جمعه 31 فروردين 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 حجت‌الاسلام نصرالله پژمانفر:
 برخي اگر از اول انقلاب ماهيانه يك ميليارد درآمدشان بود نبايد انقدر سرمايه مي‌داشتند/ ماموريت‌ها در شوراي عالي انقلاب فرهنگي گم مي‌شوند
تاريخ  :  1397/01/10
 به يكي از وزرا گفتم خوب وضعيت جنابعالي از قبل انقلاب كه اينها را ما خودمان يادمان است و شاهديم كه بالاخره شما چه جوري بوديد اگر فرض كنيم از همان روز اول انقلاب شما ماهيانه يك ميليارد تومان درآمدتان بود، يعني از روز 22 اسفند سال 57 كه يك ماه از پيروزي انقلاب گذشته، اولين حقوق شما را يك ميليارد دادند، الان 478 ماه از انقلاب گذشته است حالا فرض كنيم الان 480 ماه گذشته باشد، 500 ماه گذشته باشد ميانگين ماهيانه يك ميليارد تومان مي شود 500 ميليارد تومان. شما كه آمديد اولش مي گوييد من 1200 ميليارد تومان پول دارم.


يكي از عرصه‌هاي مهم و قابل بحث در دوره‌ي چهل ساله‌ي انقلاب اسلامي، فرهنگ است. مبحث بسيار گسترده‌اي كه در كنار گام‌هاي مستحكمي كه از سال 57 تاكنون در راستاي تحكيم فرهنگ ناب اسلامي در قالب جمهوريت مردمي، امروز حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد.

در اين راستا براي واكاوي هرچه بيشتر چالش‌ها و فرصت‌هاي عرصه‌ي پهناور فرهنگ كه در مسير جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، خبرنامه دانشجويان ايران به سراغ نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي رفت. حرف‌هاي شنيدني حجت‌الاسلام نصرالله پژمانفر از دست‌اندازها، موفقيت‌ها، فرصت‌ها، تهديدها و همچنين دستاوردهاي حوزه‌ي فرهنگ پرده برداشته و ناگفتني‌هاي زيادي را بيان كرده است. مشروح اين گفتگوي جذاب را كه به مناسبت فرا رسيدن سال جديد در دفتر اين نماينده‌ي مجلس و عضو شوراي مركزي جبهه پايداري در ساختمان بهارستان صورت گرفته را در ادامه مي‌خوانيد:

دستاورد جمهوري اسلامي بعد از چهار دهه كه از فضاي انقلاب اسلامي سپري شده چه بوده است؟ البته منظور از اين سوال حرف هاي كلي مثل فرهنگ تراز تمدن نوين اسلامي نيست و آيا الان از لحاظ فرهنگي وضعيت خوبي داريم يا خير؟
براي پاسخ به اين سوال ابتدا بايد فضاي انقلاب اسلامي را شناخت تا بتوان مقابله هاي با او را حس كرد و طبيعتا به يك جمع بندي در اين حوزه رسيد. انقلاب اسلامي از جنس فرهنگي - اجتماعي بود. يعني آدم ها يك سري اعتقادات و باورها داشتند مي خواستند بر اساس اين باورها زندگي كنند. اين اصل و اساس انقلاب بود البته شايد توجهي هم به قشر حداكثري محروم مردم كه امام ان ها را پابرهنه ها مي ناميدند بود. ولي اين باورها به مردم احساس مسئوليت داد تا آن جا كه باعث منتهي شدن به جرياني شد كه در دنيا نمونه نداشت. در دنيا تغيير حكومت ها بر اساس يا كودتا يا شعارهايي كه در فضاي بسته كه منتهي به انتخاباتي با نتيجه خاص مي شود.

بر همين اساس در انقلاب ما اول مردم آمدند، بعد شعارها و برنامه ها مطرح شد. بعد دشمن حس كرد بايد درمقابل اين موضوع قرار بگيرد و با شگردهاي سخت اين حركت شروع شد؛ اما بعد پا به پاي انقلاب آمدند روي اندوخته هاي فرهنگي انقلاب كار كردند و سعي كردند اين بنيان ها را آرام آرام از ما بگيرند.

حالا ايجا بخشي از بيرون بود ازجمله تبليغات، سينما، فيلم، فرهنگ، مدلينگ و بحث ترجمه و حالا رمان هايي كه ترجمه شد؛ ولي بخشي از داخل بود يعني يك سري از آدم ها به اين نتيجه رسيدند كه ما يك سري حرف ها و حركت هاي آنارشيستي كه بايد اين ها را اصلاح كنيم. اين ها كه جلودارهم بودند آمدند ترمز را كشيدند يك جريان هاي ديگري را راه انداختند. در بحث جريان هاي سياسي تقسيم بندي هاي سياسي اولين اتفاقات در نماز جمعه ما افتاد به صورت مصداقي آقاي هاشمي آمدند تعريفي كردند از عدالت اجتماعي با اين بيان كه چه ايرادي دارد مثلاً يك بچه مسلماني مثلاً بهترين ماشين را داشته باشد، بهترين امكانات را داشته باشد. اينها انقلاب كردند اينها بالاخره زحمت كشيدند نبايد محروم باشند و يك ويژه خواري را براي نيروهاي انقلاب نهادينه كردند. اين حركت يك قبح زدايي بود.

من يادم است بعد از پيروزي انقلاب بعضي از كساني كه مسئوليت داشتند مي آمدند مثلاً تا ظهر سر كار بودند، بعدازظهر مي رفتند يكي دو جعبه شيريني مي گرفتند، مثلاً يكي دو تا جعبه ميوه مي گرفتند و مي آوردند عروسي برگزار مي شد؛ به همين سادگي دختران و پسران مي رفتند تشكيل زندگي مي دادند و بعد كار و تلاش مي كردند. ولي اين نگاه كم كم ايجاد شد كه حالا كه ما زحمت كشيديم، بايد بهترين ماشين، بهترين امكانات در اختيار ما باشد و نتيجه آن شد كه اصلا حق ماست اصلا ما ذخاير انقلابيم. واقعا هم ذخيره اند يعني روزي براي انقلاب كار كردند. اما امروز به يك فاصله طبقاتي رسيديم كه دقيقاً اين همان انحراف دروني جريان انقلاب است كه با اينها رقم مي خورد.

امروز من به يكي از وزرا گفتم خوب وضعيت جنابعالي از قبل انقلاب كه اينها را ما خودمان يادمان است و شاهديم كه بالاخره شما چه جوري بوديد اگر فرض كنيم از همان روز اول انقلاب شما ماهيانه يك ميليارد تومان درآمدتان بود، يعني از روز 22 اسفند سال 57 كه يك ماه از پيروزي انقلاب گذشته، اولين حقوق شما را يك ميليارد دادند، الان 478 ماه از انقلاب گذشته است حالا فرض كنيم الان 480 ماه گذشته باشد، 500 ماه گذشته باشد ميانگين ماهيانه يك ميليارد تومان مي شود 500 ميليارد تومان. شما كه آمديد اولش مي گوييد من 1200 ميليارد تومان پول دارم و امروز وقتي هم به او اين موضوع را گفتم. گفت: چه حرفي تو داري به من مي زني؟ من خمس دارم مي دهم، من وجوهات دارم مي دهم، من سالم زندگي كردم. من نمي دانم اين كار را نكردم. اما به جايي مي رسد كه اين نوع رفتار و مال اندوزي را در جريان انقلاب ببينيم. اين اتفاق، اتفاق خيلي خطرناك تري بود از اتفاقاتي كه بيرون مي افتاد.

ببينيد ما مثلاً يك زماني مثلاً فيلم هاي ويدئويي مي آمد، اينترنت و ماهواره، بحثهاي فضاي مجازي و بالاخره الان طرف حس مي كند كه باز هم يك صف بندي آن طرفي، اين طرفي هست اما يك موقع نه، درون خودمان نگاه ها متفاوت مي شود. امروز كه آقازاده بعضي از همان بزرگان مي آيد در مجلس ما، مجلس دهم ما صحبت مي كند كه پدر من حق خودش را برده است. بنابراين انقلاب ارزش هاي خودش را از دست مي دهد و آدمها مي آيند در ارتباط با از دست دادن ارزش هاي خودشان موضع گيري و جبهه گيري مي كنند. انقلاب اينگونه از دست مي رود از روز اول كه بحث پيشرفت را خيلي ها در اين كشور مطرح كردند، رهبري فرمودند ما پيشرفت مطلق را نمي خواهيم؛ ما پيشرفتي كه در دلش عدالت داشته باشد را مي خواهيم. اين همان جريان هايي بود كه چرخ انقلاب را در مسير عدالت كند كرد و مسير انقلاب را عوض كرد؛ مسير انقلاب گاهي عوض شده است. و اينكه رهبر انقلاب مثل يك پدر مهربان و يك ديدبان دقيق دارد اين موضوع ها را رصد مي كند و دارد پيام مي دهد كه اين اصلاحات در آن صورت بگيرد. البته خوب ايشان كه دستگاه اجرايي نيست كه اين كار را انجام دهد ايشان ديدبان است.

اين دو جريان داخلي و خارجي عليه فرهنگ و گفتمان انقلاب هستند. به نظر من امروز پاشنه آشيل كشور ما، حوزه مسائل فرهنگي هست و مشكلاتي كه در حوزه مباحث فرهنگي بوجود مي آيد و پيچيدگي هاي مسائل فرهنگي هم خيلي بالاست يعني به راحتي و با عدد و رقم قابل بيان نيست. مثلاً در حوزه راه، هر كيلومتر ايجاد يك بزرگراه اينقدر هزينه دارد. ما هم اينقدر در كشور احتياج به بزرگراه داريم اين عدد و اين رقم و اين مسافت نتيجه‌اش اين مي شود كه خوب ما مي توانيم با يك برنامه ريزي بگوييم در يك برنامه مثلاً هفت ساله به جايي مي رسيم كه تمامي زيرساختها را تامين كنيم. اما در حوزه فرهنگ علاوه بر اين كه پبچيدگي كار بالاست. آدم هايي كه نگاهشان به فرهنگ جدي است و حساسيت اين حوزه را درك كنند كم داريم. در حوزه قانون هم ضعف داريم به تمام اين دلايل ما در عرصه فرهنگ مسير بدي را طي كرديم و امروز در يك وضعيتي هستيم كه ديدبان انقلاب يك زماني گفتند تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي است، ناتوي فرهنگي است و امروز مي گويند ديگر ولنگاري فرهنگي است. كه اين ولنگاري فرهنگي نشان دهنده آنست كه ديگر نگاه به طرف مقابل و دشمن نيست و مشكل در درون است.

به نظرشما جمهوري اسلامي توانايي اقناع نسل هاي بعدي انقلاب را دارد در حالي كه وقتي بحث بودجه فرهنگي به ميان مي آيد قسمت عمده آن صرف گروهي مي شود كه مصداق ولنگاري فرهنگي هستند و داخل كشور به موازات تهاجم خارج از كشور عمل مي كنند؟
اگر منظورتان دولت و جريان هاي اجرايي كه كار در دست آنهاست بله، يك چنين شرايط نامناسبي هست. به نظر من بايد در ارتباط با اين موضوع يك مقداري ما دست دولت ها را از تصدي گري در حوزه فرهنگ كوتاه كنيم و ميدان را براي حضور جريان هاي مردمي به معناي جريان هاي گفتماني فراهم كنيم كه اينها پا به عرصه بگذارند. يك سري وظايف را ما به عنوان قانون گذار بايد انجام دهيم. يك سري بسته هاي حمايتي از انواع مختلف بايد تهيه ببينيم و يك سري خلاءهاي قانوني هم داريم مثل اين كه تمام ماموريت هاي فرهنگي ما صاحب ندارد. مثل سبك زندگي هيچ نهاد و وزارت و سازماني در قبال سبك زنگي خود را مسئول نمي داند كه تعريفي از آن داشته باشد و طبق تعريف برنامه ريزي كند و بخواهد ما را از يك نقطه به يك نقطه اي ديگر به پيش ببرد. از طرفي در برخي موضوعات فرهنگي انباشتي از آدم ها و سازمان ها را مي بينيم مثل حوزه سينما و فيلم كه از حوزه هنري و ارشاد تا فاربي، شهرداري، بنياد شهيد و حتي نيروي انتظامي در آن حضور دارند كه همه شان هم دنبال اين هستند كه بگويند ما متولي امر هستيم. يعني بود و مبالغ هنگفت را به ما بدهيد. اين هم يك بخش از مشكلات. يعني به نظر من اين مهندسي فرهنگي روي زمين مانده كه اين وظيفه شواري عالي انقلاب فرهنگي است. مسئله ديگر نبود مدل و مدل تراشي است. يك مشكل ديگر از دست دادن نهادهاي موثر و كارآمدي مثل مسجد كه مشكلات اقتصادي، قضايي، خانودگي و ديگر مسائل مردم را پاسخ مي داده، كنار زده شده و به يك نمازخانه تبديل شده است. البته امروز ما اين ماموريت ها را از فرهنگسراها مي خواهيم كه به نظر من نياز به يك بازبيني دارد و اين ماموريت شوراي عالي انقلاب فرهنگي است نه مجلس. مي دانيد در حوزه فرهنگ آن چيزي كه مي شود با قانون پيش برد خيلي خيلي هنر كند قانون 20-10 درصد بيشتر نمي تواند نهايتا 30 درصد بتواند كار را جلو ببرد. بيشتر زيرساخت هاي ديگري را احتياج دارد كه اين كار، كار مجلس نيست.

از شوراي عالي انقلاب فرهنگي نام برديم با توجه به اين كه شما به عنوان رئيس كميسيون فرهنگي مجلس عضو اين شورا هستيد تا چه حد اين شورا را كارآمد مي دانيد؟ و دلايل آن را تا جايي كه ممكن است بيان كنيد؟
امروزه ماموريت ها در دل اين شورا گم شده است. الان شده يك شورايي كه بيشتر جنبه‌ي آموزشي دارد. يك شوراي بالادستي در حوزه مسائل آموزش است. عزل و نصب روساي دانشگاه ها در اين فضاها انجام مي شود، يك سري كارهايي هم انجام مي شود؛ من نمي گويم كار نمي شود. خداي ناكرده نمي خواهم بي ‏انصافي در اين عرصه كنم. اما اينكه بگوييم مهمترين قرارگاه براي مديريت حوزه فرهنگي در كشور ما كه در واقع يك نگاه عالي در اين حوزه داشته باشد كه سران سه قوه در آنجا جمع مي شوند و يك جريان فراقوه اي، عملياتي وجود داشته باشد، نيست.

امروز بالاخره شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خيلي از مجموعه ها كه مساله ها بايد ورود پيدا كند، ورود پيدا نكرده است در بعضي از مسائل به خيلي ريزه كاري ورود پيدا كرده است يعني حتي قانون در ارتباط با آن موضوع هم نوشته، در بعضي از جاها هم قانون نوشته و هم عرصه اجرا را هم به دست گرفته كه خوب اينها مشكلاتي است كه در شورا وجود دارد.

به نظر من مشكل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تخصص آكادميك افراد نيست؛ مشكل عمده مربوط به ساختار ضعيف مجموعه است. رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رئيس جمهور است. خود روساي جمهور با نگاه هاي متفاوتي كه به اين شوراها دارند، شورا را از حيّز انتفاع گاهي ساقط مي كنند. وقتي يك رئيس جمهوري نگاهش به شورا، شوراي مشورتي است اينها در واقع يك نظرات مشورتي به من مي دهند، من بالاخره خودم تصميم مي گيرم و اين شوراها هيچكدام نمي توانند تصميم گير باشند؛ خوب با اين نگاهي كه وجود دارد بسياري از مصوبات شورا مي رود در كشوي ميز رئيس جمهور قرار مي گيرد تا رئيس جمهور بالاخره دوران هشت ساله اش تمام مي شود، دو تا چهار سالش تمام مي شود. مي رود كنار. يك انباشتي از مسائل در كشوي آن مي ماند كه امضاء نشده و طبيعتاً ابلاغ نشده است. ما خيلي نمي توانيم از اين شورا دغدغه هاي مسائل فرهنگي را انتظار داشته باشيم. او دنبال اين است كه بالاخره يك نگاهي به انتخابات اگر دوره اول رياست جمهوري باشد نگاهي به انتخابات مرحله دوم داشته باشد. ظرفيت دانشگاه ها را براي خودش بتواند نگه دارد؛ پس بنابراين يك روساي دانشگاهي كه همسوي فكري او هستند بدون اينكه ملاحظات ديگر را در اولويت قرار بدهد انتخاب مي كند و همين داستان هايي كه پيش آمده است.

اخيرا بحثي را يكي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مطرح كردند به اين عنوان كه اگر دانشگاه با همين بي توجهي به ايدئولوژي انقلاب اسلامي در بحث آموزش علوم و بي توجهي به اخلاق چه در عمل و چه بحث نظري اخلاق جلو برود دانشگاه سقوط خواهد كرد.
من هم نگران دانشگاه هستم، دانشگاهي كه بالاخره جايگاه توليد انديشه، فكر و آدم هايي كه اينها پرچمدار جريان ها بودند، اما بايد پرسيد سيستم ما چه تحولي در اين دانشجو ايجاد مي كند كه همپاي جريان رشد علمي كه او دارد آن نيازمندي هايي كه يك آدم تصميم گيري كه در نقطه هاي كلان بعدا به آن احتياج پيد مي كند را تامين كند. آيا آن دانشجويي كه دارد فارغ التحصيل مي شود بر اساس سيستم ما، نه بر اساس تعلقات خاطر شخصي آن فرد؛ بر اساس سيستم ما چه اتفاقي در او دارد مي افتد؟ امروز در آموزش عالي ما چه كسي مي تواند بگويد كه آقا ما در يك حد عالي داريم پرورش انسان مي دهيم. به غير از يك تلمبار دانشي كه درآن مسير هم باز إن قلت هايي داريم مي گوييم: ما داريم انسان را پرورش مي دهيم. كدام سيستمي در اين موضوع است؟ يك استادي هم اگر كاري دارد مي كند، خودش دارد اين كار را مي كند. امروز ما برنامه براي اين موضوع نداريم. چون اصلاً براي ما اين موضوع مهم نيست.

ما يك سيستم هستيم. ببينيد يك دانش آموز روز اول آموزش نه چيزي از حروف مي داند نه از اعداد. اما بعد از مدتي آموزش فهم و رشدي براي او ايجاد مي شود اين رشد تصادفي در اين دانش آموز ايجاد نشده است. برنامه ريزي ما از نقطه الف به نقطه ب اين دانش آموز را رسانده است. الان من مي خواهم بگويم آقا ما بالاخره مي خواهيم جامعه را به كدام ساحت برسانيم؟ تازه اول بحث است. چه برنامه اي داريم كه ما اين آدمها را از اينجا به انجا برسانيم؟ در نظام آموزش عالي مان يك نفر بيايد بگويد آقا ما دنبال اين هستيم كه به ساحت هاي مختلف تربيتي بپردازيم. اين دانشجو است فردا مي خواهد برود در يك پست مديريتي دست بگيرد. اين بايد ساحت اخلاقيش، اجتماعيش، زيست محيطي اش، كه اجتماعي‏ اش، فرهنگي اش، خانوادگي اش بايد رشد پيدا كند و خيلي اتفاقات بايد در اين دانشجو بيفتد.

به نظام آموزش عالي برگرديم، آيا اسلامي سازي علوم در دانشگاه ها انجام مي شود يا خير و با چه سرعتي و چه پيشرفتي؟
اين مسائل تكليفي و امري نيست و نمي شود صرفا با قانون گذاري حل كرد. ببينيد در اين قضيه آن چيزي كه بايد اتفاق بيافتد در جمهوري اسلامي من نمي گويم اتفاق نيفتاده است اما بايد شتابش بيشتر شود و دامنه اش وسيع تر شود. يك اتفاقي افتاده اما صحبت بر سر شتاب و دقيق بودن اين مسير حركتي است. من فكر مي كنم ما هيچ برنامه اي را در اين موضوع نداريم! الان اسلامي سازي دانشگاه ها همين طور روي زمين مانده است؛ يعني يك تعدادي دارند يك متوني را تهيه مي كنند، يك سري كارهايي را دارند انجام مي دهند، اما اين كه ما بتوانيم بگوييم كه مثلا مديريت در جامعه اسلامي را بخواهيم به آن بپردازيم، جامعه ما اسلامي است، مديراني كه داريم تربيت مي كنيم، مديراني بايد باشند كه به اصول و مباني اسلام مديريت بكنند. جامعه شناس ما، روانشناس ما، بانكداري ما و بسياري ماموريت ‏هايي كه در يك نظام وجود دارد بايد با رويكرد ديني و اسلامي اينها طراحي و بعد اجرا شود. امروز ما در اين موضوع چالش جدي داريم.

راهكار؟
راهكار به نظر من بايد فضاي مطالبه اي در اين موضوع بصورت فراگير ايجاد شود. امروز بايد يك تعدادي همنوا شوند. اين تك خواني ها تبديل به يك سمفوني شود. اين اگر تبديل به يك سمفوني شود مي تواند جامعه را حركت بدهد. اما امروز ما سمفوني به نام توجه به فرهنگ در كشور نداريم. تكنوازي است.

مشكل ديگري وجود دارد و آن اينكه انديشمنداني هستند كه اسمشان در دانشگاه و در حوزه هاي فرهنگ، سياست و مديريت زياد تكرار مي شود ولي در اتاق خودشان هستند و بيرون نمي آيند؟
زيرساخت ها براي اينها بايد فراهم باشد. بايد بستري وجود داشته باشد كه آدم ها وارد شوند و جريان درست كنند. ما اپوزسيون نيستيم كه برويم يك گوشه اي در يك لوجينه محدودي. ما مي خواهيم نظام را جلو ببريم. ما اقلا هشتاد ميليون آدم هستيم در خارج از اين مرزها هم ميليون ها چشم به ما نگاه مي كند. بنابراين تاكيد مي كنم اين بايد تبديل به يك مطالبه عمومي شود.

ببينيد مردم در مورد معيشتشان مطالبه جدي دارند؛ امروز هر كسي مي آيد تا هر حرفي مي زند مي گويد آقا برو ما زندگيمان مانده، ما معيشتمان مانده است. امروز مردم به اين مسئله جدي توجه دارند؛ اما در حوزه فرهنگ اينجوري نيست و چون چنين توجهي نيست به نظر من ولو ما يك چنين آدم هايي را بياوريم، پول هم خرج كنيم، به نظر من آن چيزي كه ما دنبالش مي گرديم فراهم نمي شود.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس