چهارشنبه 28 شهريور 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
باكس اول2
 
 
توضيحات
عكس:ديدار اعضاي جبهه پايداري با نماينده ولي فقيه و نماينده خبرگان رهبري در قزوين
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 سير ورود سازمان منافقين به مبارزه مسلحانه عليه نظام
تاريخ  :  1397/03/28
نوع : ديدگاه , يادداشت

سازمان مجاهدين خلق (منافقين) دقيقاً از روز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، برنامه‌ "تصرف كليت حكومت به هر طريق ممكن" را داشت. سازمان از يك سو بر حمايت‌هاي مردمي و آمادگي ميليشيا و گستردگي پايگاه اجتماعي خويش اصرار داشت و اين سازماندهي را مقوم مشروعيت رفتارش براي كسب "همه" قدرت تلقي مي‌كرد و از سوي ديگر پديده‌اي كه چماقداري مي‌خواند، حملات به دفاتر و ستادهاي علني خويش را معلول تضاد سازمان با ارتجاع قلمداد نموده و اظهار مي‌داشت كه «ارتجاع قصد ايزوله‌كردن نيروهاي مترقي را دارد.»


محمدحسن روزي طلب: سازمان مجاهدين خلق (منافقين) دقيقاً از روز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، برنامه‌ "تصرف كليت حكومت به هر طريق ممكن" را داشت. سازمان از يك سو بر حمايت‌هاي مردمي و آمادگي ميليشيا و گستردگي پايگاه اجتماعي خويش اصرار داشت و اين سازماندهي را مقوم مشروعيت رفتارش براي كسب "همه" قدرت تلقي مي‌كرد و از سوي ديگر پديده‌اي كه چماقداري مي‌خواند، حملات به دفاتر و ستادهاي علني خويش را معلول تضاد سازمان با ارتجاع قلمداد نموده و اظهار مي‌داشت كه «ارتجاع قصد ايزوله‌كردن نيروهاي مترقي را دارد.» لذا از اولين روزهاي پس از پيروزي انقلاب، سازمان مدام خطر جنگ‌هاي داخلي به مانند لبنان و ويتنام را گوشزد مي‌‌كرد و اين هشدارها معنايي جز اين نداشت كه خود را يك طرف جنگ داخلي و طرف ديگر را به قول خودش "ارتجاع" يا همان خط امام مي‌دانست. صدور اعلاميه‌هاي تهديدآميز در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب سازمان در اطلاعيه‌اي كه در كمتر از بيست روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در تاريخ 13 اسفند 1357 منتشر كرد، بعد از اينكه هشدار مي‌دهد كه «اطلاع يافته‌ايم كه توطئه ضدانقلابي شرم‌آوري براي حمله به دفتر جنبش ملي مجاهدين در 14 اسفند در پيش است» اعلام مي‌كند: «ديروز به مراكز جنبش ملي مجاهدين در كاشان و يزد و تربت حيدريه حمله كردند... بديهي است اين حملات در تهران كاسه‌ صبر هر انقلابي را لبريز خواهد نمود، لذا از پيش صريحاً اعلام مي‌كنم كه در صورت هرگونه حمله‌اي از اين مسئوليت هيچ برخورد و حادثه‌اي متوجه مجاهدين خلق ايران كه مجبور به دفاع از خود و مراكزشان هستند، نخواهد بود.» همچنين سازمان در اطلاعيه‌ سياسي ـ نظامي شماره 22 در تاريخ 26 فروردين 1358 خطر جنگ داخلي را گوشزد مي‌كند. ترويج كينه‌ورزي نسبت به نظام هم‌زمان با دشمن اصلي دانستن "ارتجاع"، كه اشاره‌ مستقيمي به روحانيت و خط امام دارد، سازمان ترويج كينه‌ورزي نسبت به افراد مؤمن و حزب‌اللهي را نيز در دستور آموزشي خود قرار داده بود. در تابستان 1358، سازمان مخالفانش را عوامل ساواك معرفي مي‌كند و هم‌زمان اظهار مي‌دارد كه هيچ‌كس نمي‌تواند صلاحيت مجاهدين را براي حفظ اسلحه سلب كند. دامن‌زدن به حساسيت‌ها، فشارها و درگير‌ي‌ها نكته‌ مهم ديگري كه در رفتار سازمان در شش ماه ابتدايي پيروي انقلاب مشهود است، دامن‌زدن سازمان به حساسيت‌ها و فشارها و درگير‌ي‌ها بود. در واقع سازمان مي‌خواست تا معادله‌ قدرت را در تهران و همه‌ شهرستان‌ها به‌هم بزند. به عبارت ديگر سازمان در شش ماه اول انقلاب مي‌كوشيد تا به هر بهانه‌اي با غلظت زياد از عنصر اجتماعي استفاده كند و با لشگركشي خياباني، خود را مهم‌ترين قطب قدرت معرفي كند. سم‌پاشي عليه قانون اساسي با تثبيت اوليه‌ جمهوري اسلامي و مشخص‌شدن مسير كشور كه ايجاد نهادهاي قانوني بر اساس دموكراسي بود، ‌سازمان مجاهدين خلق كه خود را مهم‌ترين سازمان انقلابي و شبه‌نظامي در سپهر سياست مي‌ديد، حاضر شد در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، فهرست ارائه دهد. بدنه‌ تشكيلاتي نيز تمام تلاش را براي پيروزي به كار برد. تبليغات انتخاباتي مجاهدين موجب ايجاد درگيري‌هاي خياباني ميان موافقين و مخالفين سازمان شد. مشخص بود كه جمع كثيري از مردم، سران سازمان را برنخواهند تابيد اما موج تبليغاتي سازمان نيز نشان داد كه تشكيلات سازمان از لحاظ ستادي در رتبه‌ بالايي است. نتيجه‌ انتخابات براي مجاهدين تلخ اما اميدواركننده بود. مسعود رجوي با نزديك به سيصدهزار رأي، نفر دوازدهم شد، در حالي كه ده نفر از منتخبين به مجلس راه مي‌يافتند. با تأسيس مجلس خبرگان قانون اساسي و تصويب اصل ولايت فقيه و به موازات آن، درگذشت آيت‌الله طالقاني كه تنها حلقه‌ وصل سازمان با حاكميت بود، سازمان نتوانست درباره‌ قانون ‌اساسي به يك تصميم قطعي برسد و در بيانيه‌اي اعلام كرد كه اگر اين قانون اصلاح نشود، از رأي دادن به آن معذور است. جوسازي در اولين انتخابات رياست‌جمهوري در ادامه، اولين انتخابات رياست‌جمهوري فرصتي براي به اوج رسيدن تبليغات سازمان بود. در بسياري از موارد تبليغات سازمان در خيابان‌ها به درگيري‌ منتهي مي‌شد. روز 20 دي 1358، سخنراني انتخاباتي مسعود رجوي و موسي خياباني در دانشگاه تهران برگزار شد كه در اين ميتينگ بدون دخالت سپاه و كميته، هواداران و مخالفان سازمان به درگيري و ضرب و شتم يكديگر پرداختند. اما سرنوشت كانديداتوري رجوي در انتخابات رياست‌جمهوري هم به عدم رأي سازمان به قانون اساسي گره خورده بود و با نظر امام‌خميني، رجوي از صحنه‌ انتخابات كنار رفت؛ اما از انتخابات رياست‌جمهوري در دي‌ماه 1358 ميليشيا در خدمت تاكتيك‌هاي تبليغاتي و مأموريت‌هاي اجتماعي براي قدرت‌نمايي سازمان در تهران و شهرستان‌ها به‌كار گرفته شد. در حين تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري، قتل يكي از عناصر رده‌پايين سازمان به نام عباس عماني در جنوب‌شهر تهران، موجب شد تا سازمان در ابعاد مختلف، حول موضوع شهادت و جراحت هواداران به تبليغات بپردازد. افزايش تنفر از نظام تازه‌تأسيس و هوادارانش از طريق "اين هماني" جمهوري اسلامي و رژيم پهلوي و لزوم مبارزه خونين با ارتجاع (خط امام) در دستور كار سازمان قرار داشت. شكست در انتخابات مجلس سازمان براي سومين بار در سال 1358 با تمام توان در انتخابات شركت كرد. علاوه بر امتحان مجدد انتخابات به مثابه ابزار كسب قدرت، سازمان به انتخابات مجلس به ديده‌ تقويت بدنه‌ اجتماعي و ساماندهي ميليشيا مي‌نگريست. در نتيجه سازمان براي مجلس شوراي اسلامي در سراسر كشور كانديدا معرفي مي‌كند، در شهرها سخنراني و ميزگرد راه مي‌اندازد و مسعود رجوي براي تبليغات به رشت و تبريز سفر مي‌كند. مي‌توان نمودار حركت سازمان در سال اول پيروزي انقلاب اسلامي را اين‌گونه متصور شد كه هدف استراتژيك سازمان، كسب قدرت در حاكميت به شيوه‌ گسترش پايگاه اجتماعي بود. تاكتيك‌هاي مظلوم‌نمايي، شانتاژ و جنجال تبليغاتي حول تهاجم‌ها به مراكز سازماني، تبليغ مواضع ضدامپرياليستي و تبليغ سازمان به عنوان پيشگامان باصلاحيت مبارزه هم در اين راستا مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در مقابل اين راهبرد و روش مجاهدين، بزرگ‌ترين سد، حمايت مردم از جمهوري اسلامي و محبوبيت ‌رهبري انقلاب اسلامي و روحانيت انقلابي بود. لذا سازمان همواره خط رد صلاحيت و منزوي‌كردن روحانيت و رهبري انقلاب را پيگيري مي‌كرد. نتيجه‌ انتخابات مجلس، سومين شكست را براي سازمان به ارمغان آورد. تلخي اين شكست سراسري و فشار رواني عامه‌ مردم بر مجاهدين، موجب شد تا رجوي در سخنراني 22 ارديبهشت 1359 در ورزشگاه امجديه، تحت عنوان «چه بايد كرد؟» سعي در انگيزه‌دهي به هوادارانش كند. او با پيگيري راهبرد «دفاع مطلومانه» كوشيد تا خشم و كينه‌ سمپات‌ها را دروني‌تر و عميق‌تر كند. خروج از انزوا و انسجام روابط تشكيلاتي با سخنراني امام خميني در 4 تير 1359 درباره‌ سابقه‌ سازمان و در ادامه موضع‌گيري‌هاي شديد آيات عظام، ائمه جمعه، شخصيت‌هاي سياسي خط امام و بعضاً جريان ليبرال، شكاف عميق تفكرات سازمان و حاكميت شفاف شد. سازمان در عكس‌العمل اوليه اقدام به تعطيلي نشريه‌ مجاهد و كاهش فعاليت‌هاي اجتماعي نمود تا اين موج مخالفت را بتواند از سر بگذراند. با شروع جنگ تحميلي و متوجه‌شدن افكار عمومي به اين مسئله و هم‌زماني آن با تعطيلي نهادهاي علني سازمان،‌ فعاليت‌هاي مجاهدين نيز به‌چشم نمي‌آمد. با اين حال با فروكش‌كردن موج اول توجه افكار عمومي به جنگ و با تثبيت مواضع دشمن بعثي در مرزهاي غربي و بعد از تعطيلي پنج‌ماهه‌ نشريه‌ مجاهد، اين نشريه همراه با فعاليت بيروني و علني سازمان منتشر و دور جديدي از درگيري‌ها آغاز شد. محور اصلي تاكتيك سازمان، خروج از انزوا و طرح مجدد و انسجام روابط تشكيلاتي و كسب مشروعيت مبارزه با نظام بود. هرچند در تحليلي از اوضاع سياسي، سازمان بر اين فرض بود كه حزب جمهوري اسلامي درصدد كسب اهرم‌هاي قدرت و ايزوله‌نمودن گروه‌هاي مترقي است، بنابراين بايد حمايت از بني‌صدر و مقابله با حزب جمهوري اسلامي در اولويت حركت باشد. مظلوم‌نمايي و طرح مسئله شكنجه در اين دوره طرح مسئله‌ شكنجه در زندان‌ها هم از سوي بني‌صدر و سازمان به‌شدت پيگيري مي‌شد. رضا هدايتي، يكي از اعضاي سازمان، درباره تبليغات مجاهدين پيرامون شكنجه در فاز سياسي مي‌گويد:‌ «موضوع شكنجه و تبليغ بر آن و ارتباط آن با چماقداري و ربط هر دو با نظام، محور مهم تبليغاتي سازمان محسوب مي‌شد. چنانچه اين تاكتيك مؤثر افتد، بخش‌هايي از مردم سنتي، روشنفكران، نويسندگان و آزادگان از نظام كنده خواهند شد... همچنان كه در فاز نظامي در زندان خط اين بود كه با سيگار يا چاقو كمر و پاي خود را بسوزانيم و يا مجروح كنيم، ‌در فاز سياسي سازمان از اين خط به دفعات استفاده مي‌كرد.» سازمان از دامن‌زدن به موضوع شكنجه، ‌قصد دامن‌زدن به اين تحليل را داشت كه نظام، روند ضدخلقي خود را آغاز كرده و مقابله با آن در آينده‌اي نزديك اجتناب‌ناپذير است. قيام مسلحانه عليه نظامي كه چندي قبل مقبوليت بيش از 98 درصدي را در كارنامه داشت، ‌نياز به كينه‌ورزي و تنفر از كليت نظام داشت تا ميليشيا بتواند وابستگي‌هاي اجتماعي، عاطفي و مذهبي خود را رها كند و به‌صورت مطلق در اختيار سازمان باشد. صحبت از "قيام مسلحانه" در ادامه سير ورود سازمان به فاز نظامي و در زمستان 1359، مسعود رجوي در يك سلسله گفتگو با نشريه‌ مجاهد به شدت به انتقاد از حزب توده و انجمن حجتيه پرداخت. در ادامه در سرمقاله نشريه‌ مجاهد با عنوان «اوضاع كنوني مخاطرات و مسئوليت‌ها» آمده بود:‌ «به جرأت مي‌توان گفت كه اگر اوضاع به همين منوال پيش رود و روندي كه تاكنون وجود داشته، ‌همچنان ادامه يابد، انقلاب در معرض خطرات جدي قرار خواهد گرفت.» در پاسخ به اين سوال كه مسئوليت مورد اشاره در سرمقاله مجاهد و خطراتي كه اصل انقلاب را تهديد مي‌كند‌ چيست، يك سند درون‌گروهي سازمان مي‌گويد: «رژيم خيال كرده اوضاع همانند تركيه به‌نفع [جناح] راست تمام خواهد شد. حال آنكه طيف انقلاب با اتحاد مجاهدين، رژيم اين خواست را به‌گور خواهد برد. حداقل نتيجه نهايي پيروزي جناح چپ مترقي است مثل لبنان.» مسعود رجوي در روزهاي آخر بهمن 1359، در گفتگويي زمينه لازم براي قيام مسلحانه را با اين تحليل ارائه داد كه امپرياليسم و ارتجاع هم‌قسم شده‌اند تا انقلابيون و خصوصاً مجاهدين خلق را از صحنه بيرون ببرند. او شرايط را براي بروز قيام مسلحانه تحت عنوان «دموكراتيسم انقلابي» بيان مي‌كند: «در اينجا خوب مي‌توان فهميد كه اصرار امپرياليستي‌ـ ارتجاعي، به‌منظور زمين زدن انقلابيون پيشتاز و خارج‌كردن آنها از دور، به چه خاطر صورت گرفته است و يا في‌المثل محاكمه سعادتي به مثابه چشمك در آغاز حل مسئله‌ گروگان‌ها چه مفهومي دارد... ليكن مجاهدين از آغاز انقلاب پيوسته مصر بوده‌اند كه تا وقتي عنصر ارتجاعي در بافت كنوني حاكميت دست بالا را دارد، ‌مبارزه ضدامپرياليستي مقدمتاً از كانال دموكراتيسم انقلابي مي‌گذرد.» اين ديدگاه در بروز اجتماعي،‌ موجب عميق‌تر شدن شكاف مردم و مجاهدين مي‌گردد. هواداران سازمان در خيابان‌ها علناً رهبري انقلاب را مورد هجوم لفظي قرار مي‌دهند، انقلاب و حاكميت را مورد استهزا قرار داده و همه‌ نتايج انقلاب 22 بهمن را به‌بادرفته قلمداد مي‌كنند و در مقابل نيروي توده‌هاي دلبسته به انقلاب و رهبري، آن واكنش‌هاي غيرسازماندهي‌شده را نشان مي‌دهند. غائله 14 اسفند اين دستور‌العمل جديد سازماني با وقوع 14 اسفند 1359،‌ شكل پيش‌رونده‌اش را نشان مي‌دهد. بني‌صدر در روز 14 اسفند به دانشگاه تهران مي‌رود تا به‌مناسبت بزرگداشت مصدق سخنراني كند. جناح ليبرال، مائويست‌ها (حزب رنجبران) و مجاهدين خلق،‌ تجمعي منظم و پرجمعيت را راه‌اندازي كرده و افراد مسلح به سلاح سرد را در اطراف و گوشه‌هاي دانشگاه مستقر كرده بودند تا در صورت حضور مخالفين،‌ آنها را سركوب كنند. سخنراني شروع مي‌شود و كف‌زدن‌ها و سوت‌زدن‌هاي متوالي، رئيس‌جمهور بني‌صدر را به‌وجد مي‌آورد. شعار مرگ بر بهشتي،‌ مرگ بر ارتجاع و درود بر بني‌صدر فضا را پر كرده است. ناگهان درگيري كوچكي بين موافقين و مخالفين شروع مي‌شود و دو طرف به جان هم مي‌افتند. هواداران مجاهدين و بني‌صدر اين بار با قدرت بيشتري در درگيري شركت كرده و مخالفين را به‌شدت كتك مي‌زنند و سركوب مي‌كنند. درگيري به بيرون از دانشگاه و خيابان‌ها كشيده مي‌شود. ديگر كنترل از دست رئيس‌جمهور كه از پشت ميكروفن همانند فرمانده نظامي دستور سركوب مي‌داد، خارج شد و بين مخالفان و هواداران سازمان و بني‌صدر چيزي شبيه جنگ شهري رخ مي‌دهد. روز 14 اسفند به عنوان نقطه عطفي در اتحاد جريان ليبرال، مجاهدين خلق و بني‌صدر ثبت‌ مي‌شود. سازمان سرخوش از ضرب‌شستي كه به حزب‌الله نشان داده،‌ اين‌گونه تحليل مي‌كند كه كادرهاي ميليشيا رزم خود را نشان دادند و ارتجاع يك گام عقب نشست. آماده‌سازي براي شورش مسلحانه عليه نظام سازمان از بهار 60 عمليات فشرده‌ آماده‌سازي خود را براي شورش مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي آغاز كرد و با اتكا به ارتباط با دولت بعثي عراق و دولت‌هاي غربي حمايت لجستيكي و تبليغاتي آنها را كسب نموده بود. انبارهاي مهمات و تسليحات سازمان غبارگيري و سلاح‌ها روغن‌كاري مي‌شد. در درگيري‌هاي فروردين و ارديبهشت 1360 بين هوادارن منافقين و مردم، دو طرف متحمل خسارت و تلفات مي‌شدند اما سازمان با مظلوم‌نمايي و شانتاژ قصد بهره‌برداري سياسي از كشته‌ها و مجروحين را داشت و خط امام بدون تبليغ بر خسارات وارده، اقدام مي‌كرد. در اين ميان، امام خميني معتقد بود كه مجاهدين خلق در نهايت به صورت مسلحانه در مقابل نظام خواهند ايستاد، اما شكيبايي و سعه‌صدر امام مانع از آن مي‌شود كه دستور خلع‌سلاح و يا دستگيري سران سازمان را صادر كنند. در مقابل صبر راهبردي امام، مجاهدين خلق كوشيدند تا رهبري نظام را در برابر «چه بايد كرد» بزرگي قرار دهند. آنها در نامه‌اي خواستار ملاقات تمام هواداران با امام در جماران شدند! امام كه قصد و نيت سازمان را درك مي‌كرد، ‌با تأكيد بر اينكه اگر تشخيص مي‌دادم شما صداقت داريد،‌ خودم نزدتان مي‌آمدم و با تأكيد مجدد بر اينكه در اين نامه هم تهديد به قيام مسلحانه كرده‌ايد، پاسخ مستقيمي به سازمان داد و از جايگاه مشروعيت رهبري انقلاب به تبيين و تفكيك دو خط مجاهدين و نظام پرداخت. در دو ماه منتهي به 30 خرداد 1360، سازمان آخرين تمهيدات را براي آغاز فاز نظامي فراهم مي‌كرد اما حتي ناظران طرفدار سازمان هم اعتقاد داشتند كه درصورتي‌كه سازمان به جنگ مسلحانه روي بياورد، نابود خواهد شد. ابراهيم يزدي از سران جريان نهضت آزادي ماجراي يكي از ديدارهايش با مسعود رجوي و موسي خياباني در ماه‌هاي منتهي به خرداد 1360 را اين گونه روايت مي‌كند: «قبل از وقايع خرداد، باز هم مسعود رجوي و موسي خياباني پيش من ‌آمدند و گفتند ما تجربه‌ انقلاب را تكرار مي‌كنيم. من هم به صراحت به آنها گفتم كه شما اشتباه مي‌كنيد. گفتند نه، در دوران انقلاب خيابان‌ها در كنترل ما بود، حالا هم همان كار را مي‌كنيم. گفتم آن‌موقع بدنه‌ جامعه هر حركتي را عليه رژيم تأييد مي‌كرد، اما امروز بدنه‌ جامعه با شما نيست، شما يك گروه كوچك و اقليتي هستيد و اگر بخواهيد اين كارها را بكنيد با شما برخورد مي‌كنند و شما تاب مقاومت در مقابل آنها را نداريد، بنابراين به‌شدت آسيب خواهيد ديد و متلاشي خواهيد شد. در آن ملاقات كم‌وبيش اين را مطرح كردند كه قاطع مي‌ايستيم. آنها به ميليشيايي كه درست كرده بودند خيلي‌ بها مي‌دادند و فكر مي‌كردند مي‌توانند مقاومت كنند، اما من تحليل‌شان را نادرست مي‌دانستم و مخالف بودم.» اعلام مبارزه مسلحانه عليه نظام در فاصله‌ 20 ارديبهشت تا 30 خرداد 1360،‌ فضاي جامعه‌ بسيار سنگين بود و درگيري‌هاي خياباني گسترده‌اي برقرار بود. تا اينكه سازمان در روز 28 خرداد 1358 با تكيه بر آنچه «هواداران بي‌شمار كه آمادگي ورود به فاز نظامي را دارند» مي‌دانست، تغيير رويكرد از مبارزه‌ به‌اصطلاح مسالمت‌آميز را اعلام كرد. نهايتاً در عصر روز شنبه 30 خرداد،‌ هواداران بني‌صدر و سمپات‌هاي سازمان مجاهدين خلق كه از سوي ديگر مخالفان متضاد نظام مانند گروه پيكار، جبهه‌ ملي،‌ حزب رنجبران و... حمايت مي‌شدند، حول مبارزه با آنچه ارتجاع مي‌خواندند قدم به عرصه‌ مبارزه‌ مسلحانه گذاشتند. از اين پس، سراسر دهه 60 به عرصه‌اي براي ترورها و خون‌ريزي‌هاي منافقين تبديل شد.
متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه