یکشنبه 24 آذر 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
به ائتلافي كه در آن پدرسالاري باشد ورود نخواهيم كرد/ در سال ۹۴ آيات مصباح و يزدي را از روند وحدت حذف كردند/ از آقاي رئيسي بپرسيد چه كساني تا آخر پاي كار شما بودند/ جمنا خود را منقرض كرده است/ ادعاي عبور پايداري از علامه مصباح تهمتي از سر بي‌اطلاعي است
 
 
رمز پيروزي جبهه انقلاب در انتخابات، زير سايه وحدت استراتژيك است نه وحدت تاكتيكي
 
 
تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
 
 
بايد اصلح را بشناسيم، سهم‌خواهي چيست؟/ اگر ائتلاف براي شناخت اصلح باشد، اهلا و سهلا/ تكرار تجربه دوره گذشته كار عاقلانه‌اي نيست؛ مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود/ اگر بنا شد كه قولي بدهند اما بعد بزنند زيرش ديگر براي چه اعتماد كنيم؟!
 
 
قواعد وحدت اصول‌گرايان مشخص باشد جبهه پايداري استقبال مي‌كند
 
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 سردار سعيد قاسمي:
 «مرصاد» نشان داد كه مقاومت پيروز است/ هاشمي و موسوي جام زهر را به امام تحميل كردند/ در شناساندن «مرصاد» به نسل جديد كوتاهي شده است
تاريخ  :  1398/05/05

ما در مرداد ۶۷، براي آزادي تنگه «چهارزبر»، ۱۵۰شهيد تقديم كرديم. اما امروزه سه نسل بعد از من هيچ آشنايي با اين مسئله ندارد. آخر چرا دستگاه‌هاي متولي از اين نكته غافل هستند؟


سعيد قاسمي از معدود فرماندهان حاضر است كه در همه سال‌هاي جنگ تحميلي در جبهه‌ها حضور و مسئوليت‌هاي گوناگوني را برعهده داشته است. قاسمي در عمليات «مرصاد» فرمانده محور عملياتي بوده و حرف‌هاي شنيدني بسياري دارد؛ حرف‌هايي كه شهيد آويني در «مستند مرصاد» مي‌گفت ناتمام مانده است.

سالروز پيروزي رزمندگان اسلام در عمليات مرصاد (5 مرداد 67) فرصتي را فراهم ساخت تا او برايمان از فضاي آن روزها و چگونگي شكست منافقين روايت كند و بگويد كه درس روزهاي پاياني جنگ، به‌خصوص عمليات مرصاد براي امروز چيست. سردار قاسمي در اين مصاحبه ضمن تحليل وضعيت ماه‌هاي قبل و بعد مرصاد، از دوگانه «انفعال- مقاومت» مي‌گويد و سعي مي‌كند در خلال اين گفت‌وگو با خواندن جملاتي از امام خميني(ره) كه بر كاغذي نوشته است حرف‌هايش را مستند و منضم به رهنمودهاي حضرت روح‌الله‌(س) كند.

*پنجم مرداد 98، سالروز عمليات غرورآفرين «مرصاد» است. شايد خالي از لطف نباشد قبل از ورود به بحث و واكاوي ابعاد اين عمليات، مرور كوتاهي به قطعنامه 598 داشته باشيم چراكه يك سر تحركات نظامي منافقين، حمايت رژيم بعث عراق از آنان بود. جنابعالي به‌عنوان كسي كه در هشت سال دفاع مقدس در جايگاه‌هاي مختلف و مسئوليت‌هاي گوناگون نظامي و عملياتي حضور داشته‌ايد، برايمان از پذيرش قطعنامه 598 و شرايط قبل و بعدش بگوييد و بفرماييد ارزيابي شما از آن شرايط چيست؟


قاسمي: بالاخره بعد از يك سال از صدور قطعنامه 598 در شوراي امنيت، اين قطعنامه در ۲۷ تير 67 از سوي ايران پذيرفته شد؛ در آن زمان، خيلي‌ها با اينكه دل در گرو مصلحت‌انديشي امام‌(ره) نهاده بودند اما از اينكه توفيق حضور در جبهه‌ها از آنان سلب شده بود ناراحت بودند.

به نظرم درخصوص قطعنامه 598 يكي از نكاتي كه بايد در آن دقت شود پيام حضرت روح‌الله (س) به حسينعلي منتظري است كه دو هفته قبل از قطعنامه 598 (13 تير 67) مطرح مي‌شود. امام‌(ره) در آن پيام مي‌گويند: «جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شيوخ خليج ‌فارس نيست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرت‌هاي شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور... اين جنگ، جنگ اعتقاد است... مسئولين نظام بايد تمامي همّ خود را در خدمت جنگ صرف كنند. اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم. بايد همه براي جنگي تمام‌عيار عليه آمريكا و اذنابش به‌سوي جبهه رو كنيم. امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خيانت به رسول‌الله- صلي‌الله عليه و آله و سلم- است. اينجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه‌هاي نبرد، تقديم مي‌نمايم.» صحيفه نور[جلد 21 ص 68 و 69]

ولي بااين‌حال، دو هفته بعد در پيامي كه امام (ره) بعد از پذيرش قطعنامه 598 صادر كردند و در 29 تير گوينده خبر آن را قرائت كرد، فرمودند: «من باز مي‌گويم كه قبول اين مسئله براي من از زهر كشنده‌تر است؛ ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه [زهر] را نوشيدم» يا در قسمتي ديگر مي‌فرمايند: «از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرويي داشته‌ام با خدا معامله كردم...» صحيفه نور [جلد 21 ص 95]

خب در اين فضا عده‌اي كه به‌نوعي جام زهر را به امام (ره) تحميل كرده بودند خوشحال بودند ولي رزمندگان اسلام و كساني‌كه راه چاره را ادامه مقاومت مي‌دانستند- ضمن اينكه تصميم امام را بر روي چشم گذاشته بودند- اما از اين مسئله و پايان جنگ ناراحت بودند؛ ضمن اينكه از خود مي‌پرسيدند چطور مي‌شود امامي كه فرمودند «ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است» دو هفته بعد مي‌گويند «اين جرعه [زهر] را نوشيدم» و «از هر آنچه گفتم گذشتم»؟ اين سؤال را برويد ببينيد كه چه شرايطي و اتفاقي مي‌افتد و چه كساني آن شرايط را ايجاد كردند و قطعنامه را به ايشان تحميل كردند؟

ين نكته را هم عرض كنم كه حضرت امام‌(ره) در 25 تير 67 در بخشي از نامه‌اي محرمانه (كه البته الان محرمانه نيست) به مسئولين درخصوص قطعنامه 598 مي‌فرمايند: «خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته‌اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفت‌هاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.» و همين‌طور مي‌فرمايند: «خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرت‌هاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم.»

لذا مي‌شود اين سؤال را پرسيد كه اين ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌هاي زمان كه امام (ره) مي‌فرمايند چه كساني بودند؟ اين را هم اضافه كنم كه امام در همان نامه‌اي كه در تاريخ 25 تير 67 به مسئولان وقت نوشتند مي‌گويند: «آقاي نخست‌وزير [مير حسين موسوي] از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولين جنگ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي را كه در شكست‌هاي اخير از دست‌داده‌ايم، به‌اندازه تمام بودجه است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود.»

و اين در حالي است كه در دهه شصت همان دولت موسوي كه مي‌گفت براي ادامه جنگ بودجه نداريم، براي مسافراني كه مي‌خواستند براي تفريح به كشورهاي خارجي بروند دولت، دلار عرضه مي‌كرد. يا حضرت روح‌الله با‌ اشاره به گزارش‌هاي مسئولين سياسي مي‌فرمايند: «مسئولين سياسي مي‌گويند ازآنجاكه مردم فهميده‌اند پيروزي سريع به دست نمي‌آيد، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است»!


*موضع امام (ره) بعد از پذيرش قطعنامه چه بود؟


قاسمي: در تاريخ 31 تير 67 حضرت امام (ره) در نامه‌اي به محسن رضايي (فرمانده سپاه وقت) مي‌نويسند: «ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحي پايدار فكر مي‌كنيم و اين به‌هيچ‌وجه تاكتيك نيست... فرزندان انقلابي‌ام، توجه كنيد كه امروز روز حضور گسترده در جبهه‌هاست. فكر نكنيد كه ديگر جنگ تمام شده است.

خود را مسلح به سلاح ايمان و جهاد كنيد. بر دشمن غدار رحم جايز نيست و اين‌ها تمام حرف‌هايشان يك فريب است. ما خواستيم به دنيا ثابت كنيم كه صدام معتقد به مجامع بين‌المللي نيست و ما تا قبول قطعنامه از سوي عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه‌ها خواهيم داد.» يعني همچنان بااينكه قطعنامه را پذيرفتند بازهم مواضع انقلابي اتخاذ مي‌كردند و مي‌فرمودند فكر نكنيد كه ديگر جنگ تمام شده است.

درمجموع مي‌شود گفت عده‌اي كه در رأس آنها هاشمي و ميرحسين موسوي بودند (و بعدها هم به‌نوعي خودشان اعتراف و حتي افتخار كردند)، به امام‌(ره) جام زهر را تحميل كردند- آن‌هم امامي كه تا چند روز قبل از آن مواضعش انقلابي و ضد‌سازش بوده است- و اين تحميل جام زهر براساس آنچه از مواضع و پيام‌هاي امام برمي‌آيد، ازيك‌طرف باعث ناراحتي ايشان و از طرفي باعث گستاخ‌تر شدن دشمن شد. همين تجربه عيناً در برجام هم تكرار شد؛ يعني همان‌ها كه شرايطي را به‌وجود آوردند و باعث آن شدند كه حضرت روح‌الله علي‌رغم ميل باطني‌اش به نوشيدن جام زهر راضي شود، همان‌ها نشستند و برجام را به نظام و رهبري تحميل كردند.


*چهار روز بعد از پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران يعني در ۳۱ تير 67، رژيم بعثي عراق توافقات اين قطعنامه را زير پا گذاشت و چندين روستاي ايران در اطراف كرمانشاءه را با بمب‌هاي گاز خردل و گاز اعصاب بمباران كرد. از طرفي 6 روز بعد از قطعنامه 598، آنها دوباره به جنوب و حوالي خرمشهر حمله كردند. همزمان با بمباران شيميايي اطراف كرمانشاه و تحركات رژيم بعث در خرمشهر، نيروهاي نظامي وابسته به سازمان مجاهدين خلق عملياتي موسوم به «فروغ جاويدان» را كليد زده و با پيشروي به منطقه غرب كشور، بخش‌هايي از شهرهاي غربي كشور را‌ اشغال و تخريب كرده و تا كرمانشا‌ه پيشروي كردند. عمليات مرصاد كه 31 سال از آن گذشته و امروز در سالروز آن به سر مي‌بريم، پاتك رزمنده‌هاي ما در پاسخ به عمليات فروغ جاويدان بود. بدون شك جنابعالي به‌عنوان فرمانده محور عملياتي در اين عمليات، حرف‌هاي شنيدني بسياري داريد؛ حرف‌هايي كه حتي شهيد بزرگوار سيد مرتضي آويني در «مستند مرصاد» مي‌گفت ناتمام مانده است. از آن روزها بگوييد و برايمان روايت كنيد كه چرا و چگونه عمليات مرصاد آغاز شد و منافقين را در تنگه مرصاد زمين‌گير كرد؟


قاسمي: گفتيم كه بعد از قطعنامه ۵۹۸، عده‌اي از جام زهري كه به امام (ره) داده بودند خوشحال بودند و برخي از همان آقايان، به‌اصطلاح امروزي منتظر گلابي بودند! اما كدام سيب و گلابي‌؟! يكي از پيامدهاي فعال شدن خط سازش اين بود كه دشمن بخش‌هايي از خاك ما را تصرف كرد كه تا ۸ سال قبل از آن نتوانسته بود آن شهرها را بگيرد. همين اتفاقي كه در برجام هم افتاد همين بود. عقب‌نشيني و انفعال برخي آقايان باعث شد موج تهديدها، تحقيرها و تحريم‌هاي دشمن عليه جمهوري اسلامي نسبت به سال‌هاي گذشته چندين برابر شود.

4 روز بعد از پذيرش قطعنامه 598، رژيم بعثي عراق، اين قطعنامه را زير پا گذاشت و چندين روستا در اطراف «كرمانشاه» را با گاز خردل و گاز اعصاب بمباران كرد كه درنتيجه آن صدها نفر از هموطنان غيرنظامي ما به شهادت رسيدند و چندين هزار نفر از هموطنان غيرنظامي از كودك و جوان و زن و پير هم مجروح شدند. اين موارد را برويد تحقيق كنيد و ببينيد كه چگونه زمين‌هاي كشاورزي و دام‌هايي كه تنها منبع درآمد و معيشت روستاييان آنجا بود، همه را نابود كردند يا اينكه تعداد قابل‌توجهي از مجروحان اين روستاها به دليل عوارض بمب‌هاي شيميايي صدام به بيماري‌هاي صعب‌العلاج مبتلا شده و كودكان ناقص‌الخلقه در اين روستاها به دنيا آمدند.

البته از سال 65 تا 67 منافقين وارد فاز نظامي در جبهه‌ها شده بودند و صدام هم از آنها پشتيباني و تجهيز و حمايت مي‌كرد. آنها در يك فاز، به دنبال عمليات ايذايي و محدودي از غرب تا جنوب بودند، اما يك فاز ديگر آنها ارسال اطلاعات از كليه خطوط جبهه‌ها، شنود و ارسال فيلم و عكس و لو دادن عمليات‌ها بود. اين فاز دوم آنها خيلي برايشان مهم بود.

جالب است بدانيد كه ما از عمليات بيت‌المقدس به بعد پيروزي چشمگيري نداشتيم. چرا؟ چون ما براساس تاكتيك غافلگيري شبانه عمليات مي‌كرديم و همين‌كه آنها نفوذ كرده و خبر داشتند و اطلاعات را به دشمن مي‌دادند كافي بود تا بسياري از عمليات‌ها با شكست رو‌به‌رو شود.


*چه اتفاقاتي و شكست‌هايي رخ داد؟


قاسمي: از اسفند 66 تا قبل از پذيرش قطعنامه يكسري اتفاقاتي را داريم كه من اينجا نوشته‌ام. اول بمباران شيميايي «حلبچه» توسط حكومت بعث عراق در ۲۵ اسفند 66؛ بعد عمليات آفتاب در اول فروردين 67 [نام نخستين عمليات از عمليات‌هاي سه‌گانه منافقين در جنگ هشت‌ساله كه با پشتيباني ارتش عراق عليه نيروهاي ايراني صورت گرفت] كه منافقين در «فكه» از ما اسير گرفتند و شهيد داديم.

بعد در 27 فروردين 67 كه عراق با حمله شيميايي «فاو» را گرفت. در خرداد همان سال، «شلمچه» را پس گرفت؛ منافقين در 29 خرداد 67 با عمليات چلچراغ، «مهران» را تا سه روز‌اشغال كردند. در 4 تير همان سال، «جزاير مجنون» را گرفتند و در همه اين‌ها نقش اصلي را جاسوسان منافقين برعهده داشتند. آنها با نفوذ گسترده در يگان‌ها و شبكه‌سازي اطلاع‌رساني، نقش اصلي را در برنامه‌ريزي‌هاي دشمن داشتند. 12 تيرماه 67 هم هواپيماي مسافربري ما را با ناو آمريكايي وينسنس مي‌زنند و 290 نفر از هموطنانمان را به شهادت مي‌رسانند تا 24 تيرماه همان سال كه عراق به جنوب «دهلران» حمله مي‌كند و 25 تير به بعد كه ناوهاي آمريكايي وارد خليج ‌فارس شدند و تا ماجراي قطعنامه 598 كه‌ اشاره كرديم.

از طرفي غربي‌ها در همه اين حوزه‌ها از نيروهاي بعثي عراق حمايت مالي و نظامي مي‌كردند. مثلاً همزمان با اين تحولات 53 نماينده كنگره آمريكا از ريگان مي‌خواهند كه از مسعود رجوي منافق و سازمانش حمايت كنند. به‌عبارت ديگر اين فشارها و عمليات‌هاي ايذايي و حمايت‌هاي غربي كه امروز هم شما شاهد آن هستيد، در آن موقع بر برخي از مسئولين و نهادهاي مديريت جنگ كارگر افتاد و خط سازش در داخل فعال شد.


*واكنش امام (ره) به اين اتفاقات چگونه بود؟


قاسمي: همان‌طور كه در بخش قبلي عرض كردم، حضرت روح‌الله (س) در جريان سقوط هواپيماي مسافربري توسط آمريكا در پيام به منتظري مي‌فرمايند: «مسئولين نظام بايد تمامي همّ خود را در خدمت جنگ صرف كنند. اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم. بايد همه براي جنگي تمام‌عيار عليه آمريكا و اذنابش به‌سوي جبهه رو كنيم. امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است.»

يا مثلاً وقتي ناوهاي آمريكايي به داخل آب‌هاي خليج ‌فارس آمده بودند و عده‌اي از مقامات و مسئولين لشكري و كشوري به امام‌(ره) خبر داده و گفته بودند كه چه كنيم؟ امام‌خميني(ره) فرموده بودند: «اگر من جاي شما بودم وقتي سر و كله اولين ناو جنگي آمريكايي در آب‌هاي خليج ‌فارس ظاهر شد همان وقت آن را با موشك مي‌زدم تا ناو دومي جرئت نكند وارد خليج ‌فارس بشود.‌» شما همين دكترين مقاومت امام‌خميني(ره) را در رهنمودهاي حضرت آقا مي‌بينيد. اينكه پهپاد جاسوسي را زديم يا كشتي انگليسي‌هاي خبيث را در برابر راهزني دريايي آنها گرفتيم در همين راستا و براساس رويكرد رهبري در مواجهه با دشمن بوده است.


*پاسخ شما به سؤال قبلي نيمه‌كاره ماند. بعد از قطعنامه رژيم بعثي عراق و منافقين تحركاتي كردند. از نقش منافقين در جبهه‌ها فرموديد. اساساً چه فضايي در آن موقع حاكم شد؟


قاسمي: چند روز بعد از پذيرش قطعنامه، متأسفانه خط سازش دوباره فعال شد و اقدامات و به‌نوعي بي‌خيالي همين آقايان منفعل كه برخلاف رهنمودهاي حضرت روح‌الله (س) مبني بر اينكه بايد آماده ‌باشيد، عمل مي‌كردند و به‌اصطلاح منتظر گلابي! بودند باعث شد كه رژيم بعثي عراق يك هجوم سراسري گسترده‌اي را در مناطق جنوب و غرب كشورمان صورت بدهد كه از 31 تير و اول مرداد آغاز شد.

تا جايي‌كه جاده «خرمشهر – اهواز» با ‌تانك و توپ دشمن ‌اشغال شد؛ درحالي‌كه در 7 سال گذشته قبل از آن، اين اتفاق نيفتاده بود. دشمن خودش را به «انديمشك» و «دزفول» رساند و «فكه» سقوط كرد؛ «دهلران» سقوط كرد؛ منطقه «مهران» كه در كربلاي 3 آزاد شده بود سقوط كرد؛ دشمن تا «سه‌راهي حزب‌الله» و روي جاده «ايلام» آمد؛ «سومار» سقوط كرد؛ «گيلانغرب» سقوط كرد و همچنين خطوط پدافندي يكي پس از ديگري سقوط كرد؛ «قصر شيرين» كه سال 61 آزاد شده بود و پس از فتح «خرمشهر» به دست ما افتاده بود دو مرتبه سقوط كرد؛ «سر پل ذهاب» كه در برابر شيرمرداني مثل شهيدان محمد بروجردي، محسن وزوايي، حسين همداني، غلامعلي پيچك، محسن حاجي بابا، موحد دانش، اصغر وصالي و كاظم رستگار سقوط نكرده بود در 31 تير همه اين‌ها پشت سر هم در يك حركت دومينويي سقوط كردند؛ يا گردنه فوق استراتژيك «پاتاق» كه در 2 جنگ جهاني اول و دوم سقوط نكرده بود و جزو اهداف بعث عراق بود آن‌هم در شرايطي كه توپخانه برد بلند 175 ميلي‌متري ارتش در آنجا حضور داشت به‌يك‌باره سقوط كرد.

در جنوب و غرب كشور با نقش ويژه عناصر منافقين خط‌هاي عملياتي شكسته مي‌شود؛ «پادگان ابوذر» كه روزگاري مركز جولان شهيدان كشوري و شيرودي بود سقوط مي‌كند. خب چطور مي‌شود كه اينها چند روز بعد از سقوط قطعنامه، همگي سقوط مي‌كنند؟ در اين شرايط بود كه امام خميني(ره) ديگر پيام رسمي صادر نفرمودند. هنوز هم گاهي كه به آن دوران فكر مي‌كنم براي خود بنده مطرح است كه چرا امام در آن شرايط چيزي نگفتند؟


*تحليل و ارزيابي خود شما چيست؟


قاسمي: اين نكته را يادآوري كنم كه همان اوايل جنگ، وقتي كه بعثي‌ها تهاجم به مرزهاي ما را آغاز كرده بودند برخي از آقايان نزد امام‌(ره) رفته بودند و با استيصال از خطر دشمن بيم داده بودند كه حضرت روح‌الله (س) هم در راستاي حفظ وحدت، تزريق همدلي و مهار هراس‌ها در [بخشي از] پيامي راديويي خطاب به مردم فرمودند: «يك دزدي آمده است يك سنگي انداخته و فرار كرده است.»

اين امام و با اين سكينه قلبي كه در طول تمام روزهاي جنگ با مردم سخن گفته، حالا ديگر در اين دو سه روز كه اين تهاجم‌ها وسعت و سرعت پيدا كرده، در فضاي رسانه حضور پيدا نمي‌كنند و خطاب به مردم مبني بر آماده‌باش و اين‌ها سخني نمي‌گويند. به نظرم حضرت روح‌الله (س) همه گفتني‌ها و هر آنچه شرط بلاغ بود را گفته بودند. فكر مي‌كنم ايشان اين اتفاقات را گذاشتند تا تاريخ قضاوت كند. البته بعد از درخواست‌ها و استشاره‌هايي كه برخي از آقايان از امام (ره) داشتند ايشان پيامي كوتاه و چهارخطي را خطاب به فرماندهان و رزمندگان صادر كرده و فرمودند: «اين نقطه حياتي كفر و اسلام است. يعني نقطه شكست يا پيروزي اسلام يا كفر است و بايد متر به متر جنگيد و هيچي از هيچكس پذيرفته نيست. اينجا نقطه‌اي است كه يا موجب مي‌شود سپاه حيات پيدا كند دوباره در كشور و يا براي هميشه يك سپاه ذليل و مرده‌اي بشود.»


*آيا اين سقوط دومينويي خط‌ها كه فرموديد قابل پيش‌بيني نبود؟


قاسمي: اتفاقاً به نكته خوبي‌ اشاره كرديد. قابل پيش‌بيني بود ولي عده‌اي با انفعال و دل‌خوش كردن به قطعنامه و شوراي امنيت و حرف‌هاي به‌ظاهر بشردوستانه غربي‌ها اعتماد كردند و آنها را جدي نگرفتند و يا شايدم عمداً نشنيدند. اينكه بعدها گفتند كه از قبل براي عمليات مرصاد آماده بوديم، دروغي بيش نبوده است. من چند كد خدمت شما عرض مي‌كنم و شما در اين مسئله جست‌وجو كنيد. ببينيد و خودتان قضاوت كنيد. يك كد اين است كه در 30 خرداد 67 يعني يك ماه قبل از پذيرش قطعنامه 598 و عمليات نظامي عراق و منافقين، 138 نماينده كنگره و 14 سناتور آمريكايي در نامه‌اي به وزير خارجه وقت آمريكا، از او مي‌خواهند از منافقيني كه در عراق مستقر شده‌اند حمايت كند.

يك كد ديگر كه اينجا نوشته‌ام اين است؛ حتي شخصي به نام «مروين دايملي» كه نماينده كنگره آمريكا بوده در 6 تير 67 در تظاهرات منافقين در واشنگتن شركت كرده و در سخنراني كه در يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني آمريكا هم پخش شد، مي‌گويد:‌ «نبايد دست از تلاش كشيد، مطمئن باشيد كه با كمي صبر و تلاش بيش‌تر به‌زودي از مهران به تهران رژه خواهيد رفت.»

كد سوم اينكه در 8 تيرماه ۶۷ يعني 19 روز قبل از پذيرش قطعنامه، صدام در يك سخنراني تلويزيوني اعلام مي‌كند «... بعد از مدتي خواهيد ديد كه چگونه مجاهدين خلق به اعماق خاك خودشان نفوذ خواهند كرد و همين‌طور پيوستن مردم ايران به صفوف آنها را خواهيد ديد.» خب حالا من از شما سؤال مي‌كنم چرا هيچ پيش‌بيني و يا اقدامي نشده بود؟ چگونه مي‌شود كه دشمن، خودش صراحتاً و علناً- يعني در تلويزيون- مي‌گويد تا چند وقت ديگر مجاهدين (منافقين) از مهران تا تهران رژه خواهند رفت يا اينكه به‌زودي مجاهدين خلق در ايران خواهند بود و بعد از آن جبهه‌هاي ما يكي بعد از ديگري دست دشمن مي‌افتد؟ اين سؤال مهمي است كه جواب آن را شما بايد از جست‌وجوي در تاريخ دريافت كنيد.


*حالا چگونه عمليات مرصاد توانست اهداف منافقين را مهار كند؟


قاسمي: قبل از پاسخ به اين سؤال‌ اشاره كنم كه منافقين از جنس خاصي بودند. اين‌ها با سياست‌هاي به اصطلاح ماكياوليستي هرگونه اقدامات ضد‌حقوق بشري را كليد مي‌زدند. شما ببينيد 3 شب قبل از عمليات فروغ جاويدان يا بهتر است بگوييم ضلال جاويدان، مسعود رجوي نيروهاي نظامي‌اش را برده بود كربلا و نجف! در حرم حضرت ابوالفضل عباس(ع) كه مثلاً به او توسل كنند! حالا اين‌ها چه كساني‌اند؟ كساني‌كه يك پاي اصلي 17 هزار شهيد ترور در ايران هستند؛ زماني كه داعش نبود اين‌ها داعش و بلكه بدتر از آنها بودند. داعشي‌ها هم داعيه دين دارند؛ رجوي هم همين‌طور بود. منافقين فكر مي‌كردند با يك سازمان 25 تيپي و يك ارتش نزديك به 5 هزارنفري مي‌توانند اسلام‌آباد را بگيرند بعد به «كرمانشاه» بيايند و بعد هم پس از گرفتن «همدان» و «قزوين» درنهايت «تهران» را بگيرند.

آن زمان ما تهران در پادگان امام حسين(ع) بوديم كه خبر آوردند منافقين تا «اسلام‌آباد» و «قصر شيرين» نفوذ كرده‌اند. اولش براي ما باورپذير نبود و خيلي تعجب كرديم اما بعد از اينكه ديديم در اسلام‌آباد بيمارستاني را به آتش كشيدند و شلوغي و تخريب به بار آورده‌اند باورمان شد كه آنها در حال شكل دادن برنامه گسترده در خاك ما هستند.

وقتي منافقين به «سرپل ذهاب» رسيدند، نيروهاي نظامي رژيم صدام با پوشش هوايي و آتش توپخانه، نيروهاي منافقين را به‌طرف «كرند» و«اسلام‌آباد» هدايت كردند. در همين زمان بود كه در جبهه ما مقرر شد تنگه و گردنه «چهارزبر» [در 44 كيلومتري كرمانشاه] به‌عنوان خط اصلي پدافند انتخاب و تقويت شود. گردنه چهارزبر كه بعدها به تنگه «مرصاد» معروف و دشمن در آنجا زمين‌گير شد، به خاطر شيارها و ارتفاعات مناسبي كه داشت، بهترين محل براي رو‌به‌رو شدن با دشمن و شكست خط منافقين بود.

از طرفي طوري ترافيك مردمي ايجاد شده بود و مردم براي مبارزه با منافقين خودشان را مي‌رساندند كه مديريت كردن آنها كار طاقت‌فرسايي شده بود. در ضلع ديگر مقابله با نيروهاي نظامي منافقين، نيروهاي هوافضا بود كه با مديريت شهيد علي صيادشيرازي، نماينده امام‌(ره) در شوراي عالي دفاع نقش حائز اهميتي را ايفا كردند تا جايي‌كه در 5 مرداد 67، چند فروند هواپيماي نيروي هوايي ارتش به دستور شهيد صياد شيرازي موفق شدند از خطوط خودي‌ها عبور كرده و با بمباران ستون منافقين، آنان را متوقف كنند. در اين عمليات بيش از 2500 نفر از نيروهاي منافقين به هلاكت رسيدند و بيش از 400 دستگاه خودرو، نفربر و‌تانك آنان منهدم شد.


*مطمئناً هنوز هم به روزهاي نبرد در كرمانشاه فكر مي‌كنيد؛ شايد به همين خاطر بود كه در زلزله كرمانشاه هم حضور داشتيد. در آنجا جبهه جهادي را چگونه ديديد؟ فرهنگ جهادي و گفتمان انقلابي كه هر جا مشكل و معضلي بروز و ظهور مي‌كند به جبران مافات پرداخته و از خود هزينه مي‌كند، چيست؟

 

قاسمي: گرچه بيست ماهي است كه به‌قول‌معروف «زن طلاق، بچه گداخونه» شده‌ايم اما هر كاري هم كنيم ذره‌اي از مجاهدت‌هاي شيرمردان و دلاوران رزمنده‌اي نمي‌شود كه در برابر منافقين در تنگه «چهارزبر» از جان و مال خود و خانواده‌شان مايه گذاشتند. بنده وقتي خبر زلزله كرمانشاه را شنيدم مستقيماً از مراسم اربعين به آنجا رفتم تا در سرزمين نور؛ سرزميني كه روزي در آنجا جنگيديم در مناطق بازي دراز، سراب گرم، ازگله، ... به امر رهبر حضور پيدا كنيم. امروز براي من همچون بازي مار و پله بعد از 38 سال از شروع جنگ تحميلي هرروز از كنار اين اماكن مقدس كه يادآور روزهاي پر فراز و نشيب و سخت زير آتش دشمن است، عبور مي‌كنم و اين خاطره‌ها برايم تداعي مي‌شود و خوشحالم كه با حضورمان لبخند را روي لبان مردم مي‌بينيم. امروز در اينجا خط جهادي ادامه همان خط رزمندگان اسلام است.

بنده به‌شدت معتقدم كه اين فرهنگ بسيجي است كه مي‌تواند در همه عرصه‌ها معجزه بكند. شما مي‌بينيد كه فرهنگ جهادي همان‌طور كه در جبهه‌ها جواب داد امروز هم در حل بحران‌هايي مثل زلزله و سيل و مسائل ديگر جواب مي‌دهد. همه ديدند كه چطور بچه‌هاي بسيج و دانشجويان و طلاب انقلابي به تأسي از رزمنده‌ها و شير مردان جبهه‌ها به ميدان آمدند و با اقدامات و فعاليت‌هاي جهادي لبخند رضايت را بر لبان هم‌وطنان خود نشاندند.


*آن روز بعدازاينكه ما آتش‌بس را پذيرفتيم عراق بعثي دوباره به مناطق جنوب و غرب ما حمله كرد و با پشتيباني سازمان منافقين عليه ايران اقدام كرد؛ همزمان هم كشورهاي آمريكايي و اروپايي در قبال اقدامات ضد حقوق بشري آن‌ها، سكوت و يا طرفداري كردند. اما جالب است كه بااين‌همه، وقتي عراق به كويت حمله كرد عده‌اي در سخناني عجيب، با تشبيه صدام به «خالد بن وليد» خواستار اتحاد با صدام عليه آمريكا شدند. تحليل شما از اين خط و اينكه تاكنون هم خط انفعال و سازش ادامه داشته، چيست؟ اساساً درس مرصاد براي امروز چيست؟


قاسمي: من فكر مي‌كنم اولين درس مرصاد، «دشمن‌شناسي» است. يكي از افتخارات بزرگ نظام در دشمن‌شناسي و مدل‌شناسايي آنها است. شما ببينيد در مصر، الجزاير، تونس و... دشمن‌شناسي وجود نداشت كه آمريكا و اروپا توانست در آنجا اپوزيسيون‌سازي كند. اين بحث نفوذ كه حضرت آقا مطرح مي‌كنند خيلي جدي است. اپوزيسيون‌سازي يكي از برنامه‌هاي هميشگي دشمن بوده. امام‌خميني(ره) درجايي [جلد 12 ص 464] مي‌فرمايند «بايد ما با اسم گول نخوريم، ببينيم چه مي‌كند، ببينيم سابقه اين چيست، ببينيم كتاب‌هايي كه اين‌ها مي‌نويسند محتوايش چيست، ببينيم تبليغاتي كه اين‌ها مي‌كنند چه تبليغ مي‌كنند.

مجرّد اينكه بگويد من مسلمم كه فايده ندارد با ادعا. الان همه مي‌گويند ما مسلميم، همه مي‌گويند ما انقلابي‌ايم، كسي نيست كه بگويد من انقلابي نيستم، هر كه مي‌گويد من انقلاب را درست كرده‌ام اين ملت بيچاره، اين ملت بزرگ ما، اين ملتي كه با دست خالي رفت توي ميدان‌ها و توي خيابان‌ها و مشتش را پر كرد و مخالفت كرد با رژيم سابق و با همه ابرقدرت‌ها و مطلب را به اينجا رساند، حالا من آمده‌ام، مي‌نشينم مي‌گويم من رهبر شما [هستم]. تو غلط مي‌كني كه هستي. يا آن مي‌گويد كه نه، ما اين كار را كرديم. آخر كجا اين كار را كرديد؟ اگر يك دزدي را يك‌جايي كشتند، از طايفه شما بود، آن‌وقت شما مي‌شويد انقلابي؟!»

و دومين درس بزرگ مرصاد، «نتيجه دادن راهبرد مقاومت» است. به قول حضرت آقا، «هرجا انقلابي عمل كرديم پيش رفتيم؛ هر جا از انقلابي‌گري و حركت جهادي غفلت كرديم عقب مانديم». در عمليات مرصاد با اينكه قطعنامه را پذيرفته بوديم اما با مسير مقاومتي كه حضرت روح‌الله ترسيم كرده بود در برابر دشمن ايستاديم و منافقين را به سزاي اعمالشان رسانديم تا آنجا كه به اعتراف خود آنها منافقين شكست مفتضحانه‌اي خوردند و درس عبرتي براي دنيا شد.

امروز هم در مسائلي مثل برجام كه از ابتدا هم معلوم بود نتيجه‌اش چه مي‌شود؛ همين راهبرد است كه جواب مي‌دهد و حضرت آقا هم همان خط و راهبردي را دنبال مي‌كنند كه حضرت روح‌الله (س) دنبال مي‌كردند. اين نكته را فراموش نكنيم كه امام خميني(ره)، هم قبل و هم بعد از پذيرش قطعنامه 598 و اصلاً در طول كل نهضت انقلاب اسلامي تا آخرين لحظات عمر پر بركتشان دست از انقلابي‌گري و مقاومت برنداشتند و امروز هم به لطف حضرت آقا همين مسير دنبال مي‌شود و ما به اين حد از اقتدار مي‌رسيم و به دنيا نشان مي‌دهيم كه كشتي در برابر كشتي و انهدام پهپاد جاسوسي آمريكا در راستاي همان استراتژي مقاومت و به فرموده آقا، دكترين مقاومت امام خميني(ره) است.


*حرف آخر؟


قاسمي: بنده قبلاً هم گفته‌ام كه يكي از انتظاراتي كه بايستي دنبال كنيم اين است كه تاريخ به‌ويژه تاريخ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، دقيق و به‌طور صحيح روايت و تحليل شود. شما الان ببينيد در كتاب‌هاي درسي هم چيزي درخصوص قطعنامه ۵۹۸، جام زهر و عمليات مرصاد و يا ساير عمليات‌هاي دفاع مقدس و پيروزي‌ها و مقاومت‌ها و رمز و راز ديني و معنوي جبهه‌ها نوشته نشده است. نه تنها نوشته نشده بلكه درس حسين فهميده را هم حذف كرده‌اند. چون مي‌خواهند كسي از مقاومت و انقلابيگري درس نگيرد و برجام‌هاي بعدي را تحميل كنند.

از طرفي يك نكته را هم‌ اشاره كنم. بنده به خاطر همان ساخت‌وسازهاي بعد از زلزله كرمانشاه كه توسط قرارگاه حاج احمد متوسليان دنبال مي‌شود، توفيق اين را دارم كه هر هفته يكي دو بار از تنگه مرصاد عبور كنم. ما در مرداد 67، براي آزادي خود تنگه 150 شهيد تقديم كرديم اما امروزه 3 نسل بعد از من هيچ آشنايي با اين مسئله ندارد. آخر چرا دستگاه‌هاي متولي از اين نكته غافل هستند؟ مثلاً آيا با كمترين هزينه نمي‌شود يك تابلويي در اين منطقه نصب شود كه نوشته شود «امنيت اين منطقه مرهون خون 150 شهيد و صدها جانباز است» يا هر جمله ديگر كه نوعي اطلاع‌رساني و فرهنگ‌سازي باشد.

به‌هرحال ضعف‌هاي فرهنگي بسياري وجود دارد كه مجال آن نيست و فقط مي‌توانيم آرزو كنيم كه انشاءالله فرهنگ مقاومت و جهاد به لطف الهي و عنايات اهل‌بيت(ع) همين مسير پويايي و شكوفايي‌اش تقويت شود.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون افزايش قيمت بنزين
بيانيه جبهه پايداري همزمان با هفته دفاع مقدس
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي درباره تلاش براي مذاكره مجدد با 1+5
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس