جمعه 31 فروردين 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 دكتر علي باقري، معاون سابق دبير شوراي عالي امنيت ملي:
 پرتاب خودكار هنر نيست، بتن نريختن در توان هسته‌اي كشور هنر بود/ وقتي تحريم‌ها برداشته نشده ديگر برجام معني نمي‌دهد
تاريخ  :  1397/01/06
 دولتي ها مي گويند اگر اين همه محروميت و محدوديت را به ملت ايران تحميل نمي كرديم، توافق حاصل نمي شد. ما به دنبال نتيجه بوديم يعني تثبيت حقوق هسته اي و لغو تحريم ها.


علي باقري كني ديپلمات ايراني است. او در دوران دبيري سعيد جليلي، در شوراي عالي امنيت ملي معاون سياست خارجي و امنيت بين‌الملل دبير اين شورا بود. بيش از دو سال از زمان اجراي برجام مي گذرد و تحريم هاي غرب عليه ايران همچنان پا برجاست. لذا گفتگويي پيرامون توافق هسته اي با وي صورت گرفته كه در ادامه از نظر مي گذرد:

علت چرخش در استراتژي تيم هاي مذاكره كننده هسته اي را چه چيز مي دانيد. تا قبل از برجام شاهد حضور سه تيم مذاكراتي با سه نوع روش و استراتژي متفاوت هستيم كه اساساً هم جنس نيستند!
ابتدا من نكته اي را عرض كنم چرا كه شما هم به آن اشاره كرديد و آن استفاده از لفظ «پرونده هسته اي» است. اين عبارت از اساس غلط است و متاسفانه برخي از مسئولين ما هم از آن ناآگاهانه استفاده مي كنند. يكي از كارهاي نظام سلطه با استفاده از ابزارهاي سياسي و رسانه اي كه در اختيار دارد تغيير مفاهيم و معاني بر اساس منافع خود است، چرا كه اگر مفاهيم تغيير كند آنها مي¬توانند با فريبِ افكار عمومي سريع تر به اهداف نامشروع خود دست پيدا كنند.

به عنوان مثال به جنبش انقلابي حزب الله مي گويند گروه تروريستي حزب الله يا به جنبش انقلابي حماس مي گويند گروه تروريستي حماس. در واقع قبل از اين كه شما در خصوص درستي و يا نادرستي رفتار اين گروه ها بحث كنيد استفاده از عنوان تروريست موجب ايجاد اثري منفي در ذهن مخاطبان خواهد شد.

لذا موضوع ما «فعاليت هاي هسته اي» است نه «پرونده هسته اي»، چرا كه پرونده براي مجرم و يا دست كم متهم است. هدف غربي ها نيز از اين تغيير مفهوم اين بود كه با استفاده از اين واژه براي افكار عمومي دنيا جا بيندازند كه ايران در مسئله هسته اي خود داراي مشكلاتي است كه مع الوصف مسئولين ما هم از اين واژه استفاده مي كنند. از اين رو ما «فعاليت هسته اي» داريم و استفاده از واژه «پرونده هسته اي» اشتباه است.

اما در پاسخ به سئوال شما، تيم هاي مذاكراتي با هم متفاوت بودند و در اين زمينه هيچ شكي نيست و اگر به دنبال چرايي اين تفاوت باشيم بايد مسئله را به صورت ريشه اي به بحث بگذاريم؛ در غير اين صورت بحث سطحي مي شود و در نهايت به بررسي تكنيك ها و تاكتيك ها خلاصه مي شود كه شايد ما را در دستيابي به حقيقت دچار مشكل كند. لذا بايد به اين مسئله دقت كرد. هدف ما از بررسي تفاوت اين تيم ها چه چيزي است؟ در واقع ما به دنبال اين هستيم كه بفهميم كه روش كدام يك از اين تيم ها در درازمدت به نفع منافع ملي كشور بوده است.

بر اساس اين نگاه معتقدم كه به طور كلي در عرصه سياست خارجي در كشور دو ديدگاه اصلي داريم، كه يك نگاه در ذيل گفتمان امامين انقلاب تعريف مي شود و نگاه دوم متعلق به گفتماني غير از گفتمان امامين انقلاب است. انقلابي ها پيرو گفتمان اول هستند و غربگرايان و آن دسته از بچه هاي انقلاب كه يا از مبارزه خسته شده اند و يا دلبسته دنيا شده اند ذيل گروه دوم قرار مي گيرند.

ريشه ي اصلي اختلاف ميان اين دو موضوع «استقلال» است. يك نگاه استقلال را كه مهم¬ترين هدف انقلاب اسلامي و بزرگترين دستاورد جمهوري اسلامي است مبنا و جهت حركت خود و در نهايت هدف خود مي داند و نگاه ديگر استقلال را به معناي انزواگرايي دانسته و آن را مفهومي متعلق به دهه¬هاي گذشته و مربوط به كشورهاي آفريقايي تحت استعمار مي داند.

نگاه اول كه استقلال را مبنا و معيار مي¬ داند و بر اين اساس كشور و ملت را در عرصه مناسبات بين المللي داراي «حقوق» مي داند به اين معنا كه ملت ايران حق دارد با فلان كشور رابطه داشته باشد و با كشور ديگر رابطه نداشته باشد و يا با يك كشور در سطح يك و با كشور ديگر در سطح دو رابطه داشته باشد و يا اين كه چون ملت ايران داراي «حق هسته اي» است بايد در پي دستيابي به اين حق باشد. از يك سو در داخل بايد براي دانشمندان هسته اي ايران بسترسازي نمايد و در خارج نيز موانع استيفاي اين حق را مرتفع نمود. پس بر اساس نگاه اول ما از مفهوم «استقلال» به مفهوم «حق» مي رسيم. پس در نگاه اول دستيابي به «نتيجه» مهم است. بر اين مبنا فعاليت هاي هسته اي حق ملت ايران است و لذا ما به دنبال نتيجه بوديم يعني تثبيت حقوق هسته اي و لغو تحريم ها. ما در حالي موضوع هسته اي را به دولت تدبير و اميد تحويل داديم كه رئيس جمهور امريكا پيام كتبي مبني بر به رسميت شناختن حقوق هسته اي ايران در چارچوب معاهده ان پي تي را ارائه كرده بود و بحث ما با آنها درباره لغو تحريم هاي مالي و بانكي بود يعني همان چيزي كه اكنون مانع اصلي در فعاليت هاي اقتصادي خارجي ايران است.

