سه شنبه 01 آبان 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
باكس اول2
 
 
توضيحات
عكس:ديدار اعضاي جبهه پايداري با نماينده ولي فقيه و نماينده خبرگان رهبري در قزوين
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 دلواپسان را حلال كنيد!
تاريخ  :  1397/02/30
نوع : ديدگاه , يادداشت

اين درخواست را جريان اصلاح‌طلب در پي اين مضمون مطرح مي‌كنند كه منتقدان برجام (موسوم به دلواپسان) از همان ابتداي انتشار متن برجام آن را منافي منافع ايران و برعكس، تامين‌كننده منافع غرب و آمريكا اعلام مي‌كردند و حالا كه آمريكا از آن خارج شده، اين‌گونه استنباط مي‌كنند كه برجام هم‌راستا با منافع ايران و به ضرر آمريكايي‌ها بوده و لذا بايد از تيم برجام عذرخواهي كرد.


حانيه‌سادات مومني: تنها چند ساعت بعد از اعلام خروج آمريكا از برجام توسط ترامپ صفحه اينستاگرام منتسب به سيدمحمد خاتمي، رئيس دولت اصلاحات اين‌گونه نوشت: «حالا كه معلوم شد برجام مخالف منافع آمريكا بوده و به قول ترامپ همه منافع ايران را تامين كرده است و باز به قول او اين محمدجواد ظريف بوده كه طرف آمريكايي را به دادن امتياز فراوان وادار كرده، بياييد از روحاني و ظريف حلاليت بطلبيد!» اين درخواست را جريان اصلاح‌طلب در پي اين مضمون مطرح مي‌كنند كه منتقدان برجام (موسوم به دلواپسان) از همان ابتداي انتشار متن برجام آن را منافي منافع ايران و برعكس، تامين‌كننده منافع غرب و آمريكا اعلام مي‌كردند و حالا كه آمريكا از آن خارج شده، اين‌گونه استنباط مي‌كنند كه برجام هم‌راستا با منافع ايران و به ضرر آمريكايي‌ها بوده و لذا بايد از تيم برجام عذرخواهي كرد. البته اين‌گونه استدلال‌هاي مغالطه‌آميز در ارتباط با برجام از سوي جريان اصلاح‌طلب تازگي نداشته و پيش‌تر نيز با استناد به رفتارها و گفتارهاي هدفمند و منحرف‌كننده غربي‌ها چنين ادعاهايي را مطرح مي‌كردند. به‌عنوان مثال به سبب اعلام نارضايتي صهيونيست‌ها و سعودي‌ها از برجام (در همان زمان وقوع توافق هسته‌اي) انتقادات دلواپسان برجام را همسو و حتي هماهنگ با صهيونيست‌ها اعلام مي‌كردند. دولت نيز از سوي ديگر طلبكارانه مدعي ضرورت عذرخواهي منتقدان برجام از دولت شده است. تنها چند روز بعد از خروج آمريكا از برجام و برخي اعتراضات نسبت به دولت به جهت عدم رعايت قواعد يك توافق منطقي و نقض منافع ملي، شوراي اطلاع‌رساني دولت بيانيه‌اي صادر مي‌كند و در آن ابراز مي‌دارد: «متاسفانه آنان كه بايد عذرخواه مواضع نادرست خود در گذشته باشند، طلبكارانه به دستاوردهاي ملي مي‌تازند و حاضر نيستند به اين سوال پاسخ دهند كه خسارت‌هاي تحريم ظالمانه بر ملت ايران چه ميزان بوده و براي پيشگيري به موقع از آن خسارت‌ها چه كرده‌اند؟ آنها هيچ‌گاه حاضر نيستند از ناتواني خود در ارائه راه‌هاي جايگزين برجام سخن بگويند و صادقانه بابت رويكرد غلط و كارشكني‌هاي خود در روند پيشرفت كشور، از ملت عذرخواهي كنند.» با وجود اينكه بعيد به نظر مي‌رسد عدم درك تحركات استراتژيك آمريكا در قبال ايران در ماجراي توافق هسته‌اي ناشي از جهالت اين جريان باشد، لكن براي روشن‌تر شدن اين موضوع براي مدعيان فهم زبان دنيا، مرور داستان ورود و خروج آمريكا از برجام مي‌تواند عبرت‌آموز باشد: سكانس اول) ورود آمريكا به توافق هسته‌اي و شكل‌گيري برجام با حضور آمريكا طي سال‌هاي نيمه دوم دهه 1380 و در حالي كه جمهوري اسلامي علاوه‌بر حضور گسترده در عرصه بين‌الملل و جهت‌دهي معنوي و تا حدودي مادي جريان‌هاي انقلابي بيداري اسلامي به سرعت در حال تقويت زيرساخت‌هاي اقتصادي كشور و پيشروي در فضاي علمي و فناوري بود، آمريكا و هم‌پيمانان، خود را در موضع انفعال جدي مي‌ديدند و اتاق‌هاي فكر خود را براي تقابل با جريان تمدني انقلاب اسلامي تقويت كردند، اما بررسي‌هاي استراتژيك آمريكا و دوستانش نشان مي‌داد انسجام دروني ملت ايران در كنار پيشروي‌هاي بين‌المللي انقلاب اسلامي عرصه را بر تاثيرگذاري سياست‌هاي خصمانه غرب در داخل ايران و منطقه به‌شدت تنگ كرده است. از همين رو، در همان سال‌ها رئيس‌جمهور آمريكا با نامه‌نگاري با رهبر انقلاب اسلامي ضمن بيان آمادگي اين كشور براي توافق هسته‌اي اعلام مي‌كند ايالات متحده به دنبال تغيير نظام در ايران نيست. اين نامه با برخورد شديد رهبر انقلاب مواجه شده و ايشان اعلام مي‌كنند آمريكايي‌ها از در ديگري به دنبال نفوذ در انقلاب اسلامي هستند. اما با وقوع فتنه 88 و لشكركشي خياباني دو نامزد شكست‌خورده رياست‌جمهوري دهم و با پشتيباني رئيس دولت اصلاحات و سران اين جريان سياسي و تا حدودي رئيس دولت سازندگي، اميد تازه‌اي براي تقابل با انقلاب اسلامي و سرنگوني جمهوري اسلامي براي آمريكا و كشورهاي غربي شكل گرفت. از همين رو آمريكا و غربي‌ها با هدف شلوغ‌تر كردن خيابان‌ها و حضور مردم عادي در جمع شورشيان و فتنه‌گران معارض و با چاشني موضوعات هسته‌اي، موشكي و منطقه‌اي (و طبق برخي اسناد، به درخواست سران جريان‌هاي فتنه‌گر) اقدام به آغاز دور جديد تحريم‌هاي اقتصادي موسوم به تحريم‌هاي فلج‌كننده كردند. در همين دوره (1388 تا 1391) كنگره آمريكا 6 تحريم سنگين وضع كرد كه عمده تحريم‌هاي حوزه انرژي، حمل‌ونقل، فروش نفت و معاملات بانكي ايران را شامل مي‌شود. رئيس‌جمهور آمريكا نيز در همين مقطع 9 تحريم در قالب دستورهاي اجرايي رئيس‌جمهور آمريكا (E.O) وضع كرد. همچنين با فشار آمريكا قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل صادر شد و اتحاديه اروپا نيز تحريم‌هاي سنگين نفتي و بانكي عليه ايران را تصويب كرد و به اجرا گذاشت. اما فارغ از همه اين تحريم‌ها (كه به اذعان كارشناسان داخلي و خارجي قدرت فلج كردن اقتصاد ايران را هرگز نداشته، به نحوي كه مسعود نيلي، مشاور رئيس‌جمهور روحاني در دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم نيز در سال‌هاي پاياني دولت دهم اثر اين تحريم‌ها را تنها 15 درصد و 85 درصد مابقي مشكلات اقتصادي كشور را ناشي از سوء مديريت دولت دهم اعلام مي‌كند) ناكارآمدي دولت دهم در عملكرد معكوس آن طي سال‌هاي 91 و 92 (تا پيش از استقرار دولت يازدهم) منجر به بروز تلاطم‌هاي جدي در اقتصاد كشور و به‌خصوص بروز تورم سنگين شد. مديريت نابسامان رئيس دولت دهم در اين مقطع همگام با تبليغات شديد جريان‌هاي خارجي درخصوص آثار فلج‌كننده تحريم‌هاي غربي باعث شد نامزدي موفق به كسب آراي كافي براي تصاحب كرسي دولت يازدهم شود كه شعار اصلي‌اش مذاكره مستقيم با آمريكا براي رفع تحريم‌ها بود. بدين ترتيب در پاييز 1392 (ماه‌هاي آغازين دولت حسن روحاني) مذاكره مستقيم با آمريكا آغاز شد؛ مذاكراتي كه متوليان آن ادعا مي‌كردند ضمن حفظ حقوق هسته‌اي كشور، همه تحريم‌ها را رفع خواهند كرد، اما ذوق‌زدگي و شتابزدگي زياد دولت يازدهم در توافق هسته‌اي به همراه القاي دائمي و سنگين تاثير فلج‌كننده تحريم‌هاي غربي بر ايران (كه بيشتر با هدف قانع كردن افكار عمومي و آماده كردن فضاي جامعه براي تن دادن به هر نوعي از توافق صورت مي‌گرفت) باعث زياده‌خواهي‌هاي بيش از اندازه آمريكا شد. درنهايت آمادگي تيم مذاكره‌كننده براي دادن امتيازهاي بيشتر (و عبور از خطوط قرمز تعيين‌شده براي مذاكرات) از يك سو و درخواست مسئول ارشد مذاكره‌كننده (جناب دكتر ظريف) از طرف مقابل براي موافقت با توافق هسته‌اي براي پيشگيري از افت اجتماعي جريان اصلاح‌طلب و غرب‌گرا در ايران از سوي ديگر باعث شد آمريكا و هم‌پيمانانش در ازاي گرفتن امتيازهاي سنگين (كه درنهايت منجر به از بين رفتن قريب به 90 درصد از تجهيزات و مواد هسته‌اي كشور و تن دادن به برخي محدوديت‌هاي بلندمدت و حتي در مواردي دائمي شد) توافقي را تنظيم كنند كه براساس آن بخش‌هايي از تحريم‌هاي غرب عليه ايران لغو يا تعليق مي‌شد. سكانس دوم) وضعيت رفع تحريم‌ها در برجام با حضور آمريكا با شكل‌گيري توافق هسته‌اي در 23 تيرماه 1394 موجي از خوش‌بيني در اقتصاد ايران شكل گرفت. خوشحالي مقامات دولتي به همراه جشن‌هاي اقشاري از مردم در نواحي مرفه و بالاي شهر تهران و تقدير از تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي در هر برنامه‌اي و به هر مناسبتي (از زورخانه گرفته تا صحنه موسيقي و دانشگاه تا جاهاي ديگر) چهره غالب كشور و فضاي رسانه‌اي در ماه‌هاي اوليه پس از توافق است. اما اطلاعات اغلب مردم (و حتي بخش زيادي از مسئولان و تصميم گيرندگان) از محتواي توافق تنها محدود مي‌شد به گفتار مقامات دولتي و تيم مذاكره‌كننده كه مضمون آن گوياي اين بود كه «براساس توافق صورت‌گرفته تمامي تحريم‌هاي مالي، بانكي، بيمه‌اي، ‌حمل‌ونقل، ‌پتروشيمي، فلزات گران‌قيمت ‌و تمام تحريم‌هاي اقتصادي به‌طور كامل لغو خواهد شد و نه تعليق» (حسن روحاني، 23 تيرماه 1394- خبرگزاري صدا و سيما). اما واقعيت رفع تحريم‌ها براساس متن برجام متفاوت از آن چيزي بود كه گفته مي‌شد. براساس متن برجام (شامل يك متن اصلي و پنج ضميمه) اولا؛ بخش قابل‌توجهي از تحريم‌ها باقي مي‌ماند (حدود 50 درصد)، به نحوي كه اثر موردانتظار از رفع ساير تحريم‌هاي رفع‌شده را تا حد زيادي عملا خنثي مي‌كند، ثانيا؛ از 50 درصد تحريم رفع‌شده نيز در روز اجرا تنها حدود 10 درصد لغو و 40 درصد باقيمانده صرفا تعليق مي‌شود (به نحوي كه تداوم تعليق آن نيازمند دستور رئيس‌جمهور آمريكا در پايان هر دوره چهار يا 6 ماهه خواهد بود)، ثالثا؛ برنامه رفع همين 50 درصد (لغو يا تعليق) نيز در يك دوره 10 ساله و در سه مقطع شامل روز اجرا (27 دي ماه 94)، هشت سال بعد از قطعنامه 2231 شوراي امنيت سازمان ملل (يعني در سال 1402) و 10 سال بعد از قطعنامه مذكور (يعني در سال 1404) تنظيم شده بود، رابعا؛ بيش از 95 درصد تحريم‌هاي آمريكايي (كه وزن اصلي تحريم‌هاي غرب را شامل مي‌شود) هرگز لغو نخواهد