سه شنبه 06 آبان 1399
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
سوابق و فعاليت‌هاي نامزدهاي جبهه پايداري در تهران
 
 
فهرست نهايي جبهه پايداري در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس
 
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 دبيركل جبهه پايداري:
 با رفتار پدرسالارانه مي‌گويند هركسي با ما بود كه بود و اگرنه، ضدوحدت است/ صريح بگويم؛ ما اين را قبول نداشتيم، نداريم و نخواهيم داشت
تاريخ  :  1399/07/15

دبيركل جبهه پايداري گفت: ما قصد تشكيل فراكسيوني جدا از فراكسيون نيروهاي انقلاب را نداريم ولي ما خود را ملزم به حضور و پيروي از فراكسيون نمي‌دانيم.


حجت‌الاسلام مرتضي آقاتهراني دبيركل جبهه پايداري و رئيس كميسيون فرهنگي مجلس يازدهم در گفتگويي به صحبت درباره مجلس يازدهم پرداخت كه متن كامل اين مصاحبه به شرح زير است:

بالاخره پس از چند ماه از آغاز مجلس يازدهم، اعضاي هيئت رئيسه فراكسيون انقلاب اسلامي مشخص شدند. چرا فراكسيون اصلي مجلس تا اين حد با تأخير تشكيل شد؟ آيا مجلس يازدهم به لحاظ كارهاي تشكيلاتي ضعف دارد؟

مجلس فعلي، مجلسي خاص است و بايد هم خاص باشد چراكه در موقعيت ويژه اي آغاز به كار كرده است. اميد مردم به اين مجلس است. برخي از مسئولان نتوانستند به مردم اميد دهند و به همين دليل مردم وابسته و دلبسته به نمايندگان خود در اين مجلس شدند و از اين مجلس و به ويژه دولت به اصطلاح تدبير و اميد توقع دارند كه عملكرد خوبي داشته و پاسخگوي گرفتاري‌ها و نيازهاي آن‌ها باشد. مجلس اگر مي‌خواهد در اين چهارسال عملكرد خوب و قابل دفاعي داشته باشد، ابتدا بايد بحث تحول در برخي ساختارهاي خود مجلس را داشته باشد. چرا كه ساختارهاي فعلي بعضاً دست‌وپا گير است و مانع افزايش كيفيت عملكرد نمايندگان مي‌شود.

بنده در مجالس قبلي بارها شنيدم كه نمايندگان مي‌گفتند رويه در مجلس اين بوده و ما هم بايد آن را ادامه دهيم كه بنده معتقدم اين حرف اشتباه است. ابتدا بايد ببينيم رويه‌اي درست است و يا غلط؛ اگر درست بود، آن را ادامه دهيم. بنابراين مجلس يازدهم قائل بر اين است كه بايد تحولي در ساختار مجلس اتفاق بيفتد تا راه براي تحقق شعار مجلس انقلابي، هموار شود.

البته تاكنون در اين مجلس چند كار خوب انجام شده است. براي مثال رويه انتخاب اعضاي كميسيون‌هاي تخصصي در اين دوره تغيير يافت و شيوه‌هاي كار، تخصص، تجارب و برنامه‌هاي نمايندگان ارزيابي و آنان بر اساس اين معيارها امتيازبندي شدند. در نهايت پس از فرايند امتيازدهي، برآورد كردند كه بر اساس اين ملاك‌ها، فلان نماينده به كميسيوني برود كه با تخصص و تجارب وي انطباق بيشتري داشته باشد. در مجموع اين شروع خوبي بود گرچه ممكن است در مواردي همچنان جاي بحث و نظر باشد.

اين رويه در مجالس قبلي نبود؟

خير. اين گونه نبود. اين كار جديدي است كه به تخصص و تجارب افراد توجه بيشتري شود. البته گاهي اوقات نمايندگان براي عضويت در كميسيوني، برخي از مسائل را مهم مي‌دانند كه به واقع مهم هم نيست. مثلاً فرض كنيد مي‌گويد كه فلان كميسيون امكاناتي را براي حوزه انتخابيه اش ايجاد مي‌كند و يا سفرهاي خارجي زيادي دارد كه چنين نگاهي در مجلس درست نيست و بايد اصلاح شود.

ترديدي نيست كه سفرهاي خارجي، كه يكي از عوامل اقبال نمايندگان به حضور در برخي كميسيون‌ها بود، بايد ضابطه‌مند شود و ضرورت اهميت اين سفرها مشخص شود و سپس بر آن مبنا تصميم‌گيري شود كه مثلاً فلان كميسيون يا نماينده بايد به فلان سفر خارجي برود يا نرود و اصلاً نفع آن سفر براي مجلس و متعاقباً كشور و مردم چيست كه بنده در همان روزهاي ابتدايي مجلس مسائل اينچنيني را با آقاي قاليباف را طرح كردم و وي قبول كرد كه در آينده اين مسائل را حل كنيم كه مثلاً در همين مورد، بايد وضعيت به گونه‌اي باشد كه دخل و خرج اين سفرها به درستي محاسبه شود كه مبادا از بيت المال براي گشت و گذار اين و آن هزينه گردد. بر اين اساس، نبايد رويه‌هاي قبلي لزوماً ادامه يابد و بايد كارها با شرايط فعلي تطبيق داشته باشد.

يكي ديگر از اقدامات مجلس جديد آن است كه هر هفته رؤساي كميسيون‌ها با هيئت رئيسه مجلس جلسه دارند كه اقدامي بسيار خوب است. بنده پيش از اين هم دو دوره نماينده مجلس بودم، اما هيچكدام از ما از كميسيون‌هاي ديگر و برنامه‌هاي آن آنچنان كه بايد و شايد خبري نداشتيم و حتي بعضاً مسئولين و اعضاي كميسيون نمي‌دانستند كه رئيس و اعضاي فلان كميسيون چه كساني هستند. اما اين نشست‌ها باعث شده است كه كميسيون‌ها از اقدامات هم باخبر شوند و يك اقدام خوب ديگر آن است كه اولويت‌هاي كميسيون‌ها در حال بررسي است تا روشن شود كه مثلاً كميسيون فرهنگي در اين دوره چه اولويت‌هايي دارد و در چه زمينه‌هايي مي‌خواهد قانون تصويب كند و موارد نظارتيش بيش از همه در چه جهتي است.

زماني كه در جلسات كميسيون‌ها با هيئت رئيسه اولويت‌هاي هر كميسيوني مشخص مي‌شود، از موازي كاري اجتناب مي‌شود. فرض كنيد كه يكي از اولويت‌هاي كميسيون فرهنگي، فضاي مجازي باشد، از آن سو كميسيون صنايع و معادن هم اين موضوع را ممكن است اولويت خود بداند. زماني كه در جلسه اين اولويت‌ها مطرح مي‌شود، همان جا تقسيم كار صورت مي‌گيرد و اينگونه نمي‌شود كه همه كميسيون‌ها به موازات هم يك كار ثابتي را پيگيري كنند. بهره مندي از عقل جمعي در اين شرايط بيشتر است كه اين هم خودش نكته مهمي است.

يا اينكه طرح جمعيت و تعالي خانواده سه دوره در مجلس مطرح شده است و در نوبت بررسي هم بعضاً گذاشته شد اما در نهايت ناتمام مانده است كه ناشي از بي‌خبري از وضعيت و اولويت كميسيون‌ها است. اگر هيئت رئيسه هاي قبلي مجلس با كميسيون‌ها جلسه مي‌داشت، راهكاري براي حل اين مشكلات انديشيده مي‌شد. مضافاً اينكه هيئت رئيسه هم ماهي يك بار با نمايندگاني كه تجربه بيشتري دارند جلسه مي‌گذارد كه اين هم كار خوبي است و اين نشست‌ها باعث تكامل و رشد مجلس مي‌شود. اين توضيحات را از اوضاع دروني مجلس دادم تا اينطور بگويم كه علت تأخير در آغاز به كار نيروهاي انقلابي آن است كه همانطور كه گفتم مجلس در اين چند وقت اخير درگير يكسري مسائل براي تحول ساختاري بود و البته اين مسائل همچنان ادامه دارد.

من فكر نمي‌كردم مقام معظم رهبري دامت بركاته مجلس يازدهم را يكي از قوي‌ترين و انقلابي‌ترين مجالس پس از انقلاب توصيف كنند. فرمايشات ايشان ما را بيشتر به فكر فرو برد كه مواظبت كنيم تا لطمه‌اي به عنوان انقلابي بودن مجلس يازدهم وارد نشود. گرچه بسياري از مخالفين در همين چهت نيروهاي خود را بسيج كرده‌اند و همواره تلاش مي‌كنند تا مانع كارآمدي مجلس يازدهم شوند. مجلس در حال تلاش است كه اولاً بتواند به مردم اميد دهد و به خوبي كار كند و از جهتي هم آسيبي به عنوان انقلابي مجلس، كه واقعاً مدال افتخار اهدايي از طرف رهبر انقلاب است، نرسد.

شما از اقدامات مثبت مجلس يازدهم از جمله امتيازبندي براي حضور افراد در كميسيون‌ها و جلسه هيئت رئيسه با رؤساي كميسيون‌ها گفتيد. براي اينكه اين اقدامات مقطعي نباشد و ادامه داشته باشد، فراكسيون نيروهاي انقلاب اسلامي تا چه حد مي‌تواند در تداوم اينگونه اقدامات مؤثر باشد؟

فارغ از صحن علني مجلس كه نمايندگان نقطه نظرات خود را درباره مباحث مختلف مطرح مي‌كنند، ۱۳ كميسيون تخصصي هم در مجلس وجود دارد كه وظايف مشخصي دارند و كاركرد آن‌ها با فراكسيون‌ها متفاوت است. در مجلس يازدهم تا اين لحظه بيش از ۴۰ فراكسيون تشكيل شده است. البته توجه داشته باشيد كه اين مسئله رو به تزايد است و متوقف نشده و نمايندگان خواستار تشكيل فراكسيون‌هاي ديگري هم هستند.

به بنده تاكنون پيشنهاد شده كه چند فراكسيون را راه بياندازيم اما نپذيرفتم و گفتم كه شما مي‌خواهيد در اين فراكسيون‌ها چه اقدامي انجام دهيد؟ گاهي اوقات مشغله‌ها آنقدر زياد است كه برخي از فراكسيون‌ها در سال حتي يك جلسه هم تشكيل نمي‌دهند. زماني كه نمايندگان براي حضور در جلسات مختلف به شدت درگير هستند، قاعدتاً فرصتي براي فعاليت در فراكسيون‌ها ندارند.

اگر از لحاظ دوگانه اصولگرا و اصلاح‌طلب در نظر بگيريم، مجلس يازدهم، مجلس يكدست‌تري است. در حالي كه در مجلس قبلي فراكسيون‌هاي نمايندگان ولايي، اميد و مستقلين را داشتيم و تكاپو و رقابت‌هاي عجيبي بين اين فراكسيون‌ها بود. به نظر شما اين مجلس با توجه به اينكه به لحاظ فكري يكدست است، فراكسيون نيروهاي انقلاب اسلامي به خصوص در حوزه سياسي پا مي‌گيرد يا خير؟

البته تعداد فراكسيون‌ها بيش از اينها است.

يكسري از فراكسيون‌ها تخصصي و منطقه‌اي هستند و صرفاً براي پيگيري موضوعاتي خاص تشكيل شده‌اند.

ما تاكنون در اين مجلس شاهد تشكيل ۴۲ فراكسيون بوده‌ايم.

اما اين فراكسيون‌ها سياسي نيستند.

بنده متوجه اين مسئله هستم و طبيعي است كه اگر اصلاح‌طلبان باشند، اين دو جناح با هم رقابت‌هايي را خواهند داشت. اما اين مسئله را هم بايد مدنظر قرار داد كه بين اصولگرايان همه مثل هم فكر نمي‌كنند. تفاوت‌هاي فردي و همچنين تفاوت در افكار و انديشه‌ها وجود دارد كه اين تفاوت شناختي اغلب در هنگام سياست‌ورزي، خود را بروز خواهد داد. پس زمينه تضارب آرا و انديشه‌ها بايد وجود داشته باشد تا زمينه بحث و بررسي حكيمانه هم در صحن مجلس و هم جلسات فراكسيون‌ها و نشست‌ها فراهم شود اما در اصول همه بايد با هم وحدت داشته باشيم كه اين مسئله بسيار مهم است.

قطعاً اصولگرايان نمي‌خواهند دودسته شوند و بين آنان تشتت ايجاد شود.

بله حتماً نمي‌خواهيم تشتت ايجاد شود. اما آيا بايد مثلاً بنده درست مانند فلان نماينده و يا بهمان عضو هيئت رئيسه فكر كنم؟ يا او بايد عيناً مانند من بيانديشد؟ اصلاً چنين رويكردي كه مثلاً مشابهت صد در صدي داشته باشيم، چقدر درست است؟ پس تكليف تفاوت‌ها چه مي‌شود؟ البته كه اشتراكات زياد است. اما ممكن است در مواردي با هم اختلاف نظر و سليقه پيدا كنيم كه طبيعي است و بايد باهم بنشينيم و بحث كنيم تا اختلافات حل شود. برخي هيچ اختلاف نظري را برنمي‌تابند و تا مي‌گوئيم در فلان مسئله اختلاف نظر داريم، سروصدا و حاشيه درست مي‌كنند كه فلان گروه يا تشكل وحدت شكني كرد. و يا اينكه مثلاً برخي نمايندگان در مجلس فعلي بر سر موضوعي دچار تفاوت ديدگاه مي‌شوند و با هم اصطكاك نظري پيدا مي‌كنند؛ فوراً عده‌اي بدشان مي‌آيند و اعتراض مي‌كنند. خب هر فردي مي‌تواند در مسئله‌اي نظري داشته باشد و لزوماً همه مثل هم فكر نمي‌كنند.

هر اندازه هم بگوييد وحدت، باز هم بايد به اين نكته واقف باشيد كه وحدت به اين معنا نيست كه همه ما يك حرف را بزنيم. مگر چنين چيزي شدني است؟ بالاخره تفاوت‌هاي فردي وجود دارد و نوع گفتار بنده با شما متفاوت است و حتي يك مسئله را يك جور بيان نمي‌كنيم.

شما كه نمي‌خواهيد فراكسيوني جدا از فراكسيون نيروهاي انقلاب تشكيل دهيد؟

خير. نمي‌خواهيم تشكيل دهيم. حرف‌هاي بالا را زدم كه به اين نتيجه برسيم كه ما قصد تشكيل فراكسيوني جدا از فراكسيون نيروهاي انقلاب را نداريم، معنايش اين نيست كه مثلاً هر اتفاقي كه در فراكسيون بيفتد، ما خود را ملزم به حضور و پيروي از فراكسيون مي‌دانيم. ما صرفاً تا زماني خويش را ملزم به حضور در اين فراكسيون مي‌دانيم كه مراعات اصول انقلاب، منافع مردم و انقلاب در متن تصميم‌گيري‌هاي فراكسيون لحاظ شود. اگر خداي نكرده روزي چنين نباشد، نه فقط ما، بلكه هيچ عنصر انقلابي ديگري نبايد از تصميمات فراكسيون اطاعت كند.

البته منظورم در يك موضوع خاص است. مثلاً اگر در فراكسيون انقلاب درباره سوال از رئيس جمهور قاطبه اعضا به اين نتيجه برسند كه فعلاً به صلاح نيست اما عده‌اي نظرشان متفاوت باشد، چه بايد كرد؟ آيا آنان بايد جداگانه نظرشان را دنبال كنند؟

ما فصل الخطاب داريم. بنده اختلاف را قبول دارم اما يك جايي فصل الخطاب دارد. براي مثال آقايان بذرپاش و فروزنده براي رياست ديوان محاسبات كانديدا شدند. طبيعي است كه هر كدام از خوبي‌هاي خود مي‌گويند و عده‌اي هم مي‌گويند كه هر كدام از اين دو نفر عيوبي دارند. در نهايت، يك تعداد از نمايندگان سمت آقاي بذرپاش و تعدادي هم سمت آقاي فروزنده مي‌روند و بعد رئيس مجلس مي‌گويد كه رأي گيري مي‌كنيم تا كسي كه بيشترين رأي را بياورد، تصدي اين سمت را بر عهده گيرد.

پس فصل الخطاب دارد و اين نيست كه تا آخر با هم بجنگيم تا خسته شويم و توان هم را از بين ببريم. الان در فراكسيون نيروهاي انقلاب افراد نظراتشان را درباره مباحث مختلف مطرح مي‌كنند و اگر ديديم نظرات با هم متفاوت است، در نهايت رأي گيري مي‌شود.

پس به نظر شما بايد خروجي فراكسيون نيروهاي انقلاب را فصل الخطاب دانست؟

اگر بنده جز اعضاي اين فراكسيون هستم، بله. اما ممكن است كسي بگويد من نمي‌خواهم عضو فراكسيوني شوم و يا آنكه فردي عضو فراكسيون مي‌شود اما بعد از مدتي مي بيند نمي‌تواند تعامل كند و از آن فراكسيون بيرون مي‌آيد، بعد از آن آزاد است كه نظرات خودش را دنبال كند و با چند نفر ديگر كارها را پيش ببرد. البته رفاقت مان هم به نمي‌خورد. اگر چه در وادي سياست برخي اينگونه نيستند و اختلاف نظر را لزوماً مترادف با دشمني تفسير مي‌كنند. براي مثال بنده در جبهه پايداري هستم اما برخي افراد گويا دشمن جبهه پايداري به دنيا آمده اند و گويا مي‌خواهند تا آخر عمر هم دشمن جبهه پايداري بمانند.

منظور شما اين است تا زماني كه فراكسيون نيروهاي انقلاب بر مبناي اصول انقلاب باشد، شما با آنان همراه هستيد.

بله. تا زماني كه اينگونه باشد، مخلص شأن هم هستيم. اما اگر ديديم اينگونه نيستند، ابتدا براي اصلاح آن تلاش خواهيم كرد. اگر اصلاح امكان پذير نباشد، چه تعهدي داريم كه تا آخر با آنان باشيم؟ نبايد سلب آزادي كرد. بنده بايد در هر شرايطي به وظايفم عمل كنم. تشخيص وظيفه اين نيست كه ما بگوييم با فلان فرد يا گروه تا آخر عمر بيعت مي‌كنيم. حتي اگر هر چه بگويد و يا هر كاري انجام دهد. كه البته بحث ائمه معصومين عليهم السلام جداست چرا كه آنان بري از اشتباه هستند. البته برخي وحدت را خلاف اين معنا مي‌كنند و مي‌گويند وقتي تا عين من فكر مي‌كنيد، اهل وحدت هستيد و در غير اين صورت، دنبال ايجاد تفرقه هستيد.

مجلس دهم درگير حواشي زيادي شد و بعضاً سياسي كاري مي‌كردند و تعامل زيادي با دولت داشتند و آنقدر به شعارهاي خود عمل نكردند كه حتي طرفداران خودشان هم گلايه‌هايي از عملكردشان كردند. در مقابل، مجلس يازدهم با عنوان مجلس انقلابي روي كار آمد. تا چه حد مراقب اين عنوان هستيد و چه برنامه‌هايي داريد كه مجلس يازدهم دچار مشكلات و حواشي مجالس قبل نشود؟

تا اين لحظه نديدم نماينده‌اي اين دغدغه را نداشته باشد و اين بسيار خوب است. يعني از هيئت رئيسه تا ديگر نمايندگان، همه دنبال آن هستند كه از اين عنواني كه به ما داده شد، مواظبت كنند تا خراب نشود. در اين رابطه حسن مجلس نسبت به گذشته اين است كه با تصميم نمايندگان در هر دو ماه يك روز به جلسه‌اي غير علني با موضوع خود انتقادي و نقد عملكرد مجلس اختصاص پيدا كرده است؛ چراكه نه هيئت رئيسه و نه عموم نمايندگان در جايگاه عصمت نيستند، پس بايد مجلس به نقد خودش بپردازد تا دچار آفت خودشيفتگي نابجا نشود تا مفهوم دقيق «خرد جمعي» و «شاورهم في الامر» محقق شود. لذا مجلس واقعاً دغدغه تحقق شعار مجلس انقلابي را دارد.

بنده مجلس را در اين راستا موفق مي بي نم. البته يك مقدار صبوري مي‌طلبد چرا كه وضعيت معيشتي مردم بد است و همه از اين جهت نگران هستيم و حتماً بايد برنامه‌هاي كوتاه مدت و ضربتي داشته باشيم تا قدري پاسخگوي نيازهاي فوري مردم باشد و البته فراموش هم نكنيم كه مجلس بايد روي ريل بيفتد و درست حركت كند. مجلس براي من نيست. براي نظام و مردم است و بايد حفظ شود.

كمتر از يك سال از عمر دولت دوازدهم باقي مانده است. تا آن زمان، مجلس مي‌خواهد چگونه با اين دولتي كه بسيار ضعيف عمل كرده است، تعامل كند؟

از زماني كه مجلس يازدهم تشكيل شد، گفتيم هر جور كه هست بايد كاري كنيم تا دولت تكان بخورد و در دولت تحركي ايجاد كنيم. تلويحاً توصيه رهبر انقلاب هم اين بود كه تعامل كنيد كه كارها خوب جلو برود تا مشكلات كشور هرچه سريع‌تر رفع شود. اگرچه در ابتدا برخي از دوستان اينگونه فكر مي‌كردند كه به سمت استيضاح بروند اما فعلاً بحث استيضاح مطرح نيست.

البته وضع كشور هم نبايد همين گونه ادامه داشته باشد و دولت بايد شرايط را ساماندهي كند و اگر نكند، وزير و رئيس جمهور بايد بيايند مجلس و پاسخگو باشند كه چرا چنين عملكردي داشته اند. در واقع اينكه فعلاً بحث استيضاح مطرح نيست، به اين معنا نيست كه مثلاً مجلس در برابر دولت منفعل است و اجازه مي‌دهد هر كاري انجام دهد. بلكه معتقديم مي‌شود با نظارت مستمر و كارآمد، دولت را به سوي كار و فعاليت هرچه بيشتر سوق داد. يك سال زمان كمي نيست و دولت بايد در همين زمان هم دست به كار شود چرا كه در يك سال هم كارهاي زيادي مي‌تواند انجام دهد. لذا مجلس هم در اين جهت فعاليت مي‌كند و در اين شرايط هم تاكتيك دولت مدارا و كمك همه جانبه به دولت براي كاهش مشكلات است. البته در شرايط مختلف قاعدتاً ممكن است كه تاكتيك‌ها تغيير كند.

بنده فكر مي‌كنم كه دولت بايد پاسخگو باشد كه متأسفانه پاسخگو نيست چرا كه دولت طي دوران گذشته و به واسطه نوع رابطه‌اي كه با مجلس، به ويژه مجلس دهم داشته است، بدعادت شده و اصطلاحاً بد بار آمده است. دولت وضعيت خوبي ندارد و بايد تغيير جدي كند و معتقديم كه اين امر شدني است چرا كه اين بي حالي و ضعفي كه در دولت وجود دارد، امري جوهري و يا ماهوي نيست و قابل تغيير است. از وزراي محترم و همه خدمتگزاران به نظام اسلامي هم توقع داريم كه بدوند و حسابي كار كنند.

استدلالي كه امروز دولتي‌ها دارند اين است كه چون كشور در شرايط جنگ اقتصادي است، به عنوان مثال مجلس بايد به آقاي مدرس خياباني براي تصدي وزارت صمت رأي اعتماد مي‌داد، در واقع معتقدند در شرايط امروز، بهتر است كه مجلس كمتر از ابزارهاي نظارتي خود استفاده كند. شما اين استدلال را قبول داريد؟

خير؛ بلكه معتقدم بايد نظارت مجلس بيشتر و بهتر از كار تقنيني آن باشد. اگر نظارت درست نباشد كار درست انجام نمي‌شود. شما بايد طبق ضوابط عمل كنيد و كسي هم به عنوان ناظر باشد و به آن امتياز بدهد. مثل اين است كه مدرسه، ناظم و معلم نداشته باشد و هر كسي هر كاري خواست انجام دهد و بعد هم احساس كند گل كاشته است. در يك بازي همه بايد به رأي داور تمكين كنيم. قانون گفته اولاً مجلس قدرت قانونگذاري دارد، ثانياً وظيفه نظارت دارد. بايد مثلاً شمايي كه برنامه ششم توسعه را نوشتيد، چه كارهايي انجام داديد؟ نمايندگان دوره‌هاي گذشته برنامه ششم را تصويب كردند و شما هم قبول كرديد و بايد هم قبول مي‌كرديد؛ خب چقدر به اين برنامه عمل كرديد و چقدر عمل نكرديد؟ چه كسي بايد اين موضوع را روشن كند؟ خب اينها وظيفه مجلس است ديگر. در غير اينصورت درب مجلس را ببندند و نمايندگان بروند دنبال كار و زندگي‌شان.

ما در اين مجلس زمان قانونگذاري را كم كرديم يعني يك روز از سابق كمتر در صحن حضور پيدا مي‌كنيم. ما قانون كم نداريم حتي زياد هم داريم. قوانيني داريم كه هركسي هرطور بخواهد از آن استفاده مي‌كند. بايد ببينيم قوانيني كه وضع شده، چقدر به آن درست عمل مي‌شود، مدام نمي‌توانيم بگوييم كار دولت است و دولت خراب مي‌كند. گاهي قانون، قانون به درد بخوري نيست يا قانوني كه شما داده‌ايد عملياتي نمي‌شود. از طرفي قانون وضع شده، بايد قانون چابكي باشد كه اگر كسي خواست عملياتي كند، بتواند. بنابراين يك بخش كار قانونگذاري است و بخش مهمتر آن نظارت بر حسن اجرا است.

يعني نبايد به شرايط كشور نگاه كرد؟ خب مثلاً مي‌گفتند بازار كالاها بهم ريخته است و ما وزير صمت نداريم.

نظارت در همه شرايط و مخصوصاً در شرايط فعلي بايد بيشتر باشد. اينكه قيمت‌ها يك شبه دوبرابر و يا چند برابر مي‌شود، به نظر شما مسخره نيست؟! در اين شرايط مردم به چه كسي پناه ببرند؟ شايد دولت بگويد كه اين رويه درست است؟ از كجا بايد فهميد درست و غلط ماجرا چيست؟

اگر دولت به وظايف خود عمل نمي‌كند مي‌توان وزير را استيضاح كرد. مي‌توان وزير را زير سوال برد و اين اختيار قانوني مجلس است و بايد از آن استفاده كرد. قوه قضائيه و قوه مجريه بايد اين را بپذيرند كه طبق قانون عمل كنند و پاسخگو باشند. به خاطر بياوريم كه در شرايط جنگ هم نه تنها مجلس تعطيل نبود، بلكه اتفاقاً انتظار بر اين بود كه در شرايط جنگي، مجلسي‌ها جنگي‌تر عمل كنند. لذا مجلس در اين شرايط جنگ اقتصادي بايد ضربتي و انقلابي عمل كند. مجلس خاموش و خسته در اين شرايط اصلاً معنا ندارد.

در راستاي ضربتي عمل كردن، مثلاً با توجه به اينكه فرصت جمعيتي كه ايجاد شده بود، اكنون در معرض خطر قرار دارد و كاهش مواليد، شرايط را در وضعيت هشدار قرار داده، ما به خودمان گفتيم بايد در بحث جمعيت انقلابي عمل كنيم. در زمان جنگ، بچه‌ها پاي خود را با طناب مي‌بستند تا عقب‌نشيني نكنند. ما چرا اينگونه نباشيم؟ من عنوان رئيس كميسيون فرهنگي به هيئت رئيسه قول دادم، نوشته‌اي دادم كه اين قانون را يك ماهه در كميسيون فرهنگي آماده مي‌كنم و آن را به صحن مي‌آورم. الان هم تمام شده و تحويل دادم تا مراحل قانونيش طي شود.

به نظر شما باور كردني است كميسيوني كه با آن شرايط سخت به حد نصاب تشكيل رسيد، اينگونه براي پيشبرد امور به تكاپو و فعاليت افتاده است؟ پس مي‌شود در شرايط سخت ضربتي عمل كرد. همانطور كه كميسيون فرهنگي در تدوين قانون جمعيت و تعالي خانواده، ضربتي عمل كرد.

قانوني كه بيش از هزار نفر-ساعت برايش وقت گذاشتيم. با بيش از ۲۰ تا ۳۰ مؤسسه و ارگان جلسه گذاشتيم و از نظرات حوزه و دانشگاه استفاده كرديم. لذا اگر شرايط جنگي است، مسئولين در هر جايگاه و حيطه‌اي كه حضور دارند هم بايد جنگي عمل كنند. مجلس و دولت در شرايط جنگي بايد انقلابي باشند.

هفت سال سال است كه آقايان طبق يك رويه عمل كرده‌اند، هر روز به مردم وعده آمريكا و اروپا داده‌اند ولي جواب نگرفته‌اند؛ مگر خودمان چه كم داريم؛ ديگر بايد به چه زباني بگوييم كه اميد به بيگانه كار غلطي است و موجب ناديده گرفته شدن ظرفيت‌هاي داخلي مي‌شود؟ بايد نقاط ضعف و قوت را بهتر شناخت و آن را اصلاح كرد. در واقع مجلس آمده تا خيلي از اين رويه‌هاي غلط را اصلاح كند.

وارد بحث انتخابات شويم. جبهه پايداري از انتخابات مجلس نهم كه در سال ۹۰ تشكيل شد، يك سري اصول، معيارها و شاخص‌هايي را براي خود در نظر گرفت و پاي آن هم ايستاد. به نظر شما اصول جبهه پايداري در گفتگوها، مذاكرات و فعاليت‌هايي كه براي وحدت در انتخابات داشته، از مجلس نهم تاكنون، چقدر تعديل شده است؟ آيا اين اصول لايتغير و غير قابل مسامحه است و اگر از اين اصول عدول كنيد از تكليف خود عدول كرديد؟

ما يك سري اصول و مباني اصلي داريم كه لايتغير است. چنان كه اصول دين لايتغير است، مثل توحيد كه خداوند يكي است، نمي‌توانيم بگوئيم امروز سه خدا درست شده است. از نظر علمي هم يك سري اصول تغييرناپذير است و يك سري موارد هم اجتهادي و تغييرپذير است. اينها در بستر زمان معنا پيدا مي‌كنند و دچار تغيير و تحولات مي‌شوند. ما يك راهبرد داريم و يك تاكتيك. بعضي‌ها اصلاً اصول و مباني ندارند، اما ما داريم. براي اينكه ببينيد اين اصول كجاست، يكبار براي خدا مرامنامه جبهه پايداري را ببينيد. خب ما اين‌ها را هرگز عوض نمي‌كنيم. اما برخي مسائل ممكن است در بستر زمان و مكان تغيير كند. حتي ممكن است ديروز بوده باشد اما امروز نباشد.

در رابطه با اصول اينطور است كه تا جبهه پايداري هست، اين اصول هم هست، اگر اين اصول نباشد پس حتماً پايداري عوض شده او اين ديگر جبهه ديگر و حرف ديگري است.

يكسري مفاهيم در انتخابات مجلس نهم ميان جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري مطرح شد مانند دوگانه «نتيجه يا تكليف»، «كانديداي اصلح يا صالح مقبول»، آن زمان جبهه پايداري خيلي روي اين مسائل تأكيد داشت. يك عده مي‌گفتند كه بايد كانديداي اصلح را انتخاب كنيم و برخي مي‌گفتند شايد يك كانديدايي اصلح باشد ولي مقبوليت نداشته باشد. آيا هنوز جبهه پايداري بر همان حرف‌هايي كه در انتخابات مجلس نهم مطرح مي‌كرد، چه استراتژي چه تاكتيك، همچنان اصرار دارد يا مقداري آن را تعديل كرده است؟

ما هيچ دليلي ندارد كه از اصول‌مان عدول كنيم. البته هيچ وقت نگفته‌ايم نتيجه براي ما مهم نيست، اينكه خيلي نامعقول است. ما هيچ وقت نگفتيم من اين كار را مي‌كنم و هرچه مي‌خواهد بشود. آيا واقعاً ممكن است ما در انتخابات ورود كنيم اما بگوئيم مهم نيست كه نتيجه چه مي‌شود؟ اين به معناي تكليف و وظيفه است؟ خير. نتيجه جزو وظايف است. اصلاً فرايند تشخيص تكليف، بدون در نظر گرفتن نتيجه، ناقص و ناكارامد است. شما وقتي مي‌خواهيد برنامه‌اي را بريزيد، اولين كار اين است كه هدف تعيين مي‌كنيد. اصول را معين مي‌كنيد و توجه مي‌كنيد كه بهترين و نزديكترين راه براي رسيدن به آن هدف كدام است. يكبار كه رهبر انقلاب بحث نتيجه را مطرح كردند، برخي به سرعت گفتند كه منظور رهبر انقلاب جبهه پايداري است. در واقع يك عده هستند كه خود را مفسران انحصاري انقلاب و بيانات رهبر انقلاب مي‌دانند.

وحدت از نگاه برخي يعني اينكه من چيزي مي‌گويم و اگر تو تأييد كني يعني وحدت و اگر تائيد نكني يعني تفرقه ايجاد كردي. صريح بگويم؛ ما اين را قبول نداشتيم، نداريم و نخواهيم داشت.

يك عده واقعاً پدرسالارانه رفتار مي‌كنند. به اين ترتيب كه قبلاً بين خودشان تصميماتي گرفته‌اند و مي‌گويند هركسي با ما بود كه بود و اگر نبود، ضد وحدت است. چرا ما بايد به اين حرف عمل كنيم؟ در خصوص بحث اصلح كه مطرح كرديد، اگر كسي مقبول باشد، مثل آقاي بني صدر، و ۱۱ ميليون رأي هم داشته باشد ولي از طرفي مي‌دانيد كه منحرف است و مي‌خواهد كشور را بفروشد و زمين بدهد و زمان بخرد، آيا ممكن است بگوييد چون اين فرد مقبول است پس كشور را به او بدهيم؟ من به اين فرد نه تنها رأي نمي‌دهم بلكه تلاش مي‌كنم رأي نياورد زيرا نظام را از بين مي‌برد. اگر كسي را از ميان دو نفر انتخاب كنيم و هر دو هم صالح باشند، نمره يكي ۱۸ و نمره ديگري هم ۱۸، اما به يكي از آنها بيشتر رأي مي‌دهند، خب عقل آدم مي‌گويد فردي كه بيشتر رأي مي‌آورد را انتخاب كنيم. ما براي نمره دادن، مجموعه‌اي از شاخص‌ها و پارامترهاي مختلف را در نظر مي‌گيريم كه يكي از اين آن‌ها اين است كه فرد قابليت راي‌آوري داشته باشد. نه اينكه صرفاً رأي آوري را در نظر بگيريم و از شاخص‌هاي ديگر غافل شويم و در واقع با ندانم‌كاري، باقي شاخص‌ها و مسائل مهم و تعيين كننده را قرباني امكان راي‌آوري كنيم. اگر فرداي رأي آوردن و پيروزي در انتخابات، مصداق مورد نظر بواسطه ضعف در باقي شاخص‌ها دچار انحراف شد و يا به هر دليلي درست عمل نكرد، چه كسي مسئوليتش را مي‌پذيرد؟ مگر نمونه‌هايش را نديده‌ايم؟

شما بني صدر را مثال زديد اما ما در انتخابات‌ها مي‌خواهيم افراد را از بين نيروهاي خودي قياس كنيم.

در خودي‌ها هم مراتب وجود دارد. دو نفر خودي هستند و امتياز هر دو ۱۸ است. آيا نبايد كسي كه مقبول‌تر است را انتخاب كنيم؟ مقبول يعني رأي بيشتر و شهرت بيشتري دارد و مردم زودتر رأي مي‌دهند. مثلاً به آقا تهراني زودتر و بيشتر رأي مي‌دهند، برادرم هم هست، از منم بهتر است اما هيچكس او را نمي‌شناسد و رأي ندارد. يك زماني يك فرد حدنصاب شاخص‌ها را ندارد، اصلاً ولايت فقيه را قبول ندارد، قانون اساسي را قبول ندارد اما همه قبولش دارند، خب داشته باشند.

مرحوم آيت‌الله خوشوقت مي‌فرمودند اول آدم صالح را پيدا كنيد بعد ببينيد چقدر به او رأي مي‌دهند. اگر ديديد به او رأي نمي‌دهند برويد براي او رأي درست كنيد و معرفي‌اش كنيد. چون معمولاً آدم‌هاي صالح دنبال اين كار نمي‌آيند، مي‌گويند چرا بايد خودم را مديون مردم كنم كه آيا بعدها بتوانم جوابگوي مردم باشم يا خير. خب اين آدم‌ها را بايد پيدا كنيم و حتي منت‌شان را بكشيم كه بيايند. در همين انتخابات اخير مجلس، بنده خودم به خيلي‌ها نامه نوشتم و تلفن كردم كه بياييد و به زور بعضي‌ها پذيرفتند كه كانديدا شوند. اين خيلي تفاوت دارد با آقايي كه زور مي‌زند و پول خرج مي‌كند و راست و دروغ را به هم مي‌بافد تا رأي بياورد.

به مدل‌هاي وحدت براي انتخابات ۱۴۰۰ فكر كرده‌ايد؟ برخي پيش‌بيني مي‌كنند به احتمال زياد كانديداهاي زيادي در انتخابات ۱۴۰۰ شركت مي‌كنند.

بنده هم فكر مي‌كنم همينطور است. البته ما بايد جلساتي داشته باشيم و داريم تا مقداري جلوتر برويم.

بنده به عنوان خلاصه مي‌گويم، ما بر اصولي كه در مرامنامه پايداري قيد شده، ملتزم هستيم و از تجارب گذشته خود براي حل مسائل آينده، بهره مي‌گيريم و اميدوارم افراد خوب و واجد صلاحيت، كانديدا شوند و مردم عزيز و خوبمان هم بهترين‌ها را انتخاب كنند.

هنوز به مدل به وحدت فكر نكرديد؟ به نظر شما آن دعواهاي چندساله دوباره تكرار مي‌شود؟

ما به دنبال همدلي كامل هستيم ولي فكر مي‌كنم دوستانمان بايد معين كنند كه چه كاري مي‌خواهند بكنند زيرا شيوه كار و اصول حركت جبهه پايداري، شفاف‌تر از همه است. ما پاي حرفي كه مي‌زنيم مي‌ايستيم و بازي را هم مثل برخي دوستان به هم نمي‌زنيم، قرار و مدارها را جدي مي‌گيريم. اما دوستان ديگر را نمي دانم چه كاري مي‌خواهند بكنند. خدا كند اين عزيزان هم از تجارب گذشته، بهره بگيرند و توجه داشته باشند كه صداقت شرط اوليه ورود به انتخابات است و در سياست نيز رعايت اخلاق اسلامي ضروري است.

امروز جريان اصلاحات در اين شيپور مي‌دمد كه در انتخابات ۱۴۰۰ با كاهش مشاركت مواجهه‌ايم و رقبا هم انتخابات رقابتي را نمي‌خواهند. چه پاسخي براي اين ادعاها داريد؟ و تحليل شما از تحركات جريان اصلاحات و جريان منتسب به دولت چيست؟

اينكه رقباي اصلاح طلبان انتخابات رقابتي نمي‌خواهند، يك فرافكني آشكار براي فرار از مسئوليتي است كه به گردنشان است. چطور آن وقت‌هايي كه در انتخابات‌ها پيروز مي‌شوند، انتخابات هم آزاد است و هم رقابتي؛ اما به محض اينكه در جايگاه مسئوليت قرار مي‌گيرند و با عملكرد ضعيف حمايت مردمي را از دست مي‌دهند، انتخابات مي‌شود غير رقابتي؟ من فكر مي‌كنم در اين هنگام بالاخره براي توجيه شكست‌هاي خود از اين حرف‌ها مي‌زنند كه خيلي نبايد جدي گرفت. آنها موقعي كه خوشحال از پيروزي بودند، خودشان را تضمين روحاني معرفي مي‌كردند؛ اما حالا بجاي اينكه پاسخگوي ناكارآمدي‌هاي دولت باشند، با طرح اين بحث‌ها، در صدد تضعيف جايگاه مردم سالاري و انتخابات در كشور هستند.

اما راجع به تحركات آنها براي ۱۴۰۰ طبيعي است و ما نبايد انتظار داشته باشيم آنها كاري نكنند و حرفي نزنند. آنها هم در اين نظام هستند، در انتخابات مي‌آيند و نظر مي‌دهند، موافقت و مخالفت هم مي‌كنند. آنهايي كه به اين دولت رأي داده‌اند مي‌آيند و ما دلمان مي‌خواهد كه انتخابات حداكثري باشد و همه پاي صندوق‌هاي رأي بيايند و به كسي كه مي‌خواهند رأي بدهند. اما توجه كنند كه به بهترين فرد رأي دهند. بعضي گروه‌ها و دوستان از اول با كسي مي‌بندند و مي‌خواهند تا آخر هم جلو بروند. من معتقدم زمينه باز است و افراد مختلف كانديدا مي‌شوند، خب بشوند. ما تا الان تعامل با افراد مختلف را تجربه كرده‌ايم. رئيس‌جمهور اصولگرا داشتيم، رئيس‌جمهور ليبرال داشتيم، رئيس‌جمهور سكولار داشتيم، رئيس‌جمهوري كه مي‌خواهد هواي همه را داشته باشد، داشتيم. رئيس‌جمهوري كه خيلي‌ها با شوق و ذوق به او رأي دادند و بعد پشيمان شدند هم داشتيم. بايد اينها را براي آينده اصلاح كرد. تبليغات دروغ نكنيم. بعضي نسبت‌ها را به دروغ ندهيم. مثلاً بگوئيم فلاني مي‌خواهد بيايد در پياده‌روها چادر بكشد، اين دروغ‌ها خيلي بد است. به دنبال خير نظام باشيم، اگر نظام مشكل پيدا كرد، همه دچار مشكل مي‌شويم. وضع امروز اقتصادي به خاطر بي تدبيري آقايان است و همه زجر مي‌كشند و تحمل مي‌كنند. حتي كساني كه رأي داده‌اند، اذيت مي‌شوند. چرا بهترين را انتخاب نمي‌كنيم؟ چرا به اين سمت نمي‌رويم كه در اين مورد وحدت كنيم تا كسي كه مي‌آيد بهترين باشد.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي در پي اهانت هفته نامه فرانسوي شارلي ابدو به ساحت پيامبر گرامي اسلام
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان زنجان بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان البرز بمناسبت دور دوم انتخابات مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت گراميداشت ايام شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و هفته قوه قضاييه