جمعه 28 تير 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 حجت الاسلام روانبخش:
 علت فشارهاي روي دولت، بي‌برنامگي آن است؛ همه برنامه‌شان مذاكره و برجام بود/ برخي جريان‌هاي سكولار در حوزه نفوذ دارند/ نيك‌آهنگ كوثر از آيت‌الله مصباح عذرخواهي كرد/ ماجراي مناظره آيت‌الله مصباح و شريعتي
تاريخ  :  1398/04/09

آيت‌الله مصباح چند بار به ما فرمودند به احمدي‌نژاد بگوييد و ما هم گفتيم. فرمودند به احمدي‌نژاد بگوييد اين مشايي شما را زمين خواهد زد. آيت‌الله مصباح يك بار از قم به منزل ايشان رفتند. سه ساعت با ايشان صحبت كردند.


برنامه تلويزيوني دستخط اين هفته با حضور حجت الاسلام قاسم روانبخش عضو شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پخش شد. متن كامل گفتگو با ايشان را در ادامه مي‌خوانيد:

مهمان ارجمند اين هفته ما، اگر بخواهم خيلي خلاصه درباره ايشان بگويم، از روحانيون شناخته ‌شده‌اي است كه حوزه فعاليت او بيشتر در قم هست. حوزه‌هاي علميه و البته فضاي سياسي كشور سردبير يكي از نشريات مهمي است كه معمولاً طلاب آن را پيگيري مي‌كنند و البته آدم‌هاي سياسي و فضاهاي سياسي كشور هم آن را پيگيري مي‌كنند.

از شاگردان برجسته آيت‌الله مصباح يزدي است و خودش هم اهل يزد و شهرستان ميبد است. هميشه حرف‌هاي گفتني زياد دارد و صحبت‌هاي ايشان بازتاب‌هاي فراوان دارد. برخي‌ها از ايشان به نام يكي از چهره‌هاي تند اصولگرايي نام مي‌برند و برخي‌ها هم معتقدند ايشان يك چهره معتدل اصولگراست، ولي بسيار بر آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي متعهد است و پافشاري مي‌كند.

در خدمت حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي قاسم روان‌بخش عضو شوراي مركزي جبهه پايداري و عضو هيات علمي موسسه امام خميني(ره) هستيم.

*سلام، خيلي خوش آمديد.

سلام عليكم و رحمة الله. من خدمت حضرتعالي و همه دست‌اندركاران برنامه و همه بينندگان عزيز سلام عرض مي‌كنم و از حوصله‌اي كه به خرج خواهند داد براي اين برنامه، تشكر مي‌كنم.

*نمي‌خواستم اينطور شروع كنم ولي چون آخر صحبت ابتدائي بنده در معرفي شما اين بود كه برخي شما را از روحانيون تند مي‌دانند، گفتنم اين را بپرسم كه چرا در هر اتفاقي كه در قم رخ مي‌دهد، هر اعتراضي و شلوغي كه مي‌شود حضور هم نداشته باشيد، مثلا در استان آذربايجان شرقي هم باشيد، مي‌گويند اين كار روان‌بخش است.

اين واژه «تند» يك برچسب است. براي كساني كه صريح‌الهجه هستند و بدون رودربايستي حقايق را بيان مي‌كنند. هر كسي يك وظيفه‌اي دارد؛ مقام معظم رهبري در سال 89 كه به قم تشريف آوردند و 11 روز در حوزه تشريف داشتند، فرمودند فرزندان انقلابي ما در حوزه را متهم به تندروي نكنيد. اين كار دشمن است و البته فرزندان انقلابي هم بايد متوجه باشند كاري نكنند ديگران بتوانند آنها را متهم كنند.

تشخيص ما اين است آنچه ولي خدا مي‌فرمايند واجب‌الاطاعه است. من به ياد دارم مثلاً يكي از حركت‌هايي كه ما در قم كرديم تحصن مسجد اعظم بود.

 

*زمان دولت اصلاحات بود؟

در دولت اصلاحات.

 

*و كاريكاتوري كه عليه آيت‌الله مصباح كشيدند.

يك كاريكاتوري كشيده بودند، ولي آن جرقه بود كه حوزه تكان خورد ولي بيشتر نگراني حوزه براي مسائل فرهنگي بود. همان زمان ما سه روز در مسجد اعظم تحصن كرديم. جامعه محترم مدرسين پيوستند، آيت‌الله جوادي آملي در همان جا سخنراني كردند، آيت‌الله ميانجي صحبت كردند، در همان شرايط حضرت آيت‌الله مشكيني تشريف آوردند و ...

 

*پيغام آقا را آوردند.

پيغام آقا را آوردند كه مالك اشترها برگرديد. پشت تريبون رفتم و گفتم حضرت آيت‌الله مشكيني تشريف آوردند، پيامي از سوي رهبري عزيز‌مان آورده‌اند. ما نمي‌دانيم اين پيام چيست ولي هرچه باشد بر ديده منت مي‌گذاريم. حتي اگر پيام اين باشد كه ما همين الان اينجا را ترك كنيم، بدون اينكه يك صلواتي بفرستيم ترك مي‌كنيم و مي‌رويم. همه تكبير فرستادند و اعلام آمادگي كردند و بعد خدمت آيت‌الله مشكيني عرض كردم كه براي صحبت تشريف بياورند.

ايشان همان جمله را فرمودند كه مالك اشترها برگرديد، جان علي در خطر است. اين جمعيت حركت كرد و از مسجد بيرون رفتيم. البته نيمه شب «پرتو» را بستند. روزنامه «آزاد» توهين كرده بود ولي صبح كه من از خواب بيدار شدم ديدم سايت‌ها اعلام كردند هفته‌نامه «پرتو سخن» كاملاً تعطيل شده بود.

 

*آن زمان گفته بودند توهين به آيت‌الله منتظري شده است.

با همين عنوان بود، در حالي كه هيچ ربطي به توهين هم نداشت. يك مقاله‌اي بود كه يكي از دوستان نوشته بود و طرحي كه آن طرح در نشريه «صبح» مدت‌ها قبل چاپ شده بود. ما اجازه از آقاي مهدي نصيري گرفته بوديم چون بودجه نداشتيم. آن وقت هم مانند الان نبود كه اينترنت باشد و همه چيز در فضاي مجازي باشد و بتوانيم استفاده كنيم. من از آرشيو صبح استفاده مي‌كرديم ولي آنها تحت عنوان اين كه به مرجع تقليد اهانت شده، آقاي مهاجراني (وزير وقت ارشاد) بدون اينكه جلسه تشكيل شود حتي لغو پروانه كرد.

 

*آن چه سوال پيش مي‌ايد درباره تحصن و پيغامي كه حضرت آيت‌الله مشكيني از سوي آقا آوردند است. آقا آدمي نيستند كه بخواهند به تهديدات عليه خود اهميت دهند. آن زمان اتفاقي افتاده بود ولي واقعاً پيگيري كرديد ببينيد آقا چرا گفتند تمام كنيد؟

شايد يكي از دلايلش اين بود – حالا آن زمان خيلي در مسائل سياسي پختگي نداشتيم و جوان بوديم - ولي بعدها كه پيگيري كرديم يكي از دلايل اين بود كه انتخابات نزديك بود. انتخابات مجلس بود. تقريباً اواخر بهمن انتخابات مجلس ششم بود. تحصن يك هفته يا حدود 10 روز قبل از انتخابات بود. شايد نياز بود كشور در فضاي آرامي باشد.