شد (حتي پس از 10 سال) و خامسا؛ براساس مكانيسم ماشه، پنج عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل اختيار مي‌يابند هريك به تنهايي حداكثر ظرف 75 روز تحريم‌هاي شوراي امنيت و به تبع آن اتحاديه اروپا و آمريكا را عليه ايران بازگردانند، بدون اينكه ايران اجازه بازگشت به برنامه غني‌سازي پيش از توافق را داشته باشد. به اين ترتيب برنامه‌اي عمدتا بي‌اثر براي رفع تحريم‌ها در برجام ارائه مي‌شود؛ برنامه‌اي كه اغلب مردم ايران و بيش از 90 درصد تصميم‌گيرندگان از واقعيت آن بي‌خبر مي‌مانند. به اين ترتيب آمريكا گام اول را در خلع توان هسته‌اي ايران بدون واگذاري امتياز متناسب يا قابل‌ملاحظه با موفقيت برمي‌دارد. درنهايت مجلس نيز تحت تاثير برخي افراد تاثيرگذار در هيات‌رئيسه مورد تاييد قرار گرفته و همزمان به تصويب شوراي عالي امنيت ملي (كه اكثريت آن را اعضاي دولت روحاني تشكيل مي‌دهند) قرار مي‌گيرد. اما رهبري اين بار نيز هوشمندانه موضوع را بررسي كرده، با علم به نقض برخي خطوط قرمز در مذاكرات، اجازه اجراي برجام را منوط به تحقق 9 شرط صادر مي‌كنند؛ شروطي كه رعايت آنها مي‌توانست تا حد قابل‌توجهي زهر برجام را گرفته، اطمينان نسبتا مناسبي از تحقق منافع ملي ايجاد كند، شروطي كه البته با بسياري از بخش‌هاي متن برجام در تعارض بوده و عملا تيم مذاكره‌كننده موفق به رعايت بندهاي اساسي آن (از جمله اخذ تضمين كتبي از رئيس‌جمهور آمريكا براي لغو تحريم‌ها پس از اجراي تعهدات توسط ايران) نشد. اما فارغ از متن تقريبا بي‌خاصيت برجام در رفع واقعي تحريم‌ها، ايالات متحده آمريكا با نقض صريح متن برجام (بندهاي 28 و 29 و تلاش براي جلوگيري از همكاري كشورهاي ديگر غربي و شرقي با ايران از طريق ارعاب اقتصادي و سياسي آنها و ارائه تفسيرهاي مغرضانه از وضعيت رفع تحريم‌ها در برجام) عملا پيكر كم‌جان آن را بارها آماج حملات خود قرار داد (به اذعان دولت حسن روحاني دست‌كم 11 بار) و حتي فراتر از آن، با تصويب قوانيني از جمله تمديد 10 ساله قانون تحريمي ايسا و تصويب قانون تحريمي كاتسا (موسوم به مادر تحريم‌ها) فضاي تحريمي را از جهاتي حتي بغرنج‌تر از وضعيت پيش از برجام كرد، اين در حالي بود كه طي اين مدت (از دي ماه 1394 تا اسفندماه 1396- يعني بيش از دوسال بدعهدي) دولت ايران از هرگونه شكايت موثر به مراجع حل اختلاف تعيين‌شده در برجام خودداري كرد (كه البته علت اصلي آن عدم تنظيم هر نوع سازوكار قابل‌اعتماد و موثر براي احقاق حقوق ايران در شرايط نقض پيمان توسط جريان مخالف بود، تا جايي كه به استناد بندهاي 36 و 37 متن اصلي برجام و بندهاي 11 و 12 قطعنامه 2231 اصرار ايران بر شكايت خود مي‌توانست منجر به لغو قطعنامه مذكور و بازگشت معدود تحريم‌هاي رفع‌شده عليه ايران شود). بدين‌سان آمريكا توافقي را به ايران تحميل مي‌كند كه بدون اثرگذاري قابل‌ملاحظه بر رفع تحريم‌ها و بهبود وضعيت اقتصادي كشور، يك پيشروي اساسي به همراه عقب‌نشيني محسوس ايران از موضع انقلابي خود در حوزه هسته‌اي محسوب مي‌شود. سكانس سوم) خروج آمريكا از برجام اما اتفاق مهم در عصر برجام، روي كار آمدن ترامپ به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريكاست. ترامپ برخلاف اوباما و هيلاري كلينتون كه تاكيد مي‌كنند از همه ظرفيت‌هاي برجام براي تداوم فشار بر ايران جهت تحقق ساير اهداف (در حوزه‌هاي موشكي، منطقه‌اي، حقوق بشري و...) استفاده خواهند كرد، دائما بر طبل خروج از برجام مي‌كوبد و سوداي پاره كردن آن را در سر مي‌پروراند. ترامپ معتقد است توافق هسته‌اي به دليل اينكه اولا همه برنامه هسته‌اي ايران را از بين نبرده (به اصطلاح همه پيچ و مهره‌ها را باز نكرده) و ثانيا برنامه‌هاي موشكي و منطقه‌اي ايران را محدود نكرده، توافقي بد محسوب مي‌شود و در صورت عدم امكان بازنگري در آن (به معناي تحميل محدوديت‌هاي موشكي و منطقه‌اي) بايد پاره شود. به همين سبب از آغاز شروع به كار، دائما نسبت به تمديد تعليق تحريم‌ها تعلل و كارشكني كرده و درنهايت پس از دادن فرصت چندماهه به كنگره و كشورهاي اروپايي براي بازبيني در توافق و لحاظ محدوديت‌هاي موشكي و منطقه‌اي و استنكاف ايران از اين موضوع، چند هفته پيش خروج آمريكا از برجام را به‌طور رسمي اعلام كرده، به خزانه‌داري دستور مي‌دهد ظرف 90 روز تحريم‌هاي بانكي و ظرف 180 روز تحريم‌هاي نفتي را بازگرداند؛ همان تحريم‌هايي كه براساس آنچه پيش‌تر گفته شد، تعليق آنها عملا سود قابل‌ملاحظه‌اي براي ايران نداشته است. بدين ترتيب در خلأ تبيين موضوع براي مردم (و حتي برخي مقامات كشور)، شوكي رواني سراسر ايران را فراگرفته، قيمت دلار و به تبع آن بسياري از كالاهاي داخلي و وارداتي با سرعت بالا رو به فزوني مي‌گذارد. در چنين شرايطي همان‌طور كه در ابتداي نوشتار اشاره شد، عده‌اي از طرفداران برجام در ايران خروج آمريكا از برجام را ناشي از زيان‌هاي آن براي آمريكا و نفع سرشار آن براي ايران دانسته، از منتقدان برجام مي‌خواهند از روحاني و ظريف بابت اتهامات وارده عذرخواهي كنند. آري، آمريكا بعد از محدود كردن شديد برنامه هسته‌اي ايران (به طرز بازگشت‌ناپذير) و كسب همه منافع موردنيازش از اين توافق و بدون اينكه منفعتي براي ايران حاصل شود، ديگر نيازي به ماندن در برجام ندارد و ترامپ زرنگ به جاي باقي‌ماندن در برجام و استفاده از ظرفيت‌هاي آن، ترجيح مي‌دهد با خروج شوك‌گونه و پرسر و صدا از برجام، اقتصاد بي‌بهره ايران از اين توافق را بيش از پيش متلاطم و زمينه اجتماعي را براي تن دادن ايران به توافقات بعدي (موشكي، منطقه‌اي و...) اين بار با بازيگرداني اروپا در نقش پليس خوب فراهم كند. و جريان اصلاح‌طلب و غرب گرا در داخل كشور ضمن تجاهل و تغافل و فرافكني، خواسته يا ناخواسته مقدمات توافقات بعدي و حذف ساير مولفه‌هاي قدرت انقلاب اسلامي (با نيت تداوم تعامل با غرب) را فراهم مي‌كنند.
متن
نام :
نام خانوادگي : كنعاني
شرح : به نام خدا اميدوارم نظرم اينجا ثبت بشه... تا برخلاف آناني كه در انتخابات رياست جمهوري دوازدهم، بدون كمترين حجت شرعي، به دولت اعتدال و اميد رأي مجدد دادند؛ اين نظر بنده، حجتي در پيشگاه خداوند باشيد در برائت از اين جماعت.... آيا اين ننگ تاريخي برجام را كسي مي تواند از پيشاني ملت ايران پاك كند؟ سال ها بعد، آمريكايي ها در كتاب هاي تاريخ شان مي نويسند: در كشور خودشان، به دست خودشان، كارخانه هاي خودشان را، با سيمان پر كرديم...
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه