یکشنبه 04 اسفند 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
سوابق و فعاليت‌هاي نامزدهاي جبهه پايداري در تهران
 
 
فهرست نهايي جبهه پايداري در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس
 
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 گفت‌وگوي تفصيلي با مهدي صرامي:
 وعده‌هاي تو خالي مردم را دلسرد مي‌كند/ تجربه نشان داده كه وحدت غيراصولي و اجباري با اقبال مردم مواجه نمي‌شود/ جريان انقلابي مي‌تواند اميد را به مردم بازگرداند
تاريخ  :  1398/11/21

يك نماينده مجلس خوب كسي است كه بي‌رودربايستي، چشم تيزبين مردم براي نظارت بر عملكرد مسئولين اجرائي باشد و بي‌تعارف پيگيري كند و از هيچ انحراف و خطائي چشم‌پوشي نكند.


قطار انتخابات اين روزها سرعت گرفته و چيزي تا آغاز رقابت هاي انتخاباتي نمانده است. با اين حال هنوز آن شور و حالي كه بايد در سپهر سياسي كشور حاكم شود، ديده نمي شود. در همين راستا رجانيوز در سلسله گفتگوهايي به سراغ برخي از چهره هاي جريان اصولگرايي رفته تا به تحليل مسائل سياسي روز با آن ها بپردازد.

براي شروع لطفا قدري خودتان را معرفي كنيد

بسم‌الله الرحمن الرحيم. بنده مهدي صرامي هستم. تحصيلات دانشگاهي من در رشته مهندسي هوافضا در دانشگاه شريف بوده و به خاطر علاقه به مسائل فرهنگي اجتماعي، در مقطع ارشد در يكي از حوزه‌هاي مرتبط با مسائل اجتماعي يعني برنامه‌ريزي توسعه در دانشگاه علامه تحصيل كردم. همواره فرهنگ دغدغه اصلي من بوده. فرهنگ را بنيادي‌‌ترين و ريشه‌اي‌ترين لايه و زيرساخت جامعه مي‌دانم. 

البته ساير عرصه‌ها بايستي به عنوان متغير وابسته در خدمت فرهنگ باشند. اقتصاد حتماً مي‌خواهيم، اما اقتصادي كه منجر به تعالي فرهنگي بشود و چيدمان صحنه اداره كشور بايد به گونه‌اي تغيير كند كه منجر به رشد و تعالي فرهنگي بشود و اهدافي كه مردم به خاطر آن هزينه مي‌دهند، واقعاً در جامعه محقق بشوند.

به همين دليل و با اين رويكرد، از سال 84 در دوران وزارت آقاي هرندي، در سطح مشاوره‌اي در وزارت ارشاد مشغول فعاليت شدم. در آنجا كارگروهي را تشكيل داديم و تحليل كرديم كه عرصه فرهنگ در آينده تحت‌تأثير چه قالب‌هاي محتوائي‌اي خواهند بود؟ قالب‌هاي مختلف اعم از فيلم، كتاب، مطبوعات و رسانه‌هاي مختلفي را كه در آن روزها متداول بودند، تحليل كرديم و به يك جمع‌بندي مهم رسيديم و آن هم اين بود كه فرهنگ به زودي در عرصه‌اي رقم خواهد خورد كه آن موقع تحت عنوان فناوري اطلاعات از آن ياد مي‌كردند. يعني عرصه‌اي كه مرتبط با فناوري اطلاعات و رايانه بود. آن زمان چون نگاه دقيقي به اين مسئله وجود نداشت، هنوز اسم مشخصي برايش تعيين نشده بود. يعني واژه‌اي تحت عنوان فناوري اطلاعات را مطرح كرديم كه وقتي تحقيق كرديم ديديم خود اين اصطلاح دارد جهت‌گيري‌هائي را در عرصه فرهنگي القا مي‌كند و لذا وارد مفهو‌م‌سازي در اين عرصه شديم و عبارت رسانه‌هاي ديجيتال را مطرح كرديم.

 

 

چه مفهوم‌سازي‌اي را القا مي‌كرد؟

بحث مفصلي است. جريان غرب‌گرا داشت در كشور بحث جهاني‌سازي مدنظر غرب و امريكا را مطرح مي‌كرد، از مفاهيمي استفاده مي‌كرد كه در ذات خودشان تقليل فرهنگ و ناديده گرفتن ساحت‌هاي فرهنگي را جزو برنامه‌هاي خاص خودش داشت و در ذات اين عبارت‌ها متجلي مي‌شد و آن ناديده گرفتن فرهنگ و تأثيرات فرهنگي و محتوا بود و آن راهبردي كه جريان غرب‌گرا همواره به دنبالش بود، اولويت زيرساخت نسبت به محتوا بود و توانسته بودند آن را با همين عبارات جا بيندازند.

 

تفاوت توسعه فرهنگ و فرهنگ توسعه.

به نوعي همين‌طور است.

 

فرهنگ را در راستاي توسعه مي‌ديدند.

بله، بحث آنها اولويت زيرساخت به محتوا بود، در حالي كه راهبرد انقلاب درست در جهت عكس و اولويت محتوا بر زيرساخت است. يعني ما سخت‌افزار، تجهيزات و امكانات را براي اهداف متعالي بشري و اسلامي‌اي مي‌خواهيم كه كاملاً شفاف هستند و اعلام هم شده‌اند و همه مردم ايران بابت آن هزينه داده‌اند. در حالي كه رويكرد غرب‌گرا اين‌گونه است كه سخت‌افزار در خدمت اين محتوا نباشد و مسير ديگري را دنبال كند. در نتيجه تعارضات مختلفي پيش مي‌آيند و او مي‌تواند از محل اين تعارضات در سطوح اقتصادي، فرهنگي و حتي امنيتي بهره‌برداري كند. در حالي كه رويكردي كه ما دنبالش هستيم اين است كه بايستي اولويت محتوا بر ساختار وجود داشته باشد و اين همان چيزي است كه حضرت آقا تعيين كرده‌اند. اين اولويت موجب مي‌شود كه ما از همه امكانات و ابزارهاي موجود در فضاي مجازي در راستاي اهداف متعالي بهره ببريم و ظرفيت‌هاي خودمان را در آن مسير هدايت كنيم.

آن موقع اسم اين فضاي نوظهور فضاي مجازي نبود و ما برايش مفهوم رسانه‌هاي ديجيتال را برايش انتخاب كرده بوديم، بايد بتوانيم آن را در خدمت اهداف انقلاب اسلامي و فرهنگ كشور به كار بگيريم. در اين راستا مركز توسعه فناوري و رسانه‌هاي ديجيتال را در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مستقيم ذيل وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي راه‌اندازي كرديم. هدف اين مركز حمايت از وظيفه كاملاً ستادي و تولي‌گري به دور از تصدي‌گري دولتي با حمايت از فعالان فرهنگي در كشور در عرصه رسانه‌هاي ديجيتال بود كه بعدها فضاي مجازي شد. 

الحمدلله اين جريان با شرايطي شكل گرفت كه منجر به مشاركت بسياري از شركت‌هاي اين عرصه شد و نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتالي كه از آن دوره راه‌اندازي شد، توانست ظرف كمتر از دو سه سال در طراز بين‌المللي ظرفيت‌هاي كشور را متجلي كند و باعث تقويت بسياري از توليدات فضاي مجازي كشور شد. 

فضاي مجازي در كشور ما در خدمت اهداف مردم ما نبوده است. اينترنت در دهه 70 و همزمان با كره جنوبي وارد كشور ما شد. در دهه 80 توسعه اينترنت در كشور ما به گونه‌اي رقم خورد و در كره جنوبي به شيوه ديگري عمل شد. من نمي‌گويم چين، روسيه يا امريكا، بلكه كره جنوبي به عنوان يك نمونه قابل مقايسه با ايران، آنها فضاي مجازي خودشان را همزمان با ما شروع و برنامه‌ريزي كردند، مدل توسعه‌اي كه آنها از آن استفاده كردند، چون متكي به داخل و مديريت ملي خودشان بود، الان يكي از باكيفيت‌ترين خدمات را در فضاي مجازي كشور خودشان و حتي در خارج دارند ارائه مي‌كنند، ولي اين فضا شايد در روز اول با زرق و برق در كشور ما شروع شد، ولي عملاً در جا زديم و حتي در ده سال گذشته عقبگرد داشتيم. در دنيا، تحولات اگر نگوئيم در لحظه، دست‌كم در روز دارند اتفاق مي‌افتند. مسئولين ما خوشحال هستند كه مردم ما اينترنت دارند و هيچ وقت بررسي نمي‌كنند كه با چه كيفيتي، سرعتي و قيمت و امنيت خدمات را ارائه مي‌كنند و دائماً با آزمون خطاي مسئولين در اين زمينه روبرو هستيم و مسئولين در يكي دو سال اخير با فضاي تبليغاتي وارد اين عرصه مي‌شوند.

تا چند سالي شوراي عالي فضاي مجازي توسط رئيس‌جمهور تعطيل بود و در يكي دو سال اخير براي يك سري برنامه‌هاي تبليغاتي و Show offهاي سياسي، جلسه برگزار مي‌شود و يا وزير مربوطه‌اش يك‌سري اقدامات كاملاً تبليغاتي فاقد پشتوانه‌هاي تخصصي را ارائه مي‌كند و بيشتر دارند از فضاي مجازي به عنوان نمايش براي خودشان استفاده مي‌كنند و در اين زمينه كه فعالان فضاي مجازي با چه كيفيتي دارند آن را دريافت مي‌‌كنند، هيچ حسي ندارند. 

بحث اصلي اين است كه دنيا دارد در اين عرصه به سرعت پيش مي‌رود و ما هم چه به لحاظ نيروي متخصص و چه از نظر امكانات و محتوا و اندوخته‌هاي تاريخي وضعيت خوبي داريم و همه چيز براي يك جهش بزرگ در فضاي مجازي براي ما مهياست، ولي عزم دولتي و سياستگزاري لازم بر اين عرصه وجود ندارد. مجريان اين عرصه دارند از امكانات موجود در جهت تحركات سياسي تبليغاتي استفاده مي‌كنند و در واقع شاهد هستيم كه از فضاي مجازي توسط مسئوليني كه با فضاي مجازي برخورد فرمايشي و نمايشي دارند، سوءاستفاده مي‌شود و نحوه مواجهه مسئولين با اين عرصه در واقع يك نوع Show off است. در حالي كه اهميت فضاي مجازي همان‌طور كه حضرت آقا فرمودند به اندازه اهميت انقلاب است و انقلاب اسلامي بايد بتواند الگوي فضاي مجازي خود را به دنيا معرفي كند. شروع اين الگو از شبكه ملي اطلاعات است كه يك شبكه پيشرفته است و كشورهائي كه در اين عرصه حرفي براي گفتن دارند، از جمله روسيه، امريكا، چين، ژاپن، كره جنوبي و... كارشان را از شبكه ملي اطلاعات شروع كرده‌اند و از طريق راه‌اندازي يك شبكه پيشرفته ملي كه بستر ارائه اينترنت پرسرعت با قيمت مناسب و بسيار پائين‌تر از اينترنت وارداتي و با امنيت و پايداري بسيار بالاتر، اين را ارائه كردند و بستر پيشرفت‌هاي آنها در فضاي مجازي شد. در واقع كشورهاي دنيا در عرصه پيشرفت فضاي مجازي به دو دسته تقسيم مي‌شوند: كشورهائي كه پيشرو هستند و پيشرفتشان براساس شبكه ملي اطلاعاتشان است و كشورهائي كه به اين كشورها وابسته هستند. 

 

 

متأسفانه طي ساليان متمادي و در دوراني كه شبكه‌هاي مجازي به سرعت در حال گسترش و فراگير شدن هستند، مسئولين ما با اتخاذ تصميمات اشتباه، فرصت‌هاي بزرگ و تاريخي‌اي را كه در اين عرصه داشته‌ايم، هدر داده‌اند و دارند اين عرصه را با حركت‌هاي نمايشي براي فعالان فضاي مجازي كاملاً از دست مي‌دهند و دلشان خوش است كه چهار تا حركت نمايشي داشته باشند، حركت‌هائي كه باعث مي‌شود در آينده دست مردم از يك شبكه مناسب كه در واقع زيست جديدي است از دست بدهند و با شرايطي كه داريم و با سرعت زيادي كه دنيا در اين عرصه دارد، روز به روز فاصله ما از اين عرصه بيشتر مي‌شود. 

اين سئوال را مطرح مي‌كنم كه چگونه است كه در عرصه فناوري‌هاي پيشرفته مثل هوافضا، نانو تكنولوژي، زيست فناوري، هسته‌اي و... كشور ما به استناد ملاك‌ها و معيارهاي خود عربي جزو رتبه‌هاي اول تا دهم جان و در برخي از آنها اول تا پنجم جهان قرار دارد، ولي در عرصه فناوري اطلاعات و عرصه‌هاي مرتبط با فضاي مجازي، كشور ما بهترين رتبه‌اي كه كسب كرده، شصتم بوده است؟ آيا مي‌توانيم باور كنيم كه اين ناشي از ضعف استعدادهاي ايراني‌هاست؟ ايراني‌هائي كه در عرصه‌هاي ديگر فناوري رتبه‌هاي بسيار ممتاز جهاني را دارند، چگونه در عرصه فضاي مجازي به چنين وضعيتي دچار شده‌اند؟ اين نمي‌تواند اتفاقي و تصادفي باشد. 

 

علتش را در چه مي‌دانيد؟

علتش دقيقاً در كساني است كه فضاي مجازي ما را پايه‌ريزي كردند و همچنان هم مدير حاكم بر فضاي مجازي هستند. اينها از بيست سال پيش كار را براساس الگوئي شروع كردند كه از همان روز اول مشخص بوده كه شكست خورده و يك الگوي كاملاً وابسته و در خدمت دشمنان ماست. 

متأسفانه اين تيم به دليل آلودگي‌هائي كه ايجاد كرده‌اند و وابستگي درآمدي‌اي كه به منبع واردات و رانت‌هاي پشت صحنه دارند و متأسفانه تحت اين عنوان كه اينها تخصصي است، به دستگاه‌هاي نظارتي هم اجازه ورود نداده‌اند، اين تيم توانسته صرفاً منافع خود را بر منافع ملي در اين قضيه حاكم كند و يك فضاي مجازي ناكارآمد را پايه‌گذاري كرده و تا امروز عمده تصميم‌گيري‌ها در انحصار تيم مشخصي است كه اگر نگوئيم نفوذي هستند، دست‌كم از نظر منافع، سالم نيستند.

 

آيا مجلس تا حالا نقشي در اين زمينه داشته؟ كم‌كاري داشته يا با اين تيمي كه به قول شما 20 سال است كه دارد اين سياست را پيش مي‌برد، همسو و هم‌جهت بوده؟ آيا مجلس تا به حال در اين زمينه كاري را انجام داده يا اساساً توانائي انجام كاري را دارد يا نه؟ 

مجلس شوراي اسلامي اگر در جايگاهي كه در نظام اسلامي دارد، يعني در رأس امور بودن را داشته باشد، مي توانسته مسير را اصلاح كند و كارهاي اساسي‌اي را انجام بدهد. متأسفانه اين تيم مشخص كه وضع نامناسب موجود را در عرصه فضاي مجازي ايجاد كرده‌اند، كاملاً با حربه‌هائي دستگاه‌هاي نظارتي مختلف، از جمله مجلس شوراي اسلامي را از عرصه نظارت خارج كرده‌اند.

 

با چه حربه‌اي؟

با حربه‌هاي مختلف كه برخي از آنها متأسفانه متداول هستند. از سفرهاي خارجي و رانت‌هاي مختلف تا متأسفانه به اسم اينكه اين عرصه امنيتي است، منافعي را در برخي از نهادهاي اجرائي امنيتي پياده‌سازي كرده و در حوزه‌اي كه فاقد صلاحيتش بوده‌اند، اتاق‌ها و فضاهاي تاريكي را ايجاد كرده‌اند و اجازه نظارت به دستگاه قضائي، سازمان بازرسي كل كشور، مجلس شوراي اسلامي يا حتي نهادهاي امنيتي ذي‌صلاح انقلابي كشور نداده‌اند. كار اينها به جائي رسيده كه با يك‌سري تبليغات و پروپاگاندا عملاً اجازه نداده‌اند چرخه فضاي مجازي كشور باز و تحليل شود و تصميماتي كه مقام معظم رهبري و اسناد بالادستي قانوني كشور تكليف كرده، مشخص شود كه اين امور اساساً تا چه اندازه در مسير اين اسناد پيش مي‌روند و اجرا مي‌شوند. به عنوان مثال اينها كاري كرده‌اند كه از محل واردات پهناي باند به كشور و از محل دلالي پهناي باند، يك شركت دولتي، انتفاع دائمي داشته باشد. طبيعتاً اين شركت دولتي به عنوان يك شركت مؤثر در اين عرصه، وقتي به درآمدهاي حاصل از واردات اين موضوعات وابسته مي‌شود و گروه‌هائي دلايلي به شكل غيرشفاف در حاشيه‌اش شكل مي‌گيرند، نتيجه‌اش اين مي‌شود كه منافع اشخاص يا سازمان‌هاي محدود دولتي را بر منافع و مصالح ملي و نفع فعالان، توليدكنندگان و فناوران فضاي مجازي كشور ترجيح مي‌دهند و منجر به وضع موجود غيرقابل دفاع از فضاي مجازي مي‌شود. 

 

 

 فضاي سياسي كشور اين روزها دچار نوعي رخوت و سردي سياسي است و ديگر كسي مثل سابق رغبت به فعاليت‌هاي سياسي را ندارد. چه تشكل‌هاي دانشجوئي كه پيشرو بودند، رسانه‌ها، چهره‌هاي سياسي و چه مردم عادي جامعه.  اين فضاي سرد و منفعل را ناشي از چه عللي مي‌دانيد؟

سؤال خوبي است. وقتي در ابتداي اين دولت، كسي كه مشاور رئيس‌جمهور است مي‌آيد و مي‌گويد، «لبوفروش را چه به هسته‌اي؟ لبوفروش را چه به برجام؟» دارد خط را مي‌دهد، يعني دارد مي‌گويد كه ما بايد كاري بنيم كه يك طيف اكثريتي از جامعه كه طبقه زحمتكش و افرادي هستند كه بار امور كشور بر دوش آنهاست، چون نظام ما يك نظام مبتني بر انتخابات مردم است، وقتي كه چنين ديدگاهي دارد توسط دولت به جامعه القا و خط سياسي دولت توسط مشاور رئيس‌جمهور به مسئولين مختلف اعلام مي‌شود، معني‌اش اين است كه بايد كاري كنيم كه مردم عادي، مردم كوچه و بازار و همين مردمي كه هميشه پشتوانه انقلاب بوده‌اند، حس خوبي از ورود به عرصه‌هائي كه واقعاً به آنها مربوط است و در زندگي‌شان تأثير دارد، نداشته باشند و اظهارنظر نكنند. لبوفروش را چه به برجام، يعني به لبوفروش ربطي ندارد كه در حوزه‌هاي سياسي دخالت كند. لبوفروش يعني مردم كوچه و بازار حق ندارند درباره سرنوشت خودشان فكر كنند و تصميم بگيرند. وقتي از ابتدا، اين طرز تفكر مبناي سياست يك دولت قرار مي‌گيرد، از سال 92 و 93 شاهد هستيم كه هر بار مشاركت مردمي در انتخابات‌ها كمتر مي‌شود. قرار است طبقه زحمتكش و مستضعف جامعه به شكلي حساب شده از صحنه سياست حذف شوند تا عرصه سياست به افراد به اصطلاح حرفه‌اي حزبي مشخصي كه در خدمت منافع كارتل‌ها و واردات‌چي‌ها و اتاق‌هاي واردات به كار گرفته شوند و خودشان را از صحنه سياست حذف شده بدانند. در واقع ما با يك پديده پيچيده مواجه هستيم. با دولتي كه مي‌خواهد منافع يك اقليت خاص را به قيمت حذف اكثريت جامعه از عرصه سياسي و تصميم‌گيري در مورد سرنوشت خودشان، تأمين كند و به قدري در اين عرصه پيچيده عمل كرده كه منجر به اين شده كه هم اكثريتي از جامعه از عملكرد آن دولت ضرر كنند و بدتر از آن اين القا به آنها صورت بگيرد كه شما حق نداريد حتي فكر كنيد در اثر چه سياست‌هائي و عملكرد چه كساني اين ضربه‌ها به شما وارد شده‌اند و اگر هم فكر كرديد، آمدن شما به اين عرصه و تصميم‌گيري براي خودتان تأثيري ندارد. وقتي اين تفكر القا مي‌شود، دو سه انتخابات اخير تحت‌تأثير عملكرد اين جريان با كاهش مشاركت مواجه شده‌ايم و اين‌گونه نيست كه بگوئيم اين يك بحث مقطعي است. 

 

 

البته طي يك سال گذشته در عرصه اقتصادي كشور اتفاق بدي افتاده و دولت بار تعهدات خودش را كه تا يك سال قبل به اسم برجام فاكتور مي‌كرد و آن چكي كه اميد داشت توسط خارجي‌ها برايش نقد شود، بار نقد شدن آن چك را روي دوش مردم گذاشت و در واقع با افزايش قيمت ارز، دولت توانست تعهدات خود را به قيمت كوچك شدن جيب مردم جبران كند. يعني عملاً دولت حجم وعده‌هائي را كه داده بود و ناكارآمدي‌هاي خودش را سعي كرد با اين كار از جيب مردم جبران كند و براي خودش زمان بخرد، چون بار اين گونه هزينه‌سازي‌ها براي مردم، به خود دولت هم برمي‌گردد و مي‌رسد. تنها اتفاقي كه مي‌افتد، دولت از اين قضيه يك نوع آينده‌فروشي انجام مي‌دهد و بار تعهدات خود را از جيب مردم و به هزينه مردم به چند سال بعد منتقل مي‌كند. مخصوصاً شواهد اين نگرش را داريم در بودجه سال 99 مي‌بينيم. در بودجه‌اي كه دولت تهيه، آينده‌فروشي و ارجاع مطالبات به بعد از سال 1400 كه ديگر اين دولت نيست مشهود است، يعني اوراق مشاركت سهم بسيار بالائي پيدا كرده است. فشار چنين وضعيتي به مردم وارد مي‌شود و مردم در عمل احساس مي‌كنند به رغم رأي‌اي كه دادند، دولتي انتخاب شده كه به ضرر منافع آنها حركت كرده است و انگيزه‌ها براي ورود به اين عرصه با چالش روبرو مي‌شود. اين يك سير طبيعي و متأسفانه نتيجه بي‌تدبيري دولت است. البته نتيجه يك تفكر حساب‌شده است كه خط نفوذ دارد آن را دنبال مي‌كند، دلسرد كردن مردم از نظام. برخي از افراد كه خودشان در ابتداي كار داشتند به عنوان مشاور در عرصه دولتي عمل مي‌كردند و بعدها مشخص شد كه اينها كاملاً دل در گرو طرف‌هاي خارجي دارند، اينها مي‌خواهند به شكل حساب‌شده‌اي مردم را از تصميم‌گيري در مورد سرنوشت خودشان و اتفاقات مهمي چون موضوع هسته‌اي يا موضوعاتي كه باعث اقتدار و پيشرفت كشور مي‌شود، دلسرد و از صحنه انتخابات خارج كنند. طبيعتاً اين اتفاق همچنان هم در دستور است و به نظر مي‌رسد كه خط نفوذ چه در خارج و چه در داخل دارد اين برنامه را دنبال مي‌كند تا بتواند مردم را دلسرد كند. الحمدلله وقتي نيروهاي انقلاب در اين عرصه هستند...

 

نيروهاي انقلابي تا چه حد مستعد هستند كه مردم دلسرد شده به آنها اقبال كنند؟ آيا مردم دلسرد شده مي‌توانند نور اميدي در جريان انقلابي ببينند؟

جريان انقلابي قطعاً مي‌تواند اميد را به مردم برگرداند. ولي در چه زماني و با چه فرصتي مي‌تواند اين كار را انجام بدهد؟ جريان انقلابي بايد همزمان در دو سه محور عمل كند. يكي محور خدمت‌رساني بي‌منت كه اين كار را در بحران‌هاي يكي دو سال اخير، حوادث مختلف زلزله و سيل و اتفاقات ديگر انجام داد و ديديم كه نيروهاي انقلابي واقعاً بدون هيچ ادعائي در كف خيابان و در كنار مردم براي حل مشكلات آنها حضور پيدا كردند. مسئولين انقلابي را هم مردم در يك سال گذشته ديده‌اند كه به شكل قاطعانه به دنبال حل و رفع مشكلاتشان هستند. هر چند با شيوه‌اي كه دولت عمل كرده، اكثر مسئولين اجرائي ما انقلابي نيستند، ولي با حركت‌هائي كه در كميته امداد، بنياد مستضعفان و به ويژه قوه قضائيه افتاده، مردم حسي از خدمات‌رساني مسئولين انقلابي را دريافت كرده‌اند و در اين عرصه، حال و هواي اوليه قابل مشاهده است، ولي هنوز متأسفانه، هم در لايه‌هاي اجتماعي كشور تعميق نشده و هم حجم آن در حدي نبوده كه اكثر مردم با اين موضوعات در ارتباط قرار گرفته باشند و به نسبت كم‌كاري‌ها و بي‌تدبيري‌هاي دولت و مجلس موجود، اين حجم از امور حجم بالائي ندارند، ولي مردم كورسوها و نقطه اميدها و جرقه‌هاي خوبي را دريافت كرده‌اند. اگر جريان انقلابي بتواند اين جرقه‌ها را تقويت كند و تداوم ببخشد و صرفاً به گفتار درماني اكتفا نكند، چون متأسفانه در يكي دو سال اخير در عرصه‌ سياسي كشور، گفتار درماني دارد باب مي‌شود. يك مسئول، صبح يك‌جور صحبت مي‌كند و يك‌جور وعده‌هائي را مي‌دهد و بعدازظهر جور ديگري صحبت مي‌كند و وعده‌هاي صبح را رد مي‌كند و وعده‌هاي ديگري مي‌دهد.  

 

 

حتي با همين دولت ناكارآمد موجود، با داشتن يك مجلس انقلابي مي‌توانيم كار را پيش ببريم. البته مجلس انقلابي شرايطي هم دارد. لوازم اصلي برخورداري از يك مجلس انقلابي اين است كه مردم در دو سه هفته آينده، انتخاب خود را بر افراد سالم باسابقه مناسب عملكردي و مواضع شفاف متمركز كنند. به نظر من موضع شفاف از همه چيز در مجلس مهم‌تر است. مسئولي كه 12 سال سر كار بوده، ولي عملكردش تفاوتي با عملكرد مسئولين ليبرال مسلك قبلي ندارد، اگر الان بخواهد به عنوان نماينده مجلس مطرح شود، چه مزيتي دارد؟ به صرف اينكه يك نفر خودش را جهادي خطاب كند، كفايت مي‌كند يا بايد عملكرد 12 ساله و چند سال قبل از آن را بررسي كرد؟ وقتي مي‌بينيم اين فرد در مسائل بسيار مهم مثل برجام و FATF و حتي قبل از آن مثل فتنه 88 موضع ديرهنگام، غيرشفاف و دوپهلو داشته. الان اين مسائل شفاف شده‌اند، ولي مسئولي كه مي‌خواهد نماينده مجلس بشود، بايد خيلي زودتر از اين حرف‌ها، اتفاقات را پيش‌بيني كند. نبايد اول از برجام حمايت كند و بعد بگويد حالا فهميده‌ايم كه برجام اين اشكالات را داشته است. آن روزي كه حمايت مي‌كردي يا نمي‌دانستي كه برجام چيست كه لازمه‌اش به دست آوردن اطلاعات و تحليل و به موقع بوده كه اين را نداشته‌اي يا متأسفانه آن موقع درگير مصلحت‌انديشي‌هاي محدود و رودربايستي‌هائي بودي كه در مجلس هم مشكل‌ساز مي‌شد. اگر تو با اين رودربايستي‌ها در مجلس حاضر بشوي، هيچ وقت نمي‌تواني منافع مردم را بر منافع گروه‌ها و مسئولين اجرائي اولويت بدهي و لذا لازم است كه نيروهاي انقلابي در اين يكي دو هفته آينده با هوشياري، كساني را كه سوابق مشخصي در عدم شفافيت در مواضع مهم را داشته‌اند و يا حتي عملكردشان در حوزه اجرائي متوسط بوده، معرفي كنند، چون اينها به درد يك مجلس تراز انقلابي نمي‌خورند. نماينده مجلس بايد به موقع و به صورت شفاف اعلام موضع كند كه سابقه اين آقايان نشان داده كه مواضع آنها يا شفاف نبوده يا تحليل نداشته‌اند و يا به موقع نبوده. 

وظيفه نماينده مجلس قانون‌گذاري است كه لازمه آن برخورداري از رويكرد شفاف و منبع قوي راهبردي است. كسي كه مدعي است فقط بايد كار انجام داد، به درد نمايندگي مجلس نمي‌خورد، چون نماينده مجلس به ديدگاه، رويكرد و تأمل عميق براي قانون‌گذاري نياز دارد و صرفاً با كار، كار، كار مشكلش حل نمي‌شود. نماينده مجلس به فكر عميق نياز دارد و بايد اين موضوع در عرصه‌هاي مختلفي كه آن فرد مسئوليت دارد از او مشاهده شده باشد. 

يك نماينده مجلس خوب كسي است كه بي‌رودربايستي، چشم تيزبين مردم براي نظارت بر عملكرد مسئولين اجرائي باشد و بي‌تعارف پيگيري كند و از هيچ انحراف و خطائي چشم‌پوشي نكند. كسي كه عملكردش در برخي از برهه‌هاي اجرائي شفاف نبوده و گروه‌هاي مختلف را با لابي‌گري در سطح معاونين خود آورده و به جاي شايسته‌گزيني، حزب‌گرائي و گروه‌گرائي را در انتخاب افراد درنظر داشته، هيچ وقت نمي‌تواند نظارت درستي را انجام بدهد و چشم مردم براي نظارت باشد. آقا فرمودند با دستمال آلوده نمي‌شود جائي را تميز كرد. پس بايد به اين موضوعات توجه بشود. كساني كه با گروه‌ها و احزاب مختلف دچار رودربايستي هستند، نمي‌توانند نظارت خوبي داشته باشند و نمايندگي مجلس جاي اينها نيست. ممكن است اين افراد در عمليات اجرائي مشخص عملكرد اجرائي خوبي هم داشته باشند، ولي عرصه نمايندگي مجلس به عنوان رأس امور، عرصه‌اي نيست كه كساني كه حتي اگر عنوان هم داشته و با  عنوان‌هائي مكرراً هم در انتخابات شركت كرده باشند، صرفاً به اين دليل كه در انتخابات شركت كرده‌اند و اسمشان معروف شده است، مي‌توانند در سنگر نمايندگي مجلس به مردم خدمت كنند. آنچه كه مهم است اين است كه مردم بايستي متوجه باشند كه انتخاب نماينده مجلس انتخاب بين رنگ قرمز و آبي و يك امر فانتزي نيست، بلكه قرار است نماينده‌ا ي انتخاب شود كه بر كم‌كاري اين دولت نظارت كند. ما به مجلسي نياز داريم كه دولت را روي ريل صحيح قرار بدهد. به هيچ وجه نبايد اسير عناوين افراد در عرصه‌هاي انتخاباتي بشويم. همان‌طور كه حضرت آقا هم فرمودند كه ما يا افراد را مستقيم مي‌شناسيم كه براي ما حجيّت شرعي مي‌آورد و يا نمي‌شناسيم و يا بعضي از آنها را مي‌شناسيم كه بايد به اعتبار شناخت و پشتوانه‌اي كه يك ليست مي‌تواند داشته باشد و به اعتبار افرادي كه آن ليست را تهيه يا تأئيد كرده‌اند، اگر اين افراد در تراز انقلاب اسلامي هستند، مي‌توانيم به آن ليست‌ها اعتماد كنيم. بايد كساني باشند كه در عرصه‌هاي مختلف انقلاب اسلامي پيشرو و داراي بصيرت بوده‌اند. هم حضرت آقا به بصير بودن اينها استناد كرده‌اند و هم خود اين افراد در عرصه‌هاي تعيين‌كننده كشور، رويكرد مشخص مبتني بر نيازهاي انقلاب اسلامي داشته‌اند و آن موقعي كه آقا عمارها را صدا زدند، اينها در صحنه حضور داشتند و نقش عمار انقلاب را ايفا كردند، به اين ليست‌ها مي‌شود اعتماد كرد. اگر ما جزئيات را نمي‌شناسيم، مي‌توانيم به تأئيدكنندگان اين ليست‌ها كه اين ويژگي‌ها را دارند اعتماد كنيم. در مقابل آن هم ليست‌هاي افراد ابن‌الوقت، حتي اگر معنون باشند، وجود دارند. مي‌بينيم كه اينها هميشه منافع گروهي و جناحي را بر منافع مردم ترجيح داده‌اند. بايد حواسمان باشد كه دست‌كم با اينها با احتياط و گزينش برخورد كنيم. ضرورتاً لازم نيست كه ما تمام افراد يك ليست را انتخاب كنيم، بلكه بايد دقت داشته باشيم افراد موجه آن ليست‌ها را گزينش كنيم. وحدت هم حول آرمان‌هاي انقلاب مورد تأئيد است، وگرنه وحدتي كه بخواهد زمينه‌ساز ورود افراد ناسالم يا نامناسب براي مسئوليت مجلس، خودشان را بر يك‌سري افراد سالم تحميل كنند و به اعتبار آنها بالا بيايند، اين وحدت مطلوب نيست. وحدت حول آرمان‌ها و به تناسب آرمان‌هاست كه شكل مي‌گيرد. اين را هم بگويم كه مردم از وحدت غيرصادقانه برداشت خوبي ندارند. وحدت‌هاي زوركي و غيراصولي براي مردم هم پيام خوبي ندارد و مردم احساس مي‌كنند كه عده‌اي به طمع قدرت دور هم جمع شده‌اند تا بتوانند پاي سفره‌اي بنشينند و غنيمتي را ببرند و وقتي مي‌بينند كه تيپ‌هاي اينها به هم نمي‌خورد، احساس خوبي نسبت به آن ليست پيدا نمي‌كنند. اگر مردم افراد ناهمگن و ناهمگوني را در يك فهرست مشاهده كنند، حتي اگر تحت عنوان وحدت هم صورت گرفته باشد، مردم از اين نوع وحدت، نوعي سهم‌خواهي را برداشت مي‌كنند. 

 

 

تجربه نشان داده كه وحدت غيراصولي و اجباري با اقبال مردم مواجه نمي‌شود و صداقت از هر چيزي براي مردم مهم‌تر است.

وعده‌هاي تو خالي مردم را دلسرد مي‌كند. ا گر جريان انقلابي در مقابل بتواند همين مسيري را كه دارد مي‌رود با تداوم و عمق بيشتري طي كند. البته يك محور، محور خدمت‌رساني است و محور ديگر، محور تبيين و بصيرت‌افزائي است. بايد مطلب را باز كند كه مردم بدانند از كجا ضربه خوردند. اين يك جهاد است كه حضرت آقا از آن به عنوان جهاد كبير ياد كردند و به برخي از مبلغين ديني توصيه فرمودند كه با افشاي توطئه‌هاي دشمن جهاد كبير انجام بدهيد. بصيرت‌افزائي مردم و باز كردن پشت صحنه‌ها و مسائل هم يك جهاد كبير است كه جريان انقلابي دارد در اين عرصه كار مي‌كند، ولي بايد انقلابي‌تر و جامع‌تر كار كند.

 

فرض كنيم كه نيروهاي انقلابي در مجلس پيروز شدند. سناريوي آنها براي بهبود اوضاع چيست؟

جريان انقلاب بايد در عرصه سياسي، با انتخاب مردم، كارها را دست بگيرد. بايستي بيايد و خودش را عرضه كند و به انتخاب مردم بگذارد و ابائي نداشته باشد كه زير بار مسئوليت ا نتخاب مردم برود. اين هم يك عرصه مؤثر و نوعي جهاد و مجاهده است. در نگاه ليبرال، انتخاب زمان توزيع كيك قدرت حساب مي‌شود، ولي با رويكرد ارزشي و انقلابي، انتخابات فرصتي است كه در آن جريان انقلابي مسئوليت پيگيري اراده مردم را از مردم دريافت مي‌‌كند و طبيعتاً اين قبول مسئوليت در ادبيات انقلابي و اسلامي نوعي فداكاري است و مبناي آن بايد برپايه مجاهده باشد، چون با رويكرد انقلابي اسلامي قرار است مسئوليت را دريافت كند، بي‌آنكه برايش مزاياي مشخصي داشته باشد و اتفاقاً مسئوليت دريافت مي‌كند، تحت نظارت و قضاوت قرار مي‌گيرد و قضاوت‌هائي را كه در موردش انجام مي‌گيرند، بايد با سعه صدر بپذيرد. جريان انقلابي بايد سعه‌صدر و ظرفيت شنيدن قضاوت‌هاي مختلف را درباره خود داشته باشد و نترسد و ميدان را رها نكند و در ميدان خدمت‌رساني، آنچه راكه مردم از انقلاب انتظار دارند به پيش ببرد و واقعاً خدمت بي‌منت داشته باشد.

ان‌شاءالله مجلس انقلابي‌اي كه شكل خواهد گرفت مجلسي خواهد بود كه مصالح مردم در تمام امور بر مصالح مسئولين ناكارآمد كاملاً اولويت دارد. معنايش اين است كه نظارت دقيق بر كم‌كاري و بي‌تدبيري و متأسفانه حيف و ميل‌هائي كه توسط مسئولين انجام مي‌شود خواهد داشت. اين كار بايد به صورت جدي توسط مجلس پيگيري شود و مسئول دولتي حتي اگر قصد سوءتدبيري هم دارد، فرصت اين كار را پيدا نكند.

 

كمي مصداقي‌تر صحبت كنيد.

به عنوان مثال شاهد هستيم كه در بازار خودرو و يا بازار مسكن تلاطم‌هائي اتفاق مي‌افتند. بايد مسئول مربوطه مورد سئوال قرار بگيرد و حكم قانوني بدون مماشات در موردش اجرا شود. اين‌طور نباشد كه مسئولي بعد از شش سال مسئوليت در حوزه مسكن بيايد و به راحتي بگويد افتخار من اين بود كه دوره خودم يك مسكن هم نساختم. اين يعني مسخره كردن تمام مردم و توهين به شعور همه مردم جامعه. مجلس چه برخوردي با او كرد؟ يك مسئول اجرائي چگونه جرئت مي‌كند به همين راحتي اين حرف را بزند؟ آيا مجلس نداريم كه وزير مسكن بيايد بگويد كه افتخار من اين است كه تا به حال يك مسكن هم نساخته‌ام و دوره من تمام شد. يك مجلس انقلابي بايد با چنين مسئولي برخورد پشيمان‌كننده داشته باشد تا درس عبرتي براي ساير كساني كه سوءنيت دارند، بشود. بنابراين هر قدر هم كه يك مسئول اجرائي سوءنيت داشته باشد، يك مجلس انقلابي مي‌تواند او را كنترل كند. اين سطح نظارتي مجلس است.

وقتي كه ارز دچار آن تلاطم‌ها شد، چرا مجلس در همان روزهاي اول ورود نكرد و با مسئولين مربوطه در هر رده و مقامي كه بودند مجازات نكرد؟ كه بعداً پس از چند ماه كه سرمايه‌هاي مردم از بين رفته و ارزش آن يك‌سوم شده، دستگاه قضائي بيايد و ته موضوع را دربياورد و مشخص بشود كه مثلاً معاون بانك مركزي در اين قضيه منفعت‌طلبي كرده است يا دستور فلان مسئول اجرائي سطح بالاي كشور بوده كه ارز گران بشود. مجلس چرا در همان روزهاي اول اجازه داد كه اين اتفاق بيفتد؟ يا چرا مجلس اجازه مي‌دهد كه يك بسته دربسته‌اي به نام برجام بيايد و ظرف 20 دقيقه تصويب بشود و عواقب آن براي كشور باز نشود؟ وظيفه دوم مجلس تصويب قوانين است. قانون برجام چرا به شكل كارشناسي تحليل نشد و منافع مردم در اين چند سال اين‌قدر مورد غفلت قرار گرفت و زمينه اين را فراهم كرد كه التهابات متعدد در زمينه‌هاي اقتصادي، سياسي و حتي امنيتي ايجاد بشود. از يك مجلس انقلابي هيچ‌گاه خوش‌خيالي و اعتماد به دشمن درنمي‌آيد كه چيزي به اسم FATF تصويب شود كه زمينه ترور مسئولين خدوم كشور مثل حاج قاسم سليماني را براي طرف خارجي مهيا كند، يعني بيايد و براي اقدام تروريستي امريكا از جنبه حقوق بين‌الملل يك نوع اقدام قانوني در عرصه بين‌الملل ايجاد كند. يك مجلس انقلابي با مسئوليني كه بدون تصويب مجلس FATF را به امضا رسانده و حساب‌هاي بانكي مردم را دراختيار بيگانگان قرار داده و زمينه كنترل درآمدهاي مردم را ايجاد كرده‌اند، برخورد پشيمان‌كننده مي‌كند.

يكي از قوانيني كه مي‌تواند مانع از بسياري از التهابات در بازار شود، قانون ماليات بر عايدي سرمايه است كه بايد حتماً در مجلس آينده تصويب شود و اين‌گونه نباشد كه يك نفر صرف اينكه سرمايه دراختيارش هست بتواند مسكن مردم را بالا و پائين كند و يك نفر بتواند سكه را به عنوان يك ابزار سودجوئي به قيمت كاهش ارزش پول ملي به كار بگيرد. يك نفر بتواند در بازار پول و ارز ورود كند بي‌آنكه نگران باشد كه برايش مشكلي پيش بيايد. ماليات بر عايدي سرمايه اين‌گونه است كه اگر كسي مي‌خواهد در بازار سكه معامله‌اي انجام بدهد، بايستي ماليات‌هاي سنگين بر اين‌گونه تراكنش‌ها وضع شود. بايستي بر واسطه‌گري‌هاي بازار مسكن كه فراتر از حد معقول هستند، ماليات‌هاي در حد 80 درصد وضع شود تا افراد نتوانند به صرف داشتن سرمايه، سفته‌بازي كنند و هر روز قيمت‌ها را بالا ببرند. وقتي ماليات بر عملكردي 80 درصد باشد، طبيعتاً براي افراد فايده ندارد و به اين كار مبادرت نخواهند كرد. مجلس بايد از اين‌گونه ابزارها به شكل قانوني استفاده كند.

يا مجلس بيايد و در عرضه فضاي مجازي سهم توليدكنندگان و فعالان در فضاي مجازي در ايجاد ترافيك درنظر بگيرد. هر كسي كه الان دارد در فضاي مجازي محتوائي توليد مي‌كند و يا دارد خدماتي را ارائه مي‌كند، بايد از محل ترافيكي كه مي‌كند سهمي به او داده شود. با اين كار حجم قابل توجهي از اشتغال و درآمدزائي در فضاي مجازي ما شكل مي‌گيرد.  همه كساني كه داراي سايت يا كانال هستند، به‌جز مسيرهاي موجود درآمدي‌اي كه دارند، بايد از محل توليد ترافيكي كه ايجاد مي‌كنند، برايشان انتفاع ايجاد و به آنها سهمي داده شود. اين سهم، بسياري از هزينه‌هاي آنها را پوشش مي‌دهد.

هر كسي كه سايت اينترنتي دارد، زحمت مي‌كشد. ما در ايران ده‌ها هزار سايت اينترنتي داريم كه اگر اين فرمول برايشان اجرا شود و تعرفه آن اصلاح و اجرا شود، درآمدهاي جديدي براي آنها ايجاد مي‌شود كه مي‌توانند آنها را صرف ارتقاي كيفيت و محتواي خودشان بكنند و تعداد قابل توجهي از جوانان كشور در اين زنجيره توليد محتوا تا ايجاد خدمات در فضاي مجازي مشغول مي‌شوند و اشتغال بسيار سريعي اتفاق مي‌افتد.

اينها راهكارهائي هستند كه مجلس آينده مي‌تواند خيلي سريع به آنها فكر كند، ولي با وجود اينكه اين نوع پيشنهادات دراختيار مجلس موجود بوده، به دليل ملاحظات و رودربايستي با برخي از مسئولين اجرائي و تقدم منابع سازمان‌ها و گروه‌ بر منافع عام، عملاً اين اتفاقات نيفتاده‌اند. ان‌شاءالله در مجلس آينده اين اقدامات به‌سرعت اجرا شوند. 

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
اطلاعيه جبهه پايداري پيرامون رسيدن به ليست وحدت
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت چهل و يكمين سالروز پيروزي انقلاب اسلامي
بيانيه جبهه پايداري پيرامون واقايع مهم داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت شهادت حاج قاسم سليماني