سه شنبه 01 آبان 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
باكس اول2
 
 
توضيحات
عكس:ديدار اعضاي جبهه پايداري با نماينده ولي فقيه و نماينده خبرگان رهبري در قزوين
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 چرا #نه_به_FATF؟
تاريخ  :  1397/07/14
تحليلگر :
مترجم :

با بررسي اطلاعات مشخص مي‌شود مهم‌ترين و شايد اولين هدف آمريكا از اين طراحي ايزوله كردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ‌و تمامي‌ نهادهاي وابسته به آن است. پيش بيني مي‌شود اين حركت با بخش اقتصادي اين نهاد انقلابي آغاز شود چرا كه زمينه فكري آن در داخل كشور نيز مهيا است. براي مثال قرارگاه خاتم الانبيا كه يكي از نهادهاي اقتصادي وابسته به سپاه است و در ليست تحريمي ‌آمريكا قرار دارد مي‌تواند هدف قرار گيرد و گرفت. نمونه آن را در نحوه اجراي قراردادهاي جديد نفتي IPC توسط وزارت نفت مشاهده كرديم كه به راحتي اين قرارگاه با تمامي توانمندي هاي فني خود كنار گذاشته شد.


تيرماه 95 كارگروه اقدام مالي (FATF) در بيانيه‌اي از «تصويب و تعهد سياسي سطح بالاي ايران به يك برنامه اقدام براي رفع كمبودهاي مربوط به مبارزه با پولشويي و مقابله با حمايت از تروريسم» و «تصميم ايران براي دريافت كمك‌هاي فني براي اجراي اين برنامه اقدام» خبر داد.  پذيرش سازوكار FATF توسط دولت روحاني اما ريشه در برجام و مقدمه سازي پيچيده آمريكايي ها در پيوند زدن رفع تحريم هاي بانكي با ساز و كار FATF داشت.

گرچه رئيس جمهور، دكتر ظريف و ديگر اعضاي تيم مذاكره كننده هسته اي در ايام مذاكرات ژنو تا لوزان و لوزان تا وين بارها و بارها وعده اتمام دوره تحريم ها در توافق را به مردم و مسئولان مي‌دادند اما اين اتفاق نيفتاد. برجام بخشي از تحريم هاي هسته‌اي را به طور موقت و با ريسك بازگشت فوري (Snap Back) تعليق كرد و بخش قابل توجهي از تحريم هاي هسته‌اي اثرگذار سازمان ملل، آمريكا و اروپا و همچنين تمام تحريم هاي غير هسته‌اي (تروريستي و حقوق بشر) آمريكا و اروپا را بدون هيچ تغييري باقي گذاشت.

در آن مقطع زماني اما تيم مذاكره كننده روايت ديگري داشت و مدعي بود تحريم هاي باقيمانده غير هسته‌اي است! اما واقعيت اين بود كه سپاه پاسداران و تمامي‌نهادهاي مرتبط با آن و همچنين وزارت دفاع و نهادهاي مرتبط با برنامه موشكي ايران تا قبل از صدور قطعنامه ۲۲۳۱ در تمامي‌رژيم هاي تحريم (از تحريم هاي سازمان ملل تا تحريم هاي يكجانبه آمريكا و اروپا) به دليل حمايت از برنامه هسته‌اي (و نه بخاطر حقوق بشر يا تروريسم) تحريم شده بودند. اساساً موضوع موشكي ايران فقط و فقط بخاطر خطر هسته‌اي ايران در قطعنامه‌ها وارد شد. حتي تحريم تسليحاتي ايران در قطعنامه‌هاي قبلي نيز به دليل برنامه هسته‌اي بود؛ اما ناگهان با تصويب قطعنامه ۲۲۳۱ دسته بندي و تفكيك جديدي در ساختار تحريم‌هاي ايران توسط آمريكايي ها ارائه شد. تحريم‌هاي هسته‌اي نام جديدي به خود گرفت و در پسابرجام ادامه يافت. در قطعنامه ۲۲۳۱ تحريم توقيف دارايي و ممنوعيت معامله با ۸۷ شخص از جمله سپاه پاسداران، قرارگاه خاتم الانبياء، وزارت دفاع بدون تغيير ادامه يافت. همچنين تحريم تسليحاتي ايران (اعم از خريد و فروش) تا ۵ سال و تحريم آزمايش و ساخت موشك‌هاي بالستيك تا ۸ سال بعد حفظ شد! علاوه بر شوراي امنيت، تحريم‌هاي هسته‌اي زير نيز موانعي مهم در دوران پسابرجام بود:

1-  توقيف دارايي و ممنوعيت معامله با بيش از ۵۰ شخص از جمله قرارگاه خاتم، دانشگاه شريف و دانشگاه شهيد بهشتي به دليل برنامه هسته‌اي (كه در پسابرجام تغيير نام به موشكي يافت) توسط اتحاديه اروپا

2- منع دسترسي نظام بانكي ايران به دلار: اين تحريم در سال ۲۰۰۸ (مساله هسته‌اي) و با بخشنامه شماره ۶۶۵۴۱ وزارت خزانه داري اجرايي شد و به موجب آن و به دليل شناسايي موارد نقض آن در سامانه سوئيفت، ميلياردها دلار جريمه از بانك هاي اروپايي (تنها بانك بي ان پي فرانسه ۹ ميليارد دلار جريمه شد) توسط آمريكا دريافت شد.

3-  تحريم اداره فينسن (Fincen) آمريكا كه در سال ۲۰۱۱ عليه بانك مركزي و تمامي‌بانكهاي ايران اجرا شد و بر اساس آن هر گونه برقراري روابط كارگزاري با بانكهاي ايران براي بانكهاي مستقر در آمريكا يا تحت كنترل اشخاص آمريكايي ممنوع است.

4-  محدوديت‌هاي FATF كه از سال ۲۰۰۹ و با قرار دادن نام ايران در ليست سياه (NCCT) عليه بانك هاي ايران اعمال شد.

5-  تحريم ثانويه آمريكا عليه سپاه پاسداران، وزارت دفاع، تعدادي از بانكهاي ايران و بيش از صد شخص حقيقي و حقوقي ديگر كه به دليل برنامه هسته‌اي (كه در پسابرجام تغيير نام به موشكي يافت) در ليست اس ديان (SDN) قرار دارند... اساساً تا قبل از برجام چيزي به نام تحريم موشكي و تحريم سپاه در نظام حقوقي تحريم‌هاي آمريكا وجود نداشت. سپاه پاسداران با برچسب تحريم NPWMD  و به دليل حمايت از برنامه هسته‌اي ايران (به قول آمريكايي ها اشاعه تسليحات كشتار جمعي) در ليست SDN قرار داشت.

بقاي تحريم‌هاي فوق و امكان بازگشت تمام تحريم‌هاي تعليق شده (مثلاً با آمدن ترامپ)، عملاً ريسك تعامل با ايران را بسيار بالا نگه داشت. وزارت خزانه داري آمريكا دائماً در مذاكره با بانك ها و شركت هاي خارجي ريسك بازگشت تحريم ها را يادآوري مي‌كرد و با حفظ رواني فضاي تحريم در بانك هاي بزرگ، عملاً مانع گشايش اقتصادي در ايران مي‌شد. اما اين پايان كار نبود و دولت ترامپ با خارج شدن از برجام، احتمال خطر تعامل با ايران را به يقين تبديل كرد.

فوت كوزه گري تحريم هاي پسابرجامي
پسابرجام دوره بقاي بخشي از تحريم ها و رفع بخشي ديگر است؛ اما به دليل اينكه راهي براي تفكيك اشخاص حقوقي و شركت هاي وابسته به تحريمي ها از غير آن در ايران نيست، باقيماندن بخشي در ليست تحريم به معناي ريسك تعامل با كل اقتصاد ايران است.

اين فوت كوزه گري تحريم‌هاي پسابرجامي‌ بود. به همين خاطر مسئولان اوفك قبل از خروج امريكا از برجام به طور مكرر به بانك هاي خارجي گوشزد مي‌كردند كه آمريكا هيچ مسئوليتي در قبال اشتباه شما در تعامل با اشخاص تحريمي‌پشت صحنه در ايران را نمي‌پذيرد!

اما به يكباره امريكا از برجام خارج شد و اين اتفاق بگونه اي رغم خورد كه در ظاهر همه را غافلگير كرد و اين سوال مطرح شد كه آيا دولت دونالد ترامپ بر تمامي ميراث موفق تحريمي گذشته پشت پا خواهد زد؟

گذشت پنج ماه از خروج امريكا نشان داد كه پاسخ به اين سوال منفي است. هر چند دولت امريكا از برجام خارج شد ولي اين اطمينان از سوي دولت وي حاصل شد كه با خروج آنها، دولت روحاني از برجام خارج نخواهد شد تا رويكرد تحريم هاي هوشمند پسابرجامي مذكور همچنان محفوظ باقي بماند.

تحريم هاي هوشمند پسابرجامي اين شرايط را موجب شد تا دولت حسن روحاني بر سر يك دو راهي ديگر قرار بگيرد. راه اول عقب نشيني مجدد و شفاف سازي ذينفع نهايي براي خارجي‌ها (دروني سازي تحريم‌ها) يا راه دوم كه استمرار موانع در پسابرجام است. ماهيت FATF و توافق محرمانه طيب نيا وزير وقت اقتصاد و دارايي دولت يازدهم نيز رفع اين مشكل بود. قرار شد با اجراي Action plan طراحي شده از سوي كارگروه ويژه اقدام مالي، اقتصاد ايران به دو دسته سفيد و سياه تقسيم شود. اشخاص تحريمي ‌و شركت هاي وابسته به آن در گروه سياه و بانك ها و اشخاص غير تحريمي ‌در گره سفيد قرار ‌گيرند. اين تدبير غربي ها اينگونه وا نمود كه حل مشكل عدم همكاري بانك هاي خارجي با ايراني ها با خود تحريمي نهادهاي تحريمي‌ در داخل ايران گره خورده و اين خود تحريمي همان چيزي است كه قرار بود در برجام 2، غربي ها به آن برسند.

جا زدن تحريم‌هاي هسته‌اي جا افتاده از برجام به عنوان تحريم‌هاي غير هسته‌اي كاملاً با برنامه ريزي انجام شده بود. آقايان كاملاً اين موضوع را مي‌دانستند و حتي تلاش اوليه براي رفع تحريم آنها در برجام هم انجام دادند اما چون آمريكايي‌ها در مذاكرات حاضر به رفع اين تحريم‌ها نشدند، تدبير كردند تا به مردم جور ديگري وانمود كنند. گفتند اين تحريم‌ها غير هسته‌اي بوده و رهبري اجازه مذاكره در غير هسته‌اي را به تيم نداده است! متاسفانه تيم مذاكره كننده ايران بجاي اينكه واقعيت را به مردم و مسئولان منعكس كند تلاش نمود تا با القاي همان دسته بندي جديد آمريكايي از تحريم‌هاي ايران، بقاي اين تحريم ها را طبيعي جلوه داده و از زير بار مسئوليت شانه خالي كند.

رد اثر برجام موشكي در برجام هسته اي
يكي از مهم ترين بندهاي برجام با زيركي مقامات آمريكايي در پيوست دو (تعهدات مرتبط با تحريم ها) و در پانويس ۱۴ (در ترجمه برجام پانويس۱۹) آمده است. پانويس ۱۴ توضيح تكميلي درباره بند ۷ اين پيوست يعني « آثار رفع تحريم هاي اقتصادي و مالي ايالات متحده» است.

قبل از اين كه برجام وارد متن آثار رفع تحريم ها شود مخاطبان را به پانويس  ۱۴ ارجاع مي‌دهد.

در اين پانويس آمده است:

 Unless specifically provided otherwise, the sanctions lifting described in this Section does not apply to transactions that involve persons on the SDN List and is without prejudice to sanctions that may apply under legal provisions other than those cited in Section 4. Nothing in this JCPOA reflects a change in Iran’s position on U.S. sanctions.

كاهش تحريم هاي شرح داده شده در اين قسمت، نسبت به معاملاتي كه در آنها اشخاص مندرج در فهرست SDN دخيل هستند، اعمال نمي‌گردد و تاثيري در تحريم هايي كه ممكن است تحت ساير مقررات غير از مقررات مندرج در بخش ۴ اعمال شوند، ندارد، مگر اينكه صراحتا به گونه ديگري مشخص شده باشد. هيچ چيزي در اين برجام به منزله تغييري در موضع ايران در رابطه با تحريم هاي آمريكا نمي‌باشد.

اين پانويس سه مساله مهم را مشخص مي‌كند:

1) تحريم مستقيم
مساله اول كه مورد توجه همگان قرار دارد اين است كه: اسامي‌حقيقي و حقوقي مورد اشاره در SDN ليست (ليست افراد حقيقي و حقوقي مورد تحريم آمريكا) شامل رفع و كاهش تحريم هاي مورد اشاره برجام نمي‌گردد.

2) تحريم غير مستقيم
 مساله دوم كه كمتر مورد توجه قرار گرفته يا اصلا به آن توجه نشده اين است كه در معاملاتي كه در آنها اشخاص مندرج در فهرست SDN دخيل هستند شامل رفع و كاهش تحريم ها نمي‌شود. كلمه (involve  بر اساس ترجمعه وزارت خارجه = دخيل) يك كلمه تفسير پذير است كه چارچوبي براي آن مشخص نشده اما بر اساس قرائتي كه آمريكايي ها بعدا ارايه كردند هرگونه دخالت در معامله حتي مشاركت غيرمستقيم افراد SDN  ليست شامل تحريم موسسات طرف معامله مي‌شود.

به بيان ديگر هر چند ممكن است طرفين معامله هيچ يك از افراد حقيقي و حقوقي مورد اشاره در ليست SDN  نباشند اما اگر اين افراد از آن معامله منتفع شوند طرف هاي معامله مورد تحريم قرار مي‌گيرند.

3) تسري تحريم ها
مورد سوم اينكه اشاره مي‌كند ساير مقررات تحريم ها به قوت خود باقي است. اين مساله هر چند براي مخاطبان اين سوال را ايجاد مي‌كند كه وقتي افراد مندرج در SDN  ليست شامل رفع و كاهش تحريم ها نمي‌شوند طبيعي است كه قوانين تحريمي‌آمريكا عليه آنان باقي مي‌ماند، اما نكته مهم و قابل تامل آن است مقررات تحريم هاي ديگر به صورت غيرمستقيم به روابط بانكي ميان ايران و ساير موسسات بين المللي را حتي در چارچوب همان معاملاتي كه برجام اجازه داده است تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد، در واقع اين مورد مويد و تاكيد كننده مورد دوم به حساب مي‌ايد.

تحريم غير مستقيم چگونه اعمال مي‌شود؟
همانگونه كه در پانويس ۱۴ پيوست دو برجام اشاره شده است معاملاتي كه در آن افراد اس دي ان ليست دخيل باشند شامل رفع و كاهش تحريم ها نمي‌شود و بالطبع طرفين معامله مورد تحريم قرار مي‌گيرند.

تسري تحريم ها
همانگونه كه در پانويس ۱۴ پيوست دو برجام آمده است ساير مقررات تحريم ها به قوت خود باقي است و با بررسي دقيق مشخص مي‌شود برخي از اين مقررات تحريمي‌، بر برجام سايه افكنده و سبب شده حتي در آن حوزه هايي كه از سوي دولت به عنوان امتياز ياد مي‌شود، اتفاقي نيافتد.

اين پانويس آگاهانه از سوي تيم ديپلماسي هسته اي دولت روحاني پذيرفته شد و از همان روز اجراي برجام، براي حل اين مشكل سعي در پياده سازي ساز و كار FATF در نظام بانكي كشور گرديد بطوريكه ولي الله سيف رئيس وقت بانك مركزي در شوراي روابط خارجي آمريكا اظهاراتي مبني بر تلاش ايران براي رفع نگراني كشورهاي غربي در زمينه پولشويي بيان مي دارد. اظهاراتي كه حكايت از آن داشت كه عزم دولت روحاني باز كردن گره مبادلات بانكي بر اساس توصيه آمريكايي هاست.

ولي الله سيف 28 فروردين 1395 در جمع اعضاي شوراي روابط خارجي آمريكا در اظهارات ابتدايي خود كه با هدف رفع نگراني موسسات مالي غربي بيان شد، گفت:

ما افزايش چارچوب مقابله با پولشويي و مبارزه با تامين مالي تروريسم از طريق بهبود سياست ها و فرايندهاي كي واي سي (مشتري خود را بشناس) را در اولويت بالايي قرار داده ايم تا درباره پيشگيري از جرايم مالي و تسهيل پيوستن مجدد بانكداري ايراني به اقتصاد جهاني اطمينان يابيم. پس از تصويب قانون مقابله با پولشويي و مقررات اجراي آن در چند سال پيش، اجراي اخير قانون مبارزه با تامين مالي تروريسم مانع مهمي را از سر راه تعامل مجدد بانك هاي ايراني با همتايان خارجي برخواهد داشت. ما متعهد به تقويت بيشتر مقابله با پولشويي و مبارزه با تامين مالي خارجي تروريسم هستيم و خواستار ارزيابي صندوق بين المللي پول درباره استانداردهاي كارگروه ويژه مالي شديم و قصد داريم به گروه مقابله با پولشويي و مقابله با تامين مالي تروريسم اوراسيا ملحق شويم.

سيف در ادامه اما در پاسخ به سوال خبرنگاري درباره امكان بهره مندي سپاه پاسداران از پول هاي مورد مبادله ميان موسسات مالي غربي و ايراني گفت كه از طريق سيسم مشتري خود را بشناس مي توانيد طرف مبادله خود را بشناسيد و مطمن بشويد پول مورد مبادله در كجا هزينه مي شود.

وي در پاسخ به اين سئوال كه « مسئله اي كه به خصوص براي آمريكايي ها در جستجو براي پتانسيل روابط تجاري با ايران موجب نگراني است اين است كه براي سرمايه گذاران خارجي در ايران اين مسئله مطرح است كه آنها تا چه اندازه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران كار مي كنند ، از آن حمايت مي كنند يا موجب تقويت آن مي شوند؟ آيا اين امكان وجود دارد اين مسئله (سپاه پاسداران انقلاب اسلامي) را از اقتصاد كلي جدا كرد؟»، گفت:

به نظر مي رسد در اينجا مقداري اغراق شده است. اقتصاد ايران بسيار شفاف است و آمارهاي مالي در دسترس هستند و شما مي توانيد به آساني به آن دسترسي پيدا كنيد. شما مي توانيد از طريق كي واي سي يا مشتري خود را بشناس اين كار را انجام دهيد و خدماتي است كه هر يك از سرمايه گذاران خارجي مي توانند از آن براي شناسايي مشتريان استفاده كنند. بنابراين سرمايه گذاري خارجي بايد بصيرت و توانايي شناسايي طرف مقابل خود را داشته باشد و اين كاملا امكان پذير است. شما مي توانيد سرويس هاي موجود در كشور را خريداري كنيد. شركت هاي مختلف و شركت هاي معتبر هستند كه  مي توانند خدمات شناخت مشتري را ارائه كنند. حتي در ايران زماني كه ما مي خواهيم در كشوري خارجي اعم از اروپايي يا همسايه سرمايه گذاري كنيم، معمولا از مشتري خود را بشناس استفاده مي كنيم و تلاش مي كنيم از سرويس هاي محلي در دسترس در آن كشور استفاده كنيم. بنابراين، اين شركت ها اطلاعات مورد نياز شما را فراهم مي كنند تا تصميم درستي بگيريد.

آمريكايي ها خود راه حل مشكلي كه ايجاد كرده اند را نيز ارايه دادند: شفاف شدن سيستم چرخه مالي در ايران به گونه اي كه مورد تاييد گروه اقدام مالي (FATF) قرار بگيرد و در نهايت براي آمريكايي ها مشخص و يقيني شود كه اين پول در اختيار سپاه پاسداران و در تقويت صنعت موشكي ايران و حمايت از جريان مقاومت قرار نمي گيرد. براي دستيابي به اين هدف ايران بايد قانون مبارزه با پولشويي و قانون مبارزه با تامين مالي تروريسم را آنگونه كه مورد تاييد گروه اقدام مالي قرار بگيرد اجرايي كند.

مذاكراتي براي تحريم هاي بيشتر
سوال: هدف آمريكا از طراحي پيچيده براي بسته نگه داشتن گلوگاهي كه دولت حسن روحاني بارها آن را شرط تحول اقتصادي ياد مي كرد يعني مبادله اقتصادي با كشورهاي غربي در نتيجه رفع تحريم ها، چيست؟

مذاكرات هرچند براي طرف ايراني راهبردي براي برداشته شدن تمامي‌تحريم‌ها تلقي مي‌شد، اما براي دولت آمريكا مذاكرات تنها پلي براي انتقال از وضعيت تحريم‌هاي فلج كننده به تحريم‌هاي هوشمند بود. آمريكايي‌ها نمي‌خواستند و نمي‌توانستند تحريم‌هاي فلج كننده را تا مدت زيادي ادامه دهند و اين امر آنها را مجاب مي‌كرد كه به دنبال پلي براي رسيدن به اهداف مدنظر خود باشد. اين اهداف شامل تغيير رفتار در چهار حوزه هسته اي، موشكي، منطقه و حقوق بشر در كوتاه مدت و تغيير سيرت (Regim Change) در بلند مدت مي شد لذا براي رسيدن به اهداف خود نيازمند اعمال تحريم‌هاي هوشمندانه بودند. تحريم‌هايي كه قابليت نگه‌داشت راحت‌تري نسبت به تحريم‌هاي فلج كننده داشته باشد از طرفي با قواعد بنيادي حقوق بين‌الملل و ارزش‌هاي انساني تعارض جدي نداشته باشد و در نهايت بتواند به صورت هوشمندانه بر نهادهاي انقلابي و قدرت جمهوري اسلامي ‌اعمال شود و آنها را منزوي كرده و زمينه حذف آنها را فراهم آورد.

آمريكا اين فرصت را در برجام به دست آورد تا بتواند مقدمات انتقال به دوران تحريم هوشمند را فراهم آورد. اين فرصت از دل مهندسي اعمال شده در برجام در بخش تحريم‌ها به وجود آمده است.

آمريكا با هوشمندي توانست با توافق برجام، نهادها، سازمان‌ها و افراد ايراني را به دو دسته خوب‌ها و بدها از منظر خود تقسيم كند. خوب‌ها آن دسته از نهادها،‌ سازمان‌ها، موسسات، بانك‌ها و افرادي هستند كه از نظر آمريكا جرم‌‌هاي قابل بخشش و چشم‌پوشي داشته و لذا مي‌توانند از نعمات برداشته شدن تحريم‌ها استفاده نمايند (اسامي‌اين دسته در پيوست سه و پيوست چهار از ضميمه دوم برجام آمده است) و بدها آن دسته از گروه‌هاي فوق هستند كه به دليل جرم‌هاي سنگين و غيرقابل بخششي كه از نگاه امريكايي داشتند نمي‌توانند و نبايد از نعمات برداشته شدن تحريم‌ها استفاده كنند.

شايد در نگاه اول اين مساله آنقدر اهميت نداشته باشد و با نگاه فرصت محور كه نگريسته شود فرصت خروج برخي از نهادها و بانك‌ها و ... از تحريم‌ها بيشتر به چشم بيايد و از طرفي براي آنها كه در تحريم مانده‌اند مشكلي متصور نيست چرا كه وضعيت آنها مانند گذشته است.

اما بهتر است واقعي‌تر به مساله نگريسته شود. واقعيت آن است كه فضاي محيطي براي همه تغيير كرده است به خصوص براي آنهايي كه هنوز در تحريم مانده‌اند. منظور از تغيير آن است كه آن دسته از نهادها، سازمان‌ها، موسسات و بانك‌ها و افرادي كه از تحريم‌ها بيرون آمده‌اند ديگر تمايلي به بازگشت به وضعيت تحريمي ‌ندارند و دليلي نمي‌بينند كه خود را به دردسر بيندازند و از دوران پسا تحريم استفاده نكنند. پس نبايد كاري كنند كه كدخدا بهانه‌اي به دست آورد و آنها را دوباره در ليست تحريم ببرد.

از طرف ديگر آنهايي كه در ليست تحريمي‌كدخدا مانده‌اند (SDN List) اگر كسي با آنها همكاري كند و كدخدا از اين همكاري مطلع شود، پيرو قانون تحريمي كاتسا منجر به تحريم شدن آنها مي‌شود و آنها نيز به ليست اس دي ان اضافه مي شوند. اين همان رمز انتقالي است كه آمريكا در برجام آورده و دولت روحاني با باقي ماندن در برجام به آن اعتبار بخشيده است.

رمز اين است كه تحريم‌هاي آمريكا تنها براي آن دسته از افرادي (حقيقي و حقوقي) موقتا متوقف (Cease the Application) خواهد شد كه از ليست تحريمي‌آمريكا خارج شوند و آن دسته از افراد كه باقي مي‌مانند وضعيتشان همچون گذشته است.
 
نتيجه مشخص است. آمريكا توانسته فضا تحريم را هوشمند كند به اين معنا كه افراد و نهادهاي بد از نظر او در داخل خاك ايران نيز طعم تحريم را مي‌چشند چرا كه آنهايي كه از تحريم بيرون آمده‌اند تمايلي به بازگشت به تحريم‌ها را ندارند. اين همان هوشمندي است كه آمريكا به دنبالش بود. در گذشته آمريكا هرچقدر هم كه تلاش مي‌كرد نمي‌توانست بازيگران داخل ايران را با خود همراه كند اما اكنون و به يمن اجراي برجام توسط ايران اين كار را مي‌تواند انجام دهد. از طرف ديگر تحريم‌هاي گسترده گذشته خود را نيز هر روز به صورت گسترده تر اعمال مي‌كند و از آن به عنوان ابزار فشاري براي پذيرش كامل خود تحريمي بهره مي برد.

آمريكا با هوشمندي توانسته ميان بازيگران ايراني يك شكاف «درون تحريم- بيرون تحريم» ايجاد كند. به معناي ديگر رفتار بازيگران ايراني را توانسته مهندسي كند.

با بررسي اطلاعات مشخص مي‌شود مهم‌ترين و شايد اولين هدف آمريكا از اين طراحي ايزوله كردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ‌و تمامي‌ نهادهاي وابسته به آن است. پيش بيني مي‌شود اين حركت با بخش اقتصادي اين نهاد انقلابي آغاز شود چرا كه زمينه فكري آن در داخل كشور نيز مهيا است. براي مثال قرارگاه خاتم الانبيا كه يكي از نهادهاي اقتصادي وابسته به سپاه است و در ليست تحريمي ‌آمريكا قرار دارد مي‌تواند هدف قرار گيرد و گرفت. نمونه آن را در نحوه اجراي قراردادهاي جديد نفتي IPC توسط وزارت نفت مشاهده كرديم كه به راحتي اين قرارگاه با تمامي توانمندي هاي فني خود كنار گذاشته شد.

و در نهايت دولت حسن روحاني براي رهايي از مخمصه عدم مبادلات بانكي همان طور كه آمريكايي ها مي خواستند به FATF  پناه برد و «تعهد سياسي سطح بالا» به گروه اقدام مالي داد تا  «با يك برنامه اقدام براي رفع كمبودهاي مربوط به مبارزه با پولشويي و مقابله با حمايت از تروريسم» راه را براي نظارت FATF بر ايران هموار كند. مسيري از پيش طراحي شده توسط مهندسين تحريم امريكايي.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه