یکشنبه 25 آذر 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
ديدارها
 
 
توضيحات
عكس:ديدار اعضاي جبهه پايداري با نماينده ولي فقيه و نماينده خبرگان رهبري در قزوين
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 آسيب‌شناسي برجام و ريشه‌هاي توافق هسته‌اي درگفت‌وگو با دكتر ابومحمد عسگرخاني؛
 برجام اروپايي چيزي جز سراب نيست/ وقتي هم تحريم‌ها باقي مانده و هم رژيم بازرسي‌ها، يعني اروپايي‌ها زندانبان ما شده‌اند
تاريخ  :  1397/05/07

الان ديگر به وضوح مشخص است كه دشمنان، ما را در يك خيابان يكطرفه كه انتهاي آن هم پرتگاه هست قرار داده‌اند. اگر مي‌خواهند تحت عنوان مصلحت نظام، گذرگاهي را بزنند و اينكه به‌خاطر مصلحت نظام مجبور بوديم اين كار را بكنيم، اين گذرگاه، گذرگاه تاريك و خونيني خواهد بود.


دكتر ابومحمد عسگرخاني، استاديار روابط بين‌الملل در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران را شايد بتوان كلاسيك‌ترين منتقد روند مذاكرات هسته‌اي در سال‌هاي اخير معرفي كرد. اين استاد دانشگاه كه دكتراي روابط بين‌الملل خود را از دانشگاه كوئينز كانادا دريافت كرده، از منظري تئوريك و دانشگاهي، منتقد شيوه مذاكرات ظريف با 1+5 بوده و اكنون نيز برجام اروپايي را عملا ناشدني توصيف مي‌كند. دكتر عسگرخاني در گفت‌وگو با «وطن امروز» به آسيب‌شناسي برجام و ريشه درازمدت اين توافق پرداخته و تاكيد مي‌كند به خاطر اشتباهات متعدد وزارت امور خارجه، اين نهاد ديگر شايستگي اداره پرونده هسته‌اي را ندارد. به گفته عسگرخاني، برجام اروپايي، يك تقسيم كار كارشناسانه ميان آمريكا و اروپاست كه برجام را به زندان ايران تبديل كرده است.

بعد از خروج آمريكا از برجام، يك بحثي درباره بايسته‌هاي سياست خارجي ما مطرح است و آن اينكه ادبيات ما در اين حوزه لازم است به نسبت شرايط، كمي تغيير كند و با واقعيت‌هاي روز متناسب شود؛ موضوعي كه تحت مقوله اقتدارگرايي مطرح مي‌شود. اگر ممكن است درباره همين مولفه‌ها و پارامترهاي اقتدارگرايي در سياست خارجي با توجه به شرايطي كه در آن قرار داريم صحبت بفرماييد.
در تحليل سياست خارجي ما معمولا به 3 عنصر اشاره مي‌كنيم: يكي ساختار سياست خارجي، دوم دستوركارها و سوم فرآيندهاي آن. وقتي ما در اين 3 مولفه دقت مي‌كنيم، مي‌بينيم ضعف بسيار بزرگي در سياست خارجي ما وجود دارد. البته متوليان اين موضوع معمولا در چنين شرايطي اساتيد دانشگاهي را متهم مي‌كنند كه بيرون گود نشسته‌اند و خيلي در جريان كار و وسط ميدان حضور ندارند كه بدانند چه مشكلاتي در مسير كار قرار دارد ولي واقعيت اين است كه برخي از ما اساتيد هم به اندازه كافي تجربه داريم و اين موضوعات را از نزديك لمس كرده‌ايم، بنابراين وقتي حتي تئوري‌ها را كنار گذاشته و به عملكرد‌ها نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم عملكردها به طريقي نبوده كه اگر تدبيري عليه كشور ما از خارج مي‌انديشند، ما در مقابل آن يك تدبير متقابل داشته باشيم و بتوانيم يا آن تدابير را كلا نفي و عقيمش كنيم يا آنكه مسير آن را عوض كنيم. ما مي‌بينيم چنين تدبيري وجود ندارد. حالا خيلي نمي‌خواهيم به مقوله ساختار در سياست خارجي بپردازيم.

البته اين ساختار از زمان قاجار بوده و مشكلات خاص خودش را دارد اما وقتي «دستوركارها» را نگاه مي‌كنيم كاملا سياست خارجي ايران در اين حوزه منفعل بوده و نتوانسته با تدابير خصمانه‌اي كه عليه ملت ايران اتخاذ مي‌شده، بتواند حداقل موازنه‌اي را برقرار كند. حتي من نمي‌گويم آن توطئه‌ها را نفي كند، مي‌گويم موازنه. اين را در تك تك موضوعات و دستوركارها بخوبي مي‌بينيم كه يكي از آنها همين بحث برجام است. مشكلات ديگري هم در اين چارچوب پيش از اين داشتيم كه مطرح كرديم و ديگران هم مطرح كرده بودند ولي ماهيت موضوع براي سياست خارجي ما روشن نبوده است. بديهي است كه هر كدام از اين موضوعات نظير برجام خودش به عنوان يك رژيم (نمي‌خواهم بگويم قرارداد يا كنوانسيون) داراي نكات مهمي است كه در وهله اول اصول در رابطه با اهداف است، دوم هنجار آن در رابطه با رفتارهاست، سوم قواعد آن است كه نشان مي‌دهد اين رفتار بايد چگونه باشد تا به آن اهداف برسيم، چهارم نحوه تصميم‌گيري است و پنجم نحوه تفسير اينهاست كه اگر زماني مشكلي به وجود آمد، تفسير آن به چه شكلي باشد. ششم هم حوزه، دامنه و مدت زمان اعمال موضوعات است كه بايد دنبال شود. وقتي ما اينها را بررسي مي‌كنيم، مي‌بينيم مسائلي مثل برجام تاكنون بسيار زياد بوده و چون اين موضوع خاص در حوزه امنيت تعريف مي‌شده در سطح بين‌المللي مورد تاكيد ويژه قرار گرفته است. از اين نگاه ديپلماسي ما نتوانسته اين بده بستان‌ها را در چارچوب علمي خودش دنبال كند. يعني بيايد بگويد كه هدفش چه بوده، رفتارها و قواعد چه هست و دستاوردها چگونه بوده است. بنده تك‌تك اينگونه پروژه‌ها را مي‌توانم براي شما مثال بزنم.

براي فهم بهتر دستوركارهاي غرب عليه ايران، شما يك مثلثي را در نظر بگيريد. اين مثلث 3 زاويه دارد؛ يك زاويه فرهنگ، يك زاويه اقتصاد و يك زاويه امنيت است. اتفاقا اين مثلث، مثلث قائم‌الزاويه و ضلع اصلي آن، امنيت است. 2 زاويه و ضلع ديگر اقتصاد و فرهنگ است. اگر به اين دقت كنيد، مي‌بينيد كه دستوركارهايي كه درباره كشور ما وجود دارد اگر يكي يكي داخل اين مثلث بياوريد، هر كدام از آن دستوركارها در قالب يكي از اين 3 ضلع تعريف خواهد شد. به عنوان مثال ISA يا قانون تحريم‌هاي ايران در زاويه اقتصاد قرار مي‌گيرد. FATF هم در زاويه اقتصاد قرار مي‌گيرد. برجام در حوزه امنيت كه ضلع اصلي آن مثلث است قرار گرفته و كاتسا هم همين‌طور. NPT هم در بحث امنيت و 2030 و قانون مقابله با رسانه‌هاي گروهي جمهوري اسلامي در حوزه فرهنگ قرار مي‌گيرد. تمام اين دستوركارها را كه شما در آن تامل كنيد، به نظر من ديپلماسي ما نتوانسته اهداف تك تك اينها را بررسي كند و هنجارهاي مرتبط با اينها را بفهمد و قواعد اينها و دامنه شمولي اينها را بررسي كند. علاوه بر آن بيايد و ارتباط بين اينها را بررسي كند. ببينيد كه چطور مثل شبكه‌اي از تارعنكبوت اينها به يكديگر متصلند.

براي شما يك مثالي مي‌زنم: در بحث ISA مي‌گويند كه رئيس‌جمهور آمريكا نمي‌تواند اين تحريم‌ها را لغو كند مگر اينكه ايران، موارد مورد ادعاي آنها را رعايت كند: 1- دست از حمايت از تروريسم بردارد، 2- در بحث حقوق بشر عقب‌نشيني كند و 3- به سمت توليد سلاح‌هاي كشتار جمعي نرود. سلاح‌هاي كشتار جمعي نه‌تنها بحث هسته‌اي را شامل مي‌شود، بلكه سلاح‌هاي شيميايي و ميكروبي را هم شامل مي‌شود. در بحث FATF هم ذيل سازمان‌هايي كه درگير پولشويي هستند از سپاه پاسداران نام مي‌برند! همچنين در بحث تروريسم باز پاي سپاه را وسط مي‌كشند. به همين طريق سلاح‌هاي كشتارجمعي، تروريسم و پولشويي را با هم مرتبط كرده و FATF را به ISA وصل مي‌كنند. حداقل در تروريسم اينطور است. در برجام هم ابتدا بحث سلاح‌هاي هسته‌اي و در فازهاي بعدي كه الان دارد مطرح مي‌شود، شما 12 شرط وزير خارجه آمريكا را مي‌بينيد كه بحث خلع سلاح متعارف، خلع سلاح نامتقارن، خلع سلاح سايبري و... را مطرح مي‌كند. پس شما مي‌بينيد كه همه اين دستوركارها به همديگر متصل و پيوسته هستند. در كاتسا هم مي‌بينيد كه نوك پيكان آن سپاه پاسداران را نشانه گرفته؛ سپاه را مصداق تروريسم تلقي مي‌كنند و منابع مالي آن را هم پولشويي مي‌دانند. در نتيجه پولشويي مرتبط مي‌شود به كاتسا و كاتسا هم مرتبط مي‌شود به برجام. همين‌طور برجام مرتبط مي‌شود به FATF.

FATF هم به ISA وصل مي‌شود. در نتيجه شما مي‌بينيد كه اينها مثل يك شبكه تار عنكبوتي به يكديگر متصلند. در كنار اين موضوعات، شما دستوركارهاي فرهنگي را مي‌بينيد كه به صورت آموزشي و فرآيندي علاوه بر 2030، روز و شب در قالب بنگاه‌هاي خبرپراكني و فيلم و سريال دنبال مي‌شود.

در مقابل همه اين تدابير، دستگاه ديپلماسي ما بايد قادر باشد با اين تهديدهايي كه در اين سطح است مقابله كند اما بنده نه‌تنها اقدامي در اين راستا نديدم، بلكه چنين به نظر مي‌رسد كه اعتقادي هم به اين كار نبوده است، چنانكه تاكنون شاهد بوده‌ايم. اصل مشكل همين‌جاست كه شما در اين دستگاه، خودباوري اينكه مي‌توان چنين كارهايي را انجام داد نمي‌بينيد. بارها در سخنان برخي ديپلمات‌ها ديديم كه پس از ماموريت‌هايي كه در نيويورك داشتند، آمدند و در داخل مقامات را ترساندند كه آمريكا در صدد حمله هسته‌اي به ايران است! اين نقطه ضعف يك ديپلمات است. يا اينكه در سخنراني خود در دانشگاه مي‌گويند آمريكا آنچنان قوي است كه مي‌تواند با يك بمب ما را نابود كند. ما در مقابل اين رويه مي‌گوييم كه منطق واقع‌گرايي در دنياي امروز اين است كه «قدرتت را افزايش بده تا نجنگي». اگر نمي‌تواني قدرت خود را افزايش دهي، محكوم به جنگي، بنابراين كسي كه اعتقاد ندارد به اينكه ما مي‌توانيم قوي باشيم و مقاومت كنيم، اين يك نقطه ضعف براي او محسوب مي‌شود. اتفاقا وجه علمي ديپلماسي، نقطه عكس اين رويه آقايان است.

ما ضمن اينكه امضاي برجام و نافذ شدن برجام را امر مضري براي جمهوري اسلامي مي‌دانستيم اما در همين اواخر و وقتي قرار شد اين كار انجام شود، من پيشنهاد دادم حداقل كاري كه شما مي‌توانيد بكنيد اين است كه بياييد با قضيه علمي برخورد كنيد نه جناحي. مساله تحريم را فقط با سياست نمي‌شود حل كرد؛ بخشي از آن فني است، بخشي حقوقي و بخشي اقتصادي. بخشي مربوط به كشتيراني و بخشي مربوط به بانك‌ها و سوئيفت است. مي‌خواهم بگويم در اين قضيه چون پاي واردات و صادرات ما در ميان است و همين‌طور روابط امنيتي و فرهنگي و اقتصادي، لازم بود بخش‌هاي مختلف درگير اين قضيه بشوند. علاوه بر آن بايد در سطح بين‌المللي سوالات مختلف و مرتبط با اين حوزه به كارشناسان مربوط داده و پاسخ‌هاي شفاف گرفته مي‌شد. مثل روالي كه در نظريه‌هاي حقوقي طي مي‌شود ولي متاسفانه برجام در پرده‌اي از ابهام و بدون مشورت با متخصصان پذيرفته شد. در پرونده‌هاي اين‌چنيني هميشه 2 عنصر متضاد وجود دارد؛ يكي اصل شفافيت و يكي اصل محرمانه بودن. در برجام محرمانه بودن غالب و شفافيت مغلوب شد.