در مقابل، ديدگاه دوم معتقد است به دليل سيطره ابرقدرت ها بر مناسبات سياسي، اقتصادي، علمي و ... جهان، استقلال به معناي حركت بر خلاف نگاه نظام سلطه است و از اين رو استقلال مانع توسعه و موجب انسداد و يا دست كم تحديد توسعه خواهد بود. بر اين اساس دنبال كردن «حق» يك «آرمان» است و با «واقعيت» هم¬ خوان نيست و لذا موجب هدر دادن منابع بوده و عملاً هيج دستاوردي ندارد و به همين دليل به جاي گرفتن حق خود در عرصه بين المللي بايد به دنبال دريافت «سهم» خود از نظام سلطه باشيم. بر اين اساس نتيجه گرايي ديگر معنا ندارد، چراكه حق مبنا، معيار و هدف نيست تا به دنبال آن باشيم، بلكه بايد در پي دريافت سهم خود باشيم و براي دريافت سهم خود نيز نيازمند دستيابي به «توافق» با طرف مقابل هستيم و به همين دليل در اين ديدگاه حصول توافق يك اصل محسوب مي شود.

دولت تدبير و اميد موفق شد به توافق دست يابد، ولي نه تنها نتوانست حقوق هسته اي ملت ايران را تثبيت نمايد، بلكه حتي نتوانست از اعتراف كتبي رئيس جمهور امريكا مبني بر به رسميت شناختن حقوق هسته اي ايران در چارچوب ان پي تي استفاده نمايد و متاسفانه در صفحه اول برجام رسماً انصراف ايران از حقوق ان پي تي را اعلام نمود و تصريح نمود كه حقوق هسته اي ملت ايران بر اساس توافق با 1+5 تعريف مي شود. افزون بر اين با وجود اين كه دولت تدبير و اميد موفق شد به توافق دست يابد، ولي نه در متن برجام و نه در عمل نتوانست تحريم ها را لغو نمايد.

بر اساس نگاه دوم كه حصول توافق يك اصل است، امتياز دادن به بيگانه امر منكري محسوب نمي شود، به همين دليل هم وقتي كه به تدبير و اميدي ها گفته مي شود كه چرا در برجام اين همه محروميت و محدوديت را كه بسياري از آنها ابدي است، پذيرفتيد، با جسارت پاسخ مي دهند كه اگر اين همه محروميت و محدوديت را به ملت ايران تحميل نمي كرديم، توافق حاصل نمي شد!

بر همين اساس و با علم به اين كه در اين توافق امتياز داديم و به اذعان خودشان دستاورد ملت ايران تقريباً هيچ بوده است، رئيس جمهور پس از برجام چند بار خواستار تكرار برجام در حوزه هاي ديگر شد، چرا كه از نظر دولت تدبير و اميد بدون توافق با بيگانگان ملت ايران از تشنگي تلف خواهد شد و از گرسنگي خواهند مرد، لذا حال كه با برجام، هسته اي ايران از فعاليت و نشاط افتاد و به همين خاطر نگراني غربي ها از موضوع هسته اي ايران برطرف شد، بايد به دنبال تامين نظر آنها در حوزه هاي ديگر بود، هرچند كه توافق هاي بعدي هم به ضرر ملت ايران باشد.

ذكر اين نكته مهم است كه بر اساس نگاه اول حق مبنا و معيار است و لذا نتيجه مهم است و از اين رو توافق هدف نيست، ولي چنانچه دستيابي به حق از طريق توافق ممكن باشد با آن مخالفتي ندارد، ولي همه تخم مرغ ها را در كيسه توافق نمي گذارد.

تصور من اين است كه نگاه اول منطبق با ديدگاه امامين انقلاب است و ديدگاه دوم هيچ تناسبي با مشرب فكري ايشان در عرصه سياست خارجي ندارد.

نكته مهم اين است كه طرفداران ديدگاه دوم براي جبران كمبود منطق و استدلال به هوچي گري متوسل شده و در اين چارچوب، ديدگاه اول را متهم به دوري از واقعيت و عقلانيت نموده و اهداف واقعي و دست يافتني مبتني بر ديدگاه اول را كه بر پايه استقلال، حق مداري و نتيجه گرايي است با برچسب آرمان گرايي غيرواقعي، خيالي و توهمي توصيف نموده و آن را تخطئه مي كنند. در حالي تمام آنچه آنها مدعي هستند آرمان گرايي است در طول 39 سال گذشته به واقعيت پيوسته است؛ از سقوط رژيم شاهنشاهي و شكست صدام گرفته تا شكست رژيم صهيونيستي در فلسطين و لبنان و ذلت امريكا در عراق و افغانستان و ناكامي عربستان در بحرين و يمن و ... كه اينها فقط چند نمونه از واقعيت هايي است كه از نظر غربگرايان آرمان محسوب مي شدند.

نكته ديگر كه در قالب دو ديدگاه بالا قابل بررسي است، رويكرد سياست خارجي است. رويكرد سياست خارجي مبتني بر ديدگاه اول، «تهديدزدايي» است يعني دستگاه سياست خارجي مسئوليت دارد تا با رصد دقيق صحنه بين المللي از بروز هرگونه تهديد عليه كشور و ملت جلوگيري كند و از اين رو سياست خارجي در اين ديدگاه «سياست خارجي فعال» خواهد بود، چون دستگاه سياست خارجي بايد مانند يك بازيگر هوشيار و هوشمند همواره با چشمان باز درصدد تهديدزدايي باشد و عملاً از منافع ملي صيانت كند. اما رويكرد سياست خارجي غربگرايان «تنش زدايي» است. تنش زدايي به اين معنا است كه ما نبايد با انجام و يا عدم انجام كاري موجب ايجاد تنش با بيگانگان اعم از دشمنان و رقبا شويم. براي مثال چنانچه انجام فعاليت هاي هسته اي صلح آميز در داخل كشور و يا حضور ايران در سوريه براي مقابله با تروريست ها موجب تكدر خاطر امريكا و اروپا و در نتيجه باعث ايجاد تنش شود، نادرست است و بايد از آنها صرفنظر كرد، چرا كه از نظر غربگرايان هر آنچه موجب ايجاد تنش شود، بايد كنار گذاشته شود. اين رويكرد، سياست خارجي كشور را به يك «سياست خارجي منفعل» تبديل خواهد نمود و از آن مهمتر تنش زدايي به جاي صيانت از منافع ملي ايران در پي پاسداري از منافع ملي بيگانگان خواهد بود، چرا كه انجام فعاليت هاي هسته اي و يا حضور ايران در سوريه در راستاي منافع ملي ايران است، اما چون امريكا اين اقدام ها را برنمي تابد و آنها را مغاير منافع ملي خود مي داند، ما بايد آنها را كنار بگذاريم. پس عملاً سياست خارجي مبتني بر تنش زدايي به سياست خارجي براي صيانت از منافع ملي بيگانگان و حتي دشمنان از جمله امريكا تبديل خواهد شد.

نحوه مديريت مقام معظم رهبري در اين ميان به چه صورت بوده است؟
حضرت آقا جايي فرمودند كه عده اي مي گويند در سياست خارجي ما بايد به دنبال منافع ملي باشيم، خب منافع ملي چيست؟ ايشان مي گويند منافع ملي آن چيزي است كه بتواند از هويت ملت ايران صيانت كند. هويت ملت ايران چيست، هويت ملت ايران داراي سه بعد است؛ هويت اسلامي، هويت انقلابي و هويت تاريخي. بر اين اساس روشن مي شود كه ديدگاه اول مه در بالا به آن اشاره شد، مبتني بر فرمايش هاي رهبري است، چرا كه هويت مبناي استقلال است. به عبارت ديگر استقلال يعني مرزبندي با بيگانه و صيانت از هويت ملت.

نگاه حضرت آقا به تيم هاي مذاكراتي از آقاي روحاني تا دكتر ظريف به چه صورت بود؟ چرا كه اين سه تيم داراي خط مش ها و استراتژي هاي متفاوتي از همديگر بودند.
حضرت آقا خطوط اصلي و اساسي و خطوط قرمز را تعيين مي¬ فرمايند و تيم ها نيز بر اساس باور نظري و توانمندي عملي خود قادر خواهند بود تا منويات رهبري را محقق نمايند. طبيعي است اگر توان تيمي 15 از 100 باشد، قاعدتاً خروجي آن متناسب با همان باور و توانمندي خواهد بود.

علت اين چرخش ها بعضاً متضاد در سياست خارجي چيست؟ آيا خطوط كلي، خط مشي ها و راهبردها مشخص و معين نيست؟ به هر حال انقلاب اسلامي پيروز شده و بسياري از مفاهيم جا به جا شده است.
پاسخ سئوال شما را در قبال سئوال نخست شما بيان كردم. ريشه اصلي تفاوت در نظر و عمل سياست خارجي طي سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي به موضع كنشگران و بازيگران سياسي به موضوع استقلال و باور نظري و توان عملي آنها براي صيانت از استقلال كشور و ملت بر مي گردد.

معتقدم كه اصلاً تبيين نشده است. در وزارت خارجه بسياري از ديپلمات هاي ما با بحث هاي شما بيگانه هستند!
زمان مي برد و بايد صبر كرد!

چهل سال از انقلاب گذشته است!
بله، اما زمان مي برد. توجه كنيد كه نظام هاي غربي چقدر طول كشيد تا به يك ثبات نسبي برسند؛ اين در حالي است كه آنها مورد هجمه هم نبودند. دقت كنيد كه چقدر نظام ديني از درون و بيرون مورد هجمه است.

اولين رئيس جمهور انقلاب اسلامي چه كسي است؟ بني صدر. يعني كسي رئيس جمهور شد كه اساساً مباني انقلاب را قبول نداشت.

من برداشتم را از نظام ديني مي گويم. در اين نظام قرار نيست كسي كه در راس قرار گرفت باورش را بر ديگران تحميل كند، بلكه حاكم ديني بايد بسترسازي كند تا مردم به همان باور رهبري برسند و اين كار زمان مي برد! همانطور كه خداوند به پيامبرش فرمود: "فاستقم كما امرت و من تاب معك"، يعني پيامبر مردم را به باوري برساند كه همانند او بتوانند در قبال دشمن و مشكلات ايستادگي كنند.

از طرفي بسترسازي تنها وظيفه حاكم ديني نيست، بلكه خواص و نخبگان هم بايد در چارچوب نگاه رهبري در اين زمينه فعال باشند، اگر توجيه خواص نباشد مشكل پيش مي آيد و تكامل ايجاد نمي شود. نبايد فراموش كرد كه هدف نظام ديني تكامل انسان است. در اين چارچوب است كه مي توان متوجه رويكرد رهبري در قبال مذاكرات هسته اي و توافق هسته اي شد.

علت اينكه اين شروط از سوي تيم مذاكره كننده هسته اي رعايت نشد را چه مي دانيد؟
اين را بايد از خود تيم بپرسيد. ولي اين دوستان قاعدتاً بر اساس توانمندي خود عمل كردند و رهبري هم يك بار به اين مضمون فرمودند بيش از اين نمي توانستند. به هر حال كسي كه قايل به حق ملت ايران نباشد و دنبال دريافت سهمي براي ملت ايران از بيگانگان باشد تا از تشنگي تلف نشوند، شما نبايد انتظار داشته باشيد كه از حقوق ملت ايران صيانت كند و پاي توافقي را امضا نكند كه دهها حق ملت ايران را سلب كرده است.

به نظر شما چه كساني در اين زمينه مقصر هستند؟
من به دنبال نام بردن از افراد نيستم. بحث من در مورد تفكر است و برداشت خودم را عرض مي كنم. آنها از نرمش قهرمانانه به دنبال دفع شر شيطان نبودند، بلكه به دنبال چيزهاي ديگري بودند كه اهداف آنها را بايد در اظهارات رئيس جمهور پس از توافق هسته اي جستجو كرد.

شما بعد از تغيير در تيم مذاكره كننده هسته اي پس از سال 92 با آقاي ظريف جلسه اي نداشتيد كه ديدگاه هاي خودتان را بگوييد و روند مذاكرات را به آنها توضيح بدهيد؟
با شخص من نه. با افراد ديگر را هم اطلاع ندارم.

با تيم مذاكراتي هم ديداري نداشتيد؟
با تيم، نه، ولي بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 92 كه آقاي روحاني برنده شدند و هنوز دولت قبل بر سركار بود، آقاي واعظي از طرف رئيس جمهور منتخب از من براي حضور در جلسه اي دعوت كردند كه آقايان ابوطالبي و زماني نيا نيز در آن حضور داشتند.

شما در آن جلسه روند مذاكرات را توضيح نداديد كه از سال 84 تا 92 وضعيت مسئله هسته اي به چه صورت است و آنها چه امتيازاتي را داده اند و از چه مواضعي عقب نشيني كرده اند؟
چرا. در آن جلسه من گزارشي از روند مذاكرات تا آن زمان را ارائه نمودم و براي ادامه مسير نيز پيشنهادهاي خود را بيان كردم. اتفاقاً يكي از پيشنهادهاي من به اين دوستان اين بود كه ما در طول مذاكرات جلو رفته ايم و آنها از خيلي از خواسته هاي خود عقب نشيني كرده اند و بسياري از خواسته هاي ما را هم پذيرفته اند كه البته هنوز مطلوب ما حاصل نشده است.

من به آن دوستان گفتم حال كه دولت و طبيعتاً تيم مذاكره كننده تغيير مي كند، شما با اقتدار بر روي مواضعي كه ما روي آن تأكيد داشتيم بايستيد و كوچكترين عقب نشيني نكنيد، چون اگر غربي ها باز هم روي مواضع زياده خواهانه خود اصرار ورزند، آنها هستند كه در افكار عمومي به مانع تراشي متهم خواهند شد، چرا كه آنها در قبال دو تيم با ديدگاه هاي متفاوت يك گونه برخورد كرده اند.

مشخصاً پيشنهاد شما چه بود كه آنها از آن عقب نشيني نكنند؟
از مواضع ما در آلماتي 2 عقب نشيني نكنند.

پيشنهاد آنها در مذاكرات آلماتي چه بود كه ما نبايد از آن عقب نشيني مي كرديم؟
يك بسته بود كه به مذاكرات بغداد بر مي گشت. در مذاكرات بغداد 1+5 پيشنهادي را در اختيار ما قرار دادند كه چند مولفه داشت. آنها پيشنهاد دادند كه چون در حال درگيري هستيم و شما در حال توسعه هسته اي و ما در حال اعمال تحريم ها، ابتدا يك آتش بس موقت را كه مدت آن شش ماه است، برقرار كنيم و در اين دوره شش ماهه تلاش كنيم تا به توافق نهايي برسيم. اين آتش بس شش ماهه در توافق ژنو هم بود كه بعداً چندبار تمديد شد.

در آن آتش بس كه در بغداد مطرح شد آنها انتظار داشتند كه ما چند كار را انجام دهيم؛ يكي اينكه «سايت فردو» را تعطيل كنيم، دوم اين كه غني سازي 20 درصد را متوقف كنيم و سوم اين كه تمام ذخيره سوخت 20 درصد را به خارج ارسال كنيم.

در قبال اين سه خواسته كه مهمترين درخواست هاي آنها بود، غربي ها هم وعده دادند كه تحريم جديدي وضع نخواهند كرد، در خصوص ساخت نيروگاه هاي آب سبك اقداماتي براي ما انجام مي دهند، در زمينه راديو داروها كمك هايي خواهند كرد و تحريم هاي مربوط به تعمير و بازرسي هواپيماهاي مسافربري در داخل ايران را هم تعليق كنند.

اين درخواست آنها مربوط به خرداد 91 است. في مابين اين تاريخ تا اسفند همان سال چندين دور مذاكره ديگر شكل گرفت كه مهمترين آن مذاكرات مسكو بود. طي رايزني ها و مذاكراتي كه در اين چند ماه صورت گرفت، بسته پيشنهادي بغداد آنها به بسته پيشنهادي آلماتي تبدل شد. دليل اين تغيير هم اين بود كه ما در بغداد به آنها گفتيم اگر مي خواهيد يك توافق منعقد بشود و پايدار باشد، بايد سه شرط «هم وزن»، «هم جنس» و «هم زمان» بودن را داشته باشد، در غير اين صورت آن توافق پايدار نخواهد بود. اين شروط خيلي مهم هستند و يكي از اشكالات اساسي توافق ژنو كه در برجام هم تكرار شد، عدم رعايت اين سه شرط بود.

ما در آن مذاكرات [بغداد] گفتيم شما چرا مي خواهيد ما غني سازي 20 درصد را متوقف و مواد غني شده را به خارج از كشور ارسال كنيم؟ در پاسخ گفتند كه با اين كار از ما «رفع نگراني» مي شود. گفتيم شما در قبال اين به ما وعده ساخت و يا كمك در ساخت نيروگاه هاي آب سبك و فروش راديو داروها را داده ايد؛ به اين كار شما مي گويند «همكاري هسته اي»، چرا كه در قبال خدماتي كه ارائه مي كنيد، پول دريافت مي كنيد، اما جنس كاري كه شما از ما مي خواهيد انجام بدهيم رفع نگراني است. اگر قرار است ما از شما رفع نگراني كنيم شما هم بايد از ما رفع نگراني كنيد. آنها گفتند ما بايد چه كاري انجام بدهيم كه از شما رفع نگراني بشود، ما هم در جواب گفتيم لغو تحريم ها. علاوه بر اين گفتيم درست است كه تعليق تحريم بازرسي و تعمير هواپيماي مسافربري در داخل ايران كه در پيشنهاد بغداد بود، از جنس رفع نگراني است، ولي با خواسته هاي شما مانند توقف توليد 20 درصد هم وزن نيست، چرا كه ما طي چند دهه با وجود تحريم تعمير و بازرسي هواپيما در داخل ايران توانسته ايم با مشكلاتي نيازمان را مرتفع نماييم، ولي شما ما را متهم به امكان انحراف از مسير صلح آميز مي كنيد، لذا با توقف توليد 20 درصد نگراني بسيار بزرگي از شما رفع خواهد شد و شما بايد به همان نسبت نيز از ما رفع نگراني كنيد و از اين رو بايد لغو تحريم هاي اصلي را در دستوركار قرار دهيد. در انتها نيز گفتيم اقدام هاي دو طرف بايد همزمان باشد. اين پيشنهادها موجب شد آنها از خواسته خودشان عدول كرده امتياز كمتري مطالبه كرده و امتياز بيشتري بدهند و در نهايت پيشنهاد آلماتي را ارائه كردند.

از چه خواسته هايي عدول كردند؟
آنها در آلماتي به جاي «تعطيلي فردو» خواستار «كاهش آمادگي فردو» شدند كه البته اين كاهش آمادگي از نظر آنها يك سري مشخصات فني داشت، براي مثال از ما خواسته بودند كه ديگر در اين سايت سانتريفيوژ جديدي نصب نكنيم و چون ما به طور كامل از فضاي سايت استفاده كرده و هر چه امكان داشت سانتريفيوژ نصب كرده بوديم، پذيرش خواسته آنها هيج هزينه اي براي ما نداشت، چون امكان نصب سانتريفيوژ جديد وجود نداشت. مورد دوم عقب نشيني آنها اين بود كه به جاي «تعطيلي توليد 20 درصد» خواستار «تعليق غني سازي 20 درصد» شدند كه تفاوت اصلي توقف با تعليق در اين بود كه در توقف استمرار وجود دارد، ولي تعليق موقت است و مورد سوم هم اين بود كه به جاي «ارسال سوخت 20 درصد به خارج از كشور» از ما خواهان «اكسيد كردن مواد 20 درصد» شدند كه اين كار نيز هيچ هزينه اي براي ما نداشت چرا كه ما براي توليد صفحه سوخت راكتور تحقيقاتي تهران بايد مواد 20 درصد را اكسيد مي كرديم، يعني با اين كار به اصطلاح ما روغن ريخته را نذر امامزاده كرده بوديم.

اين سه مورد تغيير محسوس رفتار غربي ها در مذاكرات آلماتي و عقب نشيني آنها از مطالبات قبلي شان از ما بود. علاوه بر اين آنها گفتند كه اگر شما اين اقدامات را انجام دهيد ما هم متقابلاً كارهايي را انجام خواهيم داد. غربي ها گفتند كه در ازاي اقدامات ايران، تحريم خريد و فروش طلا و فلزات گرانبها و تحريم فروش پتروشيمي را تعليق مي كنند؛ نكته اينجا است كه در آن زمان اين تحريم ها وضع شده بودند، اما اعمال نشده بودند، در واقع عملاً در اين موارد تحريم نبوديم.

در پاسخ به آنها گفتيم كه شما از ما مي خواهيد با كاهش آمادگي فردو، تعليق توليد 20 درصد و اكسيد كردن مواد 20 درصد «نگراني فعلي» شما را برطرف كنيم، اما پيشنهادهاي شما «نگراني آتي» ما را برطرف مي كند، چرا كه تحريم هاي پتروشيمي و فلزات گرانبها هنوز اعمال نشده است، لذا ما هم بر اين اساس حاضريم تا نگراني آينده شما را برطرف كنيم. به آنها جواب داده شد كه ما اعلام كرده ايم كه قصد داريم تا 10 سايت جديد غني سازي ايجاد كنيم و اين هم از جمله نگراني هاي شما است، لذا حاضريم در ازاي برداشتن تحريم طلا و فلزات گرانبها و پتروشيمي، از ساخت 5 سايت از 10 سايت اعلامي صرفنظر كنيم!

در آلماتي گفتيم كه پيشنهادهاي شما خوب است، اما رفع نگراني فعلي ما نيست. بحث كه جدي شد گفتند چه چيزي نگراني فعلي شما را رفع مي كند كه ما هم گفتيم برداشته شدن تحريم هاي بانكي. همين تحريم هايي كه حتي بعد از برجام هم در آن گير افتاديم و مشكل داريم و نمي توانيم حلش كنيم.

واكنش آنها چه بود؟
يادم هست كه نماينده انگليس بعد از جلسه كه براي استراحت بيرون آمده بوديم در راهرو با لحني خاصي به ما گفت كه شما لغو تحريم هاي بانكي را مي خواهيد؟ مي دانيد ما چقدر تلاش كرديم كه اين تحريم به اينجا برسد؟ ما هم در جواب گفتيم صنعت هسته اي ايران هم يك روزه و ارزان به اينجا نرسيده است و ما سال ها براي آن زحمت كشيده ايم و براي آن حتي خون هم داده ايم، پس ارزان به درست نيامده كه ارزان هم آن را بدهيم.

يعني با درخواست هاي آنها موافقت نكرديد؟ پيشنهادهاي آنها حقيقتاً از برجام بسيار بهتر بوده است!
در آن روز اعلام كرديم كه حاضريم تعداد سانتريفيوژهاي فردو را اضافه نكنيم و مواد 20 درصد اكسيد را كنيم، البته روشي كه ما براي اكسيد كردن استفاده مي كنيم زمان بر است، اگر مي خواهيد سريع تر اين كار صورت بگيرد، تكنولوژي آن را به ما بدهيد، كه امريكايي ها گفتند عجب! وسط دعوا در مذاكرات هسته اي از ما تكنولوژي هم مي خواهيد! [با خنده]. به هر حال به آنها گفته شد كه حاضريم در خصوص غني سازي 20 درصد و نه توقف آن مذاكره كنيم.

چرا توقف آن را نپذيرفتيد؟
نبايد فراموش كرد كه در آن زمان بالاترين ابزار فشار ما در مذاكرات همين غني سازي 20 درصد بود نبايد به راحتي آن را به بازي مي گرفتيم و آن را از دست مي داديم؛ مثل همان كاري كه آقايان در مذاكرات ژنو و برجام انجام دادند و تمام كارها را پيش پيش انجام دادند و دستشان خالي شد.

از طرفي چيني ها به ما پيشنهاد مكتوب دادند كه اگر ايران بپذيرد در خصوص غني سازي 20 درصد فقط مذاكره كند غربي¬ها بايد از اعمال هر گونه تحريم جديد خودداري كنند، اگر ما مي پذيرفتيم كه فقط در اين باره مذاكره كنيم نه اينكه آن را متوقف و يا تعليق كنيم. لذا گفتيم حاضريم در خصوص غني سازي 20 درصد مذاكره كنيم.

مذاكرات آلماتي نزديك به انتخابات رياست جمهوري ايران در حال برگزاري بود و به نوعي ما در حال از دست دادن زمان بوديم. حتي گفته مي شود كه نماينده انگليس مانع ادامه مذاكرات شده و خواستار پيگيري آن بعد از انتخابات رياست جمهوري ايران شده است؟
مذاكرات آلماتي، دو روز طول كشيد و در اين دو روز بحث هاي زيادي بين ما و آنها رد و بدل شد. در نشست آخر نماينده انگليس با آقاي جليلي در حال بحث و گفت و گو بود كه «وندي شرمن» نماينده امريكا كاغذي را به او داد و بحث خاتمه يافت.

بحث در خصوص چه بود؟ از محتواي كاغذ مطلع نشديد؟
نماينده انگليس مي گفت شما رفع تحريم هاي بانكي را مي خواهيد كه به معناي رفع همه تحريم ها است، ما گفتيم تحريم هاي بانكي همه تحريم ها نيست، چرا كه تحريم هاي ديگر وجود دارد. البته ما از محتواي نوشته نماينده امريكا به نماينده انگليس مطلع نشديم، چون آنها آن طرف ميز نشسته بودند. اما بعد از آن تبادل نوشته، «اشتون» گفت كه نياز است براي مشورت به پايتخت هايمان برگرديم. هرچند ما در پاسخ گفتيم نيازي به اين كار نمي بينيم و اگر شما آمادگي داريد مي توانيم مذاكرات را ادامه بدهيم، اما آنها گفتند نياز دارند براي مشورت به كشورهايشان برگردند.

آيا نمي توانستيد آن تعليق شش ماه را بپذيرد تا بعد از انتخابات روند كار حفظ بشود؟ بسياري هم در داخل كشور در حال فضا سازي بودند كه رفع مشكلاتي اقتصادي منوط به حل مسئله هسته اي و بايد تحريم ها از اين طريق رفع شود. آيا مذاكرات بر انتخابات تاثير گذار نبود؟

تاثير كه گذاشت و اين بديهي است. اما اينكه اين تاثير واقعي بود و يا فضاسازي بايد بحث بشود. من معتقدم در اين خصوص فضا سازي صورت گرفت.

صدور قطعنامه ها فضاسازي بود؟
نه، فضاسازي نبود. ولي بايد به واقعيت ها توجه داشت و تحت تاثير قضاسازي هاي كاذب قرار نگرفت. دشمن همواره بر اساس برآوردش از قدرت ما درباره ي نوع و نحوه ي كنش و واكنشش تصميم ميگيرد. به عبارت ديگر شدت و ضعف قدرت واقعي ما شاخص اصلي براي اقدام و يا عدم اقدام دشمن نيست، بلكه برآورد و ارزيابي دشمن از قدرت ما است كه تعيين كننده است.

اگر اجازه بدهيد بر مسئله هسته اي متمركز باشيم!
اين صحبت هاي من مهم است چرا كه مي خواهم از يك حقيقت پنهان پرده برداري كنم. صدام در سال ۱۳۵۹ به اين دليل به ايران حمله كرد كه تصور ميكرد ايران از قدرت دفاعي لازم برخوردار نيست، چرا كه آن زمان سپاه و بسيج هنوز به طور جدي شكل نگرفته بود و ارتش هم به دليل فرار بسياري از فرماندهان پس از پيروزي انقلاب اسلامي و نيز كودتاي نوژه ضعيف شده بود. البته براي اين كه نادرست بودن برآورد صدام ثابت شود، ملت ما مجبور شد ۸ سال در برابر تهاجم صدام ايستادگي كرده و ده ها هزار شهيد و جانباز را تقديم نموده و ميلياردها دلار خسارت به مراكز شهري، صنعتي، نفتي و ... را متحمل شود.

نتيجه ي مذاكرات هسته اي طي سال هاي ۸۲ تا ۸۴ كه با مديريت آقاي روحاني انجام گرفت اين بود كه سه كشور اروپايي در پيشنهاد نهايي خود كه در مردادماه سال ۱۳۸۴ به ايران ارائه نمودند، تصريح كردند: «تأمين تضمين شده ي سوخت هسته اي ايران در آينده، مستلزم دادن يك تعهد الزام آور مبني بر اين كه ايران ديگر به فعاليت-هاي چرخه ي سوخت نمي پردازد، است.» به عبارت ديگر اروپايي ها پاداش ۲ سال تعليق همه ي فعاليت هاي هسته اي از جمله چرخه ي سوخت را با درخواست براي تعطيلي ابدي همه ي فعاليت هاي هسته اي ايران دادند.

البته اروپايي ها گستاخي را به اين حد متوقف نكردند و در ادامه ي پيشنهاد خود با اشاره به پيامد پذيرش پيشنهادشان از سوي ايران، با وقاحت تمام تصريح نمودند: «سه كشور اروپايي براي دانشمندان، تكنسين ها و حتي كارگران ايراني كه به خاطر تعطيلي ابدي فعاليت هاي هسته اي ايران بيكار خواهند شد، شغل جديدي در ايران پيدا خواهند كرد.»

به خاطر دارم رابرت كوپر، معاون خاوير سولانا مسئول اسبق سياست خارجي اتحاديه ي اروپايي طي مذاكرات دوجانبه اي كه در مردادماه ۱۳۸۷ در وين با بنده داشت، اذعان كرد كه «ما اشتباه كرديم كه در مرداد ۱۳۸۴ (اواخر دولت اصلاحات) اين پيشنهاد را به آقاي روحاني داديم». من از كوپر پرسيدم چرا بعد از سه سال به خطاي خود اعتراف ميكنيد؟ او پاسخ داد: «در آن دوره ما هر چه از ايران ميخواستيم، ايران انجام مي داد و فعاليت هاي فراتر از چرخه ي سوخت را نيز تعليق نمود. اين برخوردِ طرف ايراني، ما را به اين برآورد رساند كه شما خيلي ضعيف شده ايد» كوپر سپس ادامه داد: «در آن زمان ما قدرت ايران را underestimate كرديم» و بر اين اساس پيشنهادي به ايران داده شد تا آخرين ميخ بر تابوت فعاليت هاي هسته اي ايران كوبيده شود».

در مرداد سال ۸۴ دو راه بيشتر پيشِ رو نبود؛ پذيرش پيشنهاد اروپايي ها و تعطيلي ابدي همه ي فعاليت هاي هسته اي و يا رد پيشنهاد آنها و از سرگيري مجدد فعاليت هاي هسته اي. بديهي است هيچ ايراني باغيرتي گزينه ي نخست را برنمي گزيند، اما انتخاب گزينه ي دوم و ازسرگيري فعاليت هاي هسته اي نيز بدون درد سر نبود، چرا كه عقب نشيني هاي سال هاي ۸۲ تا ۸۴، دشمن را به اشتباه كشانده و آنها ما را ضعيف پنداشته بودند.

ابتدا بايد كاري انجام ميشد تا برآورد نادرست دشمن را تصحيح كنيم. به عبارت ديگر، انتخاب گزينه ي دوم مانند آن بود كه در زمان تهاجم صدام به ايران، ملت تصميم گرفت در مقابل اشغال و تجاوز بايستد تا ثابت كند كه برآورد صدام از ضعفِ قدرت ما درست نبوده است، چون اگر دشمن به اين جمع بندي نمي رسيد كه ما نه تنها ضعيف نيستيم، بلكه قوي هم هستيم، حاضر نمي شد تا قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير را در آغاز جنگ پاره كرده بود، دوباره بپذيرد. براي دستيابي به اين هدف ما بايد خرمشهر را آزاد مي كرديم، فاو را مي گرفتيم، گلوي صدام را در اطراف بصره ميفشرديم و ... تا صدام درك كند كه ما ضعيف نيستيم، البته در اين دوره كه ما در حال اثبات قدرت خود به دشمن بوديم، دشمن نيز بيكار ننشست و از حمله به شهرها، استفاده از بمب شيميايي و صدها جنايت ديگر فروگذار نكرد.

در موضوع هسته اي نيز دقيقاً همين مسئله ساري و جاري بود. انتخاب گزينه ي دوم (رد پيشنهاد اروپايي ها براي تعطيلي ابدي همه ي فعاليت هاي هسته اي) يعني عزم ملت براي از سرگيري فعاليت هاي هسته اي، مستلزم آن بود كه ابتدا به دشمن ثابت كنيم برآورد او از ضعف قدرت ما كه منجر به ارائه ي پيشنهادِ تعطيلي همه ي فعاليت هاي هسته اي شده بود، نادرست بوده است.

در اين چارچوب جوانان مؤمن و خلاق ايراني جلوه هاي عيني قدرت هسته اي ايران را در عمل به رخ آنها كشيدند تا ذهنيت غلط آنها نسبت به قدرت ما تصحيح شود و باور كنند كه ما قدرتمند هستيم. تثبيت اين امر در دل و جان دشمن، هم در گرو گذشت زمان بود و هم مستلزم بروز و نمود توانايي هاي هسته اي جوانان مؤمن و مبتكر ايراني. در اين چارچوب انجام غني سازي ۵ درصد، ذخيره ي ۱۰ تني اورانيوم با غناي ۵ درصد، انجام غني سازي ۲۰ درصد و ذخيره ي نيم تني اورانيوم با غناي ۲۰ درصد، ساخت صفحه هاي سوخت راكتور تهران، طراحي و ساخت راكتور آب سنگين اراك، ساخت و تجهيز سايت غني-سازي فردو و ... از جمله نمادهاي قدرت هسته-اي ايران بود كه توانست خطاي برآورد دشمن را اصلاح كند.

شما معتقد هستيد كه تشديد تحريم ها به دليل عملكرد اشتباه تيم قبلي مذاكره كننده بود؟
بله دقيقاً. من معتقدم كه تحريم غربي ها قبل از آن كه معلول مقاومت تيم ما باشد، حاصل عقب نشيني و سازش هاي قبلي طي سال هاي 82 تا 84 بود. سازش آن دوره موجب خطا در برآورد دشمن از قدرت ملت ايران شد. همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند سازش نيز هزينه دارد، شايد يكي از بارزترين مصاديق اين فرمايش رهبري سازش هسته اي سال هاي 82 تا 84 بود. تحريم ها هزينه سازش و تفكري بود كه در مقابل غربي ها «وا» داد.

يعني صدور قطعنامه ها به علت سازش در تيم مذاكره كننده قبلي بود؟
بله. من اين حرف را هم محكم مي زنم، چرا كه دشمن را به اين برآورد رسانده بود كه ما ضعيف هستيم. عرض كردم كه ما دو راه بيشتر نداشتيم، يا همان راه قبل را ادامه داديم و تعطيلي صنعت هسته اي را مي پذيرفتيم يا اينكه مقاومت مي كرديم. طبيعتاً ايستادگي هزينه هايي را هم دارد. الان كه توافق شده است چه اتفاقي رخ داده؟ ما كه فعاليت هايمان را يا تعطيل كرديم و يا تعليق كرده ايم مسئله حل شد؟ الان هم در حال هزينه دادن هستيم، همان طور كه مقاومت هزينه دارد، سازش هم هزينه دارد، با اين تفاوت كه مقاومت توليدكننده عزت و اقتدار و سربلندي است و سازش موجد ذلت و زبوني و سرافكندگي است.

در طول مذاكرات 6 ساله شما آيا بين شما تنشي پيش آمد كه مثلا خودكاري به سمت هم پرت كنيد؟
نه، اصلاً. ما منطق داشتيم و با عقلانيت مذاكره مي كرديم و ميز مذاكره را عرصه بازي سياسي داخلي نمي دانستيم. پرتاب خودكار هنر نيست، بتن نريختن هنر است. خودكار كه مسئله اي نيست، شما پارچ آب روي ميز مذاكره را هم روي سر جان كري خالي كنيد، براي آنها مشكلي ايجاد نمي¬ كند. در تاريخ مي خوانيم سفراي انگليس دست شاهان قاجار را مي بوسيدند، ولي در همان حال قرارداد رويتر را بر ايران تحميل مي كردند. امريكايي ها در مذاكرات دنبال بتن ريختن در درون قلب تپنده هسته اي ايران بودند كه متاسفانه موفق شدند، حالا كسي هم در جريان مذاكرات براي داخل كشور نمايشي را اجرا كند، براي امريكايي ها مهم نيست. هنر اين است كه اجازه ندهيم دشمن ملت ايران را از بسياري از حقوق و فعاليت هاي قانوني هسته اي اش تا ابد محروم كند. حداقل شما خبرنگاران تحت تاثير اين بازي ها قرار نگيريد. مثل بازي كه در جريان مذاكرات راه انداختند كه به فلان فرد در تيم توهين شده و اين امر را مسئله اصلي مي كردند تا مردم فراموش كنند كه در مذاكرات چه مي گذرد. يعني محروميت ابدي ملت ايران از دهها حقش به اندازه تكدر خاطر يك عضو تيم ارزش نداشت. البته امروز چنان قضايا را وارونه منعكس مي كنند كه بتن ريختن در درون فلب راكتور اراك را كلاه ايران بر سر امريكا جلوه مي دهند! حتماً چند روز بعد هم خواهند گفت كشورهايي كه راكتور آب سنگين دارند، در به در به دنبال ديپلمات هاي تدبير و اميدند تا از آنها بپرسند چگونه سر امريكا را كلاه بگذارند و با بتن راكتورهاي خود را نابود كنند تا امريكا راكتور مدرن تر به آنها هم بدهد!

شما به آقاي ظريف در طول مذاكرات مشورت داديد؟
آنها كه از ما نظر نخواستند.

نامزد مجلس مي شويد؟
من 20 سال پيش نامزد شدم و الان هم دو تا بچه دارم و از زندگي ام بسيار راضي هستم و نيازي به نامزدي مجدد ندارم!

