یکشنبه 24 آذر 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 فهم پيچيدگي‌هاي رفتار ولي
تاريخ  :  1398/08/28
نوع : ديدگاه , يادداشت

اميرالمؤمنين مستمرا از عثمان حمايت كردند و فرمودند آنقدر از عثمان حمايت كردم كه ترسيدم گناهكار شده باشم و همزمان از جناب ابوذر كه منتقد سرسخت روش عثمان بود نيز حمايت كردند.


عليرضا معاف: صبح يكشنبه 26 آبان ماه، رهبر معظم انقلاب نكات راهبردي پيرامون متن و حواشي تصميم متأخر دولت در سهميه بندي بنزين فرمودند. پس از سخنان ايشان، شبهاتي در ذهن برخي نخبگان و خواص راجع به مواد و مفاد سخنان ايشان شكل گرفت كه در اين متن تلاش شده است منطق حِكمي مواضع ايشان براي دانشگاهيان، نخبگان و توده مردم تشريح گردد.

اول: عدم تغيير در تصميمات بر اثر فشار اعتراض و آشوب
منطق عقلاني مديريت حكم مي كند تصميماتي كه روند قانوني و كارشناسي خود را طي كرده اند( فارغ از صحت و سقم) ، در صورت نياز طي فرايند قانوني تغيير يابند نه تحت فشار اعتراض و اشوب؛ كه در اين صورت ثبات حكومت دچار اختلال مي شود و اين پيام به جامعه منتقل مي شود كه هر تصميمي با اعتراض خياباني و اشوب قابل تغيير است، ثبات حكومت مخدوش شود، سيستم بي اعتبار ميشود. ضمن آنكه، اگر رأس حكومت به تصميمات مديران كشور بي اعتنايي كند، براي ساير تصميمات در ساير سطوح چه اعتباري باقي مي ماند. امام اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند:

«إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَي طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَي قَبْلَكُمْ عَنْهَا» (نهج البلاغه؛ خ175)

امام جامعه به هيچ كاري دستور نمي دهد و توقعي از مردم مطرح نمي كند، مگر آنكه قبل از ديگران خودش به آن پايبند باشد. تغيير تدبير بر اثر آشوب و فشار، شجره ممنوعه هر حكومت عاقل و مدبري است.

دوم: اعتبار بخشي به ساختار رسمي كشور و قانون
منطق حِكمي و عقلي ديگر سخنان رهبر انقلاب در حمايت از تصميم سران قوا درباره سهميه بندي بنزين،  اعتبار بخشي به ساختار رسمي كشور و قانون است، حضرت آقا در هر دوگانه اي كه ساختار يا قانون كشور در يك طرف آن قرار بگيرند، طرف ساختار و قانون و نظم و انتظام را مي گيرند (اوصيكم بتقوي الله و نظم امركم)

در تبيين رفتار هوشمندانه متأخر امام خامنه اي، بايد به يك مباحثه استراتژيك پرداخت و به يك سؤال راهبردي پاسخ داد كه چرا رهبرانقلاب حفظ و تثبيت ساختارهاي قانوني نظام اسلامي را بر هر چيزي مقدم مي دارند؟

در بيان دلايل و حكمت هاي اين رفتار پيچيده وليّ خدا مي توان مواردي را برشمرد. واضح است كه اين كار موجب «تثبيت» و «استحكام» بيشتر اين ساختارها خواهد شد و اين «تثبيت»، فوائد متعدّدي در بلند مدت به همراه دارد.

اولين و مهمترين فائده تثبيت ساختارهاي قانوني نظام اسلامي، تقويت «قانون مداري» و جلوگيري از بي قانوني و ايجاد هرج و مرج در كشور است. بستر قانوني كشور، به مصداق آيه شريفه «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّه‏» (اعراف: 58)، همچون زمين پاكي است كه همه محصولات كار حكومت بر آن استوار است.

يكي از مصاديق برجسته اين مسئله، دفاع رهبرانقلاب از ساختارهاي قانوني نظام اسلامي در انتخابات سال 88 و دعوت معترضين و فتنه گران به پيگيري مطالباتشان از راههاي قانوني بود. اگر در آن فتنه، ايشان تحت تأثير اعتراضات خياباني و فشار فتنه گران، از ساختارهاي قانوني نظام دفاع و حمايت نمي كردند، آنگاه جريان غيرانقلابي و فتنه گر به خود اجازه مي داد در هر مسئله اي، از راههاي غيرقانوني و ايجاد ناامني، ديدگاه خود را به اكثريّت مردم و نظام اسلامي تحميل نمايد. درواقع بايد گفت رهبرانقلاب با ايستادگي خود در برابر خواسته غيرقانوني فتنه گران، ساختارهاي قانوني نظام در امر انتخابات را تثبيت و مستحكم نمودند؛ بگونه اي ديگر هيچ فرد يا جرياني به خود اجازه نمي دهد با ايجاد آشوب و ناامني و يا از راههاي غيرقانوني مطالبات خود را پيگيري نمايد.

فائده ديگر استحكام ساختارها در نظام اسلامي اين است كه وقتي ساختارهاي قانوني نظام اسلامي مورد پذيرش همه گروههاي سياسي درون نظام قرار گرفت، آنگاه وليّ خدا با استفاده از ظرفيّت همين ساختارهاي مورد قبول همه، بسيار راحت تر مي تواند بحران ها و فتنه هاي احتمالي آينده را مديريت نمايد.

نكته ديگر آن است كه هرچند استحكام ساختاري در برخي زمانها كه جريانات غيرانقلابي بر آن ساختارها حاكمند، ممكن است در كوتاه مدت مضرّاتي داشته باشد، امّا زماني كه جوانان انقلابي به بلوغ فكري رسيده و بر ساختارهاي استحكام يافته نظام اسلامي مسلّط شوند، آنگاه بركات و منافع فراواني از همان ساختارهاي مستحكم نصيب مردم خواهد شد.

ممكن است خضر زمانه ما به دلايلي، برخي ساختارهاي درحال سقوط نظام اسلامي را مرمت نمايد؛ ساختارهايي كه ممكن است افراد و جريانات غيرانقلابي برآن حاكم باشند كه در معيشت مردم نيز اختلال ايجاد نموده اند:

«فَانْطَلَقا حَتَّي إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ؛ پس موسي و خضر(ع)) به راه خود ادامه دادند، تا به قريه‏اي رسيدند؛ از مردم آنجا خواستند كه به آنها غذا دهند، ولي آنها از مهمان كردنشان خودداري نمودند؛ (با اينحال) آنها در آنجا ديواري يافتند كه مي‏خواست فرود آيد، جناب خضر(ع)) آن را برپا داشت.» (كهف: 77)

وليّ خدا ساختارها را، اگرچه موقتاً جريان غيرانقلابي از آن منتفع شوند، «اقامه» نموده و «استحكام» مي بخشد تا زمانيكه جوانان انقلابي به «بلوغ فكري» رسيدند و بر آن ساختارها حاكم شدند، بتوانند از دل همان ساختارها، گنج هاي قيمتي براي مردم استخراج نمايند:

«وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ؛ و اما آن ديوار متعلق به دو نوجوان يتيم در آن شهر بود، و زير آن گنجي متعلق به آنها وجود داشت، و پدرشان مرد صالحي بود، پروردگار تو مي‏خواست آنها به «بلوغ» برسند، و گنجشان را استخراج كنند، اين رحمتي از پروردگارت بود.» (كهف: 82)

رعايت مصلحتي به نام «حفظ و استحكام ساختاري و قانوني كشور» آنقدر مهم است كه ممكن است در نتيجه آن و در مقاطعي از زمان، مردم و خود وليّ خدا نيز متحمّل سختي هايي شوند.

براستي چرا يعقوب(ع)، كه به گواهي آيات قرآن بدبيني شديدي نسبت به پسرانش داشت، حاضر شد يوسف(ع) را همراه آنان به صحرا بفرستد و با اين عمل خود، به پسرانش «اظهار خوش بيني» نمايد؟ شايد اصلي ترين دليل، يك چيز بود: «جلوگيري از فروپاشي ساختار خانواده»؛ خانواده اي كه بر مبناي اعتماد و خوش بيني افراد به يكديگر پايه گذاري شده و استحكام مي يابد و فروپاشي آن مي تواند امر دعوت پيامبر خدا را دچار اختلال نمايد.

ساختارهاي نظام اسلامي آنقدر مهم اند كه براي حفظ و استحكام آنها، گاه يوسف ها هم بايد متحمل سختي هايي شوند؛ و اين همان مضمون جمله امام(ره) است كه فرمود:

حفظ جمهوري اسلامي از حفظ يك نفر- و لو امام عصر(عج) باشد- اهميتش بيشتر است.» (صحيفه امام(ره)؛ ج‏15، ص365)

نكته ديگر آن است كه زمانيكه وليّ خدا فرصتي ايجاد مي نمايد تا ساختارهاي قانوني برآمده از رأي مردم، در مسائل مختلف حكومتي تصميم گيري نمايند، آنگاه مردم نيز بطور طبيعي اشكالات و انتقادات خود را متوجه مسئولان آن نهادهاي قانوني خواهند دانست، نه كلّ نظام اسلامي.

هرچند متأسفانه جريانات غيرانقلابي و نفوذي هاي دشمن در درون نظام اسلامي با انواع ابزارهاي رسانه اي، به غلط اينگونه القاء مي كنند كه برخي مشكلات و ناكارآمدي ها، نتيجه عملكرد «انقلاب» مردم است نه «انتخاب» مردم. به عبارت ديگر، جريانات غيرانقلابي كه بعضاً با رأي خود مردم به مسئوليت رسيده اند، همواره تلاش مي كنند تا ناكارآمدي هايي را كه خود مسبب آن بوده اند را به وليّ خدا و اصل موجوديّت نظام اسلامي ربط دهند:

وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ‏؛ و اگر به آنها (منافقان) حسنة (و موفقيّتي) برسد، مي‏گويند از ناحيه خدا است و اگر سيئة (و شكستي) برسد، مي‏گويند از ناحيه تو(پيامبر(ص)) است.» (نساء: 78)

بديهي است كه تنها راه حل در مقابله با اين شبهات، تبيين و روشنگري براي مردم است.

سوم: مشي مبتني بر اخلاق، فتوت و جوانمردي
مشي و ممشا و مشرب امام خامنه اي در تمشيت كشور، اداره امور، مبتني بر اخلاق است، ايشون با فتوت و جوانمردي و مروتي كه از امام و پدر جامعه انتظار ميرود مسووليت كلان تصميمات ساير مسوولين را بر عهده گرفتند تا مسوولين امور اقتصادي و امنيتي، تحت حمايت ايشان، هر كدام به وظايف سخت خود در اين روزها برسند، در واقع ايشان به دليل تقوايي كه دارند به ملاحظه حفظ آبروي مديران ارشد كشور، از پايگاه اجتماعي بالاي خود براي مديران كف ميدان عمليات اقتصادي و امنيتي هزينه كردند.

منطق قرآني «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدي‏»(كهف: 13) از بركات فتوت در هدايت جامعه حكايت مي نمايد. در دنياي سياست ورزي غيراخلاقي مدرن و در ميانه اين همه سياهي و زغال سنگ، رفتار حاكمان الهي مانند رگه هاي الماس مي درخشد.

چهارم: دسته بندي و تفكيك نظرات كارشناسي و مردم معترض
 ايشان با دسته بندي نظرات كارشناسي درباره اين طرح به دو دسته كساني كه واجب مي دانند و كساني كه مضر مي دانند و همچنين با دسته بندي مردم به چهار گروه نگران، ناراحت، كساني كه مضر ميدانند و كساني كه خيال مي كنند مضر است، بر اين نكته اشاره داشتند كه دولت بايد هم به نگرانيهاي طيفهاي مختلف مردم و هم به اشكالات متكثر و متضلع كارشناسان توجه و آنها را رفع كنند، ايشان در عين حال كه فداكارانه از اصل تصميم حمايت كردند نگراني و ضرر بخشي از  مردم را تاييد كردند و دوبار اشاره داشتند كه خودشان سلبا و ايجابا نظري در مورد جزئيات طرح ندارند.

پنجم: اشكال در جزئيات طرح
از تاكيد ايشان بر ضرورت اهتمام فوري دولت بر رفع مشكلات و نگرانيها اين نكته برداشت مي شود كه نحوه اعلام شوك آميز طرح و زمان اجرا و عدم تمهيد پيشيني نگرانيها و نداشتن پيوست اجتماعي و رسانه اي طرح مورد انتقاد ايشان است و اين موارد، اشتباهات روشي دولت بوده است، نكته اي كه در خبر دفتر رهبر انقلاب، از قول ايشان خطاب به رئيس جمهور منتشر شد كه بايد همزمان پول مردم به حسابشان واريز ميشد مؤيد اين معناست كه ايشان به روش كار دولت منتقدند.

منطق مظفر نخوانده هم مي توان فهميد كه «جهل به فعل»، «منافي علم به تبع» نيست؛ و تبعات اين تصميم حساس، قابل چيش بيني بود و البته اكنون هم براي جبران دير نشده است.

ششم: مسئوليت اين طرح، متوجه سران قواست
ايشان با استفاده از واژه هايي چون: «نظر كارشناس ها مختلفه، من هم در اين زمينه صاحب نظر نيستم، لكن به آقايان گفتم اگر سران سه قوه تصميم بگيرند حمايت ميكنم، در زمان امام هم سران سه قوه تصميم ميگرفتن و اجرا مي شد و...» ضمن جلوگيري از ايجاد اختلاف در مسولان و شكل گيري حاكميت دوگانه كه بسيار در فتنه ها خطرناك است، با يادآوري سيره امام راحل، مسووليت را متوجه سران قوا كردند و از آنها خواستند هر چه ممكن است از مشكلات اين كار كم كنند چون اگر گراني اضافه شود براي مردم و مستضعفين  مشكلات زيادي درست مي كند.

هفتم: دفاع از ساختارهاي حاكميتي، نه جزئيات طرح
دوبار تاكيد ايشان بر عدم كارشناس بودن در اين زمينه نشان دهنده اين نكته است كه ايشان نقشي در جزئيات فرايند تصميم گيري و مسير اجرا نداشته اندو طبعا مسئولين دولتي و مجلسي و قضايي بايد پاسخگوي عملكرد خود باشند، ايشان در واقع از ساختارهاي حاكميت و تصميمات حاكميتي حمايت و دفاع كرده اند نه جزييات طرح.

هشتم: ضرورت حفظ رسميت دولت مستقر در شرايط فتنه و آشوب
حفظ رسميت دولت مستقر و حمايت از آن تا زماني كه دولت قانوني كشور است، در شرايط نا امني و آشوب و فتنه، از بديهيات مديريت كلان است، شرع و عرف و عقل حكم ميكند دولت مستقر، تضعيف نشود، بهترين فرصت براي آشوبگران و دشمن خارجي، چه آمريكا و چه عربستان، ايجاد تزلزل در دولت و بي پشتوانه نشان دادن آن است. شرايط كنوني كشور مطلقا عادي نيست، فتنه گون و ملتهب است و ريسك تزلزل دولت، بسيار بالاست.

نهم: تاكيد بر حاكم شدن فضاي كارشناسي و نخبگي در اظهارنظرهاي دلسوزان
ايشان متواضعانه با طرح اين بحث كه در اين مورد سررشته اي ندارم به همه خواص ، تلويحا گفتند كه اگر كارشناس اين بحث نيستند، در اظهار نظر احتياط و حتي اجتناب كنند و  فضاي كارشناسي و خبرگي و نخبگي و تخصصي را بر اظهار نظر همه خواص دلسوز حاكم كردند تا حرفهاي احساسي و هيجاني و واكنشي فروكش كند.

دهم: ضرورت درك پيچيدگيهاي رفتار وليّ
بر عقلا و نويسندگان انقلابي واجب عيني ست كه طراحي چندوجهي و پيچيده امام جامعه در رعايت همزمان حفظ ساختارها و تعاطف با توده ها را تبيين عالمانه كنند.

اميرالمؤمنين مستمرا از عثمان حمايت كردند و فرمودند آنقدر از عثمان حمايت كردم كه ترسيدم گناهكار شده باشم و همزمان از جناب ابوذر كه منتقد سرسخت روش عثمان بود نيز حمايت كردند. امام صادق، گاهي به دونفر در پاسخ يك سوال واحد، بر اساس فهم متفاوت مخاطبين، دو نوع پاسخ ميدادند، از اين مثالها در سيره معصومين فراوان است. مومنين بايد پيچيدگي كار ولي خدا را  درك كنند و با اين فهم و مفاهمه، به ايشان ياري برسانند.

يازدهم: رفتارهاي چندضلعي و چند منبعي؛ از ضروريات مديريت و رهبري
رهبري هم بايد به شكل پربسامد، بازگوكننده درد و صداي طبقات متوسط و پايين دست مردم، مستضعفين، پابرهنگان و صاحبان انقلاب ميشدند، هم اغتشاشات گسترده اراذل ضد انقلاب و منافقين آدمكش را محكوم ميكردند، هم صداي تصميم ساختار و حاكميت را منعكس ميكردند، هم پروژه دشمن بيروني را افشا ميكردند و هم به خواص و علما پيام حمايت كلي از اصل تصميم و نقد تلويحي روش اجرا را منتقل ميكردند، جمع همزمان اين پنج جهت و پنج حيث در شرايط فعلي انصافا سخت است و البته امام خامنه‌اي، رهبر روزهاي سخت است  و در سخنان ايشان، هرپنج ضلع به حد اعتدال و عدالت اشاره شد.

در تشريح دليل يازدهم بايد گفت كه رفتار چندضلعي و چندمنبعي از ضروريات مديريت و رهبري در شرايطي است كه هم مردم كه محرم حاكميتند و هم دشمنان نامحرم، سخنان شما را ميشنوند، مديريت كلام، به ويژه در شرايط سخت و بحراني، در واقع انتخاب و اولويت بندي بين دهها گزينه متعارض و گاهي متضاد، همراه با در نظرگرفتن دهها پارامتر و شاخص متنوع است.

گاهي اوقات گزينه انتخابي در كوتاه مدت ضررهايي دارد، اما خير طولاني مدت آن موجب ترجيحش توسط مدير عاقل جامعه مي شود، پاره اي اوقات، ما به همه علل، عوامل، دلايل و پارامترهاي دخيل در انتخابهاي رهبري دقت نمي كنيم، رهبر انقلاب در هر تصميم خود، نسبت آن تصميم را با رشد معرفت مردم، طراحيهاي دشمن، وضعيت منطقه، مسؤولين و ساخت حكومت، ميسنجند.

يكي از مؤيدات و مستندات روايي دليل يازدهم در لزوم عمل چندضلعي امام جامعه، حديث اميرالمؤمنين است كه خود تجسم عدالت و صداقت بود و فرمود:لا يقيم امرالله سبحانه الا من لايصانع و لايضارع و لايتبع المنافع؛ امر خدا را اقامه نميكند مگر كسي كه سه ضلع توأمان را رعايت كند:

1- سازشكار و محافظه كار نباشد،
2- همرنگ ديگران نشود و بازي دشمنان منافقان و متكاثران را نخورد،
3- از خواسته و هواي نفس خود تبعيت نكند.

دوازدهم: تبيين قاعده مشورت و توجه به نظرات مديران در اداره نظام اسلامي
اصل مشورت با مديران حكومتي و به رسميت شناختن ديدگاههاي آنان، منطق پيچيده و مؤثري دارد كه بايد واكاوي و كالبد شكافي شود. خداوند متعال در آيه اي از قرآن كريم به پيامبراكرم(ص) دستور مي دهد تا در موضوعات گوناگون حكومتي، با اصحاب خود «مشورت» نمايند:

مشورت با اصحاب، چه پيش از نزول اين آيه شريفه و چه پس از آن، سيره هميشگي و پرتكرار رسول خدا(ص) بود؛ به عنوان نمونه، رسول خد(ص) پيش از جنگ بدر، پيش از جنگ احد، در جنگ احزاب، چگونگي نبرد با يهوديان بني قريظه، چگونگي نبرد با يهوديان بني نضير، در ماجراي حديبيه، در فتح مكه و هنگامي كه آمدن ابوسفيان به ايشان گزارش شد، در غزوه طائف، در غزوه تبوك و در برخي انتصابات، با اصحاب خود مشورت نمودند.

علاوه بر رسول خدا(ص)، ساير امامان معصوم(ع) نيز خود، ملتزم به اين سيره بودند و مردم را نيز به آن دعوت مي نمودند؛ همچنانيكه اميرالمؤمنين(ع)، ديگران را به مشورت دادن به خود توصيه مي نمودند و در نامه به جناب مالك اشتر، او را به مشورت با دانشمندان توصيه مي فرمايند:

وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَافَثَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ؛ براي استوار ساختن آنچه امور شهرهايت را به سامان آورد و برپا داشتن نظام نيكويي كه مردم پيش از تو برپا داشته بودند، با دانشمندان فراوان گفت و گو كن و با فرزانگان سخن بسيار بگو.» (نهج البلاغه، نامه 53)

در اين ميان، يكي از مظاهر و مصاديق «مشورت» وليّ خدا، بخصوص در زمانه ما، اجازه و فرصت دادن به ساختارهاي متعدّد نظام اسلامي و به رسميّت شناختن آنها، براي اتخاذ تصميمات كارشناسانه و عدم دخالت در «جزئيات» تصميمات آنهاست؛ ساختارهايي كه مسئولان آن، عمدتاً با رأي مستقيم يا غيرمستقيم مردم انتخاب شده اند و حتي ممكن است جريانات و افراد غيرانقلابي بر آن ساختارها حاكم باشند. اين رفتار سياسي وليّ خدا، در برخي موارد، منشأ سوالات و ابهاماتي است. چراكه اولاً گستره مشورت هاي ساختاري وليّ خدا، طيف گسترده اي از مؤمنين انقلابي تا ضعيف الإيمان ها و بيماردلان و حتي در مواردي منافقان را نيز دربر مي گيرد و ايشان حتّي در برخي موارد، علي رغم مخالفت قلبي و فكري با ديدگاه مردم يا مسئولان، در مقام «عمل»، ديدگاه آنان را بر ديدگاه خود ترجيح مي دهند؟

شايد بتوان يكي از نمونه هاي تاريخي اين مسئله را پيشنهاد و اصرار جناب مالك اشتر به اميرالمؤمنين(ع) براي انتصاب و ابقاء ابوموسي اشعري در فرمانداري بصره دانست. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره مي فرمايند:

«وَ اللَّهِ مَا كَانَ عِنْدِي مُؤْتَمَناً وَ لَا نَاصِحاً وَ لَقَدْ كَانَ الَّذِينَ تَقَدَّمُونِي اسْتَوْلَوْا عَلَي مَوَدَّتِهِ وَ وَلَّوْهُ وَ سَلَّطُوهُ بِالْإِمْرَةِ عَلَي النَّاسِ وَ لَقَدْ أَرَدْتُ عَزْلَهُ فَسَأَلَنِي الْأَشْتَرُ فِيهِ أَنْ أُقِرَّهُ فَأَقْرَرْتُهُ عَلَي كُرْهٍ مِنِّي لَهُ وَ تَحَمَّلْتُ عَلَي صَرْفِهِ مِنْ بَعْدُ؛ به خدا سوگند او (ابوموسي اشعري) نزد من مورد اطمينان و دلسوز نبود؛ كساني كه پيش از من زمامدار بودند، دلباخته او بودند و او را به ولايت و حكومت بر مردم گماشتند و من تصميم داشتم او را عزل نمايم. اشتر از من خواست او را ابقاء نمايم؛ پس با كراهت او را ابقاء نمودم، ولي پس از آن تصميم بر عزلش گرفتم.» (مفيد، محمد بن محمد؛ الأمالي؛ تحقيق: استاد ولي، حسين؛ غفاري، علي اكبر؛ ص296-295)

همچنين، نمونه ديگر مشورت امام حسن(ع) با مردم براي ادامه جنگ با معاويه و يا پذيرش صلح است؛ امام(ع) در اين زمينه خطاب به مردم فرمود:

با سر دادن شعار «البقية، البقية»، خواهان پذيرش صلح شدند و حضرت نيز صلح را پذيرفت.(ر.ك: جزري، ابن الأثير؛ الكامل في التاريخ؛ ج‏3، ص 406)

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون افزايش قيمت بنزين
بيانيه جبهه پايداري همزمان با هفته دفاع مقدس
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي درباره تلاش براي مذاكره مجدد با 1+5
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس