یکشنبه 10 مرداد 1400
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
ضرورت تحول در حكمراني شهري براي داشتن شهري «عدالت‌محور»
 
 
تشريح سازوكار و ۱۰ شاخص پايداري براي انتخابات ۱۴۰۰‌/ معرفي اصلحي كه امكان راي آوري نداشته باشد كار لغوي است
 
 
بيان شفاف آراء و مواضع مهم‌ترين رويكردي است كه انقلاب اسلامي بدان عامل است
 
 
رئيس دولت سيزدهم بايد رئيس جمهور فراموش شدگان باشد/مدل چهار مرحله‌اي وفاق را براي رسيدن به گزينه مشترك دنبال مي‌كنيم
 
 
ماجراي غسال آيت الله مصباح؛ برادرانه با آقاي توكلي
 
 
حالا كه خيال منتقدان و اتهام‌زنان از رفتن آيت‌الله مصباح راحت شده آثار و نظريات او را بخوانند/ ايشان جراح غده‌هاي بدخيم و پيچيده در تحريف دين بود
 
 
مرد اول بزنگاه‌هاي نظري، سياسي و اجتماعي
 
 
پيام تسليت جبهه پايداري انقلاب اسلامي در پي ارتحال جانسوز حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (رحمت‌الله عليه)
 
 
بيانيه جبهه پايداري در رابطه با اظهارات رييس جمهور در خصوص برگزاري رفراندوم
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 فتنه ۸۸ و توقف مسير عقب‌نشيني آمريكا در برابر ايران
تاريخ  :  1399/10/08
تحليلگر :
مترجم :

آمريكا كه تا اين لحظه پيش شرط تعليق كامل فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را براي مذاكرات مطرح مي‌كرد و به همين دليل از ميز مذاكرات دوري داشت كم كم مواضع خود را تغيير داد. در ماه‌هاي پاياني دولت بوش چرخش مواضع دولت تندرو آمريكا چشم جهانيان را خيره كرد.


دولت وقت آمريكا (جرج بوش) كه ايران را به عنوان محور شرارت معرفي كرده بود و براي حضور خود در مذاكره با ايران پيش‌شرط تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي گذاشته بود مجبور شد تا در سال ۸۷ نماينده خود را بدون شرط و شروط پاي ميز مذاكرات با ايران بياورد. اتفاقي كه رسانه‌هاي غربي از آن به عنوان عقب نشني آمريكا در مقابل مقاومت ايران ياد مي‌كردند. اوباما رئيس‌جمهور جديد آمريكا نيز با نامه‌هاي پي در پي به رهبرانقلاب از تجديدنظر آمريكا در سياست‌هاي خود نسبت به ايران مي‌گفت. اين اتفاق نشان ميداد كه هيات حاكمه آمريكا فارغ از جناح بندي سياسي جمهوري خواهان و دموكرات‌ها دريافته‌اند كه ايران در مسير خود مصمم است و راهي جز به رسميت شناخته شدن حقوق آن وجود ندارد. اما يك اتفاق آنها را بار ديگر اميدوار كرد و مسير مذاكرات را با چالش جدي مواجه كرد؛ فتنه ۸۸.

فتنه سال ۸۸ كه توانست كشور را به نزديكي پرتگاهي خطرناك بكشاند آثار مختلف سياسي، اقتصادي و امنيتي براي مردم به ايران به جاي گذاشت كه مي‌توان گفت برخي از آن هنوز هم بر زندگي و معيشت مردم سايه افكنده است. در اين گزارش رجانيوز به قسمتي از تاثيرات مخرب آشوب طلبي اصلاح طلبان و هم‌نوايي آنها با جريانات مختلف ضدانقلاب بر سياست خارجي و افزايش تحريم‌ها پرداخته شده است. براي آگاه شدن از ميزان تاثيرگذاري اين فتنه و ناامني بر ديدگاه دشمنان ايران در مذاكرات ابتدا بايد تصويري صحيح از فضاي مذاكرات در همان زمان دانست.

عقب‌نشيني‌هاي دولت اصلاحات و امنيتي سازي پرونده ايران
عقب‌نشيني‌هاي پي درپي ايران از حقوق هسته‌اي خود در سال‌هاي ۸۲ تا ۸۴ و خلف وعده‌هاي متعدد باعث شد تا حسن روحاني پيشنهادات دولت‌هاي اروپايي را به «دستور استعماري كاپيتولاسيون» تشبيه كند. با اعلام شكست مذاكرات هسته‌اي دولت خاتمي، جمهوري اسلامي ايران مسير ايستادگي و مقاومت را در مقابل زياده خواهي دشمن در پي گرفت. اتفاقي كه البته براي آمريكايي‌ها و اروپا خوش نيامد و سعي كردند با امنيتي سازي پرونده ايران، كشور را در حوزه هسته‌اي به دوران اصلاحات بازگردانند.

قطعنامه ۱۶۶۹ شوراي امنيت براي اعمال فشار بر ايران تصويب شد. ايران در واكنش به اين قطعنامه مجتمع آب سنگين اراك را افتتاح كرد. پس از اين قطعنامه ۱۷۳۷را در دوم دي‌ماه۸۵ عليه ايران تصويب كرد. ايران اين‌بار نيز در واكنش به قطعنامه شوراي امنيت از فعاليت ۳ هزار سانتريفيوژ در نطنز خبر داد.

ايران البته اين‌بار يك هشدار عملي نيز به آژانس داد و ورود ۳۸ نفر از بازرسان آژانس به خاك خود را ممنوع كرد. اين تصميم ايران البته پيام‌هايي را هم براي ايالات متحده در‌بر داشت. هدف ايران از پاسخگويي سريع به راهبرد فشار آمريكا برجسته‌سازي يك واقعيت بود. آن واقعيت اين بود كه ايران در مقابل فشار تسليم نمي‌شود و آمريكايي‌ها بايد از درب تعامل و احترام به حقوق مردم ايران وارد گفت و گو شوند.

اما آمريكايي‌ها اعلام ميكردند پيش شرط آنها براي حضور در مذاكرات تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران است. اقدامي كه خود به معني خلع سلاح و رسيدن آمريكايي‌ها به برخي اهداف خود بدون كوچكترين تعهدي بود.

۴ روز پس از آغاز سال ۸۶ شمسي، قطعنامه ۱۷۴۷ به عنوان سومين قطعنامه در شوراي امنيت به تصويب رسيد. رويه ايران در پاسخگويي فني به قطعنامه‌هاي آژانس اين‌بار نيز تكرار شد. ۲۰ فروردين‌ماه سال ۸۶ مراسم جشني در مجتمع نطنز برگزار شد و در حضور مقامات عاليرتبه و ميهمانان خارجي، ايران از دستيابي به مرحله صنعتي توليد سوخت هسته‌اي خبر داد.

رفع نگراني‌هايي آژانس همزمان با سرعت گرفتن فعاليت هسته‌اي كشور
اما همزمان با واكنش‌هاي عملي ايران به قطعنامه هاي ضدايراني و سرعت بخشيدن به فعاليت‌هاي هسته‌اي، ايران با آژانس گفت‌وگوهاي سازنده‌اي را جلو مي‌برد. اين گفت‌وگو كه در دوران علي لاريجاني شروع شده بود در دوره سعيد جليلي ادامه پيدا كرد.