آينده برجام را چطور ارزيابي مي كنيد؟
برجام يعني چه؟ برخي مسئولان مي گويند تا زماني كه از برجام منتفع بشويم به آن پايبند خواهيم بود، در غير اين صورت از آن خارج خواهيم شد. اين خلط مبحث است. ادعاي آقايان اين بود كه برجام به دنبال دو چيز است؛ يكي اين كه تحريم ها با تعاريفي كه براي آن كرده بودند، لغو شود و دوم حقوق فعاليت هاي هسته اي ايران حفظ شود. بنابراين اگر تحريم ها برداشته شود، برجام معني مي دهد، در غير اين صورت ديگر اين توافق معني ندارد. من معني اين جمله را متوجه نمي شوم كه مي گويند تا زماني كه از برجام نفع ببريم به آن پايبند خواهيم بود. وقتي تحريم ها برداشته نشده كه ديگر برجام معني نمي دهد. البته برخي مذاكره كنندگان رندانه ادعا مي كنند كه در مذاكرات اصلا به دنبال لغو تحريمها نبوديم و فقط تثبيت هسته اي هدفمان بود. اينجا يك مغالطه انجام مي شود. اگر آقايان به دنبال رفع تحريم ها نبودند، پس چرا رئيس جمهور مي گفت اگر توافق نكنيم و به دشمن امتياز ندهيم، ملت ايران از تشنگي تلف مي شوند. حالا كه رسوايي برجام براي همه برملا شده، مي خواهند به خيال خودشان مردم را فريب بدهند و بگويند كه اگر تحريم ها برداشته نشده به اين خاطر بوده كه اصلاً قرار نبوده تحريم ها برداشته شود! اينها تصور نمي كنند كه مردم مي فهمند. آينده برجام اين شده كه براي حفظ آن بايد در عرصه هاي موشكي و منطقه اي و حقوق بشر به امريكا و اروپا امتياز بدهيم!

اگر برجام از اعتبار ساقط شود در صنعت هسته اي چند سال عقب رفته ايم؟
اين سوال را بايد نيروهاي فني صنعت هسته اي پاسخ بدهند اما از لحاظ سياسي براي ما يك عقب گرد بود و اين عقب گرد به اين زودي ها قابل جبران نيست، چرا كه تعريف جديدي از منافع ملي را ارائه كرده اند. اين تعريف اين است كه براي زنده ماندن بايد تسليم طرف هاي غربي شد. اينكه آب خوردن مردم را هم به توافق با امريكا منوط كردند دقيقاً بر اساس همين نگاه است.

توجه داشته باشيد كه ما در توافق هسته اي يك سري محروميت هاي ابدي را پذيرفته ايم. يكي از اشكالات ما اين است كه فقط به محدوديت هاي توافق هسته اي پرداخته ايم، اما ما در همين توافق متعهد شده ايم كه از يك سري از حقوق تا ابد محروم شويم.

يعني اگر 50 سال بعد فرزندان و يا نوه هاي ما خواستند در حوزه آب سنگين فعاليت هايي را انجام دهند هرگز اين اجازه به آنها داده نخواهد شد؛ اگر چرايي آن را بپرسند غربي ها به آنها خواهند گفت چون پدربزرگ هاي شما مي خواستند هواپيماي نو سوار شوند، شماها را نيز از اين حقوق محروم كردند، نمي دانم وقتي نسل هاي بعدي بپرسند هواپيما هم كه ندادند، نمي دانم دولت تدبير و اميد چه پاسخي براي آنها خواهد داشت.

اين محروميت ها چيست؟
ما 100 حق را در چارچوب برجام از دست داده ايم. از اين تعداد ملت ايران از 20 حق تا ابد محروم شده و محروميت 28 حق نيز سقف زماني ندارد كه به نوعي ابدي محسوب مي شوند. 52 مورد هم داراي سقف زماني بلند مدت تا 25 سال است كه اين مدت محروميت نيز خود به رويه تبديل شده و عملاً استفاده از آن حقوق پس از 25 سال بعيد است كه امكان پذير باشد..

برخي مي گويند كه ما آب سنگين و يا پلوتونيوم را نمي خواهيم و به آن نيازي نداشتيم چرا كه آن به درد سلاح اتمي ميخورد. البته اين حرف درست نيست چرا كه در حال حاضر پلوتونيوم كاربردهاي وسيعي در صنعت دارد. حتي اگر اين حرف را بپذيريم كه در حال حاضر پلوتونيوم فقط به درد سلاح هسته اي مي خورد، اين آقاياني كه موجب محروميت ابدي ملت ايران از اين حقوق شدند، مگر ختم علم بشر هستند؟ امروز به درد سلاح اتمي مي خورد در آينده شايد دهها و صدها كاربرد ديگر آن كشف شود. جالب است آقاياني كه ادعاي روشنفكري، عقلانيت، دانش¬محوري و توسعه آنها گوش فلك را كر كرده است، موتور توسعه را با بتن پر كردند و آيندگان را نيز از حقوق بديهي خود محروم كردند، هم دانشگاهي هاي ارنست مونيز هستند. آنها موجب شدند ملت ايران از دهها حق هسته اي خود محروم شود و دريچه هاي توسعه بر روي او بسته شود، ولي جاي تعجب دارد كه باز هم از ملت ايران طلبكارند و آنها را بي عقل و خود را عقل كل مي دانند. واقعاً نمي دانم اين چه عقلي است كه حتي فكر كردن دانشجويان ايراني را منوط به اجازه بيگانگان كرده است.

دقت كنيد هيچ كشور مستقلي در جهان نيست كه تعهد ابدي بدهد. تنها كشورهايي كه مستعمره و يا اشغال شده باشند تعهدات ابدي را مي پذيرند كه متاسفانه دولت تدبير و اميد در برجام اين تعهدات ابدي را امضا كرده است [با عصانيت]

نكته اينجاست كه برخي از تعهدات ابدي كه آقايان از جانب ملت ايران دادند خلاف ماده 10 ان پي تي است. بر اساس اين ماده اگر كشور عضو معاهده احساس كند كه عضويتش در ان پي تي مخل امنيت ملي اش است، مي¬ تواند از معاهده خارج شود، ولي طبق تعهد آقايان حتي اگر اوضاع به گونه اي شود كه عضويت ايران در ان پي تي مخل امنيت ملي ايران هم باشد، دولت ايران حق ندارد، از اين معاهده خارج شود.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس