شنبه 27 مهر 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 نواصولگرايي روي ديگر اصلاح‌طلبي
تاريخ  :  1398/02/05
تحليلگر :
مترجم :

يادداشت قاليباف از فقر محتوا رنج مي برد. او در مطلبي كه مبناي مشخصي نيز در آن ديده نميشود كنار كشيدن ايران از FATF را مانع شناختن سازوكارهاي جديد معرفي ميكند در حاليكه مخالفت نكردن با لوايح خواسته شده از جانب FATF خود نشان از نشناختن اين گروه خطرناك ساخته شده توسط نظام سلطه و در راس آن آمريكا، انگليس و صهيونيست هاست.


قاليباف گويا هنوز تكليف خودش با خودش را نمي داند. او هنوز انتخاب نكرده كه ميخواهد قاليبافي باشد كه با كت شلوار و عينك دودي كنار هواپيما عكس انتخاباتي بياندازد و شعار «زندگي خوب برازنده هر ايراني سر بدهد» يا با پيراهن دو جيب و چفيه شعار «جهاد ادامه دارد» را مطرح كند و سنگ 96درصدي ها را به سينه بزند. يادداشت اخير وي در خصوص سياست خارجي نيز تاييد ميكند كه اين خلبان بلندپرواز درحاليكه خاستگاه خود را جريان انقلابي و مبارز مي داند اما دل در گرو تفكرات ليبرال ها و جناح مقابل دارد. 

محمدباقرقاليباف در يادداشتي با عنوان «ضرورت روزآمد كردن شيوه هاي مبارزه با نظام سلطه» به بيان ديدگاه خود حوزه سياست خارجي پرداخته است. اين يادداشت را مي توان محور اساسي انديشه وي در خصوص سياست خارجي دانست. قاليباف در اين يادداشت روي ديگر ظريف است با ادبياتي ديگر.

محور بحث هاي وي در اين يادداشت به FATF اختصاص داده شده است. وي در حاليكه در سراسر يادداشت خود از متضرر شدن ايران در صورت پيوستن به اين گروه سخن مي گويد اما با اين وجود هم حاضر نميشود به آن «نه» بگويد و به توجيه تراشي خود براي نه نگفتن به آن ادامه مي دهد؛ گويي هم خدا را مي خواهد و هم خرما را. تا انتهاي اين يادداشت هم موضع او به صورتي است كه خواننده متوجه نميشود بالاخره موضع وي در خصوص FATF چيست.

قاليباف در ابتداي اين يادداشت معترف است «تاكنون آمريكا نتوانسته ثابت كند در صورت نرمش ايران، با حسن نيت متقابل رفتار مي‌كند» وي با تاكيد مكرر به بي‌اعتمادي به آمريكا و دشمني آنها، مطلب خود را شروع ميكند و در ادامه بااشاره به عوض شدن دنيا و پيشرفت هاي گسترده در حوزه ارتباطات يك سوال را مطرح ميكند: «مبارزه ما با آمريكا ادامه دارد اما شرايط هم عوض شده است. سوال بسيار مهم پيش روي ما و جبهه انقلاب از يك منظر نواصولگرايانه اين است كه روش كارآمد و روزآمد اين مبارزه چگونه است؟ اگر قصد ما تسليم شدن نيست و اين كار را خلاف آرمان‌ها و ارزش‌هاي خود مي‌دانيم چه بايد بكنيم؟» وي  به سرعت بعد از اين جملات ديدگاه بينابيني خود را مطرح ميكند: «من معتقدم غير از گزينه تسليم شدن يا خستگي از مبارزه با حريف يا وارد نشدن به زمين بازي، گزينه‌هاي ديگر و شيوه‌هاي ديگري از مبارزه و تقابل وجود دارد كه مي‌تواند ما را به مقصود برساند؛ هرچند نيازمند طراحي دقيق و فعاليت بيشتر است.»

شهردار سابق تهران هيچ گاه از شيوه مبارزه خود سخن نميگويد اما اصرار دارد كه غير از تسليم شدن و مقاومت براي ورود به زمين بازي دشمن(FATF) راه سومي هست كه نواصول گرايي به آن رسيده است. قاليباف همچنين در اظهار نظري عجيب ميگويد: « ما نمي‌توانيم از كنار آمريكا و مسائل ديگري نظير FATF عبور كنيم و آن‌ها را ناديده بگيريم. به هر حال فشار آن‌ها وجود دارد و روزبه‌روز هم بيشتر مي‌شود.»

وي در حالي گفته ناتوان از ناديده گرفتن FATF هستيم كه چند خط پايين تر مي گويد« تعاملات مالي و بانكي ما را به بهانه‌هاي سياسي و نه به دلايل فني محدود كرده است» مشخص نيست طرح نواصولگرايانه وي چگونه ميخواهد بدون رد كردن FATF و مقاومت در برابر آن و يا حتي پذيرش آن در اين بازي سياسي كه اتفاقا فني هم نيست پيروز شود.

قاليباف با اينكه بارها از مضرات FATF هم مي گويد اما كليت تحليلش در خدمت حاميان FATF است. چرا كه سراغ منتقدين FATF ميرود و ديدگاه آنها نسبت به رد كردن FATF را به «مصلحت» نظام نميداند: «برخي در جبهه انقلاب صادقانه معتقدند حالا كه اين سازوكارها و معاهدات بين‌المللي و انواع سازمان‌هاي بين‌المللي رنگارنگ سودي براي ما ندارند اصلاً وارد آن‌ها نشويم. به قول معروف سري را كه درد نمي‌كند چرا بايد دستمال بست. بر اساس آنچه در بالا توضيح دادم اين رويكرد در شرايط امروز دنيا به مصلحت جمهوري اسلامي ايران نيست، هرچند دلسوزانه و دردمندانه است»

وي البته توجيه خود را هم در همراهي نكردن با منتقدين ارائه مي دهد. قاليباف با اشاره به تحقق نيافتن امر رهبرانقلاب در اقتصادمقاومتي و همچنين مطالبات مردم جهان اينگونه توضيح مي دهد كه: «هر چند سال يكبار سازوكارها و شبكه‌هاي جديدي در دنيا درست مي‌شود كه قدرت و نفوذ خاص خودشان را هم دارند و مي‌توانند اعمال محدوديت كنند. نمونه‌اش همين سازوكار شبكه‌اي FATF است. ما اگر كنار بكشيم نمي‌توانيم اين سازوكارهاي جديد را بشناسيم و از بروز تهديدات از طرف آن‌ها جلوگيري كنيم و اين در حالي است كه تهديدات اين نهادها، با عدم حضور ما برطرف نمي‌شود.»

همانگونه كه مشخص است دلايل وي از فقر محتوا رنج مي برد. او كنار كشيدن ايران از FATF را مانع شناختن سازوكارهاي جديد معرفي ميكند در حاليكه مخالفت نكردن با لوايح خواسته شده از جانب FATF خود نشان از نشناختن اين گروه خطرناك ساخته شده توسط نظام سلطه و در راس آن آمريكا، انگليس و صهيونيست هاست.

او براي تبيين بهتر نظر خود مي نويسد: «اگر ما بعد از سقوط صدام مي گفتيم آمريكا آنجا حضور دارد و ما نبايد كاري كنيم آيا امروز مي توانستيم به توفيقاتي نظير دفع داعش و حفظ نظام قانوني سوريه دست يابيم؟ اين فرصت ها در سايه حضور و طراحي مبارزه روزآمد بوجود آمد. ما بايد همين مدل و الگو را با تغييراتي در نظام بين‌الملل بكار بگيريم. همان الگويي كه آن را «روزآمد كردن مبارزه» مي نامم.»

نكته قابل توجه اينجاست كه جريان انقلابي با نفي لوايح خارجي به دنبال تصويب لايحه داخلي در حوزه مبارزه با پولشويي و تامين مالي تروريسم است. نيروهاي انقلابي در پي آنند كه از پذيرش لوايح مورد انتظار دشمنان كه به بهانه پولشويي مانع دور زدن تحريم هاي طالمانه  و همچنين به نام مبارزه با تروريسم به تضعيف جبهه مقاومت و تقويت تروريست هاي آمريكايي و صهيونيستي در منطقه بپردازد سر باز بزند و در عين حال منطق متعالي خود در مبارزه با هر گونه فساد و تروريست را نيز به نمايش گذاشته و به صراحت از حاميان واقعي تروريسم و پولشويي اعلام برائت كنند. اما قاليباف با مثال حضور نيروهاي آمريكايي در عراق به گونه اي وانمود مي كند كه گويا منتقدين FATF دست بسته اند و صرفا به رد خواسته هاي دشمن بسنده كرده اند! اتفاقا بازي طراحي شده توسط جريان انقلابي مترقي، فعالانه و رو به جلو بوده است و آنگونه كه توسط قاليباف القا ميشود صرفا جنبه سلبي ندارد.

اما وي بازهم راه حل مبهم خود را دوباره اينگونه توصيف مي كند: « با حضور هوشيارانه و آماده در عرصه‌هاي بين‌المللي مي‌توانيم براي جمهوري اسلامي فرصت‌سازي كنيم. مي‌توانيم از دفع تهديد فراتر برويم. البته كه لازمه اين كار بهره‌مندي از ديپلمات‌ها و كارشناسان و متخصصان انقلابي است كه هم دنيا را خوب بشناسند، هم به ارزش‌هاي بنيادين نظام باور داشته باشند.»

 

تفسير اشتباه بيانيه گام دوم

او كه مبناي گفتارش در اين يادداشت و ساير سخنراني هايش مشخص نيست صرفا براي تاييد سخنان خود از بيانيه راهبردي رهبرانقلاب استفاده كرده و مي گويد: «اين رويكرد نه به معناي كنار كشيدن است و نه پذيرش خواسته‌هاي نظام سلطه. درست منطبق بر اصول و مطالبات رهبري است. كافي است به بيانيه گام دوم و مفهوم نظام انقلابي مراجعه كنيد. نظام انقلابي يعني تلفيق جوشش انقلابي با نظم سياسي و اجتماعي. ما هم به روحيه انقلابي نياز داريم هم به نظم. يعني روحيه انقلابي نبايد منجر به بي‌نظمي شود و در همان حال نظم‌خواهي نبايد به معناي عبور از ارزش‌هاي انقلابي باشد.» 

قاليباف يا بيانيه گام دوم را به درستي نخوانده يا متوجه چگونگي استفاده از كلمات خود نيست. رهبرانقلاب هيچ گاه از كلمات نظم خواهي به عنوان حفظ نظم ظالمانه امروز نظام بين الملل استفاده نكرده اند. مراد ايشان از نبودن تعارض بين نظم سياسي-اجتماعي و جوشش انقلابي مربوط به مباحث درون نظام اسلامي به عنوان يك مسائلي داخلي است و ايشان در بخش سياست خارجي در همان بيانيه گام دوم هيچ گاه چنين كلماتي را به كار نبرده اند. اين در حالي است كه قاليباف در ميانه بحث خود در حوزه سياست خارجي و FATF از اين ادبيات رهبرانقلاب براي تاييد سخنان خود استفاده كرده و حاضر به استفاده كردن از بيان ايشان در بخش سياست خارجي در گام دوم انقلاب نشده است!

اتفاقا موضع رهبرانقلاب در خصوصFATF و نهادها و گروه هايي كه در نظام سلطه قوانين خود را پخت و پز كرده اند كاملا مشخص است. مضافا بر اينكه ايشان در بيانيه گام دوم به وضوح پيشنهادات نظام سلطه را شامل فريب و خدعه و دروغ معرفي كرده و فرمودند: «سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پيشنهادهاي آنها عموماً شامل فريب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ايران علاوه‌ بر آمريكاي جنايت‌كار، تعدادي از دولتهاي اروپايي را نيز خدعه‌گر و غير قابل اعتماد ميداند. دولت جمهوري اسلامي بايد مرزبندي خود را با آنها با دقّت حفظ كند؛ از ارزشهاي انقلابي و ملّي خود، يك گام هم عقب‌نشيني نكند؛ از تهديدهاي پوچ آنان نهراسد؛ و در همه‌حال، عزّت كشور و ملّت خود را در نظر داشته باشد و حكيمانه و مصلحت‌جويانه و البتّه از موضع انقلابي، مشكلات قابل حلّ خود را با آنان حل كند. »

رهبرانقلاب همچنين حل مشكلات با آمريكا را حل نشدني معرفي كرده و فرمودند: «در مورد آمريكا حلّ هيچ مشكلي متصوّر نيست و مذاكره با آن جز زيان مادّي و معنوي محصولي نخواهد داشت.»

 

نواصولگرايي قاليباف روي ديگر سكه اصلاح طلبان

اگر از قاليباف انتخابات سال 84 بگذريم شايد بهتر باشد از قاليباف پسابرجام ياد كنيم كه مواضع وي تفاوت خيلي زيادي با جريان اصلاح طلبي نداشت؛ هنوز تقديرهاي مكرر وي از توافقنامه اي كه رهبرانقلاب آن را خسارت محض معرفي كرده بودند هنوز فراموش نشده است. 

چندي پس از آنكه موج كاذب ارسال پيام تبريك به دولت توسط بسياري از رسانه ها و مسئولان راه افتاد،  شهردار تهران نيز براي آنكه از اين قافله عقب نيفتد، در صفحه اينستاگرام خود نسبت به اين مساله واكنش مثبت نشان داد و نوشت:

خداقوت دوست عزيز

وظيفه خود مي‌دانم از تلاش‌هاي مجاهدانه تيم مذاكره‌كننده ايران و به خصوص دوست عزيزم جناب آقاي دكتر ظريف تقدير نمايم و به همه‌ي آنها خسته نباشيد بگويم. انشالله از امروز نيز همه در داخل كشور با كار و تلاش بتوانيم كام مردم ايران را شاد نگاه داريم.

محمدباقر قاليباف

۹۴/۴/۲۴

 اين دقيقا همان موضعي بود كه قاليباف دقيقا يك روز بعد از توافق ژنو هم آنرا اعلام كرده بود:

«خداوند را شاكرم كه توفيق اين پيروزي نصيب ملت ايران شد ... بنده به سهم خودم به دولت كه گام اول را محكم برداشت تبريك مي گويم اما بايد بدانيم راه پر فراز و نشيب و سختي را در پيش داريم»

و شايد بتوان ريشه همه اين نگاه ها درباره شيوه مطلوب سياست ورزي در حوزه سياست خارجي را در اظهارنظري قديمي از قاليباف در سال 84 در اصفهان جستجو كرد كه درباره شيوه اداره پرونده هسته اي در آن دوره گفته بود:

«روشي كه دولت (اصلاحات) در بدست‌ آوردن اين انرژي دنبال كرده است بسيار مناسب و منطقي است و بايد همين سياست دنبال شود»

 

مذاكره با دشمن؛ ابزار سلطه‌دشمن يا نوعي مبارزه

محمدباقر قاليباف مهر 95 در اجتماع بسيجيان شهرداري تهران كه در محل باغ موزه دفاع مقدس برگزار شد نظر صريح خود درباره برجام باز هم مطرح كرده و ضمن بيان موافقت خود با برجام مذاكره با دشمن را مبارزه دانسته و افزود:

«بنده با برجام موافق هستم اما بايد باور داشته باشيم كه مذاكره با دشمن نيز به نوعي مبارزه است؛ بايد باور داشته باشيم كه دشمن همواره دشمن ماست اما شيوه امروز آن مذاكره با كشور ما است؛ ما بايد همواره به سمت امكانات، آسايش و رفاه اجتماعي حركت كنيم.»اين در حالي است كه رهبرانقلاب در بيانيه گام دوم مذاكره با آمريكا آن را بي فايده و حتي مضر معرفي كرده اند:  «در مورد آمريكا حلّ هيچ مشكلي متصوّر نيست و مذاكره با آن جز زيان مادّي و معنوي محصولي نخواهد داشت.»

مقام معظم رهبري پيش تر از اين نيز به سرزنش كساني پرداخته اند كه راه مذاكره را توصيه ميكنند. ايشان اول شروع تحميلات را از مذاكره با دشمن معرفي كرده و فرموده بودند:

«شما وقتي با كسي قهريد، وقتي با كسي حرف نمي‌زنيد، رودربايستي با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعي وجود ندارد. اما وقتي با كسي مذاكره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يك قهوه با هم خورديد؛ يك گپ دوستانه هم در كنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بين‌المللي نشستيد و با همديگر يك خرده درددل كرديد؛ بعد رودربايستي به‌وجود مي‌آيد. آن‌وقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختيهاي انقلابهاي دنيا و تسلّط و نفوذ آمريكا از همين جا شروع شد. مثل كشورهايي كه بنده نمي‌خواهم اسم آنها را بياورم. امروز هم آن كشورهاي بيچاره، غالباً چهره‌هاي بسيار بدي دارند. اين است كه روي مذاكره فشار مي‌آورند. اصرار مي‌كنند كه «ايران چرا نمي‌آيد با ما مذاكره كند؟» عدّه‌اي هم كه آدمهايي ساده‌لوحند، يا نمي‌دانم، مرعوبند، يا بي‌اطّلاعند، يا غير سياسي‌اند، در داخل خودمان اين حرفها را تكرار مي‌كنند. من نمي‌دانم مي‌فهمند چه دارند مي‌گويند؟!... خيال مي‌كنند حرف زدن دو نفر آدمِ معمولي است كه گوشه‌اي بنشينند و صحبت كنند. نمي‌فهمند اين مذاكره‌اي كه دشمن اين قدر روي آن اصرار مي‌كند، چه خطرات بزرگي براي جمهوري اسلامي دارد. بنده معتقدم كه تكرار اين حرفها از طرف آنها هم، كار بدي است. من اين را عرض مي‌كنم. اين نظر بنده است. بنده معتقدم: براي رايج كردن يك گناه در عمل، يكي از راههايش اين است كه آن گناه را در زبانها رايج كنند. آن قدر بگويند كه قبحش از بين برود!»

شهردار تهران آبان ماه 94 در نشست هم انديشي ديپلماسي شهري در مسير منافع ملي كه با حضور سفرا و روساي نمايندگي هاي سياسي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور، در محل برج ميلاد برگزار شد، با بيان اينكه هر انسان منصفي موفقيت دستگاه ديپلماسي را پايه افتخار كشور مي داند، گفته بود:

«بنده هم به سهم خودم هر جا كه فرصتي شد و دستي بر قلم بردم سعي كردم تا قدرشناسي كنم. البته، باور دارم كه مذاكره محل داد و ستد است و با توجه به شرايط بين المللي امروز، مجموعه برجام در نگاهي كلي بدون شك، موفقيت بزرگي است. هر چند كه ممكن است با كار كارشناسي، در بعضي موارد هم اشكالاتي باشد. وقتي به شرايط ايران نگاه مي كنيم متوجه مي شويم كه در شرايطي كه آمريكا و صهيونيسم مخالف استفاده از ظرفيت هاي هسته اي كشور بودند، مسيري در اين راه آن هم به طور ويژه براي جمهوري اسلامي ايران باز شد كه اين امر افتخار بزرگي است و وظيفه خود مي دانم بابت تلاش و زحمات اين عزيزان تشكر كنم»

اين در حالي بود كه شهردار تهران چندي پيش از اين اظهار نظر در موضع گيري كاملا متفاوت، در جمع تعدادي از دانش‌آموختگان دانشگاه‌ تهران گفته بود:

«متأسفانه رويكرد مديريتي دولت در دو سال گذشته شرايط را به‌گونه‌اي رقم‌زده كه جامعه حس مي‌كند انرژي مسئولين به‌جاي حل مشكلات آن‌ها صرف مسئله‌سازي‌هايي مي‌شود كه هدف از آن وابسته كردن كشور به مذاكرات هسته‌اي و گريزناپذير نشان دادن توافق به هر قيمت است. گويي هدف دولت براي دستيابي به توافق، رفع تحريم‌ها نيست بلكه جلب آراي سياسي براي پيروزي در انتخابات آتي است ... ترديدي در اين نيست كه قدرت دفاعي و اقتصادي كشور امكان چانه‌زني و دستيابي به توافقي باعزت را افزايش مي‌دهد؛ و امروز تأسف‌انگيز است كه دولت با دست خود، خود را در ميز مذاكرات خلع سلاح كرده است»

 

قاليباف در انتخابات 92

محمدباقر قاليباف در كتاب برنامه راهبردي ديپلماسي خود كه در ايام انتخابات منتشر كرده بود همين ديدگاه هايي را مطرح كرد كه ادعا مي كند امروز در خصوص FATF آن را كشف كرده است. وي به گونه اي چالش با قدرت هژمون را نفي كرده و در حمايت از نظم مبتني بر چند قطبي(در ص 28 اين كتاب) نوشته است: «حمايت از چنين نظمي (نظم مبتني بر همكاريهاي چند قطبي) براي جهان نبايد به گونه و با گفتماني انجام پذيرد كه تصوير خارجي آن "چالش قدرت هژمون" باشد كه هدفي است در حال تحقق؛ يا علاقه به "حاكميت بي نظمي" كه با مباني عقيدتي نظام اسلامي سازگار نيست»

در خلال همين مناظره تلوزيوني سوم ميان كانديداهاي انتخابات يازدهم رياست جمهوري، سعيد جليلي در همين خصوص يك سوال مهم و راهبري از محمد باقر قاليباف مطرح كرد كه تا انتهاي مناظره، شهردار تهران ترجيح داد پاسخي به آن ندهد.

در ابتداي مناظره زماني كه قاليباف به قيد قرعه پشت تريبون قرار گرفت و از راهكارهاي خود براي اداره بهتر سياست خارجي كشور سخن گفت، جليلي در مقام نقد نظرات قاليباف به همين گزارش كه به عنوان برنامه شهردار تهران در رسانه ها منتشر شده بود اشاره كرده و اظهار داشت:در گزارش شما به عنوان برنامه راهبردي جمله اي ذكر شده كه با نگاه شما نمي خواند. اينكه نبايد تصوير برخورد ما چالش قدرت هژمون باشد در حالي كه ما نگاه هژمون را قبول نداريم. در زماني كه برخي دوستان شعار همراهي با نظم جهاني را دادند در دوره هاشمي 2 حكم جلب برايشان آمد و در دوره خاتمي به ما گفتند محور شرارت. منافع ملي كشور دقيقا بعد از آن دوران حفظ شد. عده اي نگران بودند نكند به ما حمله شود اما آمريكا هم در افغانستان زمينگير شد هم در عراق. اگر ما مي خواهيم از سلايق جلوگيري كنيم راهش قانون است.

سوال جليلي از قاليباف از آن جهت حايز اهميت بود كه وي يك موضوع مبنايي و اصولي را مورد سوال قرار داد چرا كه انقلاب اسلامي نيز بر مبناي نپذيرفتن هژمون و سلطه نظام حاكم بر جهان ايجاد شد و طبيعي است كه سياست خارجي جمهوري اسلامي نيز در همين چارچوب نه تنها در راستاي هژمون حاكم برجهان نيست، بلكه در تقابل و چالش مستقيم با آن تعريف مي شود، نكته اي كه شعار بنيادين "نه شرقي، نه غربي" نماد آن در ادبيات سياسي محسوب مي شود. قاليباف اما همانطور كه بارها و بارها خودش نيز تاكيد كرده است، بيشتر يك چهره اجرايي است و نسبت به بسياري ديگر از كانديداها نمي تواند ورود جدي و تخصصي به موضوع سياست خارجي داشته باشد و وقتي وارد چنين بحث هاي جدي مي شود همچون يادداشت اخير خود نحافت تحليل او به شدت خواننده را آزار مي دهد.

 گفتني است پيش از اين نيز قاليباف در 3 برهه با ارسال پالس تنش زدايي در سياست خارجي، رويكرد اصلي خود در اين باره را به نمايش گذاشته بود. وي در 17 خرداد 84 بنا بر خبري كه خبرگزاري فارس منتشر كرد، درباره سياست خارجي دولت خاتمي در بدست آوردن انر‍ژي هسته اي مي گويد:

"روشي كه دولت (اصلاحات) در بدست‌ آوردن اين انرژي دنبال كرده است بسيار مناسب و منطقي است و بايد همين سياست دنبال شود."

وي همچنين با انتشار مقاله اي در مهرماه 91 در همشهري ماه تحت عنوان "دولت توسعه و ضرورت هاي شكل گيري آن در ايران"  آشكارا از لزوم تنش زدايي در عرصه سياست خارجي سخن مي گويد و مي نويسد:

 "شرط استفاده از اين فرصت‌ها آن است كه دولت موفق شود گونه‌اي سياست خارجي معقول را در فضاي بيروني مديريت كند، سياست خارجي‌اي كه در آن مسئله زمينه‌سازي براي توسعه، محور باشد. رهاشدن سياست خارجي از ديدگاه‌هاي تهديدگرايانه مصرف، گامي مهم در اين مسير است. دولت توسعه‌گرا در سياست خارجي خود، به گذر از ديدگاه‌هاي احساساتي به سوي واقع‌گرايي نيازمند است؛ اين گذار را مي‌توان رنسانس سياست خارجي ايران ناميد. رنسانسي كه در نهايت، ميزان تنش با دنياي بيرون را براي ايران كاهش مي‌دهد. اين تنش‌زدايي، بسياري از فرصت‌ هاي موجود در محيط بين‌المللي را براي ايران به ارمغان خواهد آورد، فرصت‌هايي كه نياز ضروري ايران در روند توسعه هستند."

اين اظهارات در حالي از سوي شهردار تهران بيان شد كه در واقع منطق اصلي آن، دوري از اظهارات “تنش زا” و “بهانه ندادن دست دشمنان” است؛ منطقي كه شايد در يك رويكرد سكولار و دور از مواضع انقلابي و ديني، منطقي به نظر برسد اما تاملي در سيره عملي امام خميني (ره) و رهبر معظم انقلاب نشان مي دهد اين رويكرد منفعلانه كه به بهانه تنش زدايي، در عمل در دولتهاي سازندگي و اصلاحات اجرا شد و امروز نيز شهردار سابق تهران آن ها را با همان ادبيات بيان مي كند. 

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري همزمان با هفته دفاع مقدس
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي درباره تلاش براي مذاكره مجدد با 1+5
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري در واكتش به قرار گرفتن سپاه در ليست تروريستي از سوي آمريكا