در آذرماه ۸۶ شوراي اطلاعات ملي آمريكا در گزارش سالانه خود صراحتا از عدم گرايش ايران به فعاليت‌هاي نظامي هسته‌اي طي ۴ سال گذشته خبر داد. پس از انتشار اين گزارش اطلاعاتي– امنيتي از سوي شوراي اطلاعات ملي آمريكا، سرانجام محمد البرادعي در اسفندماه سال ۸۶ رسما اعلام كرد همه نگراني‌ها درباره برنامه هسته‌اي ايران بررسي، بازرسي و مورد راستي‌آزمايي قرار گرفت و آژانس ديگر نگراني‌اي از بابت فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران ندارد. ايران پس از انتشار گزارش البرادعي اعلام كرد با رفع همه نگراني‌هاي آژانس، حضور پرونده ايران در شوراي امنيت كاملاً غيرقانوني است. با وجود اعلاميه آژانس اما قطعنامه ۱۸۰۳ نيز عليه ايران به تصويب رسيد تا نشان داده شود كه پرونده ايران يك پرونده سياسي است.

اين قطعنامه هم بي‌پاسخ نماند و ايران ۲۰ فروردين‌ماه ۸۷ از نصب و راه‌اندازي ۶ هزار سانتريفيوژ در تاسيسات نطنز خبر داد. همزمان ايران ابتكار عمل را در مذاكرات نيز برعهده گرفت و ۲۴ ارديبهشت يك بسته پيشنهادي مذاكراتي در ۳ حوزه سياسي، امنيتي و اقتصادي به دبيركل سازمان ملل، رئيس شوراي امنيت، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، خاوير سولانا، چين، روسيه و سفير سوييس در تهران تحويل داد. ۱+۵ نيز يك ماه پس از اين اقدام ايران، اقدام به تقويت بسته ۶ ژوئن و ارائه آن به مقامات كشورمان كرد.

آمريكا چگونه پيش‌شرط‌هاي خود براي مذاكره با ايران را زير پا گذاشت؟
آمريكا كه تا اين لحظه پيش شرط تعليق كامل فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را براي مذاكرات مطرح مي‌كرد و به همين دليل از ميز مذاكرات دوري داشت كم كم مواضع خود را تغيير داد. در ماه‌هاي پاياني دولت بوش چرخش مواضع دولت تندرو آمريكا چشم جهانيان را خيره كرد.

از پيش‌شرط خود عقب نشست و در مذاكرات ژنو يك، ويليام برنز، معاون كاندوليزا رايس را رو در روي سعيد جليلي نشاند. تصاوير مذاكرات ژنو يك ماندگار خواهد ماند چراكه حضور ويليام برنز در مقابل جليلي و چهره آرام و جدي جليلي در مقابل نمايندگان ۱+۵ تا مدت‌ها محل توجه رسانه‌ها بود.

حضور برنز در مذاكرات هسته‌اي نشانه بارزي از عقب‌نشيني آمريكا بود. كاندوليزا رايس نيز‌‌ همان زمان اعلام كرد: «ايالات متحده‌ آمريكا دشمن ابدي ندارد. اگر ايران تصميم بگيرد به جامعه جهاني نزديك شود، از حمايت ايالات متحده‌ آمريكا برخوردار است»

خبرگزاري آلماني دويچه‌وله پس از حضور برنز در مذاكرات نوشت: «سياست دولت بوش در قبال ايران با يك چرخش حيرت‌آور مواجه شده است». دويچه‌وله در ادامه تحليل قابل تاملي از اين ماجرا ارائه مي‌دهد:«آگاهان مي‌گويند شركت ويليام برنز در نشست ژنو به مفهوم «چرخشي حيرت‌آور در سياست تاكنون دولت بوش در برابر ايران» است؛ سياستي كه بر امتناع از هرگونه تماس مستقيم با ايران استوار بود.

