جمعه 28 تير 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 صادق محصولي طي گفتگويي مطرح كرد:
 تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد/ يك هزار توماني هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده است/ در يك سال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم/ وقتي مخالف و موافق برجام را در يك ليست مي‌گذاريم مردم احساس دوگانگي مي‌كنند
تاريخ  :  1398/04/18

وقتي ليست نامزدهاي مجلس را مي‌دهي، كسي كه از برجام حمايت جانانه كرده را در كنار كسي كه مخالف صددرصد برجام است قرار مي‌دهي. مردم چه مي‌گويند؟ از اين احساس صداقت مي‌كنند يا دوگانگي؟


در كنار اسامي‌اي چون كامران باقري لنكراني، سيّد پرويز فتّاح و پرويز داوودي، او نيز از جمله افرادي بود كه با روي كارآمدن دولت محمود احمدي‌نژاد، در سطح نخست مديريت كشور، بروز و ظهور يافت.

صادق محصولي نيز از حيث جدايي و فاصله‌گيري از احمدي‌نژاد، سرنوشت همان افراد را پيدا كرد. البته فاصله‌گرفتن او از احمدي‌نژاد، منجر به يك كنش سياسي شد؛ جايي كه به‌همراه همفكرانش تصميم گرفت براي بر دوش گرفتن عَلَمي كه محمود احمدي‌نژاد از نيمه‌هاي دور دوم رياست‌جمهوري خود بر زمين گذاشته بود، «جبهه پايداري انقلاب اسلامي» را تأسيس كنند.

گفت‌وگو با صادق محصولي كه اين روزها در قامت قائم مقام جبهه پايداري ايفاي نقش مي‌كند، علاوه بر آسيب‌شناسي دولت حسن روحاني، ۳ دسته ديگر آسيب‌شناسي را شامل مي‌شود؛ آسيب‌شناسي جريان اصول‌گرا، آسيب‌شناسي جريان اصلاحات و در نهايت آسيب‌شناسي جبهه پايداري.

اعتقاد محصولي درباره اصلاح‌طلبان اين است كه آن‌ها نيازمند رجعت به ارزش‌ها هستند و اگر اين كار را انجام دهند، مورد استقبال اصول‌گرايان قرار مي‌گيرد.

او با اشاره به عملكرد دولتِ مؤتلف اصلاح‌طلبان، اين سؤال را نيز مي‌پرسد كه چرا كساني كه تكرار مي‌كردند، اين روزها ساكت هستند و صدايي از آن‌ها شنيده نمي‌شود؟

قائم مقام جبهه پايداري به ضعف رسانه‌اي تشكّل متبوع خود اشاره مي‌كند و مي‌گويد: جبهه پايداري حتي هزار تومان هم از جايي پول نمي‌گيرد.

او اين را قبول مي‌كند كه جبهه پايداري نتوانسته آن‌طور كه بايد انتظارات را برآورده كند.

آنچه پيش رو داريد، متن كامل گفت‌وگوي خبرگزاري فارس با صادق محصولي، وزير كشور دولت نهم است.

 

سؤال نخست ما درباره با خود شماست. برخلاف بسياري از چهره‌هاي سياسي، ظهور و بروز رسانه‌اي شما، بويژه در فضاي مجازي كم است. آيا علت خاصي دارد؟

محصولي: اين مقداري برمي‌گردد به روحيات. شايد برخي تمايل بيشتري به حضور در رسانه داشته باشند. يك مقدار هم به اين برمي‌گردد كه تكليف خيلي از رسانه‌ها در فضاي مجازي كشور معلوم نيست؛ از اينستاگرام گرفته تا توييتر. اينكه استفاده از آن‌ها مُجاز است يا نه. وضعيت آشفته‌اي است؛ مي‌بينيد يك نفر صفحه دارد بعد توييتر يا اينستاگرام آن را مي‌بندد. چيزي كه آدم يقين كند اينجا مي‌تواند به طور مستمر فعاليت داشته باشد وجود ندارد. البته برخي از دوستان ما در اين شبكه‌ها حضور دارند و تشخيص هم اين بوده كه به عنوان جبهه (پايداري) حضور داشته باشيم، ولي خود من تا حالا به اين جمع‌بندي نرسيده‌ام.

 

آقاي محصولي! جامعه ما در شرايط خاصي قرار دارد. آمريكا شديدترين فشارها را عليه ملّت ما اعمال مي‌كند و اقدامات بي‌سابقه‌اي نظير تروريستي خواندن سپاه و تحريم نفتي را انجام مي‌دهد.  تا اينجا شايد خيلي براي مردم محل نگراني نباشد، چون از ابتداي انقلاب مواردي از اين قبيل را به كرّات تجربه كرده‌اند. موضوعي كه مقداري محل نگراني است، اين است كه برخي معتقدند دولت ما تحرّك آنچناني از خود در حل مشكلات داخلي نشان نمي‌دهد و اين در حالي است كه ما دو سال ديگر با اين دولت سر و كار داريم و احتمالاً همين وضعيت را خواهيم داشت. در چنين شرايطي شما چه افق روشني را پيش روي ملت مي‌بينيد و ظرفيت‌هاي نظام براي عبور از اين وضعيت را چه مي‌دانيد؟

محصولي: مطلبي كه فرموديد ابعاد وسيعي دارد. تحليل شرايط فعلي كشور داراي ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و امنيتي است كه تك‌تك مي‌شود نسبت به آن‌ها بحث كرد. منتها اگر بخواهيم موضوع را كلي مطرح كنيم بايد گفت كه متأسفانه مردم خيلي چشم اميدي به دولت فعلي ندارند كه كاري در جهت حل مشكلات انجام شود و علّت عمده آن هم به نگاه دولت برمي‌گردد نه توانايي‌اش.

اينكه دولت توانايي ندارد بحث فرعي است و واقعيت غير قابل انكاري است، منتها فرع بر دليل اصلي است. اگر نگاه دولت درست باشد ولو با مديريت ضعيف، مي‌توان به سمت هدف رفت ولو با سرعت كم. ولي اين پسرفت در ارتباط با مسائل اقتصادي و غيره، نشان دهنده نگاه دولت است كه آن‌هم يك اصل است و برمي‌گردد به اينكه متأسفانه علي‌رغم تأكيدات مكرر رهبر معظّم انقلاب، دولت به توانايي‌هاي داخلي اعتماد ندارد و از اول كه روي كار آمد گفت چرا با اين و آن مذاكره كنيم؛ برويم با همان كدخدا مذاكره كنيم. بارها تذكر داده شد از طرف رهبر انقلاب و گروه‌هاي انقلابي كه اين راه قبلاً‌ رفته شده و اينها به وعده‌هايشان عمل نمي‌كنند.

نهايتاً آنقدر روي اين موضوع در فضاي اجتماعي و سياسي و افكار عمومي با دوقطبي‌سازي‌هاي كاذب مانور دادند كه به نوعي يك زاويه راهبردي در فضاي عمومي با نظر كلان حاكميت در تحقق منافع ملّي را تا حدودي رقم زدند و رهبر انقلاب هم علي رغم تأكيدات مكرر نتايج منفي مذاكره با آمريكا، اجازه دادند مذاكره بشود تا حداقل براي خيلي‌ها روشن شود. نتيجه مذاكرات هم شد برجام و الان برجام يعني هيچ.

ما هيچ نتيجه‌اي از برجام نگرفتيم، هيچ! بله؛ مي‌شود فرعياتي را به‌عنوان نتيجه در نظر گرفت؛ از جمله اينكه خيلي از مردم متوجه شدند كه پيش‌بيني رهبري درست بود و اگر قبلاً هم شك داشتند كه به امثال آمريكا و اروپا نمي‌شود اعتماد كرد، الان ديگر شك ندارند.

نكته مهم ديگر اينكه وقتي دولتي با نگاه و تفكر وابستگي به غير، به‌دنبال حل مسائل باشد، چون اعتماد به نفس ندارد موفقيت‌هاي نظام را هم نمي‌تواند درست درك و استفاده راهبردي دقيقي در مواجهه با حريف داشته باشد، لذا اگرچه دشمن، واقعيت جمهوري اسلامي و توانمندي‌هاي كلان را ديده و درك كرده و در معادلات منطقه و بين‌المللي ناگزير به درك و تنظيم خود با اين سطح است، اما دولت فعلي از اين قدرت و توانمندي‌هاي استراتژيك استفاده حداقلي هم نمي‌تواند بكند، چون نمي‌خواهد اعتماد به نفس ملّي مبتني بر توانمندي‌هاي داخلي را بفهمد.

ما بايد تمام توجه را در وهله اول به توانايي‌هاي داخلي و جوان‌ها و دانشمندهاي خودمان كه كم نيستند و مشكلات مختلف را در مقاطع مختلف از پيروزي انقلاب و جنگ گرفته تا تثبيت انقلاب و مقابله با ترور و كودتا و انواع و اقسام گروه‌هاي خلق مسلمان و ضد انقلاب كُرد و عرب و خلق تركمن حل كردند، معطوف كنيم. جواناني كه در مباحث ديگر نرم‌افزاري و جنگ نرم به‌عنوان افسران جنگ نرم ملّت در صحنه حاضر مي‌شوند و مي‌توانند از عهده خيلي از مواردي كه دشمن درصدد لطمه به ماست، برآيند. خب دولت مي‌توانست با توجه به اين ظرفيت‌ها، اگر نگوييم همه توجه، حداقل نصف توجهش را به توانايي‌هاي داخل معطوف مي‌كرد كه متأسفانه نكرد.

دولت از ابتدا دوگانه‌ها و دوقطبي‌هاي كاذبي را مطرح كرد تا توجه مردم را از مسائل معيشتي و اقتصادي به مسائل كاذبي منحرف كند. نتيجه‌اش را هم داريم مي‌بينيم. دولت الان به نقطه‌اي رسيده كه به عبارتي مي‌شود گفت در شُرُف «اشباع ناكارآمدي» است. يك وجه اين ناكارآمدي توانايي مديريتي است، مثلاً فردي كه به‌عنوان وزير مسكن به‌كار گرفته شده بود، بعد از پنج شش سال كه وعده مسكن اجتماعي را داده بود، نه‌تنها يك مسكن اجتماعي نساخت بلكه يك نفر هم ثبت نام نكرد تا بگوييم در آينده ديگران خواهند ساخت. آن وقت يكي از گزينه‌هاي نزديكان دولت براي شهرداري، همين آقاست كه در روز خداحافظي مي‌گويد من افتخار مي‌كنم يك مسكن مهر را هم نساختم. اين يعني ناتواني دولت. منتها ناتواني اجرايي دولت، صرفاً معطوف به اين توان مديريتي از جهت كمّي نيست. خود ما در مقاطع مختلف مدير بوده‌ايم. بنده از قبل از اينكه جنگ شروع شود فرماندار و معاون استاندار بودم. بعد كه جنگ شده وارد سپاه شده‌ايم و جبهه و مسئوليت‌هاي نظامي و بعد هم در دور اول آقاي هاشمي من معاون وزير بوده‌ام.

اينكه مثلاً ما مي‌بينيم عموماً نگاه دولت اتكاء به خارج از كشور است اين اتكاء، يكي از بروز و ظهورهايش همين قضيه برجام است يا فرض كنيد درباره مباحث اخيرCFT  و پالرمو و... اين همه فشار براي چيست؟ با اينكه تجربه برجام را ما به عينه داريم و خود وزير مي‌گويد هيچ تعهدي نمي‌دهيم بلكه هدف ما از تصويب اين لوايح اين است كه  بهانه‌ها را كم كنيم. خب چه تضميني مي‌توانند بدهند؟ باز تضمين آقاي كري را بدهند؟ اينجا واقعاً مسئله اين است كه جواني كه مي‌خواهد شغل پيدا كند، كل پله‌هاي سازمان‌ها و ادارات را بالا و پايين مي‌رود و آخرش هم دست خالي برمي‌گردد. منظورم صرفاً كار دولتي نيست؛ هر كسي هم كه بخواهد يك كار توليدي كوچك بزند، همين مشكلات را دارد. همه اين‌ها برمي‌گردد به نوع نگاه دولت.

گاهي هم مسائلي از قبيل شوراي نگهبان و نظارت استصوابي و ... را پررنگ مي‌كنند و مي‌گويند اگر نظارت نبود فلان كار را انجام مي‌داديم. الان خودشان مي‌گويند فلان نماينده به جاي اينكه مؤثر باشد تبديل به يك نقطه منفي شده است، يا فلان نماينده چرا هيچ تجربه‌اي ندارد؟ اين‌ها را خودشان در رسانه‌ها مي‌نويسند. بعد حالا اگر قبول هم بكنيم و بگوييم كه بله؛ آقاي عارف يا ديگران جزء ليست اصلي شما نبوده‌اند و به خاطر اينكه از فيلتر شوراي نگهبان رد شوند اين‌ها را معرفي كرده‌ايد، خب شوراي شهر كه اينطور نبود و نظارتش دست مجلسي بود كه خودتان در آن بوديد. نتيجه‌اش چه شد؟ انتصاب سه شهردار در عرض چند سال؛ و اين يعني عدم كارآمدي و اشباع ناكارآمدي. 

مي‌گويند بايد به خانم‌ها توجه كنيم و اصول‌گراها به زنان توجه ندارند. خب چه كسي دست اين‌ها را براي روي كار آوردن زنان بسته بود؟ مجلس كه دست خودشان بود. هر كسي را هم معرفي مي‌كردند رأي مي‌آورد. چرا اين‌ها كه اينقدر ادعا داشتند، حتي يك خانم را به‌عنوان وزير انتخاب نكردند؟ در دولت گذشته‌ كه اين‌ها مخالفش هستند، وزير خانم داشتيم. الان كه ناكارآمدي آقايان اينطور خودش را نشان داده، به‌نظر ما اگر بانوانِ قابل و توانمندي وجود دارند، به‌عنوان وزير به‌كار گرفته شوند. ولي متأسفانه كار اصلاح‌طلبان فقط شعار است. دوقطبي‌هاي كاذبي نظير اينكه خانم‌ها بروند ورزشگاه يا نروند همه‌اش براي به حاشيه راندن مشكل اصلي مردم يعني معيشت و اقتصاد است. وگرنه خودشان به‌عنوان دولت و مجلس بيايند مقدماتش را فراهم كنند. اينجا كه هيچ مانعي نيست چه مي‌گوييد؟

شما سن دولت را نگاه كنيد. يا مثلاً بحث امنيتي بودن دولت را مطرح مي‌كردند كه  دولت نبايد امنيتي باشد و... امّا چه اتفاقي افتاد؟ امنيتي‌تر از همه دولت‌ها دولت فعلي است؛ از وزرا گرفته تا استانداران. نه در دولت هاشمي، نه خاتمي و نه احمدي‌نژاد اين تعداد نيروي امنيتي در راس دولت وجود نداشته است. البته اين به معني تقبيح نيروهاي امنيتي نيست. نيروهاي امنيتي زحمت كشيده‌اند و عزيز هم هستند. بحث سر دوقطبي‌‌سازي‌هاي كاذب است. اگر شما مي‌گوييد فلان كار در دولت گذشته غلط است، خودتان چرا همان كار را انجام مي‌دهيد؟ اگر انتقاد به عدم شفاف‌سازي بود چرا خودتان مدام پنهان‌كاري مي‌كنيد؟ اگر نسبت به بالا بودن نقدينگي انتقاد داشتيد، خودتان چرا نقدينگي را ۱۰ برابر كرديد؟ همه اين‌ها نشان‌دهنده اين است كه فقط و فقط شعار و فرافكني مي‌كنند. طبيعتاً هم نتيجه‌‌اي در بر ندارد.

مي‌خواهم عرض بكنم كه اين مباحث بيشتر به نگاه دولت‌ها‌ برمي‌گردد تا توانايي فلان استاندار يا وزير يا شخص آقاي جهانگيري كه به‌عنوان معاون اول، دلار ۴۲۰۰ توماني به نامش ثبت شد و اين هم نتيجه‌اش شد. حالا چه كسي پاسخگو است؟ همين آقايي كه اين كار را مي‌كند بعد مي‌گويد من نمي‌توانم منشي خودم را عوض كنم. اگر دروغ نيست چرا استعفا نمي‌دهي؟ چرا الان كه بعد از پنج شش سال زمان پاسخگويي است پاسخ نمي‌دهي؟ دولت حتي ماه‌ها سخنگو تعيين نمي‌كند تا پاسخگو نباشد. برنامه روز دانشجو مي‌گذارد و حتي نمي‌تواند پاسخگوي دانشجويان طرفدار خودش باشد چه برسد به ديگران. اين چه پاسخگويي و انتقادپذير بودني است؟

بالاترين شكايت‌ دولت‌ها از مطبوعات مربوط به اين دولت است. اين نشان‌دهنده اين است كه نگاه نگاه اسلامي نيست. نگاه اگر اسلامي باشد به حرفي كه مي‌زند عمل مي‌كند. اينجا يك حرف مي‌زند جاي ديگر طوري ديگر.

 

در مقوله «چه‌ بايد كرد» و برون‌رفت از وضعيتي كه شما ترسيم كرديد، پيشنهادتان چيست؟

محصولي: امّا اينكه حالا چه بايد كرد؟ بايد برگرديم به توانايي‌هاي جوانان خودمان. اينجا دو بحث وجود دارد؛ يكي برمي‌گردد به سيستم كشور. ما كشوري داريم كه بر مبناي دموكراسي و مردم‌سالاري ديني پايه‌گذاري شده است. اين يعني چه؟ يعني مسئولين با رأي مردم انتخاب مي‌شوند. بنابراين مردم طبيعتاً بايد در انتخاب‌هاي خود بيش از پيش دقت كنند و تحت تأثير فضاسازي‌هايي كه مي‌گفتند اگر گروه مقابل بيايد، در پياده‌روها ديوار مي‌كشد و يا دلار پنج هزار تومان مي‌شود قرار نگيرند. 

ببينيد يك سيل مي‌آيد، بعد مي‌بينند كه اين‌هايي كه ادعايي هم ندارند؛ يعني افراد متدين و انقلابي، بلند مي‌شوند و آستين و پاچه شلوار را بالا مي‌زنند، چكمه مي‌پوشند و از دانشجو گرفته تا طلّاب و مردم عادي همه جمع مي‌شوند.

مردم به عينه مي‌بينند كه اگر گروه‌هايي با ديدگاه انقلابي مثل همين‌هايي كه در سيل كمك كردند، دولت را در دست بگيرند و همين مدل در دولت پياده شود، مملكت گلستان مي‌شود. هرچقدر هم تا حالا پيشرفت كرده‌ايم با اقتباس از اين نگاه بوده است. هرچقدر هم پسرفت كرديم ناشي از نگاه به غرب و ليبراليسم بوده است. ما در صنايع موشكي، نانو تكنولوژي، سلولهاي بنيادي، صنايع فضايي، صنعت هسته‌اي و ... در سايه اين نگاه، پيشرفت كرده‌ايم.

مردم وقتي اين حضور بي‌ادعاي بسيجي‌ها و انقلابي‌ها را مي‌بينند مي‌گويند اينها كه جز بيل قدرتي ندارند؛ حالا اگر قدرت به دستشان بيايد چه مي‌كنند. قطعاً اين روحيه را به مناطق محروم تزريق مي‌كنند. پروژه‌هاي نيمه تمام را تمام مي‌كنند، اشتغال ايجاد مي‌كنند و به جاي اينكه چشم‌شان به بيگانه باشد به توانايي‌هاي جوانان و دانشگاهيان براي رونق توليد و شكوفايي صنايع و معادن كشور تكيه خواهند كرد.

الان معلوم نيست وزير صنعت ما كجاي كشور است؟ مجلس معلوم نيست كجاست؟ چند ماه است پرايد از ۲۰ تومان به ۵۰ تومان رسيده است؛ چرا كسي كاري نمي‌كند؟ اين ناشي از چيست؟ 

در يك تحليل و جمع بندي كلي بايد گفت كه ايده دولت براي اداره قوه اجرايي كشور شكست خورده است و دولت بايستي با درك مشكلات مردم، ضمن پذيرش اين واقيعت، به سراغ پيشنهادات و ايده‌هاي جايگزيني كه مسائل مردم را بتواند حل كند برود، البته در عمل و نه در شعار. اين موضوع تا حدي اهميت دارد كه مي‌توان اين درخواست را به عنوان يك مطالبه عمومي از چهره‌هاي مردمي كه درگير مشكلات هستند فهميد و البته اگر اين اتفاق رخ دهد، مي‌توان به حل مشكلات اجرايي كشور اميد داشت.

بُعد ديگر اين است كه نيروهاي انقلابي، در جهت بصيرت‌افزايي و اقناع جامعه كمك كنند و هم با موضع‌گيري‌هاي صحيح و هم در عمل، ادعاهاي خود را اثبات كنند. يكي از ايرادهايي كه به دوستان ما وارد است اين است كه بعضاً در جمع‌هاي خودشان افرادي وجود دارند كه خلاف آن چيزي كه ادعا مي‌كنند رفتار مي‌كنند. اگر اين‌طور شد، باورپذيري‌اش براي مردم كم مي‌شود. ولي وقتي شما ادعا نكني و بروي عمل كني، ديگر خيلي نياز نيست تبليغ كني. مبتني بر همين رويكرد است كه شما فرد سيل زده را مي‌بينيد كه در تلويزيون مي‌گويد من و خانواده‌ام به روحانيت توهين مي‌كرديم و مسخره مي‌كرديم و حالا از تهِ دل ابراز ارادت مي‌كند؛ مي‌گويد اين با دست خودش، كاسه توالت منزل من را تميز كرده است. حالا اين چه تكليف قانوني و اداري داشته‌ است؟ هيچ؛ الّا همان تعصب اسلامي و انقلابي و ميهني. خب ما به اين توانايي‌هايي كه داريم توجه نمي‌كنيم و مي‌گذاريم كنار، و چشم‌مان به اين است كه آمريكا چه خواهد كرد. بعد مي‌گويند نگران نباشيد؛ آقاي كري تضمين كرد. نتيجه‌اش هم مي‌شود همين.

يكي ديگر از آسيب‌هايي كه داشته‌ايم درست عمل نكردن دوستان خودي بوده است كه نتايج نامطلوبي در پي داشته است. ببينيد! شما مي‌آييد به عنوان اصول‌گرا اعلام مي‌كنيد كه ما برجام را قبول نداريم به اين دلايل. بعد وقتي ليست نامزدهاي مجلس را مي‌دهي، كسي كه از برجام حمايت جانانه كرده را در كنار كسي كه مخالف صددرصد برجام است قرار مي‌دهي. مردم چه مي‌گويند؟ از اين احساس صداقت مي‌كنند يا دوگانگي؟ من سؤال مي‌پرسم.

اين، نمونه رفتارهاي بعضي دوستان است كه مردم را گمراه مي‌كند والّا ما اگر درست عمل كنيم، همانطور كه در جبهه هاي جنگ عمل مي‌شد، مشكلي پيش نمي‌آيد. طرف بلند مي‌شد مي‌آمد جبهه، مثل مجيد سوزوكي فيلم اخراجي‌ها، طرف با فكر ديگري مي‌آيد ولي وقتي فضا را مي‌بيند عوض مي‌شود. ما بايد اين كار را بكنيم. اين كار در توان ما هست. منتها وقتي به‌عنوان نيروي انقلابي و نيرويي كه حزب‌اللهي و متدين  است، خداي ناكرده مردم در رفتارمان دوگانگي و عدم صداقت ببينند ديگر نمي‌گويند ۱۰ درصد از اين‌ها اينطور است، آن بروز و ظهوري كه مي‌بيند مهم است. دشمن هم روي همان ۱۰ درصد تمركز مي‌كند. من نمي‌گويم فقط خالص‌ها را بياوريم و جذب كنيم ... نه اشتباه نشود؛ من مي‌گويم حتي بايد سراغ كساني كه به نيروهاي انقلابي توهين مي‌كنند هم برويم و بايد با آن‌ها هم صحبت كرد، چرا كه ضمير مردم پاك است، الّا آن‌هايي كه «في قلوبهم مرض» هستند.

برويد حق و حقيقت را بگوييد و مي‌بينيد كه مي‌پذيرند. منتها نه اينكه عملت خلاف گفتارت باشد. الان بسياري از مسئولين عمل‌شان طوري بوده كه در دل بسياري از مردم جا باز كرده‌اند. كسي كه مثلاً‌ به مخالف مسئول قبلي رأي داده، الان نظرش برگشته. براي چه؟ من مي‌گويم مردم به عملكردها نگاه مي‌كنند.

نيروهاي انقلابي بايد با مردم صادقانه برخورد كنند نه شعاري، و رفتارشان طوري باشد كه مردم باور كنند كه اين اگر مي‌گويد مخالف برجام است، واقعاً مخالف برجام است نه اينكه كاسبي كند و بخواهد هم مخالفان برجام را راضي كند و هم موافقان برجام را؛ به ۲ نفر گفته شما مخالف باشيد و به ۲ نفر ديگر گفته موافق باشيد. در حاليكه اينطور نيست و آن دو نفر خودشان مخالف و موافق هستند و از بيرون مهندسي نشده است. ولي نتيجه ليستي كه ما مي‌دهيم اين است؛ تعارض.

بعد مي‌بينيد يك نفر كه معلوم نيست اصلاً چه سابقه‌اي دارد، رأي بالايي مي‌آورد و نفر اول ما كم‌تر از او رأي مي‌آورد؛ اينها بايد درس عبرت باشد. بنابراين بايست گام دومي كه حضرت آقا فرمودند و مفصل هم هست و در اين جلسه فرصت نمي‌كنيم خيلي به آن بپردازيم مبنا قرار گيرد و خالصانه و صادقانه با مردم وارد كار شويم.

دوستان نبايد راه‌هاي گذشته كه توامان با شكست در انتخابات بوده را دوباره تكرار كنند كه متأسفانه وارد شده‌اند و دوباره تكرار مي‌كنند.

ما امروز، برنامه‌هاي زيادي در رابطه با مسائل اقتصادي و حتي زيرمجموعه‌شان؛ از صنعت گرفته تا نفت و كشاوري داريم...

 

مشخصاً خود جبهه پايداري برنامه دارد؟

محصولي: بله. ولي اين دولت اصلا قائل به همكاري نيست. چند بار هم گفته‌ايم كه حاضريم جلسه بگذاريم و برنامه‌ها را كامل ارائه بدهيم تا اجرا كنيد. چرا كه اگر اين دولت موفق و پيروز شود ما خوشحال مي‌شويم نه اينكه زمين بخورد. براي اينكه اثر منفي آن به كل نظام برمي‌گردد. بارها در بيانيه‌ها و سخنراني‌هايمان گفته‌ايم حاضر هستيم با آقايان درباره برنامه‌هاي كارشناسي و فني بحث كنيم، قبول ندارند. حتي در آن حدي هم كه خودشان مي‌گويند هم اعتنا ندارند، به‌طوري كه حتي براي استماع صحبت‌هاي كارشناسي وزير خودشان هم وقت نمي‌گذارند. در نتيجه مي‌بينيد وزير دولت فعلي به‌خاطر اينكه ماه‌ها وقت ملاقات با رئيس دولت مي‌خواسته و لذا بعد از بيش‌از يكسال بي‌اعتنايي رئيس جمهور، مجبور به استعفا مي‌شود.

 

اينكه دولت نشان داده گوش شنوا ندارد بحث ديگري است، ولي اين برنامه‌اي كه شما فرموديد، الان تمام اقطاب جريان انقلابي چه جبهه پايداري چه جريان‌هاي ديگر همه تقريباً مي‌شود گفت برنامه دارند. نكته‌اي كه به نظر مي‌رسد همانطور كه حضرت آقا تأكيد دارند، انسجام تشكيلاتي جريان انقلابي است تا منجر به اين شود كه يك برنامه واحد داشته باشند، چه براي خودشان چه اداره كشور. الزامات اين انسجام تشكيلاتي را چه مي‌دانيد؟ اگر دولت با يك برنام منسجم از سوي جريان انقلابي روبه‌رو شود، نه با چندين برنامه بهتر نيست؟

محصولي: اين نكته‌اي كه فرموديد را من مقداري باز مي‌كنم. اينكه ما مي‌گوييم برنامه، مقداري فراتر از اين بحثي است كه شما مطرح كرديد. ممكن است برخي دوستان يا گروه‌ها در موضوعي خاص، نقطه نظرات و پيشنهاد‌هاي اصلاحي داشته باشند كه خيلي هم خوب است. اين كه عرض مي‌كنم، يك برنامه جامع در ابعاد مختلف و كار شده است. دوستان ما خودشان در دولت بوده‌اند و در بخش‌هاي مختلف كار كرده‌اند. اينطور نبوده كه فقط افرادي كه در شوراي مركزي هستند، روي آن كار كرده باشند، بلكه تمام آن‌هايي كه مي‌توانستند دلسوزانه به ما كمك كنند و در برنامه مشاركت داشته باشند به كار گرفته شده‌اند و برنامه‌ها را در بخش‌هاي مختلف تنظيم كرديم و جزوات خوبي هم تنظيم كرده‌ايم.

اجماع اين برنامه با گروه‌هاي خودي كار خيلي سختي است. ما بحث انسجام تشكيلاتي را در بين گروه‌ها نمي‌بينيم. گروه‌هاي خودي هنوز درگير موضوعاتي مانند شيخوخيت و اينكه اين پدربزرگ جريان است و ... هنوز درگير اين چيزهاي مقدماتي هستند. با اينكه بارها تجربه كرده‌اند كه اين روش‌ها نتيجه نخواهد داد. بارها هم گفته‌ايم كه روش‌هاي ناموفقي كه قبلاً تجربه شده را مجدداً تجربه نكنند. اينكه يك نفر را مدنظر داشته باشند كه مسئول بشود بعد بالا و پايين مدل را طوري بچينند كه منتهي به آن فرد بشود، نتيجه‌اش همين انتخابات‌هاي گذشته مي‌شود.

ما نبايد از اصلاح‌طلب‌ها انتظار داشته باشيم. آن‌ها يك اعتقاد و مرامي دارند كه اعلام كرده‌اند و نشان هم مي‌دهند؛ آن‌ها كه ادعاي اصولي بودن ندارند. شما بايد از آن كسي انتظار داشته باشي كه ادعا مي‌كند من انقلابي و اصول‌گرا هستم ولي متأسفانه اصولي عمل نمي‌كند. وقتي به اصول مي‌رسد پاي بده بستان وسط مي‌آيد. نتيجه آن اين است كه مردم در انتخابات سرگردان مي‌شوند.

شما بايد با برنامه و روش خود، بتواني آن قشر خاكستري را متقاعد كني كه اگر مي‌خواهيد مشكلات كشور حل شود  بايد «انقلابي» روي كار بيايد. اگر بخواهيد آزادي باشد و مطبوعات آزاد باشند بايد فرد انقلابي روي كار بيايد. اگر مي‌خواهيد آرمان عدالت تحقق پيدا كند و به معناي واقعي به مرم توجه شود بايد دنبال گفتمان اصيل انقلاب بود.

در صورتي كه نتيجه ديدگاه غربگراها خلاف خواست مردم است. اين‌ جريان مي‌گويند آمريكا با يك بمب كشور ما را «كُن فَيَكون» مي‌كند؛ همان صحبت آقاي ظريف. يعني آقاي ترامپ! تو زور بگو تا ما عقب‌نشيني كنيم. مردم دوست دارند امنيت داشته باشند و معيشت فراهم باشد و مطبوعات بتوانند روشنگري كنند و منتقدانه بنويسند و از طرف مسئولان انتقادپذيري وجود داشته باشد. مردم دوست دارند به محرومان رسيدگي شود. اغلب مردم، جزء آن‌هايي نيستند كه به شكل رانتي سرمايه‌هاي كذايي به دست آورده‌اند. لذا ما در اين زمينه‌هاي روشنگري، بيشتر بايد فعّال باشيم. آن‌هم بيشتر به‌صورت عملي و نه صرف گفتار.

به‌نظرم همين مقدار، كافيست. نمي‌خوام به مباحث ريز جمنا و مسائل و مشكلاتش اشاره كنم. هر چقدر فضا را به سمتي ببريم كه به حل مشكلات اصلي كشور كمك كند كه ناشي از اشباع ناكار آمدي دولت است و باعث شده مردم به اين وضعيت سخت معيشتي دچار شوند بهتر است.

 

اصلاح‌طلبان از سال ۹۲ قاطعانه از روحاني حمايت كردند و نقطه اوج آن هم انتخابات ۹۶ بود. ولي كم‌كم مدتي است شروع به انتقاد از دولت كرده‌اند. اين مواضع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و به‌نظر شما آيا اصلاح‌طلبان موفق مي‌شوند تا انتخابات مجلس خودشان را از آقاي روحاني مبرّا كنند؟

محصولي: اين موضوع به نكته‌اي برمي‌گردد كه قبلاً اشاره كردم مبني بر اشباع ناكارآمدي در دولت. اين آش آنقدر شور شده كه خود اينها هم كه تضمين تكراري مي‌دادند، سرمايه اجتماعي خود را در حال زوال مي‌بينند. چرا؟ چون خود اصلاح‌طلب‌ها هم متوجه شدند كه با دولت ضعيف روبرو نيستند،‌ بلكه با دولت ناكارآمد به معناي اَتَمِّ كلمه مواجه هستند.  شاهد بوديد كه چه كساني از اين دولت حمايت همه جانبه كردند و چه كساني گفتند كه من تكرار مي‌كنم. الان آن‌ها كجاي كار هستند و چرا هيچ‌ صدايي از آن‌ها شنيده نمي‌شود؟

عواملي كه وابسته به آنها هستند چرا يكي به نعل و يكي به ميخ مي‌زنند؟دوستان‌شان مي‌نويسند كه نمي‌توانيم اين وضع را تحمل كنيم و بعضاً هم مي‌نويسند بايد از دولت حمايت كرد. اين مربوط به ناكارآمدي دولت است كه موجب شده نتوانند موضع واحدي بگيرند. اصلاح‌طلباني كه در دولت گذشته مي‌گفتند اصولگراها بايد پاسخگوي عملكرد دولت نهم و دهم باشند كجا هستند كه پاسخگوي مسائل و مصائب به‌وجود آمده توسط دولت متحدشان باشند؟ اينها به جاي پاسخگويي، تازه طوري مطلب مي‌نويسند كه انگار جزو حاميان روحاني نبوده‌اند و مواضع طلبكارانه مي‌گيرند، اما خودشان هم مي‌دانند كه مردم، بين اين دولت و اصلاح‌طلبان تفكيك جدي قائل نيست و حاصل تلاش همه جانبه اصلاح‌طلبان و ايده‌ دولت براي اداره كشور، مشكلاتي است كه مشاهده مي‌كنيد.

متأسفانه اغلب نگاه و اميدشان همچنان به غرب و نگاه ليبراليستي است. نه‌تنها نخبگان بلكه مردم عادي كه با تبليغ اينها به اين دولت رأي دادند، علني نسبت به دولت انتقاد مي‌كنند. مي‌بينيم چاره‌اي جز اين ندارند كه بعضاً‌ چيزهايي هم بگويند ولي واقعيت اين است كه مقصد اصلي همه اينها، نگاه مسلّط جريان اصلاحات است كه به جاي توجه به توانايي داخلي و اقتصاد مقاومتي و به جاي اينكه جوانان و دانشمندان خود را مورد اعتماد قرار دهند به غرب تكيه مي‌كند.

ما در هر بخشي كه رشد كرديم برپايه اعتماد به توانايي خود و اعتماد به مردم و توكل به خدا بوده است. اين چيزي نيست كه با رفتن فلان شخص و برگشتن فرد ديگر حل شود. مثلاً در بخش صنعت و وزارت مربوطه چه چيزي تغيير كرده است؟حداقل اين است كه اگر از مردم بپرسيد مي‌گويند بدتر شده است، نگاه را بايد عوض كرد. همه چيز رها است و وقتي از مردم مي‌پرسيم، مي‌گويند دولت اصلاً با هيچ چيزي كاري ندارد و اين مشكلات متأسفانه به نگاه كلان اصلاح طلبان برمي‌گردد.

وقتي به عنوان يك مسئول، خود را نوكر مردم دانستيد، ديگر وقتي مسئول مي‌شويد اول از همه ميلياردها تومان براي دكوراسيون اتاق كار خودتان خرج نمي‌‌كنيد. در زمان دولت گذشته اصلي‌ترين منتقدان، خود انقلابي‌ها بودند و مي‌ديديم كه نسبت به آن نكاتي كه خلاف اصول بود انتقاد مي‌كردند. از جمله اعضاي دولت فعلي، آقاي دكتر صالحي هستند كه در آن دولت حضور داشتند. از دكتر صالحي به‌عنوان شاهد بپرسيد چه كساني منتقد و چه كساني موافق بودند. حتي موقعي كه ما از جريانات حاشيه‌اي در دولت انتقاد مي‌كرديم خود اين دوستان كه بعد از آن دولت با اين دولت هم همكاري دارند مخالف انتقادهاي ما بودند. براي فرد انقلابي، در مقام دفاع از اصول، رفيق ۴۰ ساله و ۲۰ ساله و فلان آدم مهم نيست. اگر انقلابي‌ها شبيه آن روندي كه اصلاح طلبان داشتند را پي بگيرند، مردم ديگر اعتماد نمي‌كنند.

خداي نكرده اگر يك مسئولي با عنوان اصولگرا كسي را با فسادهاي مالي گسترده براي معاونت يا جانشينيِ خودش به‌كار گرفت و بعد هم آن فساد آن جانشين يا معاون در دادگاه محرز شد، ديگر نمي‌توان آن مسؤل باصطلاح اصولگرا را به‌عنوان الگوي كارآمدي و جهادي به مردم معرفي كنيم. و اگر كسي اين كار را كرد اول از همه سر خودش كلاه گذاشته است.

 

اخيراً اصلاح‌طلبان اظهاراتي را مبني بر حضور مشروط در انتخابات مطرح كرده‌اند. ارزيابي شما از اين سخنان چيست و به‌نظر شما آن‌ها با چه استراتژي در انتخابات مجلس حضور خواهند يافت؟

محصولي: اصلاح طلبان به شكل‌هاي گوناگون به دنبال رفع و رجوع ناكارآمدي دولت هستند كه از حمايت آنان ناشي شده است. شركت نكردن در انتخابات را قبلاً تجربه‌ كرده‌اند و برداشت‌شان اين بوده كه به ضررشان تمام شده و اين را بارها اذعان كرده‌اند. اگر الان هم تجربه كنند چيزي نصيب‌شان نمي‌شود. لذا احتمال كمي مي‌دهم كه شرط بگذارند، چه شرطي؟ همه چيز دولت از ابتداي انقلاب تا كنون دست اينها بوده، غير از يك برهه‌اي محدود. حتي برخي ضعف‌هايي كه به دولت قبل نسبت مي‌دهند از ناحيه آدم‌هاي اينها بوده است. مثل  متهمي كه اخيرا در پرونده بانك سرمايه بود و محكوم هم شد كه وزير چند ماهه رفاه در دولت قبل بود همين دولتي‌ها و اصلاح‌طلبان تا قبل از اينكه پرونده او شكل بگيرد تيتر مي‌زدند كه «انتقاد فلاني از احمدي‌نژاد» و از آن شخص و گفته هايش دفاع مي كردند و آن موقع در صفحه اول روزنامه خودشان از اين فرد تيتر مي‌زدند، ولي الان مي‌گويند وزير احمدي‌نژاد محكوم شد.

اينها طبعاً در اين جهت كه بتوانند دوباره مردم را متقاعد به رأي دادن به جريان اصلاحات كنند، موفق نمي‌شوند. تنها راهش اين است كه به ارزش‌ها و اصول انقلاب برگردند كه اگر اين صورت بگيرد ما هم از اين اقدام استقبال مي‌كنيم. اصلاح‌طلبان از هر كجا به مسير انقلاب و ارزش‌ها برگردند به همان اندازه جبران مافات است. ما به‌عنوان برادر مسلمان مي‌خواهيم كه جريان اصلاح‌طلب در جمع خودشان صحبت كنند و رجعتي به سوي ارزش‌ها و اصول داشته باشند. حفظ عزّت، اقتدار و  استقلال كشور، تحقق عدالت و توجه به محرومين جزو اصولي است كه به آن برگردند. در جمع خودشان نهيبي بزنند مبني بر اينكه راهي كه رفته‌ايم چگونه بود كه به اينجا منتهي شد.

در مورد همين قضيه سيل، برخي از اينها مقاله نوشتند كه آخوندها و علما با اين خدمات رساني در سيل زمينه‌هاي منفي در مردم را تبديل به مثبت كردند. آنها هم اين را به روش و مشي خود تبديل بكنند و الّا صرف يك گفتن كفايت نمي‌كند و بايد اقدام عملي شود. اين خواست قلبي ماست كه با هم بنشينيم و با روش‌هاي اصولي و دلسوزانه‌اي كه جنگ را اداره مي‌كرديم كشور را از مشكلات معيشتي و مسائل اجتماعي و سياسي خارج كنيم و به سمت پيشرفت و تعالي پيش ببريم.

 

در ابتداي سخنان‌تان اشاره‌اي به عدم بروز و ظهور رسانه‌اي خودتان داشتيد. اين موضوع ظاهراً به كليت جبهه پايداري هم سرايت كرده است. بالاخره شما تشكّلي هستيد كه خود را داراي گفتمان مي‌دانيد و طبيعي است كه اين انتظار وجود داشته باشد كه گفتمان خود  را از طريق رسانه به جامعه منتقل كنيد...

محصولي: اين موضوع دو جهت دارد؛ يكي ضعف رسانه‌اي ما. ما ضعف رسانه داريم كه دلايل مختلفي هم دارد. يكي از دلايل اصلي اين است كه جبهه پايداري به هيچ جايي وابسته نيست. شايد بتوان گفت تنها تشكّلي است كه به هيچ جا وابسته نيست. نمي‌خواهم كسي را متهم كنم، امّا همانطور كه خودتان در عرصه سياست مي‌بينيد شايد خيلي از دوستان و نهادها، چه بسا تمايلي به نوع فعاليت جبهه نداشته باشند؛ علي رغم اينكه گفتمانش را قبول داشته باشند و بپذيرند. پس مقداري برمي‌گردد به اينكه حتي آن مقداري هم كه كار مي‌شود بازتاب‌ها در حد ديگران نيست و متأسفانه يك بايكوت نانوشته‌اي نسبت به جبهه وجود دارد.

وجه ديگري كه مي‌توان اضافه كرد اين است كه در اين يكسال و نيم اخير براي كارهاي دروني و تشكيلاتي وقت گذاشته‌ايم. شبكه‌سازي‌هاي داخل جبهه و ... اين هم مستلزم فضاي آرامي براي خودمان بود كه خدا هم كمك كرد و به خوبي انجام شد.

 

جزئياتي از اين تغييرات را مي‌گوييد؟

محصولي: يكي از ويژگي‌ها به تقويت و تكميل دفاتر استاني و شهرستاني در جاهايي كه امكانش بوده، مربوط است. همچنين مشخص شدن كامل مسئولين شورا‌ها و اركان آن. اين‌ها كارهايي بود كه انرژي زيادي مي‌گيرد و الحمدلله خوب پيش رفت. همچنين در مواقعي كه لازم بوده با حضور اعضاي شوراي مركزي و فعالين اجتماعي و فرهنگي مرتبط با گفتمان جبهه پايداري در سطح استان‌ها حضور گفتماني داشته‌ايم كه به لحاظ ايجابي و تبييني در شرايط كنوني فكر مي‌كنيم يكي از اثرگذارترين كارها بوده است.

 

خبري هم شنيده شد مبني بر مسجدمحور شدن جبهه پايداري ...

محصولي: جبهه پايداري از اول به مساجد به‌عنوان اولين سنگر اسلام تكيه داشت. محراب كه در مساجد قرار داد به معناي محل جنگ است؛ چه جنگ سياسي چه نظامي. محراب را مي‌گذارند تا بتوانند روشنگري و بصيرت‌افزايي كند و هم‌اينكه اگر جنگ سختي باشد محل جمع شدن مردم باشد كه در جريان دفاع مقدس هم شاهد بوديم. بنابراين اين چيز جديدي نيست و جبهه پايداري از ابتدا به اين موضوع واقف بوده و مساجد را از مردمي‌ترين اماكن مي‌داند كه نياز است در آنجا با مردم ارتباط برقرار كرد و حرف آن ها را شنيد.

 

آقاي محصولي! برخي اين گونه نظر مي‌دهند كه جبهه پايداري در طول زمان، نتوانسته است همگام با تحولات كشور پيش رود و تا حدودي از تحوّلات جا مانده است. شما اين نقد را وارد مي‌دانيد؟ در كل، جبهه پايداري براي فضاي جديدي كه شاهد آن هستيم و مشخصه اصلي‌اش هم تغييراتي مثل گسترش فضاي مجازي است، چه برنامه‌اي دارد؟ آيا جبهه پايداري هم مانند ساير احزاب زين‌پس منتظر مي‌ماند تا انتخاباتي شكل بگيرد و خود را نشان دهد يا حرف براي گفتن دارد؟

محصولي: جبهه پايداري چون جبهه‌اي گفتماني است، بيشتر تلاشش در جهت همان گفتمان است، لذا ممكن است ضعف رسانه‌اي هم داشته باشد. بخشي از اين مشكل هم همان‌طور كه عرض شد، به اقداماتي برمي‌گردد كه طي يكي دوسال اخير در ارتباط با ساختارمان انجام داديم.

نكته‌اي كه مي‌خواهم بگويم اين است كه اگر جبهه پايداري نبود، فضاي كشور در درون جريان انقلابي خيلي بدتر از اين مي‌شد. در برخي موارد جبهه پايداري در حد وسعش ورود مي‌كند. ضمن اينكه ما هم محدوديت‌هايي داريم و حتي از طرف خودي‌ها هم به عبارتي مورد لطف قرار مي‌گيريم. البته ما همه دوستان انقلابي را جزو جبهه پايداري مي‌دانيم ولو اينكه عضو رسمي جبهه پايداري نباشند. آنهايي كه معتقدند بايد در برابر دشمن مقاومت كرد و اگر عقب‌ بنشينيم دنبالت مي‌‌كنند، همه اينها به معني عضويت در جبهه مقاومت و پايداري است. به مفهوم تشكّلي‌اش هم تلاش‌مان را كرده‌ايم. كار خيلي سخت است.

اداره كردن دفتر در استان‌ها با توجه به اينكه دستت جايي بند نباشد و هيچ ارگان و نهادي حمايت نكنند سخت است. بعضاً نه‌تنها حمايت نمي‌كنند بلكه حتي تا مي‌توانند مي‌كوبند و چيزهايي هم كه منتسب به ما نيست را به ما نسبت مي‌دهند و سعي مي‌كنند از اين نمد، براي خود كلاهي ببافند. سعي ما بر اين است كه تا آنجايي كه مي‌شود با تشكّل و زمينه‌سازي بيشتري در حد وسع‌مان موفقيت‌هايي داشته باشيم. اگر مواضع و بيانيه‌هاي ما را نگاه كنيد حتي يك مورد هم نبوده كه پيش‌بيني‌هاي ما درست نباشد. در مقابل دولت قبل از روز اول كه اعلام موجوديت كرديم اعلام موضع كرديم و در باره فتنه و برجام و اقتصاد مقاومتي بيانيه داديم. يك نماينده، درست يا غلط چيزي مي‌گويد، مي‌گويند نماينده جبهه پايداري چنان كرد و او را به جبهه پايداري منتسب مي‌كنند، در حالي كه خودش گفته من عضو اين جبهه نيستم.

يك هزار تومان هم از جايي به جبهه پايداري كمك نشده. خود دوستان از حقوق‌ و درآمدشان كمك‌هايي كرده‌اند تا تشكيلات را سرپا  نگه دارند. كار سختي است و فقط به خاطر اين ايمان و توكل و اعتقادي كه به درستي راه‌ دارند اين جبهه را  نگه داشته اند.

 

بحث اين است كه اين گفتماني بودن كه شما روي آن تأكيد مي‌كنيد، بايد در شبكه‌هاي اجتماعي و رسانه‌ها و جامعه بتواند به نيازها پاسخ دهد. بيانيه چيزي است كه از طرف ساير احزاب هم صادر مي‌شود.

محصولي: قصد زير سوال بردن اقدامات گروه‌هاي ديگر را ندارم ولي شما مي‌توانيد مواضع گروه‌ها وشخصيت‌ها را ببينيد؛ خيلي از آن‌ها زيكزاك داشته اند، بطور مثال در موضوع فتنه ۸۸ و بعضي هم در برجام، بعضي هم در هر دو.

 

يعني شما نقطه تمايز خود را در نوع مواضع‌تان مي‌بينيد؟

محصولي: دو بحث است؛ يك بحث كيفيت و گفتمان است كه در اين بحث الحمدلله مقبوليت در بين نيروهاي انقلاب نسبت به جبهه فراهم شده است. ولي به لحاظ كميت، نقدي كه داريد را قبول دارم. ما اين ضعف را داريم و در آن وسعتي كه مورد انتظار است نتوانسته‌ايم انتظارات را برآورده كنيم و اين يك واقعيت است. بايد تلاش بيشتري كنيم و براي همين هم گفتم كه كل نيروهاي انقلاب در حوزه بصيرت‌افزايي بايد فعّال باشيم و با عملكردهاي درست و نه صرفاً تبليغاتي مردم را به انتخاب درست متقاعد كنيم. بله اين نقد شما وارد است. البته تقويت زيرساخت‌هاي اعتقادي و فكري  اعضاء، از ضروريات يك تشكّل اسلامي است كه همواره مورد توجه بوده و در هم‌انديشي‌هاي ملّي و استاني مورد بحث و نظر قرار گرفته و مي‌گيرد.

 

با توجه به تجربه‌اي كه در وزارت كشور داريد نظرتان درباره استاني شدن انتخابات و بحث‌هايي كه در اين مورد در مجلس و دولت در جريان است، چيست و به نظر شما، آيا اين قانون، منافع مردم را تأمين مي‌كند؟

محصولي: هرچند خود دوستان مجلس هم جمع‌بندي‌شان كامل نيست ولي كارهايي كه صورت گرفت از برخي ابعاد قابل دفاع است و از برخي ابعاد ديگر نيز قابل نقد است. هر چقدر بتوانيم نسبت به شفاف‌سازي انتخابات از قبيل مخارج انتخاباتي و تبليغاتي كمك كنيم و قوانيني داشته باشيم كه اين شفاف‌سازي را ظهور و بروز دهد اقدام مناسبي است. در اين زمينه كارهايي صورت گرفته و ضعف‌هايي هم هست ولي همين مقدار هم كه كار شده خوب است. اما مجموعاً هر اقدامي كه نماينده‌هاي مستقل و دلسوز را از اين دور كند كه شانس عرضه خود در انتخابات را داشته باشند نمي‌پسنديم و با آن مخالفيم.

فرض كنيم در يك شهر ۱۰۰ هزار نفري يك نفر فارغ از گروه‌هاي مختلف مي‌خواهد وارد مجلس شود و خود را در معرض رأي مردم قرار دهد. اين فرد قبلاً ماشينش را مي‌فروخت و بنري چاپ مي‌كرد و يك تبليغاتي انجام مي‌داد. بعد اينكه مردم رأي مي‌دادند يا نه، بماند، امّا الان اگر نياز باشد به جاي ۱۰۰ هزار نفر، در محدوده ۴ ميليون نفري استان تبليغ كند، خب آن فردي كه توانايي بيشتري دارد شانس بيشتري هم خواهد داشت و فردي كه به لحاظ مالي ضعيف است نمي‌تواند تبليغ كند.

فضاي حاكم بر قانون اساسي ما مخالف طرح استاني شدن انتخابات است. اينكه همه چيز در احزاب و گروه‌هاي سياسي منحصر شود درست نيست. احزاب هم عموماً بده بستان‌هايي دارند و ديديم كه در بين اصلاح‌طلبان هم گلايه‌هايي وجود داشت مبني بر اينكه مقدار زيادي از نامزدها پول دريافت شده و فلان اشخاص را در ليست قرار داده‌اند. اگر احزاب پاسخگو بودند و حساب و كتاب داشتند بهتر بود ولي آنهايي كه از احزاب دم مي‌زنند در موقع پاسخگويي خودشان را كنار مي‌كشند. مثلاً دولت مدت‌ها براي خود سخنگو تعيين نمي‌كند تا مردم از مسائل باخبر نشوند و مثلاً يك خبرنگار نپرسد كه چرا پرايد ۵۰ ميليون شد يا آقاي  وزير و آقاي معاون اول  شما چكاره هستيد و چطور قدرت ۴۲۰۰ تومان كردن دلار را داشتي ولي نمي‌تواني منشي خود را عوض كني؟

دلارهاي ۴۲۰۰ توماني كجا رفت؟ يك نفر پاسخ دهد؛ چرا كسي پاسخ نمي‌دهد؟ چرا همه آنهايي كه دلار گرفته‌اند را به‌طور شفاف معرفي نمي‌كنند و نمي‌‌گويند چه چيزي وارد كرده يا وارد نكرده‌اند. همه به آن نگاه برمي‌گردد. اينكه مبتني بر ارزش‌ها و اصول است يا بده بستان‌ها.

عده‌اي از افرادي كه دگرانديش شده‌اند دنبال اين هستند كه فقط پوسته‌اي از اسلام و انقلاب از حاكميت و نظام ما بماند و بعد همان كارها را به اسم اسلام مي‌كنند. انقلاب نكرديم و اين همه شهيد نداديم كه اينطور شود. از كليه اقدامات مجلس و دولت در جهت شفافيت انتخابات و يا حداقل شدن يا عدم وجود تخلف استقبال مي‌كنيم. همچنين برخوردهاي فوري با اقدامات خلاف قانون بايد صورت گيرد چون در اين قانون نسبت به برخوردهاي فوري ضعف‌هايي وجود دارد. نمونه‌اش در ارتباط با تخلف حين انتخابات است كه گفته شده اگر تخلف شد رئيس قوه قضائيه تشخيص دهد. رئيس قوه چقدر وقت دارد كه از ۱۰ هزار نامزد، تخلف را در آن محدوده زماني كم، مورد بررسي قرار دهد؟ بايد مكانيزم فراگيري‌تري داشته باشيم تا اگر رسيدگي نكردند بتوان گفت كه چرا به اين تخلف رسيدگي نشده است.

 

برنامه جبهه پايداري براي انتخابات مجلس چيست؟

محصولي: جبهه دارد تلاش‌هاي خود را انجام مي‌دهد و سعي‌اش بر اين است كه از افراد متعهد، دلسوز،‌كاربلد و متخصص دعوت كند و آنها را متقاعد كند كه در انتخابات شركت كنند. تا آنجايي هم كه مي‌توانيم از نيروهاي انقلابي متخصص و دلسوز حمايت مي‌كنيم. نگاه اگر ارزشي باشد نبايد گفت هر كسي از حزب من بود بايد انتخاب شود، بلكه بايد گفت هر كس تعهد و تخصص داشت و اصلح بود بايد به مجلس برود. 

 

آيا اين حضور در قالب ليست ائتلافي خواهد بود؟

محصولي: تجارب توام با شكست را نبايد تكرار كرد. تجاربي كه منجر به شكست انقلابيون مي‌شود را نه دين تأييد مي‌كند كه تكرار كنيم نه عقل. مگر اينكه دوستان، متوجه روش‌هاي نادرست و خسارات ناشي از آن روش‌ها بشوند كه در اين صورت وضع فرق مي‌كند.

 1  
متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري در واكتش به قرار گرفتن سپاه در ليست تروريستي از سوي آمريكا
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت چهل سالگي انقلاب اسلامي
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت نهمين سالگرد حماسه نهم دي