حتي نماينده‌ها مكرر گفتند كه از جزئيات برجام مطلع نشدند!
نماينده‌هاي مجلس كه بايد به لحاظ قانوني مطلع مي‌شدند اما متخصصان كاربلد هم اطلاع پيدا نكردند.

آقاي دكتر! من از صحبت‌هاي شما به اين نتيجه رسيدم كه دستورالعملي كه در مذاكرات پياده شد و تمام رژيم توافقنامه‌هايي كه در چارچوب‌هاي مشخص فرموديد، مبتني بر اقتدار نبود. بنا بر فرمايش حضرتعالي مبني بر اينكه معتقد بودند نيازي به قدرتمند شدن ما نيست تا وارد جنگ نشويم يا اينكه گفتند آمريكا با يك كليد مي‌تواند ما را نابود كند و همچنين نتايجي كه الان از برجام شاهديم و نظر به اصل محرمانگي اين قرارداد، اكنون شاهديم اين رويه، ناكارآمد و نسبت به مقوله اقتدار بي‌تفاوت بوده. با همه اينها حضرتعالي معتقديد اينها اعتقاد و التفات به اين نكات نداشتند؟ و ضمنا اينكه چرا چنين شرايطي به وجود آمد؟
براي ريشه‌يابي اين موضوع بايد گذشته‌ها را بازخواني كرد. اين مساله كه سرانجامش برجام شد، نتيجه يك فرآيندي بوده كه از گذشته آغاز شد. اين فرآيند را بايد در بستر تاريخ فهميد. در اصطلاح هم به آن «رويه هسته‌اي» مي‌گويند. اين رويه 2 بخش دارد؛ يك بخش آن بين‌المللي است اما بخش ديگر آن كاملا داخلي است. بخش بين‌المللي آن عبارت است از تلاش‌هاي اوليه براي فرمول‌بندي و تبيين مفاهيم و ايجاد مفاهيم. اما از سال 1995 اين رويه، ايراني و داخلي شده و جمهوري اسلامي دخيل در اين موضوع مي‌شود. من نمي‌خواهم در اين باره از كسي اسم ببرم ولي شما بررسي كنيد كه در اين سال چه كساني بودند كه رفتند و ان‌پي‌تي را نامحدود پذيرفتند؟ حال آنكه من اواسط 1980 صريحا خواستم كه از ان‌پي‌تي خارج شويم. زماني كه آمريكا سكوهاي نفتي ما را مي‌زد من اين درخواست را كردم ولي كسي توجهي نكرد. يا در سال 1989 وقتي به كانادا رفتم و با اساتيدي كه اين پيمان‌ها را مي‌نويسند آشنا شدم، ديدم اينها مي‌گفتند كه در سال 1995 يعني چند سال آينده تصميم داريم ان‌پي‌تي را نامحدود وضع كنيم. در نتيجه بذر برجام در سال 1995 با امضاي تمديد نامحدود ان‌پي‌تي توسط ديپلمات‌هاي ايراني كاشته مي‌شود. سال 1996 «CTBT» امضا مي‌شود كه آن ديگر خطرناك‌ترين معاهده‌اي هست كه تاكنون امضا شده، همان افرادي كه ان‌پي‌تي را نامحدود پذيرفتند CTBT را امضا مي‌كنند. 3 ماه بعد از آن آمريكا تحريم‌هاي داماتو را اعمال مي‌كند. به يك معنا با اين كارشان به تيم ايراني گفتند دست شما درد نكند! و بعد در موارد متعدد من مخالفت خود را با CTBT اعلام كردم و خواستار خروج ايران از ان‌پي‌تي شدم.

اتفاقا همان زماني كه هند و پاكستان آزمايش‌هاي هسته‌اي اجرا كردند، طي صحبت‌هايي در تلويزيون ايران در برنامه جهان سياست و همچنين در سخنراني‌هاي خود در مجلس و وزارت امور خارجه صريحا گفتم: «چو تو خود كني اختر خويش را بد، مدار از فلك چشم نيك اختري را / بسوزند چوب درختان بي‌بر، سزا خود همين است مر بي‌بري را» كه اين سخنراني‌‌ام در سال 1376 در مجله سياست دفاعي منتشر شد. در آنجا نوشتم ملتي كه داوطلبانه خود را خلع سلاح مي‌كند، آينده خود را در روابط بين‌الملل در معرض شرايط نامعلومي قرار مي‌دهد. ريشه برجام در اينگونه مناسبات ‌است و پديده‌اي نيست كه هم اكنون درست شده باشد. ما در اين مسير شاهد آن بوده‌ايم كه چه نمايش‌هايي در صحنه داخلي و صحنه بين‌المللي اجرا شد براي اعمال CTBT. ما از همان زمان اين مسائل را مطرح كرديم. حتي بنده يادم مي‌آيد كه در زمان آقاي خاتمي كه آقاي خرازي وزير امور خارجه و آقاي شمخاني وزير دفاع شده بود، در دفتر مطالعات صحبت كردم و گفتم شما وارث يك بدعتي شديد. گفتم اگر روزي آمدند و محرمانه‌ترين مكان‌هاي كشور نظير كاخ رياست‌جمهوري را گشتند نگوييد كه كسي اين حرف‌ها را به ما نزد. تازه آن موقع هنوز صدام سركار بود و 11 سپتامبري هم پيش نيامده بود. من در آن برهه فقط و فقط بر اساس ايجاد 3 رژيم درباره ان‌پي‌تي و CTBT اين حرف‌ها را زدم: رژيم نظارت، رژيم بازرسي و رژيم مصونيت. گفتم قطعا اين بازرسي‌ها انجام خواهد گرفت. گفتم كه آنها از محرمانه‌ترين پايگاه‌هاي ما اطلاعات را خارج خواهند كرد. طبيعي است كه وقتي شما در CTBT قبول مي‌كنيد رژيم نظام لرزه‌نگاري را بپذيريد، وقتي كه چنين ابزارهايي را مي‌پذيريد، اين اطلاعات انتقال پيدا مي‌كند. وقتي كه قبول مي‌كنيد اين بازرسي‌ها انجام بگيرد، آنها هم قدم به قدم مذاكرات را بر اساس اين پيش خواهند برد.

واقعيت اين است كه اصلا براي من اين مهم نبود كه اورانيوم چند درصد غني مي‌شود، بلكه براي من، محرمانه نگه داشتن مسائل امنيتي در اولويت بود. شما ببينيد، هرگز نشد كه در دوران جنگ سرد، ايالات متحده آمريكا كوچك‌ترين اطلاعاتي راجع به پايگاه‌ها و دستگاه‌هاي نظامي‌اش به شوروي بدهد. حتي اطلاعات مربوط به قطعات فانتوم را هم نداد، شوروي هم همين‌طور؛ در عين حالي كه با هم معاملات اقتصادي داشتند. براي اينكه امنيت و اطلاعات نظامي ضلع اصلي است.

آقاي دكتر! خيلي كامل و مشخص توضيح داديد، هر چند برخي از زوايايي كه مطرح كرديد خيلي جاي بحث و پرداخت دارد، بويژه بحث امنيت كه در اين مذاكرات عملا ناديده گرفته شد. الان اين سوال مطرح است كه با توجه به خروج آمريكا از برجام، وضعيت طرفين اين معاهده به يك حالت نامتعادلي رسيده و هر آنچه كه شما و ساير منتقدان اين حوزه مي‌گفتيد الان ديگر در پيشگاه قضاوت عمومي براي مردم ثابت شده است؛ الان چه بايد كرد؟
البته خود اين موضوع جاي تامل دارد كه واقعا الان آمريكا خارج شده يا نه! الان يك پاي آمريكا داخل برجام است و پاي ديگرش بيرون. يك پاي داخل برجام، پاي خود آمريكا نيست، بلكه پاي اروپايي‌هاست. يعني طرف مقابل ما، اروپايي‌ها را گذاشته در اين ماجرا تا ايران را زنداني اروپا نگه دارد. به اين صورت كه تمام محدوديت‌هاي برجام از قبيل رژيم بازرسي و رژيم نظارت پابرجا بوده و از آن طرف هم تحريم‌ها باقي بماند، بنابراين آمريكا يك زنداني را درست كرده و اروپايي‌ها زندانبان ما شده‌اند. از آن طرف ترامپ فازهاي بعدي برجام را پيش مي‌برد.

يك تقسيم كار حرفه‌اي!
دقيقا! يك تقسيم كار كارشناسانه براي رسيدن به كمال درجه خلع سلاح. خلع سلاح هسته‌اي توسط اوباما انجام گرفت اما خلع سلاح متعارف و نامتقارن كه شامل موشكي و سايبري هم هست توسط ترامپ و با حفظ فازهاي قبلي انجام مي‌شود، بنابراين من معتقدم مسؤولان محترم تحت عنوان مصلحت نظام اين مسائل را ناديده نگيرند. ما هر كجا كه صحبت كرديم در مقابل آن بحث مصلحت نظام را مطرح كردند. مصلحت نظام چيست؟ اين بايد دقيق تفسير شود. اين مطالباتي كه در 12 خواسته وزير خارجه آمريكا اخيرا مطرح شده، خلاصه‌اش مي‌شود قطع بازوهاي ايران در سوريه، يمن، عراق، لبنان و فلسطين و قلع و قمع سپاه كه تحت عنوان FATF و مبارزه با تامين مالي تروريسم يا مبارزه با پولشويي انجام مي‌شود.

جالب است كه بحث انتقال موشك‌هاي سپاه با كشتي را مطرح كرده‌اند. سوال اين است كه مگر ساير كشورها با شتر اسلحه مي‌فروشند و جابه‌جا مي‌كنند؟! بزرگ‌ترين تجارت اسلحه كه مشخص است از آن كدام كشور است. توليد‌كنندگان اسلحه كه آمريكا، روسيه، چين، اسرائيل و اينها هستند. وارد‌كننده اسلحه هم مشخص است؛ در درجه اول كشورهاي عربي خاورميانه. اتفاقا دلالان اسلحه هم مشخص‌اند؛ دلال‌هاي اروپايي كه حرفه‌اي اين كار هستند. اينها اسلحه را با شتر حمل مي‌كنند؟! اين انتظار هست كه اين رويه به سرعت تغيير كند، چرا كه بحث حيات نه‌تنها جمهوري اسلامي، بلكه حيات ملت ايران و بقاي قلمرو خاكي ايران مطرح است. الان ديگر به وضوح مشخص است كه دشمنان، ما را در يك خيابان يكطرفه كه انتهاي آن هم پرتگاه هست قرار داده‌اند. اگر مي‌خواهند تحت عنوان مصلحت نظام، گذرگاهي را بزنند و اينكه به‌خاطر مصلحت نظام مجبور بوديم اين كار را بكنيم، اين گذرگاه، گذرگاه تاريك و خونيني خواهد بود.

آقاي دكتر! اجازه بدهيد رك باشيم؛ آيا با اين دستورالعمل‌ها و اين افراد در سياست خارجي، تغيير مسير ممكن است؟
نكته اساسي اين است كه دگرانديشي در اين حوزه شكل بگيرد. الان ديگر مشخص شده است كه ديپلماسي فعلي نه‌تنها منفعل بوده، بلكه راه اشتباهي را هم رفته و ساختار را هم نفهميده است. اين تيم دستوركارها را هم كه در ابتداي مصاحبه به آن اشاره داشتم، بخوبي تحليل نكرده و فرآيند را نديده‌ است. بنده وقتي به گذشته اينها نگاه مي‌كنم، مي‌بينم در خوشبينانه‌ترين حالت، جهالت و بي‌خبري صرف بوده است. بنده براي اثبات همين موضوع يك سندي را خدمت شما عرض مي‌كنم. زماني كه من در دانشكده وزارت امور خارجه درس مي‌دادم، ديپلمات‌هاي وزارت امور خارجه براي ارتقاي مقام مي‌آمدند آنجا. از جمله در يك دوره تمام نيروهاي اداره خلع سلاح به صورت يك كلاس آمدند با من درس گرفتند. همان اوايلي كه من بحث ان‌پي‌تي و CTBT را شروع كردم، واقعا ديپلمات‌هاي اداره خلع سلاح، حساسيت نشان دادند. بعد از اينكه يكي، دو ماه گذشت و من درس را كامل تشريح كردم، آن ديپلمات‌ها كاملا عوض شدند. رئيس وقت اداره خلع سلاح يك روزي به من زنگ و گفت به حرمت استاد و شاگردي يك روز بياييد دفتر ما با هم صحبت كنيم. من رفتم و او در آن جلسه گفت كه واقعيت امر اين است كه زماني كه ما رفتيم و اين را امضا كرديم، نه من و نه ساير ديپلمات‌ها نمي‌دانستيم چه چيزي را امضا كرديم.

و در نهايت شد آنچه كه نبايد مي‌شد... در حال حاضر شما معتقديد در تيم ديپلماسي ما بايد تجديدنظر شود؟
به نظر من در وهله اول بايد يك كار كارشناسي جدي شود و در مرحله بعد كساني روي كار بيايند كه به اقتدار ايران اعتقاد دارند. چنانكه معروف است كه مي‌گويند خواستن توانستن است، هر جا كه اراده باشد راهي براي مشكلات پيدا مي‌شود.

با رويكرد فعلي مي‌شود؟
تجربه سال‌هاي گذشته نشان داده اين امكانپذير نيست. براي اينكه تيم فعلي ناظر بر رويه‌ها نبودند و رويه‌ها براي‌شان ملكه نشده بود. لازم است كه ما همه گزارشات آژانس را دوباره تفسير كنيم. نه‌تنها گزارشات مربوط به خودمان كه حتي گزارشات آژانس عليه عراق را هم بايد دوباره تفسير كنيم. وقتي بحث كنترل تسليحات عليه ايران و ليبي و كره‌شمالي و عراق شروع شد، دقيقا فرمول را جايگزين كردند به اين صورت كه جايي كه مي‌گفتند غرامت كامل، به جاي غرامت، از كلمه همكاري كامل استفاده كردند؛ همكاري كامل هم يعني بازرسي كامل، يعني نظارت كامل، يعني مصونيت كامل، در نتيجه دائما در گزارشاتي كه درباره عراق بود، مي‌گفتند عراق همكاري مي‌كند اما همكاري‌اش كامل نيست. زماني همكاري عراق كامل شد كه صدام سقوط كرد! و اتفاقا درست همان جملات را دوباره عليه ايران به كار مي‌برند. به صراحت در گزارشات گنجانده‌اند كه همكاري ايران بايد كامل باشد. حتي در برجام واژه «جامع» را گذاشتند. بنابراين چطور مي‌شود اين واژه‌ها را ناديده گرفت و معاهده‌اي را امضا كرد كه فقط به يك زبان باشد؟ در همه جاي دنيا هر معاهده و قراردادي را به 2 زبان مي‌نويسند تا اگر اختلافي پيش آمد بتوان حل كرد. با اين نگارشي كه در برجام است اگر روزي بخواهيم تفسير كنيم، هيچ راهي نداريم مگر اينكه به صورت خيلي ايده‌آليستي بگوييم اصل تفسير به زبان نويسنده است. هيچ كسي هم قبول نمي‌كند. تفسير آنها اين است كه ما اين معاهده را گذاشتيم براي اينكه منافع امنيتي دنيا حفظ شود. يعني اتهاماتي كه عليه جمهوري اسلامي مطرح است حاصل فرآيندي است كه آقايان طي كردند. اين را هم بايد در نظر داشت كه كشورهايي كه به ظاهر در كنار ما هستند واقعا تا كجا با ما هستند؟

تغيير اين وضعيت خيلي ضروري به نظر مي‌رسد. درباره برجام ظاهرا تنها 2 راه پيش روي ماست: يا از اين معاهده خارج شويم يا اينكه با اروپا ادامه دهيم؛ نظر شما در اين باره چيست؟
همانطور كه گفتم بايد در مرحله اول كارشناسي دقيق انجام شود و سپس پرونده هسته‌اي از دستگاه وزارت امور خارجه گرفته شود.

به كجا برود؟
همانطور كه مثلث قائم‌الزاويه و 3 ضلع آن را توضيح دادم، بنده امنيت را ضلع اصلي مي‌دانم و به همين خاطر معتقدم پرونده بايد به گونه‌اي مديريت شود كه نيروهاي امنيتي نقش اساسي را در آن ايفا كنند. بنده بارها و بارها به سپاه پاسداران گفته‌ام كه شما بايد «بروكراسي هسته‌اي» ايجاد كنيد. آنچه باعث شد به‌رغم فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، روس‌ها كاملا از داخل متلاشي نشوند، چه بود؟ آنها در آن برهه اقتصاد كه نداشتند، حتي معروف است كه بسياري از زن‌هاي روس از سر ناچاري به كشورهاي ديگر براي تن‌فروشي مي‌رفتند چون اقتصاد روسيه عملا فلج بود. در نتيجه اين قدرت سخت بود كه روس‌ها را نجات داد. آن هم ثمره بروكراسي هسته‌اي بود. به نظر من نيروهاي امنيتي تركيبي از وزارت اطلاعات، سپاه، نيروهاي نظامي و ارتش؛ اينها بايد در محوريت پرونده قرار بگيرند و بعد از اينها شوراي عالي امنيت ملي. ديپلماسي زماني مي‌تواند كار كند كه شما با دست‌هاي پر پشت ميز مذاكره بنشينيد. در كجاي دنيا برد - برد هست؟

صحبت‌هاي اخيري كه درباره امنيت فروش نفت منطقه توسط رئيس‌جمهور مطرح شده را مي‌توان در راستاي تغيير رويكردها در ديپلماسي تلقي كرد؟
سردار سليماني از مواضع رئيس‌جمهور خيلي تمجيد كرد. من معتقدم رهيافت‌ها و ديدگاه‌هاي امنيتي توسط ديپلمات‌ها محقق نمي‌شود و امكانپذير نيست. حتي اگر دستگاه ديپلماسي مايل به اين رويكرد هم باشد، قادر نخواهد بود. براي اثرگذاري اين راهبرد، طرف دعوا هم بايد مايل باشد و هم قادر و اگر يكي نباشد كار جلو نخواهد رفت. يك تاجر نمي‌تواند تصميمي در حوزه هوافضا بگيرد. يك ديپلمات نمي‌تواند تصميم يك نيروي امنيتي و نظامي را بگيرد. اصرار براي اينكه افراد در جايگاه‌هاي خود و تخصص خود قرار بگيرند براي همين است.

يك سوالي هم درباره برجام اروپايي داشتيم؛ پس از خروج آمريكا از برجام و شكست اين نوع مدل مذاكرات، دولت، برجام اروپايي را در دستور كار قرار داد و برخي رسانه‌ها هم در تلاش‌اند با توجه به برخي اقدامات اتحاديه اروپايي در گذشته نظير تصويب قوانين بازدارنده مقابل تحريم‌هاي داماتو يا حمايت اين اتحاديه از كوبا مقابل تحريم‌هاي آمريكا، اين تصوير را براي مردم بسازند كه واقعا اروپا مي‌تواند كنار ايران و مقابل آمريكا بايستد؛ تحليل حضرتعالي از اين موضوع چيست؟
خيلي سوال مهمي است و واجب بود به آن بپردازيم. به چند دليل اين موضوع نمي‌تواند انجام شود و در واقع چيزي جز سراب نيست و خودفريبي است؛ علت اول اين است كه تحريم‌ها بازيگران غيردولتي را شامل مي‌شود. بازيگران و شركت‌هاي چند مليتي كه دولت‌هاي اروپايي كنترلي روي آنها ندارند. دوم اينكه در اروپا با توجه به اوضاع و احوالي كه در خود اروپا هست هنوز سياست‌شان نتوانسته يك كاسه شود. در اين موضوع خاص هم سياست واحدي از طرف كشورهاي اروپايي ديده نشد. حتي دولت‌هاي اروپايي نتوانستند يك قانون اساسي را بر اساس آراي مردم اخذ كنند و در نهايت هم تصويب آن را از پارلمان‌هاي‌شان گرفتند. بارها اين جمله را گفتم كه اتحاديه اروپايي سوپ نپخته است و هرگز هم جا نمي‌افتد. دليل سوم اين است كه اين مساله از آنجايي كه امنيتي است مستقيما به پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) مربوط مي‌شود و سازمان ناتو به هيچ وجه حاضر نيست آن رهيافت‌هاي دولت‌هاي اروپايي را كه فقط تبليغات است بپذيرد. فرصتي نيست كه من بگويم كه در خود ناتو چه مشكلاتي وجود دارد. دشمن دوست شما، دشمن شماست. اسرائيل دوست اروپايي‌هاست.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه