دوشنبه 23 تير 1399
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
سوابق و فعاليت‌هاي نامزدهاي جبهه پايداري در تهران
 
 
فهرست نهايي جبهه پايداري در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس
 
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 غلامحسين رضواني:
 احمدي‌نژاد تصور مي‌كرد ايدئولوگ است و اين آغاز مصيبت بود
تاريخ  :  1399/04/03

مشكل احمدي‌نژاد به اعتقاد من از حدود سال 90 تشديد شد. حاضرم در اين زمينه مناظره كنم، هركسي غير از اين فكر مي‌كند مناظره زنده برگزار كند. ايشان موقعي كه اتحاد استراتژيك با اصلاح‌طلبان پيدا كرد متاسفانه مسائل و مشكلاتش تشديد شد، مسائلي كه بروز خيلي واضحي در سال 90 داشت. به مقالاتي كه روزنامه ايران نوشت ارجاع مي‌دهم. روزنامه ايران تابلوي دولت بود و در آن روزها به‌خوبي در اين موضوع بروز و ظهور داشت.


غلامحسين رضواني، عضو هيات‌علمي دانشگاه صنعتي اميركبير و از نمايندگان تهران در مجلس يازدهم در گفتگويي با روزنامه فرهيختگان درباره «مهم‌ترين تغييرات گفتماني» احمدي‌نژاد پرداخته است كه در ادامه مشاهده مي‌كنيد:

گفتمان احمدي‌نژاد اين روزها فاصله معناداري از دهه 80 و ايام ابتدايي رياست‌جمهوري او در سال 84 پيدا كرده است، درواقع ما شاهد شورش او عليه گفتمان سوم تير هستيم و اين روند به‌ويژه پس از سال 89 آغاز شد. به‌نظر شما مهم‌ترين تغييراتي كه ايشان در فضاي سياست داخلي و سياست خارجي، همچون مذاكره با آمريكا، جبهه مقاومت، جنگ سوريه، بيدار اسلامي و بهار انساني و عدالتخواهي تجربه كرده است، چگونه ايجاد شد؟

طبق تاكيد قرآن ما ابتدا بايد در اين بحث تقوا را رعايت كنيم، ازسوي ديگر اين موضوع بحث دامنه‌داري است كه اگر به‌صورت كافي و دقيق به آن نپردازيم حتما دچار خطاهايي خواهيم شد.

اعتقاد بنده اين است كه اولا اگر درباره ايشان يا هركس ديگري انتقاد مي‌كنيم، اين امر به‌معناي ناديده گرفتن نقاط‌قوت آن فرد نيست، ثانيا به اين معنا هم نيست كه در مقايسه با ديگران ايشان را ارجح مي‌دانيم يا نمي‌دانيم؛ همچنين اظهارنظر درباره يك فرد به‌معناي تاييد يا رد ديگري نيست و او بايد در جايگاه خود و در مقام مقايسه تحليل شود.

اعتقاد به توان مكتب الهي براي اداره جوامع بشري در هر گفتمان و ديدگاهي بايد مشخص شود تا ببينيم اعتقاد آنها به توان مكتب، به‌خودي‌خود و بدون التقاط براي اداره جوامع بشري چيست؛ آيا مي‌تواند جوامع بشري را بدون ايده گرفتن از ديگر مكاتب اداره كند يا خير.

يك بحث مهم ديگر در اين زمينه، مساله فصل‌الخطاب بودن رهبري است كه اين پيش‌فرض درباره ايشان يا هركس ديگري مطرح است، وقتي فردي مي‌گويد من اسلام را قبول دارم بايد ديد چه الزاماتي بر اين فرد مترتب مي‌شود كه اين بحث مستقلي را مي‌طلبد.

در بررسي اين موضوع بايد روشن شود نقاط ابتدايي و نقاطي كه انتظار داريم اين نقاط‌قوت در يك گفتمان استمرار داشته باشند، چيست؟ بحث‌هاي اخلاقي و رفتاري متناسب با اين گفتمان چيست؟ و ازسوي ديگر بايد ديد در نگاه ايشان توانمندي‌هاي اجرايي و غيراجرايي چه ارتباطي با بحث‌هاي گفتماني پيدا مي‌كند و سبك و سياق زندگي و نحوه برخورد با بيت‌المال توسط ايشان و ديگر مسئولان به چه صورت بوده است؟

احمدي‌نژاد گمان مي‌كرد چون رئيس‌جمهور شده در همه امور صاحب‌نظر است، مثل روحاني، خاتمي و حتي هاشمي ضعف‌هاي تئوريك و عملي درمورد احمدي‌نژاد و افراد مشابه او چيست؟

به‌نظر من از نظر تئوريك جمهوري اسلامي به مصيبتي گرفتار شده كه بسياري فكر مي‌كنند به محض اينكه مسئوليتي گرفتند، چه مسئوليت اجرايي و چه مسئوليت قضايي و چه مسئوليت تقنيني، سواد و علم آنها افزايش داشته و در همه‌چيز صاحب‌نظر شده‌اند.

چرا در همه امور صاحب‌نظر شده‌اند؟ چون فرضا رئيس‌جمهور شده‌اند. شاهد هستيم رئيس‌جمهورهاي ما در دوران متفاوت با اين تصور كه مردم به آنها راي دادند پس سواد آنها بالا رفته است، در تمام زمينه‌ها اظهارنظر كرده‌اند و اين اخلاق مخصوص احمدي‌نژاد نيست، هاشمي، خاتمي و روحاني نيز اين مساله را داشتند و به همين دليل از باروري ابرها تا عصمت انبيا و اولياي الهي اظهارنظر مي‌كنند و به‌گونه‌اي هم اظهارنظر مي‌شود كه گويي حرف‌شان فصل‌الخطاب است و ديگران حق ندارند در اين زمينه اظهارنظر داشته باشند.

آنها در سياست خارجي، اقتصاد، مسائل اخلاقي، مسائل اجتماعي و تقريبا همه امور اظهارنظر مي‌كنند، حتي درباره ولايت تكويني كه جزء مسائل سطح بالاي عقايد شيعه است، صاحب‌نظر هستند لذا اين تصور ايدئولوگ‌بودن، خود مصيبت است.

يكي از بحث‌هايي كه در جريان احمدي‌نژاد برجسته شد و درباره شخص ايشان صدق مي‌كرد، تقسيم دستورات رهبري به بخش مولوي و ارشادي بود و تعبيرهاي مكرري كه ايشان از حكم‌هاي حكومتي رهبري داشتند؛ در اين زمينه چه تحليلي دارد؟

البته بحث مولوي، ارشادي را اولين‌بار ايشان مطرح نكرده و ديگران مطرح كردند.

مي‌خواستند بين اومانيسم و اسلام پيوند ايجاد كنند

بله، اما در دوره ايشان به صورت پررنگ مطرح شد.

بله، به‌هرحال يكي ديگر از مواردي كه در تفكر اين‌گونه افراد مشاهده كرديم كه اختصاص به احمدي‌نژاد هم ندارد، تكيه بر موارد اومانيستي است.

تفكر اومانيستي ممكن است تعريف‌هاي گوناگوني داشته باشد اما اومانيسم به‌معناي انسان‌محوري به‌جاي خدامحوري است. متاسفانه اين مواردي كه اشاره كرديد از قبيل بهار اسلامي با مستند قرار دادن معارف ديني براي رسيدن به اين‌گونه اهداف صورت گرفته است.

بنابراين اين‌گونه موارد را مستمسك قرار مي‌دهند تا بگويند مخاطب اسلام انسان است، اين درست است اما نمي‌گويند اين امر به چه معنا و از چه جايگاهي است؛ از پايگاه دين، انسان مطلوب، انساني است كه عابد است و خداوند را عبادت مي‌كند و به‌جز خدا بنده هيچ‌كسي نمي‌شود.

موضوع ديگر در اين نگاه خاص، مطرح‌كردن بحث اسلام رحماني و اسلام وحياني است؛‌ اين تفكيك‌هايي كه صورت مي‌گيرد به اين معناست كه مي‌خواهند بين اومانيسم و اسلام پيوند ايجاد كنند درحالي‌كه اومانيسم ريشه تمام تفكرات مبتني‌بر مكاتب انساني است و درنتيجه چنين تفكر التقاطي دچار مشكل مي‌شود.

برخي معتقدند اسلام صرفا برخي دستورات اخلاقي است و در زمينه‌هاي ديگر كمبود دارد

يعني زاويه با اسلام ناب منجر به اين التقاط شده است؟

بله و اگر بخواهم صريح و واضح بيان كنم بايد گفت تمام كساني كه با تفكر اسلامي زاويه پيدا مي‌كنند از نوعي التقاط رنج مي‌برند، اين التقاط گاهي شرقي و گاهي غربي و گاهي هم شرقي-غربي به شكل توامان بوده است.

به اين معنا كه درواقع تفكر اين جريانات مبتني‌بر مكاتب نزديك به الحاد شرق يا تفكرات نزديك به تمدن غربي مبني‌بر اومانيسم بوده است و آن را با اسلام مخلوط مي‌كنند و درنهايت اين تفكر به اين معناست كه اين فرض را قبول ندارند كه اسلام خود راه‌حل است. درواقع فكر مي‌كنند اسلام مجموعه دستوراتي اخلاقي است و در برخي زمينه‌ها دچار كمبود است، لذا تصور مي‌كنند چه اشكالي دارد اين كمبودها را از ديگر مكاتب قرض بگيرد.

يكي از وجوه بروز اين التقاط در سياست خارجي دوره احمدي‌نژاد در بحث جبهه مقاومت و مذاكره با آمريكا واضح بود؛ اگر بخواهيم مصداقي‌تر به اين موضوع بپردازيم، نظر شما درباره اين موارد چيست؟

در يك بحث استراتژيك همچون مساله مقاومت چطور مي‌شود درمورد سوريه آن‌گونه اظهارنظر كرد؟ دليل اصلي اين است كه ما استانداردهاي دوگانه‌اي را كه آمريكايي‌ها مطرح مي‌كنند به‌صورت ناخودآگاه مي‌پذيريم، چراكه در غير اين صورت برمبناي اصول اوليه حقوق بين‌الملل هر حاكميتي درون سرزمين خودش مشروعيت دارد.

چگونه مي‌شود احمدي‌نژاد در ماجراي حملات تروريستي مي‌گويد ما كشتار را از هر دو طرف محكوم مي‌كنيم درحالي‌كه او رئيس‌جمهور يك كشور عضو سازمان‌ملل است. اگر مباني حقوق بين‌الملل را قبول داريد نمي‌توانيد چنين چيزي بگوييد، چه رسد به اينكه بعدا در راستاي سياست‌هاي آمريكا گفته شود اين فرد صلاحيت ندارد و بايد برود.

شما به‌عنوان رئيس‌جمهور يك كشور ديگر چه دليلي دارد اين‌گونه اظهارنظر داشته باشيد؟ حتي با پذيرش معيارهاي غربي اين امر درست نيست.

اين اظهارات درحالي بود كه ما به‌دليل الزامات امنيت پيراموني خود هم نبايد اين‌گونه موضع‌گيري مي‌كرديم، آن‌هم با دفاع جانانه رزمندگان و مدافعان حرم كه برنامه آمريكا و متحدان آن را در منطقه به بن‌بست كشاندند.

يك نكته مهم ديگر در اين حوزه تفكر ضداستكباري احمدي‌نژاد بود كه اخيرا با عدول از‌ اين گفتمان به لزوم مذاكره ايران و آمريكا رسيده است.

التقاط الزامات خاص خود را دارد، هر فردي به هر دليلي التقاط را وارد هر مكتبي كند دچار تناقض مي‌شود و انسجام فكري او از بين مي‌رود. اگر از يك‌طرف بگوييم اسلام و از طرف ديگري بخواهيم به‌گونه‌اي خود را بر تفكرات اومانيستي تطبيق دهيم دچار اعوجاج و حركت زيگزاگي مي‌شويم و اين اجتناب‌ناپذير است.

در اين حوزه مي‌توان به موضوع تكيه بر ناسيوناليسم اشاره كرد؛ پس از اينكه استعمار انگليس مجبور شد سرزمين‌هاي خود را رها كند، بحث پان‌ايرانيسم در ايران، پان‌تركيسم در تركيه و پان‌عربيسم در كشورهاي عربي ايجاد شد.

حامي تمام اين حركات ناسيوناليستي آمريكايي‌ها بودند، چراكه قرار بود جانشين انگليس در همه اين كشورها شوند و اين‌گونه هم شد.

بنابراين وقتي كسي با داشتن مكتب غني اسلام بر موارد ناسيوناليستي تكيه مي‌كند بايد ديد از چه كمبودي رنج مي‌برد كه فكر مي‌كند بايد ناسيوناليسم را كنار مكتب اسلام بگذارد.

در انقلاب اسلامي ايران، حضرت امام همواره از اسلام ناب محمدي صحبت مي‌كردند اما مي‌بينيم درمقابل اسلام ناب، اسلام ايراني مطرح مي‌شود؟

اگر منظور آنها اسلام ناب است كه بايد همانند امام از اسلام ناب صحبت كنند و اگر منظور اسلام ايراني است كه بايد بگويند اسلام‌شان چيزي غير از اسلامي است كه ديگران مي‌گويند.

من روي محتوا صحبت نمي‌كنم اما شكل و شعار اين نوع اظهارات همان چيزي است كه عربستان‌سعودي هم مي‌گويد.

مكتب ايراني تضعيف‌كننده گفتمان انقلاب اسلامي است/ «التقاط» علت برخي كنش‌هاي احمدي‌نژاد بود

اين اسلام واقعي نيست. درمقابل شعار دروغين عربستان‌سعودي درباره اسلام، امام(ره) اسلام ناب محمدي را طرح كردند. خب متاسفانه بعد از مدت‌ها ديديم كه در ايران به‌جاي اسلام ناب محمدي از اسلام ايراني صحبت مي‌شود، از مكتب ايراني صحبت مي‌شود. نتيجه اينها چه فرقي با تبليغات مسموم سعودي و وهابيت دارد؟ بايد بپرسيم اين رفتارها و اظهارات آيا به گفتمان انقلاب اسلامي كمك مي‌كند يا گفتمان انقلاب اسلامي را تضعيف مي‌كند؟

نكته مهم اين ماجرا مقايسه خوب‌بودن يا بدبودن احمدي‌نژاد با ديگران نيست، بلكه موضوع اصلي اين است وقتي كسي در چنين چارچوبي عمل مي‌كند و ما مي‌خواهيم از نظر گفتماني علت را جويا شويم، به چيزي نمي‌رسيم جز «التقاط».

مشكل البته وقتي مضاعف مي‌شود كه مي‌بينيم افكار افراد لايه‌لايه است. بالاخره حرف‌هاي انسان‌ها قابل بررسي و تطابق با عمل آنهاست. كسي به‌صورت ظاهري مي‌گويد فلان‌چيز را قبول دارم ولي وقتي در لايه‌هاي تفكر و اعمال و رفتار وي كنكاش كنيد مي‌بينيد آن را قبول ندارد. اين هم مساله بعدي است.

البته مشكل احمدي‌نژاد به اعتقاد من از حدود سال 90 تشديد شد. حاضرم در اين زمينه مناظره كنم، هركسي غير از اين فكر مي‌كند مناظره زنده برگزار كند. ايشان موقعي كه اتحاد استراتژيك با اصلاح‌طلبان پيدا كرد متاسفانه مسائل و مشكلاتش تشديد شد، مسائلي كه بروز خيلي واضحي در سال 90 داشت. به مقالاتي كه روزنامه ايران نوشت ارجاع مي‌دهم. روزنامه ايران تابلوي دولت بود و در آن روزها به‌خوبي در اين موضوع بروز و ظهور داشت.

در سال‌هاي دوره دوم برخي رفتارها و به‌كارگيري برخي افراد هم مورد نقد افكارعمومي واقع مي‌شد.

بله، وقتي هدف وسيله را توجيه مي‌كند آن‌موقع به‌كارگيري عناصر تكنوكرات يا اغماض درمورد برخي فسادهاي اقتصادي و اداري يا عمل‌گرايي مفرط، فريب افكارعمومي، خودمحوري هم رخ مي‌دهد. فرض كنيد اصرار بر تقابل‌هاي بي‌جا يا حتي به‌جا با مجلس شوراي اسلامي يكي از اين موارد بود. البته اين‌طور نيست كه بنده بخواهم بي‌جهت مجلس وقت را تبرئه كنم. مجلس هم درجاي خود تخلفات و انحرافات فراواني درمقابله شديد با دولت در آن مقطع داشت، به‌رغم اينكه اين‌طرف و آن‌طرف مطرح مي‌شد كه اين مجلس كاملا با دولت هماهنگ است.

نمي‌شود حامي فلسطين بود و از دوستي با مردم اسرائيل سخن گفت

از لايه‌لايه بودن افكار و تفاوت حرف‌وعمل صحبت كرديد. كدام مصداق درمورد ايشان اكنون در ذهن شماست؟

بالاخره موضع ما درمورد كشور اشغال‌شده فلسطين كه اكنون اسرائيل ناميده مي‌شود، چيست؟ اگر گفتيم ما طرفدار اين هستيم كه فلسطيني‌ها به سرزمين خود بازگردند و مخالف اين هستيم كه تقاص هلوكاست را فلسطيني‌ها بدهند، پس بايد تا آخر به اين حرف پايبند باشيم و معني هم ندارد همزمان بگوييم حق زندگي مردم اسرائيل چه شد؟ يا از دوستي مردم ايران با اسرائيل حرف بزنيم. اگر منظور فلسطيني‌هاي اصيل هستند اعم از يهوديان، مسيحيان و مسلمانان، كساني كه از ابتدا در فلسطين بودند خب اين موضوع مورد اختلاف نيست. اما سخن گفتن از مردم اسرائيل و به‌كار بردن برخي لفظ‌هاي مبهم چه معنايي دارد؟ يعني كساني كه سرزمين فلسطيني‌ها را غصب كردند حق زندگي در سرزمين فلسطين را دارند يا بايد از اين سرزمين بروند؟

يا درمورد مسائل داخلي هم مصداق داشت. اينكه بگوييم رويكرد ما بودجه انقباضي است اما بودجه را انبساطي ببنديم. از كنترل قيمت حرف بزنيم و بعد قيمت‌ها را رها كنيم. همه مردم ماجراي افزايش شديد قيمت ارز در سال 90 را در ذهن دارند.

يا درخصوص نقش زنان در جامعه. حرف زدن از افزايش نقش زنان در اداره جامعه يك چيز است و عملكرد پرايراد چيز ديگر. يا ماجراي رفتن زنان به استاديوم‌هاي ورزشي و طرح ماجرا به آن شكلي كه همه به‌ياد دارند.

در اين موضوع از دو وجه ممكن است افراد با مشكل روبه‌رو شوند. اينكه كسي بگويد زنان از حقوق معمول خود محروم شوند، حرفي غلط است و درمقابل اگر كسي بگويد زنان بدون داشتن شايستگي لازم بايد به فلان‌پست و مقام هم برسند، حرف اشتباهي است.

آنچه معني مي‌دهد همان روش امام(ره) بود كه مي‌گفتند زنان مي‌توانند در اداره جامعه مشاركت كنند. اگر شايسته باشند مسئوليت بگيرند و اگر مردان شايسته باشند مردان مسئوليت بگيرند. يعني اصل بر شايسته‌سالاري باشد نه اصرار بي‌جا بر برخي انتصاب‌ها. تقليد كوركورانه از ديگران در اين زمينه درست نيست.

موضوع ديگر وحدت تاكتيكي يا حتي استراتژيك، نوشته يا نانوشته با كساني است كه با اسلام و انقلاب و ايران زاويه پيدا كردند. چنين اقدامي با هر بهانه و با هر توجيهي كه باشد داراي ايراد است.
مثلا در سال 92 درباره انتخابات رياست‌جمهوري وانمود مي‌كرد بي‌طرف است. كسي كه بي‌طرف است له يا عليه هيچ كانديدايي نبايد حرف بزند. من شما را به مواضع و رفتارهاي ايشان در آن موضوع ارجاع مي‌دهم. آيا ايشان بي‌طرفانه رفتار كرد؟

عدالتخواهي و خط‌قرمز بودن كابينه

يكي بحث التقاط را مطرح كرديد و يكي چندلايه‌بودن تفكرات. رهبري اخيرا در بحث عدالتخواهي بيان كردند بايد مباني درستي داشت كه دچار التقاط نشويم. درباره عدول گفتماني در بحث عدالتخواهي احمدي‌نژاد چه تحليلي داريد؟

اول اينكه در گفتمان عدالت مبارزه با فساد به‌صورت ويژه نقش‌آفريني مي‌كند. موضوع دوم اين است كه وقتي از عدالت حرف مي‌زنيد بايد بگوييد كه تراز شما براي تشخيص عدالت چيست؟ چگونه مي‌فهميد اين عدالت هست يا نيست؟ در توضيح اين مساله عرض كنم وقتي فردي در مكتبي دچار تناقض و التقاط مي‌شود معيارهاي تعيين و تشخيص هر چيزي ازجمله عدالت براساس آن روش و آن التقاط مخدوش خواهد شد.

در چنين شرايطي ما متري براي اندازه‌گيري عدالت نداريم. ريشه به اين موضوع برمي‌گردد كه وقتي مكتب را مخدوش كنيم عدالت هم براي اينكه محقق شود مرجع قابل اتكايي ندارد. اگر در مقام عمل ببينيم كه به‌تدريج عدالت به حاشيه مي‌رود بايد مطمئن شويم كه ريشه ماجرا مشكل داشته است. لذا شاهد هستيد وقتي با مفسدي برخورد مي‌شود احمدي‌نژاد سخنراني مي‌كند و به‌جاي تاييد مبارزه با فساد، مي‌گويد چطور همه مفسدان در دولت هستند و در قوه قضائيه مفسد نيست؟ يا مي‌گويند كابينه من خط‌قرمز من است.

همان زمان به يكي از آقايان گلايه كردم و گفتم ايشان به احمدي‌نژاد هم منتقل كرد. من آن روز گفتم درحال حاضر غير از آقا كسي را نمي‌بينم سفت پاي‌كار مبارزه با فساد بايستد. ايشان پرسيد احمدي‌نژاد مصمم به مبارزه با فساد نيست؟ گفتم اگر هست الزامات را قبول ندارد. پرسيد چطور؟ در پاسخ همين دو اظهارنظر ايشان را مطرح كردم.

واقعيت اين است كه من به‌عنوان كسي كه 40 سال كار كرده‌ام مي‌دانم بيش از 95 درصد همه امور دست دولت است. ديگران اعم از قوه قضائيه و قوه مقننه و ديگران 5 درصد هم نيستند. طبيعي است وقتي كارها دست دولت است اين‌دست مشكلات بيشتر در دولت تجلي يابد، لذا احمدي‌نژاد بايد اولا از قوه قضائيه براي مبارزه با فساد تشكر و حمايت مي‌كرد و بعد مي‌گفت بايد مفسدان در قوه قضائيه و ديگر نهادها هم پيدا شوند و با آنها برخورد كنيد. اين منطق، منطق عدالتخواهانه است. نه اينكه جانبدارانه از تيم خودمان دفاع كنيم و ادعاي عدالتخواهي هم داشته باشيم.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت گراميداشت ايام شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و هفته قوه قضاييه
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز مجلس يازدهم
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
پيام تسليت جبهه پايداري در پي درگذشت آيت‌الله ابراهيم اميني نجف آبادي