحالي‌كه پهنه پايين‌دست نه مدرسه دارد و نه فضاهاي فرهنگي تجاري‌سازي نشده. شما حتي در پايين‌شهر از توليد كتابخانه و قرائت‌خانه و اماكني كه فشار را كم مي‌كند، سر باز زديد و به جاي آن اگر سازه فرهنگي همچون فرهنگسرا ساخته شده پول دريافت كرديد. فرهنگسراي بهمن را بابت تئاتري ساختيد كه از طبقه بالا بيايند و ۱۰۰هزار تومان پول بدهند. درواقع مديريت شهري در سه دهه اخير علاقه‌اي به توزيع منابع به‌صورت برابر نداشته است. از اين بدتر علاقه‌اي به توليد منابع به‌صورت برابر نداشته است. يعني نه‌تنها در بازتوزيع ثروت‌هايي كه در اختيار داشته، به‌صورت ناهمگون عمل كرده كه توضيح مي‌دهم چه شيوه‌هايي داشته، بلكه در توليد اين منابع كه درحقيقت سرمايه‌داري مسكن بوده نابرابر عمل كرده است. اگر ملك داشتيد شريك مديريت شهري بوديد و اگر ملك نداشتيد اخراج هستيد و بايد به پرديس و شهرهاي اطراف برويد. درحقيقت مساله امروز شهر تهران نه برمبناي درآمدهاي منطقه‌اي شهر كه بايد برمبناي نرخ جمعيت ساكنان و ميزان دسترسي به سرانه شهري باشد. الان به طرز عجيبي چون منطقه يك هستيد و درآمد بيشتري ايجاد مي‌كنيد بودجه بيشتري به شما داده مي‌شود. يعني به‌عنوان منطقه يك دائما شهر را گران مي‌كنيد و چون پاييني‌ها بدبخت مي‌شوند بودجه زيرساختي بيشتري شهرداري به شما مي‌دهد. يعني فرض كنيد اگر درآمد منطقه اين است كه شهر تهران امروز سه‌هزار ميليارد باشد، دوهزار ميليارد را خود براي زيرساخت‌هاي منطقه خرج مي‌كند، پس هر روز آن منطقه مرفه‌تر مي‌شود، سرمايه‌هاي عمومي آن بالا مي‌رود و سرانه‌هاي پايين‌شهري به دليل گران‌سازي و نصرفيدن ساخت مسكن پايين‌تر مي‌رود. درحقيقت ساختار بودجه‌ريزي شهر در‌اختيار ثروتمندان است. بودجه ساليانه منطقه يك با منطقه ۱۷ كه چندين برابر جمعيت دارد چندين‌برابر است. درحقيقت شكاف عميق كالبد طبقاتي شهر اتفاق مي‌افتد كه از طريق سازمان بودجه‌ريزي شهري است. بخش قابل‌ملاحظه‌اي از مردم شهر عملا سرانه‌اي از بودجه شهر ندارند. چرا؟ چون پول اصلي در منطقه يك، دو،۶ و ۱۲ توليد مي‌شود و كل پول هم به اينها مي‌رسد. درحقيقت با يك چيزي به نام شهر نابرابر مواجه هستيم. كمترين ميزان دسترسي به فضاي سبز در مناطق پايين‌شهر است. درحالي‌كه بيشترين استانداردهاي زندگي در مناطق فرادست شهر است. اگر شهر تهران مشكل آلودگي هوا نداشت زعفرانيه و شهرري با هم به لحاظ كيفيت قابل‌مقايسه بودند. گفتار عدالت شهري براي اولين‌بار به‌عنوان هدف و غايت در سياستگذاري شهري بايد تعيين شود، نه توسعه شهري! تا اين لحظه از بيان عنوان عدالت شهري فرار كرده‌اند. تقريبا جز يكي دو سال از حضور برخي شهرداران كسي درمورد عدالت در شهر حتي شعار هم نداده است.»

شوراي شهر معاون اجرايي تجاري‌سازي شهر است

استاد دانشگاه تهران با انتقاد از رويه موجود در مديريت شهري افزود: «درحقيقت تا لحظه‌اي كه فرادست‌نشينان شهري عوارض شهر را نمي‌دهند اما از آن درآمد كسب مي‌كنند، دائما اختلاف طبقاتي زياد مي‌شود. يعني شما در شهر به‌عنوان بساز و بفروش عوارض نمي‌دهيد، اگر استانبول بوديد از شما مي‌گرفتند ولي به‌جاي آن دائما از زيرساخت‌هاي شهري پولدارتر مي‌شويد. لحظه‌اي پل و اتوبان ساخته مي‌شود و شمال‌‌شهر گران‌تر مي‌شود. اتفاقي كه بايد بيفتد، چيست؟ فرادست‌نشينان بايد عوارض بيشتري پرداخت كنند؛ چراكه در زيست مطلوب‌تري زندگي مي‌كنند، از زيرساخت‌هاي شهري استفاده مي‌كنند و شهر چندبرابر از مناطق فرودست‌نشين براي دسترسي آنها به امكانات و خدمات هزينه كرده است. كلي خرج آن بالايي‌ها شده است. مديريت شهري بايد براي امور مربوط به خير عمومي همانند كمبود شديد مدارس، بي‌كيفيت بودن مدارس و فضاهاي فرهنگي در مناطق پايين‌شهر، كتابخانه، قرائت‌خانه‌هايي كه جبران زندگي كنكوري بچه‌ها را در خانه‌هاي ۴۰ متري بكند، بيمارستان _البته نه بيمارستان‌هايي كه شهرداري بابت تاسيس آن دائم پول مي‌گيرد، بلكه بيمارستان‌هاي عمومي و در اختيار وزارت بهداشت باشد_ سرانه‌هاي فضاي سبز و تفريح و ورزش در جنوب‌شهر  فكري كند. شهرداري به‌‌عبارت بهتر بايد منطق سرمايه را از شهر اخراج كند. سرمايه بايد به كارخانه‌ها برگردد. سرمايه لحظه‌اي كه درون شهر است، نامولد و دلال است. از طريق دلالي به خود ضريب فزاينده مي‌دهد، درحالي‌كه وقتي به كارخانه برگردد از طريق اشتغال به خود ضريب فزاينده مي‌دهد. سرمايه‌داري شهري به‌شدت نامولد و دلال است. تا لحظه‌اي كه خير عمومي براي توزيع عادلانه منابع به مديريت شهري برنگردد اصلا از مفهوم عدالت نمي‌توان در شهر حرف زد. اين شهر بايد اداره شود و در خدمت كل شهروندان باشد. درنظر گرفتن رفاه عمومي كليه ساكنان به‌ويژه در جمعيت متراكم پهنه‌هاي كم‌برخوردار شهر، سلامت عمومي شهر، كوشيدن در جهت ارتقا بخشيدن به كيفيت زندگي _كه اصلاح‌طلبان شعار دادند ولي تجاري‌سازي كردند_ در اين راستا بايد اتفاق افتد؛ نه فقط ايجاد بستر و زمينه براي رونق كسب‌وكارهاي تجاري و فروش خدمات فرهنگي و افزودن به ارزش املاك خصوصي و تجاري‌سازي هرچه در شهر وجود دارد. با چنين پديده‌اي در شهر طرف هستيم و شوراي شهر معاون اجرايي تجاري‌سازي شهر است. شوراياري‌ها هم در خدمت اين هستند. اين چيزي كه الان شوراي شهر انجام مي‌دهد، بهينه‌سازي منافع سرمايه است. اصلا در خدمت خير عمومي نيست و در تضاد كامل با سياستگذاري يك توسعه پايدار است، چون در توسعه پايدار اصلي‌ترين مساله فرصت‌هاي برابر در رسيدن به رفاه است. زيرساخت هيچ‌چيزي در اين شهر وجود ندارد.»

حكمراني شهري از زير بار مسئوليت درمان و مسكن و آموزش جا خالي كرده

حسيني در ادامه و در تشريح گفتمان عدالت شهري گفت: «اجمالا اگر بخواهم گفتمان جديد را مفصل‌بندي كنم بايد اين مسائل را بيان كنم. دسترس‌پذير كردن منابع شهري براي پهنه‌هاي كم‌برخوردار يك مورد است كه بايد دسترسي آنها به مدرسه، آب سالم، بيمارستان، مراكز تفريحي و پارك، كتاب، فرهنگ به‌صورت غيرتجاري‌سازي‌شده باشد. احياي محصولات اجتماعي شركت‌ها با محصولات اقتصادي فعال بخش خصوصي و دولتي مورد ديگر است كه اينها مثل قارون از اين شهر توليد درآمد و گنج مي‌كنند اما هيچ مسئوليت اجتماعي نسبت به كودك كار در كوچه كه از آشغال‌ها پول به دست مي‌آورد، ندارند. انگار شهرداري خود را نسبت به كودك كار، زن سرپرست خانوار، آسيب‌هاي اجتماعي حاصل از توسعه شهري كه ايجاد كرده‌اند، مسئول نمي‌‌داند. درحالي‌كه اين توسعه شهري اين بچه را كودك كار كرده است. اصلا اين حجم از درآمدسازي و گران‌سازي اين بچه را بي‌خانه كرده است اما هيچ مسئوليت‌پذيري‌اي روي اين شركت‌هاي عظيم بورس‌باز، پول‌باز و بانك‌هاي معظم ندارند كه سال گذشته هزار و ۶۰۰ ميلياردتومان نقدينگي خلق كردند. نكته ديگر توزيع عادلانه خدمات است. شهرداري خدمت‌رسان به زعفرانيه است، به همان مقدار بايد به هرندي خدمات برساند. عمومي كردن فضاي خصوصي در شهر به جاي خصوصي كردن فضاي عمومي يكي از مشكلات است. ما فضاي عمومي همچون باغ كتاب داشتيم كه آن را خصوصي كردند. حالا بايد فضاهاي خصوصي‌اي را كه به زور گرفته‌اند، عمومي كنيم. جايي همچون بام‌لند را كه درياچه اين شهر است، خصوصي كرديد كه آن هم به ثمن بخس است و بايد برگردد. بازنگري در نظام بازتوزيع خدمات در شهر، افزايش سرانه‌ها در برنامه‌هاي پايين و بازنگري در نحوه دريافت عوارض از اماكن شهري ازجمله موارد است. هرچه اماكن باكيفيت‌تر است، گران است. به رسميت شناختن و سازماندهي مشاغل غيررسمي كه شهرداري فقط آنها را كتك مي‌زند؛ اگر دستفروش باشيد فقط از ماموران شهرداري كتك مي‌خوريد. يك متر از شهر هم سهم نداريد. سازماندهي وضعيت كودكان كار و زباله‌گرد كه آبروي دولت جمهوري اسلامي را اين صحنه برده است. بازنگري در برون‌سپاري خدمات شهري بايد در قالب فروش خدمات انجام شود. هر كاري شهرداري انجام مي‌دهد، در قالب فروش خدمات است. امكان بررسي تعيين سازوكار تردد در شهر در جهت كاهش آلودگي هوا بايد فراهم شود. مساله اصلي شهر، ترافيك نيست بلكه آلودگي هواست. همين شوراي شهر يك گام هم در راستاي رفع آلودگي شهر قدم برنداشت. حق‌شناس در تلويزيون گفت ما آلودگي هوا را كم كرديم. شما گزارش كار باد را داديد. اگر امسال باد نيايد چه گزارش كاري داريد؟ هيچ عملكردي در كاهش آلودگي شهر نداشتيد و اين به مافياي پزشكي كمك كرد. كل آدم‌هاي اين شهر بيمار و مجبور شدند به بيمارستان‌هاي خصوصي بروند و حتي در بيمارستان‌هاي دولتي پول پيمانكار خصوصي را دادند. در بيمارستان‌هاي جنوب‌شهر بخش قلب را برون‌سپاري كردند. يعني به‌عنوان جنوب‌شهري بخواهيد در بيمارستان دولتي هم برويد بايد پول بدهيد چون خصوصي شده است. شهرداري اينجا چه كار مي‌كند؟ رويكرد كالبدي به شهرداري حاكم شده كه كسي در شهرداري قبول ندارد وظيفه شهرداري آموزش و درمان و مسكن است. انگار حكمراني شهري از زير بار اصلي‌ترين مسئوليت كه درمان و مسكن و آموزش است، جا خالي كرده و به جاي آن مسئول تجاري‌سازي شهر شده و مسئول درآمدسازي شهر شده است. شهردار منطقه شهردار منطقه نيست بلكه معاون اقتصادي منطقه است، مدير بازرگاني منطقه است. شهردار نيست بلكه مدير بازرگاني است. يك‌ سري به شهردار منطقه بزنيد مي‌فهميد ادبيات وي با كاسب بنگاه فرق نمي‌كند.»

تامين درآمدهاي شهري بايد به‌سمت دريافت عوارض خصوصا از طبقه برخوردار تغيير كند

اين جامعه‌شناس ادامه داد: «بازنگري در طرح‌هاي تشويقي مرتبط با بافت فرسوده لازم است. اين وضع بافت فرسوده را درست نمي‌كند. بازتعريف فضاي فرهنگي و تجاري كردن كل اين فضاهايي كه در اختيار شهرداري است و عميقا تجاري شده، لازم است. گسترش فضاهاي شهر بدون تجاري‌سازي اهميت دارد، اين شهر فضاي نفس كشيدن ندارد. ضرورت بازنگري در نقش شهرداري براي ساخت مدارس، درمانگاه‌ها در كل شهر، تملك باغ‌هاي متروكه و بي‌استفاده و دسترس‌پذير كردن آنها براي ساكنان شهر آن چيزهايي است كه در بازبيني شيوه‌نامه‌ها و آيين‌نامه‌ها كه به نفع طبقه برنده گذاشته‌اند بايد اتفاق بيفتد. آيين‌نامه‌هايي براي دريافت عوارض از مكان‌هايي كه كاربري فرهنگي، درماني، آموزشي، ورزشي و... دارند، بايد تنظيم شود. مدارس غيرانتفاعي هيچ پولي به شهر نمي‌پردازند. سينماهاي فعال در مال‌ها، مجتمع‌هاي تجاري در كافه‌ها، گالري‌ها، بوتيك‌هتل‌ها، آزمايشگاه خصوصي و آموزشگاه‌هاي خصوصي، پت‌شاپ‌ها، دامپزشكي‌ها، استخرها، جمعه‌بازارها و... در خدمت گران كردن شهر هستند ولي يك قران به مديريت شهري كمك نمي‌كنند، درحالي‌كه مديريت شهري كاربري بهداشتي به بيمارستان خصوصي مي‌دهد كه از مردم شهر ۳۰ ميليون تومان پول كرونا بگيرد. باور مي‌كنيد بيمارستان‌هاي خصوصي در منطقه سعادت‌آباد تهران با كاربري بهداشتي ساخته شده است؟ يعني از پول جيب مردم شهر تهران است. هيچ عوارض درستي از اينها گرفته نمي‌شود. درحقيقت سرمايه‌داري پزشكي در شهر روي بستر سرمايه‌داري مسكن ما در شوراي شهر بنا شده است. تغيير در نگرش درآمدهاي شهري به جاي درآمد مبتني‌بر ساخت‌وساز و صدور تراكم به دريافت عوارض از مشاغل، دريافت عوارض بيشتر از پهنه‌هاي بيشتربرخوردار واجب است. اين بيمارستان خصوصي، آزمايشگاه خصوصي و مدرسه خصوصي از زيرساخت‌هاي اين شهر اداره مي‌شود و با كمترين قيمت‌ها واگذار شده است. مدرسه را با قيمت ثمن بخس با كاربري آموزشي مي‌خرند و از مردم ۳۰ ميليون پول شهريه مي‌گيرند. اين مدرسه دولتي است. فقط شما در آن ساختمان ساختيد و شهرداري بابت آن هم از شما عوارض دريافت نكرده است. چرا با مردم اين ميزان تجاري حساب مي‌كنيد؟ مدارس غيرانتفاعي در شمال شهرها بيش از دوسوم ارزش‌افزوده مالي دارند؛ يعني از پول عمومي مردم شهر تهران پول درمي‌آوريد. از پول مسكن، مدرسه و بيمارستان اداره مي‌كنيد و عوارض شهري نمي‌دهيد. منضبط ساختن نحوه تردد در شهر نه در جهت افزايش درآمد شهري بلكه براي كاستن واقعي از حجم ترافيك، آلودگي هوا، ارتقاي سلامت عمومي بايد مدنظر قرار بگيرد. در اين شهر مردم بيمار مي‌شوند و مسئول آن شهرداري است. شهرداري هيچ پاسخگويي‌اي نسبت به بيمار شدن مردم ندارد و مي‌گويد به من ارتباطي ندارد و من مسئول آن نيستم. شهرداري دائما مسئول حمل‌ونقل است؛ آن هم باز كردن گره‌هاي ترافيكي در بالاي شهر! توجه ويژه نحوه استقرار و تراكم جمعيت در شهر و توزيع منابع نه بر محور منطقه‌اي كه بر اساس ميزان تراكم جمعيت در شهر و ميزان دسترسي اينها به سرانه‌ها مطرح است.»

انگار مردم انقلاب به پايين اصلا شهروند تهران نيستند

عضو هيات‌علمي دانشگاه تهران گفت: «نتايج اين منطق سرمايه در تهران ۱۴۰۰ چيست؟ نتايج اعم از فروش تراكم، مجوز به طبقات غيرمجاز، مجوز تخريب باغات شهر، مجوز ساختن مجموعه‌هاي تجاري به‌عنوان منابع درآمدي اصلي شهر تهران در مقابل بوتيك‌هتل‌ها و كافه‌ها و امثالهم، تخريب حيات اجتماعي ايثارگران شهر تهران و امثالهم است كه با كساني كه مدعي زيست شهري بودند، مي‌بينيم. فروش عرصه و اعيان شهر چه از طريق قانوني و چه با وصول پول‌هاي غيرقانوني از صاحبان سرمايه از استراتژي‌هاي اصلي همين مديريت شهري است. همه اين شعارها دروغ است. زيست‌پذير كردن شهر، به‌معناي زيست‌پذير كردن زندگي اقلا دوسوم مردم شهر كه هيچ توجهي به آنها نداريد. انگار مردم انقلاب به پايين كه جمعيت اصلي شهر تهران هستند، اصلا شهروند شما نيستند. خصوصي كردن فضاي عمومي و عمومي كردن فضاي خصوصي از طريق منطق انباشت سرمايه و حتي تصاحب پياده‌راه‌هاي عمومي به نفع تجاري‌سازي از معضلات اين نوع مديريت است. وقتي داخل شهر مي‌رويد در پياده‌روهاي عمومي كسب‌وكار مي‌بينيد؛ كسب‌وكارهاي تجاري كه به وابستگان شهرداري واگذار شده است. مگر اينها عادلانه واگذار شده است؟ در اين فضا و در اين سه دهه گذشته شهرداري يك قشر كوچك را حمايت كرده است. پياده‌روها ذيل مغازه‌ها تعريف شده‌اند همانند انبارهاي كالا در منطقه ۱۲! در كجاي شهر قرار داريم؟ در ميدان حسن‌آباد يا ميدان تجريش معابر عمومي شهر در تسخير تجاري‌سازي است. تجربه شهري به ما مي‌گويد اين شهر براي حركت عابران و حضور ساكنان در فضا ساخته نشده است. در اين شهر حتي نمي‌توانيد سوار دوچرخه شويد. عابران حقي در شهر ندارند. مفهوم حق به شهر در اين شهر نابود شده است. كالبد شهر درست همچون مهاجم عليه كساني عمل مي‌كند كه ماشين ندارند. شهر دائما به ما و بي‌ماشين‌ها هجوم مي‌آورد و ما را عقب مي‌راند و ما به‌تدريج مجبور به خروج از شهر هستيم. نه پياده‌راه براي ماست و نه فرهنگسرا و نه كافه و نه گالري و نه بيمارستان و نه مدرسه متعلق به ماست. به ميدان تجريش برويد، در فاصله ۵۰ متري ساختمان شهرداري زوائد بصري و بنرهاي زشت و بي‌قواره تبليغي مي‌بينيد كه از ساختمان آويزان شده است. ساختمان‌هاي غيراستاندارد و ناايمن بايد تعطيل شوند، اما نمي‌شوند و با كاربري درماني كار مي‌كنند. به‌واسطه منطق سود بيشتر، يك درمانگاه سوخت. مگر شهرداري نبايد اين درمانگاه فرسوده را كه در آستانه سوختن بود، تعطيل مي‌كرد. چرا اين كار را نكرد؟ هر از گاهي انفجاري رخ مي‌دهد و تعدادي شهروند در آن مي‌ميرند ولي شهرداري در اجراي قواعد عليه سرمايه هيچ كاري نمي‌كند. هيچ نقطه از شهر از تجاري‌سازي در امان نخواهد بود، حتي مناطق جنوبي شهر هم به يك شكلي درآمدزايي مي‌شود. حتي گسترش فضاي فرهنگي در اختيار تجاري‌سازي است. درحقيقت پهنه فرهنگي در شهر تجاري‌سازي فرهنگ و هنر است. درواقع توسعه گردشگري در شهر توسعه شهري تجاري است. حتي كوچه‌ها و خيابان‌ها در مناطق فرادست‌نشين خصوصي شده است و جلوي در آن گيت دارد. خياباني را كه به‌هيچ‌وجه روي آن مالكيت ندارند، گيت گذاشته‌اند. به زعفرانيه و صاحبقرانيه و منظريه سر بزنيد، غالب كوچه‌ها نگهبان دارد كه محيط عمومي را بدون پرداختن يك قران پول خصوصي كرده‌اند كه براي امنيت صاحبان آن املاك است. اينجا حق به شهر به صاحبان ثروت فروخته شده است. بزرگراه‌ها محلات را نابود كرده و خاطرات جمعي ما در شهر از بين رفته است. اگر دانشگاه تهران نبود معلوم نبود ميدان انقلاب وجود داشته باشد يا خير. وجود دانشگاه تهران باعث شده اينجا يك اتوبان از وسط شهر نداشته باشيم.»

در اين دوره در ادامه نوليبراليسم اقتصادي به نوليبراليسم فرهنگي هم رسيده‌ايم

حسيني از اعضاي ليست ائتلاف بزرگ براي مردم در انتخابات شوراي شهر تهران در پايان خاطرنشان كرد: «در ۴ سال گذشته فرآيند از بخش تراكم و مجوز ساخت غيرقانوني به بخش فرهنگ و هنر و گالري و ‌بوتيك‌هتل و... تسري پيدا كرده است. آنها هستند و اينها اضافه شده‌اند. حداقل در دوره‌هاي قبلي فرهنگ و هنر كمتر تجاري‌سازي شده بود ولي فرهنگ و هنر هم به تجاري‌سازي اضافه شد. پاتوق و ‌بوتيك‌هتل مركز شد. درحقيقت بايد به اين دوره نوليبراليسم فرهنگي بگوييم كه در ادامه نوليبراليسم اقتصادي است كه از دوره كرباسچي آغاز شده است. اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه مديريت شهري اخير فقط براي زيست شهري لفاظي كرده اما آن بخشي از شهر كه تجاري‌سازي نشده بود به مدد سرمايه فرهنگي اصلاح‌طلبان تجاري‌سازي شد. يعني از اين پس اگر بخواهيد سرمايه فرهنگي اصلاح‌طلبي هم كسب كنيد و جزء اصلاح‌طلبان باشيد بايد پول داشته باشيد. حتي اصلاح‌طلب شدن هم پول مي‌خواهد. جالب‌تر اينكه در شهرداري دوره اخير حتي از دوره نوليبراليسم اقتصادي شكافت‌هاي اقتصادي درون شهرداري افزايش يافته است. فاصله كف و سقف حقوق مديران شهري در دوره‌هاي قبل تا سه برابر بوده و الان به ۵ برابر افزايش يافته است، يعني كارمند شهرداري يك‌پنجم شهردار حقوق مي‌گيرد و جالب است كه اينها شعار زيست شهري و حمايت از مردم را دادند. پاداش مديران به طرز وسيعي افزايش يافته است. شهرداري درست است كه ادعا مي‌كند من ۶۰ هزار كارمند دارم ولي به غالب آنها حقوق كف مي‌دهد و مديران حقوق نجومي دارند. چرا شهردار از پاسخ دادن به مساله پاداش و حقوق مديران دائما طفره مي‌رود؟ اينها با يك رويكرد نخبه‌گرايانه نوليبراليسم و اختلاف طبقاتي را درون شهرداري ساختاري مي‌كنند. امروز اگر در شهرداري مدير شويد ۵ برابر كارمند متخصص و كارشناس با دكتري در شهرداري درآمد داريد. درحقيقت تناقض عميقي در شعارهايي كه اينها طرح كردند و درمقابل سياست‌هاي نوليبرالي و شهري، وجود دارد. استخدام‌هاي تازه‌اي شكل مي‌گيرد و پست‌هاي سازماني جديدي تاسيس مي‌شود كه دائما بتوانند حقوق بدهند و نيروهايي با سابقه بلند ۱۵-۱۰ ساله در شهرداري حقوق‌هاي كف بگيرند و افرادي كه با ايده‌هاي نوليبرال وارد شهرداري مي‌شوند حقوق نجومي دريافت كنند. سوال اين است كه شهرداري با ۶۰ هزار نفري كه حجم زيادي نيروي اضافه دارد چطور به استخدام نيروها و پست‌هاي جديد سازماني نياز دارد؟ جز براي بتني كردن طرح‌هاي خود آنهاست؟ تدوين گزارش‌هاي سالانه تا اقدامات عمراني به امر معمولي بدل شده اما واقعيت اين است كه منابع انساني، عدالت، فرهنگ، دسترسي به منابع، گران‌سازي، درمان، مسكن، آموزش به‌هيچ‌وجه جزء گزارش‌هاي شهرداري نيست. با شهرداري تا بن دندان ‌ليبرال، طرف هستيم. يك شهرداري مسلح عليه طبقات پايين داريم. اگر اتفاقي بخواهد در مديريت شهري بيفتد بايد شهرداري عليه طبقات پايين تبديل به شهرداري در خدمت مردم شهر و خير عمومي و طبقات پايين شود وگرنه فرقي ندارد اصولگرايان مسلط باشند يا اصلاح‌طلبان! زيرا فرآيند تجاري‌سازي شهر تعميق خواهد شد.»

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون حضور حماسي مردم در انتخابات ۲۸ خرداد
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي در معرفي آيت الله رئيسي به عنوان نامزد اصلح انتخابات رياست جمهوري ۱۴۰۰
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
فراخوان جبهه پايداري انقلاب اسلامي براي جمع‌آوري ايده‌هاي «حكمراني شهري عدالت‌محور»