نكته دوم اين كه آقاي خاتمي تهديد به استعفا كرده بود كه اگر اين روال پيش برود من استعفا مي‌دهم، چون تحصن تنها منحصر به مسجد اعظم نشده بود. چند بازار مراكز استان‌هاي كشور در حمايت از تحصن بسته شد. جامعه مدرسين پاي كار آمد و بزرگاني همچون آيت‌الله مشكيني و آيت‌الله جوادي در تحصن سخنراني كردند. اينطور نبود كه فقط چند تا طلبه جمع شوند. اين خيلي سنگين بود.

از طرفي هم من از برخي آقايان شنيدم كه آقاي هاشمي رفسنجاني در مجمع تشخيص بيانيه داده بود و از تحصن حمايت كرد.

 

*فكر مي‌كنم سال 85 بود كه آقاي هاشمي به قم آمدند. درست است؟

بله.

 

*آنجا هم يك اتفاقي براي ايشان افتاد و گفتند محوريت آن با شما بوده است؟

من اصلاً در قم نبودم ولي هر كار انقلابي كه صورت مي‌گيرد اول سراغ كساني مي‌روند كه ببينند كار آنها است يا خير. ان زمان در يزد سخنراني داشتم، در زارچ يزد بودم كه اين جريان اتفاق افتاد.

 

*واقعاً روح شما هم خبر نداشت.

خير. اطلاعي از اين قضيه نداشتم.

 

*فكر مي‌كنيد حركت خوبي بود؟

به نظر من آن حقيقتي كه از آن جلسه منعكس شد، دو نوع برخورد بود. آن طلبه‌اي كه بلند شد و سوال مي‌كرد، يك طلبه فاضل حوزوي بود كه اتفاقاً نماد قلم در دست داشت و او مي‌گفت من سوال دارم. مي‌شد مثلا اين سوال را - مگر جلوي مقام معظم رهبري تاكنون سوال نشده است؟ كساني كه نوبت هم ندارند يكباره يكي بلند مي‌شود و مي‌گويد من حرف دارم - به نظر من ايشان (آقاي هاشمي) مي‌توانست بگويد ايشان تشريف بياورند من بعد از جلسه در خدمت ايشان هستم. بهترين راه همين بود. سوال را پاسخ مي‌دادند.

من مواردي ديدم كه در سفرهاي استاني حضرت آقا يكي بلند شده و صحبت كرده است و ايشان هم با كسي برخورد نكردند. به نظرم نوع برخوردي كه شد اين مسئله را به اين شكل درآورد والا حالت طبيعي جواب داده مي‌شد، سوالي بود كه طلبه داشت.

 

*آن زمان شما را احضار هم كردند؟

بله. يك بار از من خواستند و من دادگاه ويژه روحانيت رفتم و گفتم من نبودم و دليلي ندارد كه شما ... همان يك جلسه بود.

 

*سوالي كه طلبه بلند مي‌شود جواب نمي‌دهند و اوضاع آنجا بهم مي‌ريزد.

بله، آن طلبه را گرفتند و كتك زدند.

 

*از سوي ديگر هم ظاهرا تعرضي به آقاي هاشمي هم مي‌كنند.

نه. هيچ اتفاقي رخ نداده بود. آنهايي كه آنجا بودند و گزارش به من دادند، من بعداً پرسيدم اين طور نبود. آن طلبه را اگر مي‌گفتند بياييد و صحبت كنيد و يا ما در خدمت شما هستيم...

 

*بعد از اين كه طلبه را كتك زدند آنجا متشنج مي‌شود.

بالاخره چند نفر بلند مي‌شوند كه چرا مي‌زنيد و يكي مي‌گويد چرا اينطور مي‌كنيد. يكي دو نفر به حمايت او بلند شدند.

 

*قضيه 22 بهمن آقاي لاريجاني هم قضيه آخر بود كه ما خدمت آقاي آقاتهراني بوديم ايشان به نقل از آيت‌الله مصباح گفتند كه پيغام براي آقاي لاريجاني بردند كه ...

آن هم همينطور بود. من استاد «طرح ولايت» هستم. آن روز در طرح ولايت دانشجويي در جُلفا بودم. آنجا متوجه شدم كه در قم چنين اتفاقي رخ داده است. بعداً يكي از انگشت‌هاي اتهام به سمت ما رفت و حلقه «نشريه پرتو» را برخي از آقايان در مجلس مطرح كردند. مانور بدي دادند و واقعاً بي‌تقوايي شد. اجازه ندادند آن چه از تريبون مجلس خواندند، مدير مسئول هفته‌نامه پرتو نامه‌اي نوشته بود به آقاي لاريجاني كه شما كه از تريبون مجلس پرتو سخن را متهم كرديد، اين حق ما است كه از تريبون مجلس از خود دفاع كنيم. هيچ ربطي نداشته ولي حاضر نشدند اين را از مجلس بخوانند.

اتفاقاً در آن ماجرا 70-60 نفر را احضار كردند و بنده هم در يك جلسه جداگانه با يكي دو تا از دوستان رفتيم. من در آنجا براي كسي كه بازپرسي مي‌كرد، توضيح دادم و براي ايشان ثابت شد اصلاً چنين چيزي نبوده است. تبرئه شديم ولي مجدداً به رغم اينكه تبرئه شديم و ربطي هم نداشت، دوباره اعتراض گذاشتند.

 

*براي برخي سوال است كه الان فضاي قم چگونه فضايي است؟ فضاي واقعي قم. برخي معتقد هستند جريان نفوذ در برخي جاهاي قم هم نفوذ كرده است. اين را قبول داريد؟

بله. امام (ره) در منشور روحانيت آورده‌اند كه روحانيون جوان مراقب باشيد، جريان سكولار كه در لايه‌هاي حوزه مخفي شده دوباره سربرنياورد كه روزي در حوزه حاكم شود. برخي از مراكز در حوزه هستند كه از جاهايي تامين مي‌شوند.

 

*از كجاها مثلاً؟ بحث شيعه انگليسي منظورتان است؟

يكيش اين است كه اگر مراكز امنيتي دنبال كنند، روشن مي‌شود و دست‌هاي آنها خيلي پنهان نيست. مثلاً اين پول‌ها را از كجا مي‌آورند. مثلاً كساني كه مقلدي به اندازه تعداد انگشتان دست ندارند، ولي پولدار هستند! اينها كه وجوهات نمي‌گيرد. امام مي‌فرمودند ممكن است تا مرجعيت هم افرادي را بسازند. البته اينها جايگاهي در حوزه ندارند ولي به هر حال ممكن است تاثيرات خود را در برخي جاها بگذارند.

 

*به غير از قضيه شيعه انگليسي چطور؟

به نظرم جريان‌هاي سكولار و جريان‌هاي به اصطلاح روشنفكري غربي هم در حوزه نفوذ دارند.

 

*همين الان؟

بله. مراكزي هستند. حالا نام بردن آن خيلي مطلوب نيست ولي مراكزي هستند كه الان كار مي‌كنند. از بدنه حوزه نيرو مي‌گيرند.

 

*جريان اصيل حوزه چطور بايد حركت كند كه از اين آفت‌ها در امان بماند؟ چون مردم قوه تشخيص 100 درصدي ندارند. ممكن است به پاي همه بنويسند.

شاخصه‌هايي وجود دارد كه آن شاخصه‌ها مي‌تواند راهنمايي كند. يكي از شاخص‌ها اين است، بالاخره آن مجموعه و يا موسسه‌اي كه در حوزه كار مي‌كند، چه اهدافي دارد؟ گاهي مواضع عوض مي‌شود. مثلا دولتي مي‌آيد براي اينكه اين دولت خوشش‌ بيايد شعارش را تغيير مي‌دهد ولي برخي‌ها اينطور نيستند. اگر سخنان آيت‌الله مصباح را از ابتداي انقلاب تا امروز مطالعه كنيد، هيچ تزلزلي در موضع ايجاد نشده است. همان حرف‌هايي كه ابتداي انقلاب بيان كردند، درس‌ها و كتاب‌ها موجود است، امروز هم همان را بيان مي‌كنند.

 

* شما معتقد هستيد كه انگيزه‌هاي ديني مردم كمرنگ شده است؟

به نظر من با اين تلاش گسترده‌اي كه دشمن كرده است، نه.

 

*يعني به نسبت كارهايي كه آنها كرده‌اند.

به نسبت كارهايي كه كرده‌اند، نه. يعني وقتي نگاه مي‌كنيد در اين شرايطي كه زندگي مي‌كنيم كه شرايط بسته‌اي نيست، هيچ كجاي دنيا اين آزادي كه ما داريم را ندارند، كه بهايي و لائيك و هر كسي هر چه توليد مي‌كند در فضاي مجازي مي‌ريزد، مسائل امنيتي و غيرامنيتي و هرچه باشد اين چنين است. هيچ قانوني ندارد. مطبوعات قانون دارد ولي براي اين هنوز هيچ قانوني ننوشته‌اند و آزاد است. در چنين فضايي اينطور جوانان ما پاي دين بايستند، اين راهپيمايي اربعين ما است، اين شب‌هاي احياي ما است، اين محرم و عاشوراي ما است، اين نشان مي‌دهد دشمن موفق نبوده است. فكر مي‌كردند با اين حركت مي‌توانند اعتقادات را تضعيف كنند ولي خب به اين معنا هم نيست كسي زخمي نشده است.

الان اگر جنگي اتفاق بيفتد من معتقد هستم 10 برابر اول انقلاب مردم در صحنه هستند و جوانان ما پاي كار هستند. از سوي ديگر ما هم كار كرده‌ايم. يعني آنها كه كار كرده‌اند، در اين جبهه هم كار شده است. مثلا فرض كنيد تلويزيون برنامه‌هاي خوبي دارد، برنامه‌هاي مفيدي كه در ماه مبارك رمضان دارد، در ماه محرم دارد، تلويزيون بسيار موثر است. برنامه سمت خدا، صحبت‌هاي آقاي قرائتي و امثالش تاثيرگذار است.

يا كارهاي اساسي كه در دانشگاه‌ها انجام مي‌دهيم. مثلاً طرح ولايت دانشجويي كه حضرت آقا خيلي اصرار دارند اين گسترش يابد و كشوري شود. 5 هزار دانشجو در تابستان در فرصت 40 روزه... الان بيش از 12 هزار دانشجو تقاضاي شركت در طرح ولايت كرده ولي ظرفيت ما حدود 5 هزار نفر است.

 

*قبول داريد به تناسب هجمه دشمن فعاليت‌هاي ما گسترده نبوده است؟ كلي منظور است، چه دولتي و چه حوزوي و چه دانشگاهي در نظر بگيريد.

بله همين طور است. لذا حضرت آقا از مسئولين كه گلايه دارند و فرمودند من اميدي ندارم. آنهايي كه بايد فرمانده ميدان جنگ فرهنگي باشند، برخي‌هايشان فرمانده دشمن شدند.

 

*آيا مراجع اعظام ما آنطور كه بايد و شايد از مرتبطين خود به خصوص بيوت‌شان، با آن حساسيت حفاظت مي‌كنند؟

در تلاششان هست كه حفاظت كنند.

 

*كه از اسم آنها خداي ناكرده سواستفاده نشود.

بله، نهايت تلاش را مراجع و بزرگان ما دارند. ما از نزديك كه در قم مي‌بينيم نسبت به اين امر دغدغه دارند ولي لباس نفوذ مشخص نيست. آن مراجعي كه خيلي حساسيت دارند، شايد نتواند ولي همين كه مي‌فهمد و متوجه مي‌شود خوب است. من خودم ديدم. برخي از افراد در برخي بيوت نفوذ كرده بودند، همين كه روشن شد آن را تمام كردند و خودشان به مراكز دادگاه ويژه روحانيت معرفي كردند و پيگيري كردند و حتي لباس را از آن فرد گرفتند؛ در حالي كه فرد كليدي يك دفتر خاصي بود. آنها حساس هستند.

 

*اين را قبول داريد قدري مراجع اعظام ما ارتباط با مردم را بايد پررنگ‌تر كنند؟

در سن و سالي كه مراجع دارند، مثلاً برخي از مراجع ما نزديك به 100 سال هستند، 90، 95 و 100 ساله هستند ...

 

*چون يك كلمه اين بزرگان كه بيان مي‌كنند و بعضاً شده تذكر مي‌دهند وضع مردم اين چنين است و بد است، خيلي بر مردم تاثيرگذار است.

دقيقاً. مواضعي كه بزرگان ما غالباً در حوزه مي‌گيرند نشان مي‌دهد مطالب به دست آنها مي‌رسد. مثلاً درباره فضاي مجازي برخي‌ها گزارشي به يكي از آقايان داده بودند كه اينطور نيست و فضاي مجازي خيلي خوب است؛‌ مثلا رساله شما در آن است و مسائل شما در آن پخش مي‌شود، قرآن در آن است. اين مسائل را جمع كرده بودند و نزد مراجع برده بودند. گفته بودند اينهايي كه به شما نشان مي‌دهند اين‌ها فيلترشكن دارند و به شما نشان داده‌اند. طلبه‌ها گفتند همين الان از هر گوشي كه شما در دفتر خودتان داريد، مثلاً همين آبدارچي دفتر شما، گوشي كه اندرويد باشد بياوريد تا امتحان كنيم. اگر فيلترشكن ما داريم اين فرد ندارد. اين اينستاگرام، اين تلگرام است. بعد آن مرجع بزرگوار در برابر آقايان موضع تندي گرفتند. اين ارتباط وجود دارد كه در جريان قرار مي‌گيرند كه نمي‌توانند مرجعي را كاناليزه كنند و بگويند قضيه اين است.

 

*وضعيت اقتصادي مردم به چه صورت است؟

وضعيت اقتصادي مردم وضعيت خوبي نيست. مخصوصاً در يك سال و اندي كه گذشته است. طبقات متوسط و زير متوسط جامعه واقعاً تحت فشار هستند. براي تامين مايحتاج اوليه‌شان دچار مشكل هستند ولي تحمل مي‌كنند. شايد علتش هم دو مورد باشد. يكي اينكه اگر تحمل نكنند ممكن است دشمن از اين استفاده كند و ديگر اينكه ممكن است وضع از اين بدتر شود. قدرت خريد مردم دو سه برابر كاهش داشته است.

 

*بيش از 90 درصد وعده هايي كه دولت در حوزه اقتصادي و سياسي داده محقق نشده است. اين را شما بيان كرديد.

بله. همينطور مي‌بينم.

 

*همين طور مي‌بينيد؟

بله. وعده‌ها تحقق پيدا نكرده است. بعداً مي‌گويند چرا شما عملكرد مثبت را بيان نمي‌كنيد. خب بايد ببينيم تا بگوييم. وعده 100 روزه محقق شد؟ بعداً انكار كردند كه ما اصلا نگفتيم! اينكه وعده دادند و گفتند به مرحله‌اي مي رسيم و كاري خواهيم كرد كه مردم يارانه نگيرند، بلكه به دولت يارانه بدهند؛ الان وضعيت اينطور است؟ چنان رونق توليد ايجاد خواهيم كرد كه وضع مردم بسيار خوب مي‌شود كه خودشان يارانه نمي‌خواهند. واقعاً اين اتفاق افتاده است؟ رشد توليد افزايش يافته است؟ كسب و كار رونق پيدا كرده است؟ بيكاري مهار شده است؟ تورم كاهش داشته است؟ پول ملي ارزش يافته است؟ به پاسپورت ايراني عزت بخشيده شده است؟ هيچ كدام از اينها را نمي‌بينيم اتفاق افتاده باشد.

 

*ولي دولت هم تحت شديدترين فشارها است.

طبيعي است. علت اين است كه برنامه نداشته است. اگر برنامه داشته باشد و طبق برنامه جلو برود... تمام برنامه دولت در يك چيز خلاصه مي‌شود و آن برجام و مذاكره است. فكر مي‌كردند اگر با امريكايي‌ها مذاكره كنيم آنها خواهند آمد و محدوديت‌ها را برمي‌دارند و اگر تحريم‌ها و محدوديت‌ها برداشته شد، سرمايه‌گذاري خارجي مي‌آيد و همه چيز درست خواهد شد. الان شما مي‌خواهيد مذاكره كنيد اين كار را انجام دهيد، ولي اقتصاد مقاومتي كه حضرت آقا فرمودند را جدي بگيريد. همچنان برخي از اين آقايان اميدوارند كه مثلاً باز هم در انتخابات آينده دموكرات‌ها پيروز شوند و آمريكا به برجام برگردد و ان‌شالله همه چيز درست شود. خود آقاي اوباما اولين ناقض برجام بود؛ چه اميدي است؟

 

*گفته‌ايد من اين دولت را بيشتر كارگزاراني مي‌دانم تا اصلاح طلب!

در ميان اصلاح‌طلبان به نظر من، آن پدر اصلي‌شان كارگزاران هستند. از اين جهت گفتم چون ماجراي اصلاح‌طلب از دل دولت كارگزاران بيرون آمد. آقاي شمس‌الواعظين در يكي از اظهاراتش بيان مي‌كند كه دولت اصلاحات از رحم دولت توسعه‌گراي آقاي هاشمي و كارگزاران بيرون آمد. يعني دوم خرداد محصول حركت كارگزاران است.

ابتدا يك تنش‌هايي با هم در يك برهه پيدا كردند ولي اينها جمع شد و خود رئيس‌جمهور بيشتر كارگزاراني است تا جريان اصلاحات و آقاي هاشمي پشتش بود، به عنوان پدر معنوي كارگزاران. در خود دولت اصلاحات هم اگر به ياد داشته باشيد نيروهاي اصلي كارگزاراني بودند. 

 

*ولي آقاي روحاني خود معتقد است معتدل و اعتدالگرا است.

بايد معني معتدل را پيدا كنيم. خود ايشان هم در يكي از نطق‌هايش در مازندران در ايام انتخابات يك بار بيان كردند كه دولت ما دولت اصلاحات است.

 

*«پرتو» الان هفتگي چاپ مي‌شود؟

بله.

 

*چقدر تيراژ داريد؟

تيراژ پرتو نزديك به 8 هزار نسخه است.

 

*هفتگي برگشت هم داريد؟

بله.

 

*چقدر است؟

تقريباً نصف نصف است.

 

*فكر نمي‌كنيد خيلي كم است؟

بله.

 

*علت را چه مي‌دانيد؟

علت ضعف بودجه است؛ چون هفته‌نامه «پرتو» از زماني كه اين دولت تدبير و اميد آمدند يك ريال يارانه به ما ندادند، در حالي كه برخي روزنامه‌ها 800-700 ميليون و حتي يك ميليارد داده مي شود. بنا بود يارانه كاغذ روزنامه‌ها را بدهند. حتي مراجعه هم كرديم و گفتند نمي‌دهيم.

 

*اگر شما مطالب جذاب توليد كنيد مردم دنبال اين مي‌روند، حتي اگر با قيمت بالاتر باشد.

بقيه روزنامه‌ها هم همين وضعيت را دارند.

 

*بله.

اگر دم دكه‌ها برويد ...

 

*اوضاع خوبي ندارند.

همه آنهايي كه 800-700 ميليون مي‌گيرند در واقع با يارانه‌ها زنده هستند. شايد باور نكنيد ولي هفته‌نامه پرتو با يك نيرو اداره مي‌شود؛ يك نيرو داريم. بقيه نيروها را مرخص كرديم و رفتند، چون پول نداشتيم.

 

*شما متولد 1337 در شهرستان ميبد استان يزد هستيد.

بله.

 

چه سالي ازدواج كرديد؟

سال 1357 ازدواج كردم.

 

20 ساله بوديد.

بله.

 

چطور آشنا شديد؟

برادرخانم من طلبه و روحاني است. آقاي شيخ ناصر دهقاني.

 

همين آقاي دهقاني كه مديرمسئول «پرتو» هستند؟

نخير؛ با ايشان از موسسه آشنا شديم. آقاي شيخ ناصر دهقاني با مرحوم حجت‌الاسلام يحيي‌زاده كه نماينده ميبد بودند، با هم طلبه شدند. ما چند سال جلوتر از آنها بوديم. آن زمان طلبه‌ها با هم رفت‌وآمد خانوادگي هم داشتند. ما هم ميبدي بوديم و آنها هم ميبدي بودند.

 

*تفتي هستند؟

نه. خانواده‌ها ميبدي هستند. اما فيروزآبادي هستند و ما اهل محمودآباد ميبد هستيم. بالاخره در يك روزي كه خانه آنها رفته بوديم متوجه شديم خواهري هم دارند. رفتيم و تقاضا داديم، البته خانم ما آن زمان كم سن و سال بودند. آن زماني كه ازدواج كرديم من 19 ساله بودم. سال 56 عقد كرديم ولي 57 ازدواج كرديم.

 

*خانم شما چند ساله بودند؟

ايشان 13 ساله بودند. من 19 ساله بودم.

 

*چقدر مهريه بود؟

14 سالگي هم خداوند اولين فرزند را به ايشان داد.

 

*ماشاالله. مهريه چقدر بود؟

مهريه دو دنگ منزل كه در قم داشتيم داديم. خانه‌اي 70 متري داشتيم و كل خانه آن زمان 40 هزار تومان بود و دو دنگ آن خانه را به نام ايشان كرديم.

 

*يك سومش.

بله، نيم دنگ هم خانه پدري بود كه پدر ما از خانه خودشان دادند.

 

*عقد را چه كسي خواند؟

مرحوم آيت‌الله اعرافي خواندند.

 

*پدر آيت‌الله اعرافي؟

بله. مرحوم آيت‌الله حاج محمد ابراهيم اعرافي امام جمعه ميبد و از علماي بزرگ ميبد بودند و ما شاگرد ايشان بوديم.

 

*توصيه و نكته و خاطره‌اي از ايشان نداريد؟

ايشان عقد را در منزل خودشان خواندند. با توجه به اين كه خانم ما كم سن و سال بود در قانون زمان شاه نمي‌شد ثبت شود و لذا مراسم عقد كه در منزل پدرخانم ما بود، پدرخانم ما گفت بايد يك چكي به من داده شود بابت... خانه هم هنوز آماده نبود.

پدرخانم ما فرد دقيقي بود. گفت چك معادل اين به من بدهيد و بعد عقد خوانده شود. مرحوم آيت‌الله اعرافي هم فرمودند حرف درستي است. ما آن زمان چك نداشتيم. ايشان فرمودند چك تهيه كنيد و فردا به خانه خود من بياييد. چك از يكي از دوستان تهيه كرديم و با پدرخانمم منزل آيت‌الله اعرافي رفتيم و ايشان گفتند من وكيل خانم هستم و شما هم خودتان مي‌خوانيد. ايشان از طرف خانمم مي‌خواندند و من هم مي‌گفتم قبلت لنفسي! براي خودم بود. دو سه جمله خواندند و گفتند صلوات بفرستيد. يعني خيلي ساده و با دو بار تكرار انجام شد. خيلي در اين امور سهل بودند.

 

*پدر و مادر شما هر دو قرآني بودند.

هر دو معلم قرآن بودند، اما من در سن 9 سالگي مادرم را از دست دادم. پدرم هم 5-4 سالي است كه از دست داده‌ام. خانه ما مكتب بود. هم پدر و مادر ما كار مي‌كردند و هم بچه‌ها را قرآن تدريس مي‌كردند يعني در محل همه قرآن خوان‌هاي محله مي‌گويند ما شاگردي كرديم.

 

*شما چند خواهر و برادر بوديد؟

8 فرزند بوديم. 4 برادر و 4 خواهر بوديم.

 

*همه برادرها روحاني شديد؟

فقط من روحاني شدم. يكي معلم، يكي نجار، يكي هم پاسدار است.

 

*دو تا از فرزندان شما هم حافظ كل قرآن هستند.

بله. يكي پسرم هست؛ من يك پسر دارم. از بچگي حافظ قرآن شد. حدود سن 9 سالگي بود كه به حفظ كل رسيد.

 

*چند سالگي شروع كرد؟

ايشان از سال اول دبستان شروع كرد. در مدرسه آقاي طباطبائي كه مدرسه قرآني بود طي سه سال حافظ كل شدند. البته درس‌هاي مدرسه را كنار گذاشتند و حفظ كل صورت گرفت و بعد كل 5 سال را در يك سال خواندند و امتحان دادند و اساتيد ايشان هم قبول كردند.

 

*چند فرزند داريد؟

من 4 دختر و يك پسر دارم. يكي از دخترهاي من هم حافظ كل قرآن است. با اينكه خانه‌دار بود در خانه قرآن را حفظ كرده است.

 

*همه ازدواج كردند؟

بله. همه ازدواج كردند.

 

*دامادها چه مي‌كنند؟

دو تا از دامادها روحاني هستند. يكي فرزند شهيد است. شهيد نقي‌پور كه مدافع حرم هم بودند. يك سال و خرده‌اي آنجا بودند و تازه آمده‌اند. يكي ديگر هم عضو هيات علمي دانشگاه هستند، معارف تدريس مي‌كنند. دو تا ديگر هم كارمند و شغل آزاد دارند.

 

*چند نوه داريد؟

شانزدهمين نوه ما در راه است.

 

*ماشاالله.

پانزدهمي و شانزدهمي با هم مي‌آيند.

 

*يعني هر كدام حداقل سه فرزند دارند.

بله. برخي هم چهار تا و برخي دو تا فرزند دارند.

 

*دور هم هفتگي جمع مي‌شويد؟

وقتي باشند، بيش از هفتگي. خانه ما پاتوق آنها است.

 

*از لحاظ فكري و سياسي به شما نزديك هستند يا فاصله دارند؟

خوب هستند. همه همفكر هستند.

 

*يعني مجبور هستند همفكر باشند؟

نه، آزاد هستند. البته خيلي بحث‌هاي سياسي در خانه نمي‌كنيم.

 

*خدا ان‌شاالله شما را حفظ كند.

*آقاي روان‌بخش در چهلم مردم يزد مجروح شد.

بله. 10 فروردين قيام مردم يزد اتفاق افتاد. چهلم آن در قم مراسم خياباني برگزار كرديم. اجازه نمي‌دادند جايي مراسم برگزار شود. آن شب در خيابان ارم از حرم به سمت صفاييه مي‌آمديم و طلبه‌ها شعار مي‌دادند. مردم هم بودند ولي غالباً طلبه‌ها بودند‌،‌اما جايي انتخاب شد كه دو كوچه اين طرف و آن طرف باشد كه اگر گارد دنبال كند از كوچه‌ها فرار مي‌كردند. ما سادگي كرديم و داخل نانوائي رفتيم.

يك نانوائي سنگكي بود كه يك عده‌اي از طلبه‌ها داخل نانوائي رفتيم و در صف نان ايستاديم. گفتيم اگر آمدند ما نان مي‌گيريم. كاري به كار ما ندارند. ما هم جوان بوديم و زرنگي كرديم و از لاي دست و پا رفتيم، كتك را نخورديم ولي در خيابان كه مي‌رفتم كه به كوچه برسم و بروم، يكي از گاردها رسيد و با اين چماق‌هاي بلند در سر من كوبيد و سر ما هم چون عمامه نبود چون در فراري كه داشتيم افتاده بود. در سر من كوبيد و يك قسمتي از سر من شكست و از صورت به زمين خوردم. يك لحظه‌اي حالت بيهوشي به من دست داد ولي به خودم آمدم و صداي آمبولانس را شنيدم. شنيده بودم زخمي‌ها را به درياچه نمك مي‌اندازند. گفتم احتمال دارد من را بلند كنند و اين كار را انجام دهند و گفتم هر طوري هست بايد از اين معركه بيرون بيايم.

خون به اندازه‌اي ريخته بود كه چشمان من نمي‌ديد. ما وارد كوچه شديم و به سمت مدرسه حجتيه رفتيم. يكباره چشم خود را باز كردم و ديدم در مدرسه حجتيه آقاي يحيي‌زاده بالاي سر من است. براي من اين لحظه خيلي شيرين بود. هميشه اين را ياد مي‌كنم.

 

*با آقاي يحيي زاده خيلي رفيق بوديد؟

بله.

 

*نماينده خيلي پرتلاشي بود.

واقعاً يك نماينده به معناي واقعي كلمه بود. به نظرم من، او اعتبار به نمايندگي بخشيد، نه اينكه نمايندگي به ايشان اعتبار دهد.

 

*شما عضو حزب جمهوري اسلامي هم بوديد؟

بله. من سال اول انقلاب اولين حزبي كه تشكيل شد، شهيد بهشتي حزب جمهوري اسلامي را تشكيل دادند و آن زمان ما قم بوديم. از همان زمان ما وارد حزب قم شديم و فرم عضويت حزب جمهوري اسلامي را پر كرديم.

 

* خاطره‌اي از شما خواندم و اين هم جالب است بيان كنيد. قبل از انقلاب مي‌خواستيد از قم به يزد برويد. يك ماشين جلوي پاي شما توقف مي‌كند و با آيت‌الله مصباح يزدي مواجه مي‌شويد.

بله. ان زمان طلبه يزد بودم، ولي قم براي زيارت آمده بودم. جلوي دفتر تبليغات ايستاده بودم كه يك ماشيني بگيرم و به بازار بروم. يك ماشين فولكس نگه داشت. گفت كجا مي‌رويد؟ مسير را گفتم و گفت بالا بياييد. قباي بلندي بر تن داشتيم. آن زمان طلبه‌ها قباي بلندي مي‌پوشيدند. صندلي جلو نشستم و عقب را ديدم كه آقايي معمم نشسته است. سلام كردم. با لهجه يزدي جواب دادند. گفتم شما يزدي هستيد؟ فرمودند بله. من هم كه يزدي كامل بودم. فرمودند بچه كجا هستيد؟ گفتم بچه ميبد هستم.

اسمم را پرسيدند و من هم گفتم. بعد گفتم شما چه كسي هستيد؟ ايشان فرمودند من مصباح هستم. گفتم مصباح معروف؟ فرمودند بله. ما شنيده بوديم عالمي در قم به نام آيت‌الله مصباح داريم ولي ايشان را نديده بوديم. اولين ديدار و برخورد ما با آيت‌الله مصباح اينجا بود. بعد ايشان فرمودند كه مي‌خواهيد زود ماشين گير بياوريد؟ گفتم بله، مي‌خواهم معطل نشوم. فرمودند يك تسبيح دست بگيريد و صد بار رضاشاه را لعن كن، ماشين سريع گيرتان مي‌آيد؛ اين اندازه مقرب است. گفتم اين چه كسي است كه اين قدر شجاع است.

من پياده شدم و جرأت هم نمي‌كردم كه همانجا... اينكه مي‌گفتند اطلاعاتي‌ها قوي هستند و از مردمي كه آنجا ايستاده بودند فاصله گرفتم و تسبيح را شروع كردم و آرام آرام با صدايي آرام كه كسي متوجه نشود، 70 بار كه رضاشاه را لعن كردم يك ماشين بليزر پارك كرد و گفت كجا مي‌رويد؟ گفتم يزد. گفت سوار شويد و برويم.

 

*آيت‌الله مصباح مي‌خواستند با دكتر علي شريعتي مناظره كنند كه شما گفتيد دكتر شريعتي حاضر نشدند؟

بله. حرف‌هاي شريعتي حرف‌هاي نويي بود. در برخي طبقات جوانان اين حرف‌ها مثل الان كه برخي از اين حرف‌ها خريدار دارد، اين حرف‌ها هم خريدار داشت ولي اين حرف‌ها نياز به يك پاسخ منطقي داشت. آيت‌الله مصباح اينها را نقد مي‌كرد. اسم هم نمي‌برد؛ كساني كه اين حرف را مي‌زنند اين جوابش است. يك مهديه‌اي در قم براي مرحوم آقاي اسلامي بود، يك بازاري بود. عصرهاي جمعه آيت‌الله مصباح آنجا مي‌نشستند و مباحث فكري مطرح مي‌كردند.

برخي از بزرگان وساطت كردند كه مرحوم علامه طباطبائي (ره) كه نقدي درباره شريعتي نوشت، كه ايشان مناظره كند. پيشنهاد داده بودند و فكر كنم مرحوم شهيد سنجاني كه در حزب جمهوري اسلامي شهيد شدند، واسطه اين امر شدند. مرحوم علامه طباطبائي فرمودند من با شريعتي مناظره نمي‌كنم، چون اگر بپذيرد، شريعتي نيست و اگر نپذيرد هم شريعتي نيست. آقاي مصباح فرمودند اجازه مي‌دهيد ما برويم مناظره كنيم؟ ايشان فرمودند مانعي ندارد.

حاج آقا اسلامي اعلام آمادگي براي مناظره كردند. اين آقايان هم در تهران واسطه بودند كه اين مناظره صورت بگيرد. در منزل خاصي بود، البته استاد از قم براي تهران تشريف بردند و سر ساعتي كه بايد حضور داشته باشند، حضور داشتند ولي آقاي دكتر شريعتي نيامدند و گفتند پيگيري كنيد چرا نيامدند. حالا جمع هم نشسته بودند. گفتند حال ايشان خوب نيست و بيمار شدند و نتوانستند بيايند.

 

*هيات 11 نفره عليه شاه و يك دست‌خط ويژه از آيت‌الله مصباح به صورت رمزي با يك خط ويژه مي‌نوشتند...

بله. آيت‌الله مصباح فرد تشكيلاتي است. به همين دليل آن هيات 11 نفره دبير خودشان را آيت‌الله مصباح قرار مي‌دهند.

 

*آقاي هاشمي بودند، حضرت آقا بودند.

بله. آيت‌الله آذري قمي بودند. بحث‌هايي كه در آن جلسات داشتند مكتوب مي‌شد و اساسنامه و مرام‌نامه است و حتي در آن تشكيلات، نيروهاي امنيتي ديده شدند. صداوسيما ديده شدند و همه اينها آنجا فكر شده است، اما حضرت استاد براي اينكه اگر اينها دست ساواك افتاد لو نرود، خطي را اختراع كردند.

 

*بعد جنگ و ارتحال امام بود. فكر مي‌كرديد حضرت آقا به رهبري برسند؟

يكي از نگراني‌هاي عمده همه اين بود كه بعد از امام چه مي‌شود. نه، واقعاً چنين چيزي فكر نمي‌كردم.

 

*دوران آقاي هاشمي هم فعاليت داشتيد؟

به آقاي هاشمي هر دو دوره راي دادم.

 

*خود شما؟

بله. آن زاويه‌هاي فكري را آن زمان خيلي شناخت نداشتيم. به مرور زمان متوجه شديم كه زاويه وجود دارد.

 

*در سال 84 به آقاي احمدي نژاد راي داديد؟

هم به آقاي احمدي‌نژاد راي داديم و هم جزو اولين كساني بودم كه احمدي‌نژاد را به قم دعوت كردم و اولين سخنراني انتخاباتي را در مسجد طفلان مسلم انجام داد. من آن زمان عضو شوراي شهر قم بودم. آقاي احمدي‌نژاد شهردار تهران بود. ما هم با دوستاني كه در شوراي شهر تهران بودند مثل آقاي رسول خادم و اينها رفيق بوديم و ارتباط داشتيم. براي حل معضلات قم كمك مي‌گرفتيم. با آقاي احمدي‌نژاد هم جلسات مشترك داشتيم. من سادگي و فعاليت و زرنگي ايشان را دوست داشتم، منتهي يك زماني با آقاي رسول خادم كه عضو شوراي شهر تهران بود و در كميسيون‌هاي فرهنگي كلان‌شهرها و استان‌ها بود، من هم قائم مقام ايشان در جلسات بودم. ماهانه اين جلسات تشكيل مي‌شد و كار قشنگي بود و بعداً هم صورت نگرفت.

به ايشان گفتم نظر شما درباره آقاي احمدي‌نژاد چيست. هنوز مطرح بود. چند ماه تا انتخابات مانده بود ولي بالاخره از نزديك با ايشان كار كرديد. آقاي رسول خادم گفت هيچ كس به اندازه من در شورا با آقاي احمدي‌نژاد چالش ندارد. آقاي احمدي‌نژاد آدم قُدي است. روي حرف خودش مي‌ايستد و خيلي حرف شورا و اينها را قبول ندارد. و لذا من با او خيلي چالش دارم. بعدش اين را بيان كنم ميان اينهايي كه مطرح هستند با همه انتقاداتي كه به آقاي احمدي‌نژاد دارم، ايشان قابل قياس با آنها نيست.

 

*اين را رسول خادم گفت؟

بله. و لذا پيگيري‌هايي كه كردم در مجموع ايشان را اصلح تشخيص داديم و سراسر كشور هم براي او كار كردم.

 

*پشيمان نيستيد؟

در آن شرايط، خير.

 

*در اين شرايط چطور؟

در اين شرايط نسبت به آن شرايط پشيمان نيستم ولي الان اگر بيايند به آقاي احمدي‌نژاد راي نمي‌دهم. ما جزو اولين كساني بوديم كه نسبت به آقاي احمدي‌نژاد انتقاد كرديم.

 

*برخي مي‌گويند برخي افراد مانند شما كه در جبهه پايداري هستند و براي آقاي احمدي‌نژاد كار كردند، اگر بدانند آقاي احمدي‌نژاد مي‌آيد، پشت او قرار مي‌گيرند.

نه؛ اين طور نيست. مي‌گويند حرف مرد يكي است، اينچنين نيست. حرف مرد دو تا است. اگر مرد باشد بايد دنبال حق برود. حقيقت آنجايي كه هست و آنجايي كه حق وجود دارد بايد حضور داشته باشيد. برخي از آقايان را ديده‌ايد كه ادعا دارند، در فتنه 88 مي‌دانند رفقايشان اشتباه كردند و فتنه عظيم را راه انداختند و خونريزي شد باز هم دفاع مي‌كنند. ولي ما اينچنين نيستيم. ما اولين جرقه‌هايي كه در آقاي احمدي‌نژاد زده شد، اولين كساني بوديم كه مقاله نوشتيم. حتي من كتابي درباره شكل‌گيري فرماسونري در ايران نوشتم كه درباره «مشايي» است.

 

*همان موقع؟

همان زمان بود، كتاب هم منتشر شد. معتقد هستيم احمدي‌نژاد از ناحيه همين فرد آسيب خورد. هر چه هم به او گفتند فايده نكرد. آيت‌الله مصباح چند بار به ما فرمودند به احمدي‌نژاد بگوييد و ما هم گفتيم. فرمودند به احمدي‌نژاد بگوييد اين مشايي شما را زمين خواهد زد. آيت‌الله مصباح يك بار از قم به منزل ايشان رفتند. سه ساعت با ايشان صحبت كردند.

 

*كاريكاتوريستي كه كاريكاتور آيت‌الله مصباح را كشيده بود و آن اعتصاب شد، بعد از يك ماه و نيم نامه به خود حضرت آيت‌الله مصباح مي‌نويسد؟

بله. آن كاريكاتوريست يك نامه مي‌نويسد.

 

*نيك‌آهنگ كوثر؟

بله. كاريكاتور موهني كشيده بود و بعد نامه‌اي به آيت‌الله مصباح نوشته بود. به ياد ندارم چند ماه بعد بود. گفته بود اينكه اين كاريكاتور را كشيدم من مقصر نبودم، ديگران من را موظف كردند چنين كاري بكنم. من را ببخشيد. استاد نامه را خواندند و برخي دوستان گفتند چيز خوبي است.

 

*رسانه‌اي كنيد.

ما مثلاً گفتيم اجازه دهيد در «پرتو» چاپ كنيم. برد خوبي دارد و پخش مي‌شود. براي شما خيلي خوب است. فرمودند نخير، اين جوان اگر مي‌خواست كه علني شود، خودش به رسانه‌ها مي‌داد. ما نبايد او را بشكنيم.

 

*يك كاري هم در مجلس ششم كرديد كه مجلس ششمي‌ها نامه‌اي به حضرت آقا نوشته بودند و شما هم رفتيد از يكسري از آقايان مراجع يك نامه بگيريد و اول هم پيش حضرت آيت‌الله جوادي آملي رفتيد.

بله، در آن شرايط به اين فكر افتاديم كه اين نامه‌هايي كه خدمت آقا مي‌نويسند و هدفشان هم تضعيف رهبري است، نامه سرگشاده است. خوب است كه علماي تراز اول كشور هم نامه‌اي خدمت آقا بنويسند و حمايت كنند. آن زمان هم اين موضوع بود و هم موضوع الحاق ايران به كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان بود كه در مجلس مطرح شده بود كه فشار آورده بودند كه آقا بپذيرد و مجلس تصويب كند.

به هر حال نامه‌اي را تهيه كرديم و خدمت بزرگان برديم. از كجا شروع شود و چه كنيم. برخي از بزرگان گفتند اگر حضرت آيت‌الله جوادي آملي بنويسند و شروع‌كننده اين باشند، خيلي مي‌تواند مفيد باشد و ديگران هم اعتماد و امضا مي‌كنند. كار سختي بود. امضا گرفتن از علما خيلي سخت است. خدمت ايشان رفتيم و ايشان منوط به نظر يكي ديگر از بزرگان كردند كه ما خدمت ايشان رفتيم و ايشان موافقت كردند.

 

*پيش چه كسي رفتيد؟

پيش آقاي هاشمي رفتيم.

 

*عجب! براي اين نامه نزد آقاي هاشمي رفسنجاني رفتيد؟

بله. آن زمان مجمع تشخيص در كاخ مرمر بود. آيت‌الله جوادي آملي براي نظر آقاي هاشمي خيلي اهميت قائل بودند. نظر ايشان هم موافق بود.

 

*شما خودتان رفتيد؟

بله. من و چند نفر از دوستان بوديم. گفتند اگر نظر ايشان موافق باشد حرفي نيست. اينها براي اولين بار بيان مي‌شود. رفتن پيش آقاي هاشمي كار سختي بود. به اين سادگي نبود كه آنجا برويم. آيت‌الله جوادي آملي منوط به نظر آقاي هاشمي كردند و گفتند من ايشان را خبره سياسي در اين عرصه مي‌دانم كه آيا لازم است اين كار انجام شود يا خير.

اتفاقاً عضو شوراي شهر قم بودم. شوراي شهر قم همان روزها اتفاقي درخواست وقت از آقاي هاشمي كرده بودند تا مشكلات شهر قم بيان شود. ايشان به آقاي خاتمي بگويند تا برخي مشكلات را حل كنند؛ به شوراي شهر رفتيم.

 

*شما هم كه دنبال وقت بوديد.

بله. هيچ چيزي نگفتيم كه وقت خاص مي‌خواهيم. جلسه رفتيم و اداره شد و به پايان رسيد. وقتي جلسه تمام شد من به آقاي هاشمي گفتم من 5 دقيقه با شما كار دارم. در حضور آقايان نمي‌خواهم باشد و مي‌خواهم خصوصي صحبت كنم. ايشان گفت مانعي ندارد. آقايان رفتند و ايشان پشت ميز نشستند و با هم صحبت كرديم و ماجرا را بيان كردم. مصلحت مي‌دانيد يا خير؟ ايشان گفتند سلام برسانيد و بفرمائيد خوب است. نظر من موافق است ولي متن نامه‌اي كه تهيه مي‌شود را من ببينم.

 

*خود آقاي هاشمي هم امضا كردند؟

نه، من به آقاي هاشمي گفتم شما هم امضا كنيد گفتند اجازه دهيد من امضا نكنم ولي نظرم موافق است. گفتم شما امضا كنيد كه ديگران هم امضا كنند. گفتند من امضا نمي‌كنم.

 

*خدمت آقاي جوادي آملي رفتيد.

بله. ايشان دماوند بودند. متن را كه ديدند گفتند اين متن علمايي نيست. اين متن طلبگي است. گفتيم آقاي هاشمي پسند كردند. فرمودند متني كه علما بخواهند امضا كنند در آن سطح نيست. گفتيم ما بيشتر از اين بلد نيستيم، خود حضرتعالي بنويسيد. ايشان هم لطف كردند و قبول كردند و متن را نوشتند. يك روز رفتيم و فرمودند متن آماده است. فكر كنم به قم آوردند. وقتي نماز جمعه قم مي‌خواندند از ايشان متن را گرفتيم. شاه‌بيت آن بيانيه اين بود؛ «الامام الخميني مدينة السياسة و علي الخامنه‌اي بابها»

 

*يعني امام خميني ...

شهر سياست است و آيت‌الله خامنه‌اي باب آن است. همان كه پيامبر خدا فرمودند انا مدينه العلم و علي بابها! ايشان از اين عبارت استفاده كردند. خيلي جالب بود. گفتيم امضا كنيد. خدمت آيت‌الله مصباح رفتيم و گفتيم چنين متني هست، بخوانيد و امضا كنيد. ايشان گفتند متني كه آيت‌الله جوادي آملي نوشتند مطالعه ندارد و همانطور امضا كردند. خدمت آيت‌الله مشكيني رفتيم امضا كردند. تا 24-23 نفر امضا كردند. برخي علما را به استان‌ها سفر كرديم تا توانستيم امضا را بگيريم.

 

*خدمت حضرت آقا برديد؟

ما به حضرت آقا نداديم. متن و امضا كه آماده شد. مجلس خبرگان تشكيل شده بود، از طريق آيت‌الله كعبي به آيت‌الله مشكيني داديم. ايشان عضو خبرگان بود گفتيم اين را داخل ببريد و امروز كه به ديدار آقا مي‌رويد، آقاي مشكيني به آقا بدهند كه اين متن را آيت‌الله مشكيني در ديدار با حضرت آقا به ايشان دادند و آقا همان جا باز كردند و مطالعه كردند و لبخندي زده بودند.

آن نامه را آن زمان رسانه‌اي نكرديم چون برخي از بزرگان گفته بودند رسانه‌اي نشود. اگر تعداد به 25 نفر نرسد رسانه‌اي كنيد ما موضع مي‌گيريم. چون 25 نفر نشده بود و 23 نفر بود، ما اين كار را اخلاقاً نكرديم. 3-2 سال بعد به مناسبت سالگرد به رهبري رسيدن حضرت آقا، ما در «پرتو» منتشر كرديم و تيتر اول هم كرديم و گفتيم به عنوان يك سند در تاريخ انقلاب بماند.

 

*يك چيزي استاد علامه مصباح گفته بودند كه خيلي‌ها روي اين حرف زدند و صحبت كردند. در مورد اينكه ما پيش از سال 84 دولت اسلامي نداشتيم.

اين حرف جديدي نبود. خود حضرت آقا فرمودند. مقام معظم رهبري هم فرمودند ما دولت اسلامي نداشتيم و نداريم و لذا فرمودند ما چهار مرحله ...

 

*فرمودند به نقطه مطلوب نرسيديم.

بله. ايشان فرمودند چهار مرحله داريم. يكي انقلاب اسلامي كه سرنگوني رژيم طاغوت بوده است؛ نظام اسلامي تشكيل شده است. در اين دو مرحله گذشتيم ولي دولت اسلامي، مشكل‌ترين مرحله است كه هنوز تشكيل نشده و بايد تشكيل دهيم. دولت اسلامي شاخص دارد. به صرف اينكه اسم آن را دولت اسلامي بگذاريم دولت نمي‌شود. بانك بايد درست باشد، ربا در آن نباشد، دانشگاه درست باشد، بازارش درست باشد. چنين شاخصه‌هايي در دولت ما نيست. همين الان هم دولت اسلامي نيست.

و لذا شعار دولت نهم كه خود ما طراحي كرده بوديم، «پيش به سوي تشكيل دولت اسلامي» بود. جبهه پايداري كه تشكيل شد ما با انتخابات سال 90 برخورد كرديم. سال 90 در انتخابات خوب بود، يعني رقابت بين جبهه پايداري و ائتلاف بزرگ اصولگرايان در تهران شد كه حدود 16 نفر از دوستان پايداري در مجلس در تهران رفتند. رقابت سنگيني بود با اينكه اصلاح‌طلبان تحريم كرده بودند، رقابت جدي بود. بحمدالله مشاركت هم بالا آمد.

در انتخابات رياست جمهوري دنبال اين بوديم كه نامزدي معرفي كنيم. در آن شرايط شايد اصولگرايان همه روي يك نامزد توافق نداشتند. آقاي قاليباف آمده بود، آقاي ولايتي آمده بود، آقاي حداد بود...

 

*آقاي لنكراني بود.

بله. جبهه پايداري دنبال اين بود كه فردي بيايد كه هم انقلابي باشد و هم جوان باشد و هم ولايت‌پذير باشد؛ به صرف شعار نباشد. به ياد دارم آن زمان كه يكي از نامزدها ادعاي اصولگرايي داشت در جلسه‌اي پرسيديم اگر بين شما و حضرت آقا اختلاف شود چه مي‌كنيد؟ گفت من چند جلسه با آقا صحبت مي‌كنم و سعي مي‌كنم قانعش كنم و اگر قانع نشد، از باب ولايتي كه دارد مي‌پذيرم. همان جا بچه‌ها گفتند اين ولايت بر آقا دارد، ولي در جلسه‌اي دانشجويان از آقاي لنكراني سوال كردند ايشان فرمودند اين سوال اصلاً غلط است. در كرج بود. گفتند چرا غلط است؟ گفت براي اين كه اصلاً معنا ندارد، رئيس‌جمهور مجري سياست‌هاي كلي ولي فقيه است. اختلاف معنا ندارد. اين چقدر تفاوت بود.

و لذا ما آقاي لنكراني را انتخاب كرديم. بعد وقتي ايشان انصراف داد بنا بر دلايلي كه داشت، آقاي دكتر جليلي را در ميان نامزدهايي كه بودند اصلح تشخيص داديم. دو بار پايان‌نامه‌هاي دكتر جليلي مطالعه شد. آقاي علم‌الهدي استاد راهنماي ايشان بودند و با ايشان صحبت شد. هم پايان‌نامه فوق ليسانس و هم پايان‌نامه دكتري كه بالاخره از كسي مي‌خواهيم حمايت كنيم، كسي نباشد كه محل تامل باشد. در جمع‌بندي نهايي جبهه به اين جمع‌بندي رسيد كه در ميان نامزدهاي موجود آقاي دكتر جليلي اصلح هستند.

 

*انتخابات 96 چطور؟

در سال 96 انتخابات سنگيني بود و باز نامزدها متعدد بودند.

 

*با آقاي رئيسي ...

روشن بود و جبهه پايداري هم رسماً اعلام كرد از آقاي رئيسي ... اتفاقاً انتخاباتي بود كه جبهه اصولگرايي كاملاً همه متحد شدند و راي بالايي هم آوردند، ولي برخي از تخلفاتي كه صورت گرفت و برخي از استانداران بركنار شدند، بي‌تاثير نبود ولي به هر حال رأي خوبي بود.

 

*تركيب مجلس يازدهم از ديد آقاي روانبخش؟

پيش‌بيني من اين است كه مردم در اين انتخابات آينده خيلي جناحي راي نمي‌دهند؛ به نظرم اگر يك تفكر انقلابي و تفكر خدمت به مردم و ليست‌هاي اينچنيني تهيه شود، اقبال مردم به اين سمت بيشتر است.

 

*خيلي لطف كرديد. ما خيلي وقت شما را گرفتيم.

خواهش مي‌كنم.

 

*هم از قم تشريف آورديد زود رسيديد و هم ما قدري دير شروع كرديم و عذرخواهي مي‌كنم. ان‌شاالله موفق باشيد.

تشكر مي‌كنم.

 

*گفت‌وگوي خوبي بود و ان‌شاءالله مردم هم استفاده كرده باشند. از شما خداحافظي مي‌كنيم، اما برنامه طبق روال با دست‌خطي كه ايشان به يادگار براي ما مي‌نويسند، به پايان خواهد رسيد.

«بسم الله الرحمن الرحيم.

وعده قطعي و مسلم خداست كه اگر ملتي خدا را ياري كنند آنها را ياري خواهد كرد. امروز ترديدي نيست كه نظام جمهوري اسلامي با رهبري عبد صالح خداوند، امام خامنه‌اي، به دنبال تحقق اراده تشريعي الهي است. بنابراين بهترين نصرت كردن به خداوند آن است كه ولي فقيه زمان را ياري كنيم تا بتوانند ايده‌هاي الهي‌شان را به ثمر بنشانند.

امروز مهم‌ترين نصرت و ياري ملت ايران نسبت به خداوند اين است كه در جهت شكل‌گيري مجلس انقلابي و دولتي جوان و انقلابي تلاش كنند، تا آن اراده الهي سريع‌تر و بهتر و دقيق‌تر اجرا شود.

اگر مردم استقامت كنند در اين راه الهي، ما بر آنها آب گوارايي خواهيم نوشاند».

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري در واكتش به قرار گرفتن سپاه در ليست تروريستي از سوي آمريكا
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت چهل سالگي انقلاب اسلامي
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت نهمين سالگرد حماسه نهم دي