سعيد جليلي در اين خصوص مي‌گويد: «امريكا از سال ۸۷ پاي ميز مذاكره آمد نه سال ۹۲! بعضي مي گويند در آن ۶ سال چه دستاوردي وجود داشت؟ براي پاسخ اين سوال بايد به روند مذاكرات در آن ۶ سال نگاه كرد. همين الان كه عده اي مي گويند ۶ قدرت بزرگ حاضر شدند با ما بر سر ميز گفتگو بنشينند بايد بگويند كه اين اتفاق از چه زماني رخ داد؟ قطعاً از سال ۱۳۹۲ نبود بلكه از سال ۱۳۸۷ بود. يك زماني وزير خارجه امريكا قبل از دور اول گفتگوها به صورت رسمي اعلام كرد كه چون ايران قطعنامه هاي صادره را اجرا نكرده است و به عنوان يك بازيگر سركش شناخته مي شود تا زمان اجراي اين قطع نامه ها در گفتگوها حاضر نخواهيم شد، در صورتي كه در تابستان سال ۸۷ به صورت كاملاً سراسيمه خودشان را به گفتگوها رساندند!»

نامه‌هاي التماس گونه رئيس جمهور آمريكا به رهبرانقلاب
اوباما رئيس جمهور جديد آمريكا كه با شعار «تغيير» قدرت را به دست گرفته بود اقدام به نامه‌نويسي به رهبرانقلاب كرد.  چرا كه افزايش قدرت هسته‌اي ايران، نصب هزاران سانتريفيوژ و اراده قوي براي ايستادگي در مقابل آمريكا اين كشور را به اين نتيجه رسانده بود كه سازوكار افزايش فشارها نمي‌تواند موثر واقع شود. قدرت هسته‌اي ايران با مشاركت ۸۵ درصدي مردم در انتخابات و راي ۶۵ درصدي به رئيس جمهور مستقر نشان از اراده‌ ملي براي ايستادگي بود. پيش بيني انتخابات با مشاركت گسترده و عدم اقبال مردم به سمت غرب‌گرايان باعث شد تا باراك اوباما دو روز پيش از انتخابات سال ۸۸ به رهبر انقلاب نامه نوشته و اعتراف كند كه مسائل منطقه‌اي و بين المللي بدون مشاركت  ايران نمي‌تواند حل و فصل شود.

اولين‌بار رهبرانقلاب در خطبه‌هاي معروف ۲۹خرداد۱۳۸۸ خبر از نامه رئيس جمهور آمريكا دادند، نامه‌اي مهربانانه كه البته خيلي زود با شعله‌ور شدن آتش فتنه، فراموش شد. رهبرانقلاب در اين خصوص فرمودند: «وقتي اعتراض بعضي از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتي برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سواري كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتي يواش يواش چشمشان افتاد به بعضي از اجتماعات مردمي كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراي خارجه و رؤساي دولتهاي چند تا كشور اروپائي و آمريكا حرفهائي زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزي بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‌ي به روابط كنند، ابراز احترام به جمهوري اسلامي بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟»

ده سال بعد رهبرانقلاب در ۲۴ ارديبهشت ۹۸ و در ديدار مسئولان نظام به يادآوري اين مساله پرداخته و فرمودند: «اوباما كه ظاهرش خيلي اتو كشيده‌تر از اين‌ها بود يك نامه فدايت شوم براي ما نوشت و بنده بعد از مدتي جوابي به او دادم، بلافاصله نامه دوم را نوشت، مي‌خواستم جواب بدهم كه فتنه ۸۸ پيش آمد و او با فراموش كردن همه آن حرف‌ها و ابراز ارادت ها، با خوشحالي به حمايت و دفاع از فتنه و فتنه‌گر‌ها شتافت.»

سعيد جليلي، دبير شورايعالي امنيت ملي كشورمان اسفند‌ماه ۸۹ در اجلاسيه جامعه مدرسين درباره اين نامه در اين خصوص مي‌گويد: «تنها ۲ روز مانده به انتخابات، اوباما نامه‌اي به رهبر انقلاب مي‌نويسد و به صراحت اعتراف مي‌كند كه بدون جمهوري اسلامي مسائل منطقه و بين‌الملل حل نخواهد شد»

حمايت صريح اوباما از موسوي: موسوي منبع الهام بخش تمايل به غرب است!
رئيس‌جمهوري آمريكا كه پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در ايران بارها تاكيد كرده بود، قصد مداخله در امور داخلي ايران را ندارد، به حمايت آشكار از ميرحسين موسوي پرداخت و با نام بردن از وي گفت: «موسوي منشأ الهام بخش آن دسته از افرادي در ايران است كه خواهان گشايش به سوي غرب هستند. به بيان ديگر، وي نماينده بسياري از افرادي است كه در خيابان‌ها هستند و شجاعت فوق‌العاده‌اي از خود نشان مي‌دهند». البته اين نخستين اقدام اوباما در نقض آشكار سخنانش نبود چراكه وي به‌رغم تاكيد مكرر بر اينكه وقايع اخير ايران بر مذاكرات مستقيم واشنگتن با تهران تاثير نمي‌گذارد، در كنفرانس خبري مشترك با آنگلا مركل، صدراعظم آلمان در كاخ سفيد گفت: «هيچ ترديدي وجود ندارد كه حوادث روزهاي اخير، ديپلماسي و گفت‌وگوي مستقيم با تهران را تحت تاثير قرار مي‌دهد»

جان كري نيز مداخلات و حمايت دولت اوباما از فتنه گران را دليلي بر شكست مذاكرات معرفي كرد. او در جلسه استماع كنگره گفت: «تا آنجا كه يادم مي‌آيد اوباما در حمايت از آنها(فتنه گران) صحبت كرد و انتقادات زيادي هم از ‏‏‏طرف ايران به همين دليل روانه ما شد و همين موضوع يكي از موانعي بود كه ما در طول مذاكرات هسته‌اي مجبور به عبور از ‏‏‏آن بوديم.»

قطعنامه ۱۹۲۹ ماحصل فتنه آمريكايي و اسراييلي ۸۸
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز بعدا فاش كرد فتنه ۸۸ عامل اصلي تشويق كاخ سفيد براي تحريم هاي كم سابقه عليه ايران بود.

روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز در پايگاه اينترنتي خود در تحليلي به قلم مارك لاندر با اشاره به تاريخچه اعمال تحريمهاي آمريكا عليه ايران و مذاكرات هسته اي به مرور سفر گذشته هيلاري كلينتون و مشاوران وي به عمان و تلاش هاي آنها براي پيدا كردن كانالهايي براي مذاكره با ايران پرداخت و نوشت كلينتون دنيس راس مشاور ويژه خود را در سال ۲۰۰۹ مكلف كرد با مقامات عماني درباره چگونگي مذاكره با ايران ديدار و گفتگو كند. اما چند هفته بعد اعتراضات ضد دولتي در ايران كاخ سفيد را واداشت تا به جاي تعامل با ايران، راهبرد فشار را پيگيري كند. كلينتون در آن زمان با چين و ديگر كشورها در شوراي امنيت سازمان ملل براي تحريم ايران لابي كرد.

رژيم تحريم‌هاي فعلي ايران، ريشه در قطعنامه ۱۹۲۹شوراي امنيت دارد. تمام تحريم‌هاي يكجانبه‌اي كه اكنون به‌عنوان تحريم‌هاي موثر عليه ايران از آنها ياد مي‌شود، در واقع براساس زيرساخت حقوقي كه در اين قطعنامه ايجاد شد، اعمال شده است.

اما نكته قابل توجه اينجاست كه برخلاف خط تبليغي مدعيان اصلاحات، قطعنامه ۱۹۲۹ اساسا نه يك قطعنامه هسته‌اي است و نه با هدف واكنش نشان دادن به سياست‌هاي هسته‌اي ايران اعمال شده است.

قطعنامه ۱۹۲۹ دقيقا در سالگرد فتنه ۸۸- خرداد ۱۳۸۹(ژوئن ۲۰۱۰)- با هدف ترغيب و تشويق جريان فتنه صادر شد. جريان فتنه در سال ۸۹ رو به افول بود و آمريكا و هم‌پيمانان شيطان بزرگ براي كمك‌رساني به فتنه گران و تحت فشارقراردان مردم و به خيال خام اينكه نظام جمهوري اسلامي ضعيف و دچار بي‌ثباتي داخلي شده است، اين قطعنامه را صادر كردند.

در همان مقطع «هيلاري كلينتون» وزير خارجه وقت آمريكا در پاسخ به سؤال خبرنگار واشنگتن پست كه پرسيده بود قطعنامه ۱۹۲۹ شوراي امنيت عليه ايران چه اثر قابل توجهي دارد؟ گفته بود:«اين قطعنامه در حمايت از جنبش سبز صادر شده است»!

«جان مك كين» سناتور معروف آمريكايي نيز-خرداد ۸۹- پس از تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ در «بنياد ملي دموكراسي» گفت:«بالاخره قطعنامه تحريم‌هاي بيشتر عليه ايران به تصويب رسيد...ما بايد دركنار جنبش سبز بايستيم، لازم است كه اهداف آنان را اهداف خود بدانيم. منافع آنان منافع ماست و تلاش‌هايشان، تلاش‌هاي ما».

علاوه‌بر اين «جان بولتون» مشاور فعلي امنيت ملي كاخ سفيد و نماينده پيشين آمريكا در سازمان ملل، در مقطع فتنه ۸۸ گفته بود:«اين ناآرامي‌هاي ايران در سال ۸۸ بود كه گزينه تحريم ايران را كه بيش از دو سال از دستور كار خارج شده بود، مجددا به روي ميز برگرداند».

«كنت كاتزمن» كارشناس ارشد تحريم‌ها كه حضور به عنوان مشاور در كنگره آمريكا را در كارنامه خود دارد-فروردين ۸۹- در مصاحبه با پايگاه اينترنتي شوراي روابط خارجي آمريكا گفته بود:«موقعيت سياسي داخلي ايران به دنبال انتخابات جنجالي ژوئن(بهار سال ۸۸)اكنون عاملي جديد در محاسبات به شمار مي‌رود. اگرچه جنبش اپوزيسيون در چند ماه گذشته تا حدودي خاموش شده است اما اين مسئله هنوز يك عامل تعيين‌كننده است و شما در لايحه كنگره عليه ايران قطعا شاهد آن هستيد».

همچنين «استوارت لوي» معاون وقت وزارت خزانه‌داري آمريكا در امور تروريسم و اطلاعات مالي در همان مقطع گفته بود:«مهم‌ترين اتفاقي كه رخ داده اين است كه آمريكا تصور مي‌كند تحريم‌ها با اوضاع سياسي آشفته ايران تركيب خواهد شد و اين چيزي است كه آمريكا به آن اميد بسته است».

با توجه به آنچه ذكر شد علت اصلي اعمال تحريم‌هاي به اصطلاح فلج‌كننده مشخص مي‌شود، گراي تحريم از سوي فتنه‌گران به آمريكا داده شده و ايالات متحده در جهت براندازي جمهوري اسلامي و حمايت از متحدان طبيعي خود در داخل اين تحريم‌ها را اعمال مي‌كند. نه مقام‌هاي دولتي آمريكا و نه رسانه‌ها و تحليلگران حامي آنها، در مقطع فتنه ۸۸، ابهامي در اين باره باقي نگذاشته‌اند كه هدف اصلي قطعنامه ۱۹۲۹، اثرگذاري بر محيط داخلي ايران، احيا و قدرتمندسازي فتنه سبز و نهايتا محقق كردن اهداف كلان آمريكا در ايران از طريق فتنه گران است.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون حضور حماسي مردم در انتخابات ۲۸ خرداد
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي در معرفي آيت الله رئيسي به عنوان نامزد اصلح انتخابات رياست جمهوري ۱۴۰۰
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
فراخوان جبهه پايداري انقلاب اسلامي براي جمع‌آوري ايده‌هاي «حكمراني شهري عدالت‌محور»