یکشنبه 31 تير 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 هشدار قرآن كريم نسبت به خطر «ارتجاع»
تاريخ  :  1396/12/11
تحليلگر :
مترجم :

وقتي حركت و انقلاب جامع نبي اكرم(ص) را پس از ايشان دچار ارتجاع مي نمايند به طريق اولي انقاب خميني كبير(ره) كه شاگرد مكتب با عظمت نبي اكرم(ص) مي باشد از دچار شدن به خطر ارتجاع مستثني نخواهد بود. حركت و انقلاب جامع نبوي بعد از وجود نازنين ايشان انقلابي هايي چون اهل بيت عصمت و طهارت(ع) داشت كه مجاهدانه عليه ارتجاعِ آن انقلاب عظيم مبارزه مي كردند و همواره خط اصيل حق و اسلام ناب را حفظ مي نمودند؛ اما نكته مهم اين جاست كه انقلابي هاي مبارز عليه ارتجاع در انقلاب خميني كبير(ره) چه كساني هستند تا به پيروي از سيره اهل بيت (ع) به قيام عليه ارتجاع و انحراف بپردازند.


ارتجاع خطر مهمي است كه رهبر انقلاب اسلامي در سخنراني اخيرشان در ديدار با مردم غيور تبريز مطرح نمودند. خطري كه به عنوان آفت و تهديدبراي همه انقلاب هاي جهان مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. واپسگرايي، عقب نشيني از آرمان ها و ارزش هاي هر انقلاب و عدم حركت به سوي آن ها تعريف اجمالي براي ارتجاع خواهد بود. حال مي خواهيم ببينيم آيا قرآن و سيره اهل بيت عصمت و طهارت در باره موضوع ارتجاع موضعي دارند؟ و اگر پاسخ مثبت است، مقابله و مواجهه با ارتجاع از منظر ثقلين چگونه خواهد بود؟

ارتجاع خطرناك است؛ من وظيفه دارم خطر را به مردم بگويم
رهبر انقلاب: راجع به آسيب‌شناسي انقلاب هم چون وقت ديگر كم است و به ظهر نزديكيم، من يك جمله‌ي كوتاه عرض ميكنم. يكي از مهم‌ترين آفتهاي همه‌ي انقلابها ارتجاع است. ارتجاع يعني چه؟ يعني اين حركتي كه انقلاب شروع كرده بود و ملّت داشتند در اين مسير با نيروي انقلابي و با سرعت حركت ميكردند، در يك جاهايي سست بشوند، بعد متوقّف بشوند، بعد برگردند؛ اين ارتجاع است؛ ارتجاع يعني برگشت. همه‌ي انقلابهاي بزرگ تاريخ كه ما آنها را مي‌شناسيم -مثل انقلاب فرانسه، مثل انقلاب روسيه و انقلابهايي كه در كشورهاي آفريقا و آمريكاي لاتين و جاهاي ديگر اتّفاق افتاد- تقريباً بدون استثنا در سالهاي اوّل عمر خودشان به اين بليّه دچار شدند؛ اينكه چهل سال بگذرد و شعارهاي انقلاب دست نخورد، تكان نخورد، در هيچ‌كدام از اين انقلابها وجود ندارد؛ ما توانستيم اين شعارها را حفظ كنيم. امّا خطرناك است؛ من وظيفه دارم خطر را به مردم عزيزمان بگويم.

ما اگر به سمت اشرافيگري حركت كرديم، اين رفتن به سمت ارتجاع است؛ اگر به جاي توجّه به طبقه‌ي ضعيف، دل‌سپرده‌ي طبقات مرفّه و زياده‌خواه در كشور شديم، اين حركت به سمت ارتجاع است؛ اگر به جاي تكيه‌ي به مردم به خارجي‌ها تكيه كرديم، اميدمان را به بيگانه‌ها بستيم، اين حركت در سمت ارتجاع است؛ اين نبايد اتّفاق بيفتد. نخبگان جامعه بايد حواسشان باشد، مديران جامعه بايد حواسشان باشد. مديران كشور بايد بشدّت مراقبت كنند، مردم هم نگاه كنند، با حسّاسيّت دنبال كنند رفتار ماها را، رفتار مديران را؛ با حسّاسيّت. ارتجاع چيز خطرناكي است. ارتجاع وقتي اتّفاق مي‌افتد، معنايش اين است كه همان آدمهاي انقلابيِ سابق سرِ كارند امّا خط را عوض كرده‌اند، راه را عوض كرده‌اند؛ كأنّه انقلاب شده بود براي اينكه آنها بروند و ما بياييم سرِ كار! براي اين [كار] كه انقلاب نشد؛ انقلاب يعني دگرگوني، انقلاب يعني تغيير مسير، انقلاب يعني يك هدفهاي والائي را در نظر گرفتن و به سوي آنها حركت كردن؛ اگر از اين هدفها فراموش كرديم، ديگر انقلاب نيست.

خطر ارتجاع، مسئله و آفتي نيست كه تنها دامن گير انقلاب هاي مختلف جهان شود بلكه اديان الهي پس از گسترش، توحيد و يگانه پرستي، پس از كفر و شرك در جامعه هم مي تواند دچار خطر ارتجاع گردد تا جايي كه قرآن كريم نسبت به اين مسئله موضع گيري نموده است و مسلمين را از خطر آن هشدار داده است.

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلي‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلي‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرينَ
محمد (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم) جز يك پيامبر نيست كه پيش از او نيز پيغمبراني بودند و درگذشتند، آيا اگر او به مرگ يا شهادت درگذشت شما باز به دين جاهليّت خود رجوع خواهيد كرد؟ پس هر كه مرتد شود به خدا ضرري نخواهد رسانيد، و البته خدا جزاي نيك اعمال به شكرگزاران عطا كند. (144-آل عمران)

مرحوم علامه طباطبائي(ره) ذيل آيه فوق در تفسير الميزان، دلالت اين آيه را بر موضوع ارتجاع تاييد كرده و مي فرمايد:
انقلبتم علي اعقابكم ) انقلاب بر عقبين (دو پاشنه ) بنا به گفته راغب به معناي اين است كه فلاني متمايل به برگشتن شد و برگشت و جمله : (انقلب علي عقبيه ) نظير جمله (رجع علي حافرته ) و جمله : (ارتدا علي آثارهما قصصا)، و كلمه : رجع همه به معناي برگشتن به محل اول يا حال اول است.

و چون در آيه مورد بحث انقلاب بر اعقاب را جزاي شرطي قرار داده كه عب ارت است از مرگ و يا كشته شدن رسول خدا (صلي الله عليه و آله )، اين معنا را مي فهماند كه منظور از برگشت، برگشتن از دين است، نه برگشتن از كار جنگ، چون هيچ ارتباطي ميان فرار از جنگ با مرگ و يا قتل رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله ) نيست، و تنها رابطه و نسبتي كه تصور دارد بين مرگ آن جناب و برگشتن از ايمان به كفر است، و دليل بر اينكه مراد اين است، جمله : (و طائفه قد اهمتهم انفسهم يظنون باللّه غير الحق ظن الجاهليه...) مي باشد كه در آيات بعد قرار دارد و بيانگر حال همين اشخاص است كه اگر رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله ) از دنيا برود از دين خدا بر مي گردند، چون غير از حفظ منافع دنيائي خود هيچ همي ندارند، اگر بدين خدا هم مي گروند براي تاءمين همين منافع است، در نتيجه مادام كه از پستان دين مي دوشند دين دارند، و از آن دم مي زنند، همينكه منافعي بر ايشان نداشت، و بلكه به منافع دنيائي شان لطمه زد از آن بر مي گردند، و آنها كه در جنگ احد با شنيدن قتل رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله ) برگشتند، (از دين برگشتند نه از جنگ )، علاوه بر اينكه نظير آن فراري كه در احد از اين طايفه سر زد، در غير احد از قبيل جنگ حنين و خيبر و غير آن دو نيز سر زد، و خداي تعالي در آن دو جريان چنين خطابي به آنها نكرد، و از فرار و پشت كردنشان به جنگ، چنين تعبيري نكرد و نفرمود: شما در خيبر و حنين (انقلبتم علي اعقابكم ) بلكه تنها فرمود (و در روز حنين وقتي از كثرت جمعيت خود مغرور شديد، همين باعث شد كه كاري از پيش نبريد، و زمين با همه فراخ و وسعتش بر شما تنگ شود و در آخر فرار كنيد) پس حق اين است كه مراد از انقلاب علي الاعقاب، برگشتن به كفر سابق است، نه فرار از جنگ.

حاصل آنكه خطر ارتجاع نه تنها انقلاب هاي جهان را تهديد مي كند بلكه قرآن كريم در زمان حيات رسول خدا، امت مسلمان را نسبت به خطر ارتجاع بعد از وفات يا شهادت رسول گرامي اسلام هشدار داده است.

چند ساعتي از شهادت رسول گرامي اسلام(ص) نگذشته بود تا هشدار قرآن كريم در جامعه اسلامي بعد از پيامبر(ص) صورت عيني يافت و آفت ارتجاع به وقوع پيوست.

هنوز ساعتي از شهادت نبي اكرم(ص) نگذشته بود و دفن پيامبر(ص) صورت نپذيرفته بود تا عده اي از خواص و منافقين در سقيفه بني ساعده جمع شدند و يكي از مهم ترين دستورات الهي و سفارشات نبي مكرم اسلام(ص) را كنار گذاشتند.

همان اصلي كنار زده شد كه پس از نزول حكم از طرف خداوند و معرفي اش توسط نبي اكرم(ص)، خداوند امت را به اكمال دين، اتمام نعمت و رضايت از اسلام بشارت داد و آن اصل اساسي دين چيزي جز ولايت بلافصل اميرالمومنين علي عليه اسلام نبود.

وقتي انقلاب جامع نبي اكرم(ص) تنها ساعتي پس از شهادت ايشان دچار ارتجاع مي شود، به طريق اولي انقلاب خميني كبير(ره) هم كه الهام گرفته از همان انقلاب جامع نبوي بود، از آن خطر و آفت مستثني نخواهد بود.

حال كه دانستيم جامعه نبوي پس از ايشان دچار ارتجاع شده بود، رفتار و سيره اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در مقابله و مواجهه با آن مي تواند الگوي بسيار مناسبي براي مبارزه با ارتجاع در طول تاريخ بشريت تلقي گردد.

قيام و صبر اميرالمومنين(ع)؛ مظهر مبارزه با ارتجاع
پس از اين كه جانشيني اميرالمومنين(ع) و ولايت و خلافت آن حضرت غصب گرديد و اولين قدم براي تحقق انحراف و ارتجاع در انقلاب جامع نبوي(ص) رقم خورد، اميرالمومنين(ع) عليه اين ارتجاع قيام و مبارزه نمود.

بيعت نكردن با غاصبين حق ولايت، تبديل شدن منزل اميرالمومنين(ع) به تجمع گاه مخالفينِ طواغيت زمان، محاجه و مناظره اميرالمومنين(ع) با خلفا و روشنگري،يادآوري و طلب استمداد از مهاجرين و انصار براي اعاده خط اصيل انقلاب جامع نبوي و حكم الهي، تنها و تنها بخشي از مبارزه ي مجاهدانه اميرالمومنين(ع) در مقابله با ارتجاع انقلاب جامع نبوي بود.

اما نكته جالب تر ماجرا اينجاست كه حتي زماني كه اميرالمومنين(ع) بنا به مصلحت اسلام احساس تكليف كرد تا صبر نمايد؛ حتي دوران صبر ايشان هم مظهر مبارزه با ارتجاع بود.

نقل بخشي از روايت تاريخي زير مي تواند به اثبات اين مدعا كمك نمايد:

منبع: بحار الأنوار ،علامه مجلسي، ج‏ 43، ص 171-172

فَغَسَلَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَمْ يَحْضُرْهَا غَيْرُهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ زَيْنَبُ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةُ جَارِيَتُهَا وَ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ وَ أَخْرَجَهَا إِلَي الْبَقِيعِ فِي اللَّيْلِ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ صَلَّي عَلَيْهَا وَ لَمْ يَعْلَمْ بِهَا وَ لَا حَضَرَ وَفَاتَهَا وَ لَا صَلَّي عَلَيْهَا أَحَدٌ مِنْ سَائِرِ النَّاسِ غَيْرُهُمْ وَ دَفَنَهَا بِالرَّوْضَةِ وَ عَمَّي مَوْضِعَ قَبْرِهَا وَ أَصْبَحَ الْبَقِيعُ لَيْلَةَ دُفِنَتْ وَ فِيهِ أَرْبَعُونَ قَبْراً جُدُداً وَ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ لَمَّا عَلِمُوا وَفَاتَهَا جَاءُوا إِلَي الْبَقِيعِ فَوَجَدُوا فِيهِ أَرْبَعِينَ‏ قَبْراً فَأَشْكَلَ عَلَيْهِمْ قَبْرُهَا مِنْ سَائِرِ الْقُبُورِ فَضَجَّ النَّاسُ وَ لَامَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ قَالُوا لَمْ يُخَلِّفْ نَبِيُّكُمْ فِيكُمْ إِلَّا بِنْتاً وَاحِدَةً تَمُوتُ وَ تُدْفَنُ وَ لَمْ تَحْضُرُوا وَفَاتَهَا وَ الصَّلَاةَ عَلَيْهَا وَ لَا تَعْرِفُوا قَبْرَهَا ثُمَّ قَالَ وُلَاةُ الْأَمْرِ مِنْهُمْ هَاتُمْ مِنْ نِسَاءِ الْمُسْلِمِينَ مَنْ يَنْبُشُ هَذِهِ الْقُبُورَ حَتَّي نَجِدَهَا فَنُصَلِّيَ عَلَيْهَا وَ نَزُورَ قَبْرَهَا فَبَلَغَ ذَلِكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَخَرَجَ مُغْضَباً قَدِ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ وَ دَرَّتْ أَوْدَاجُهُ وَ عَلَيْهِ قَبَاهُ الْأَصْفَرُ الَّذِي كَانَ يَلْبَسُهُ فِي كُلِّ كَرِيهَةٍ وَ هُوَ مُتَوَكِّئٌ عَلَي سَيْفِهِ ذِي الْفَقَارِ حَتَّي وَرَدَ الْبَقِيعَ فَسَارَ إِلَي النَّاسِ النَّذِيرُ وَ قَالُوا هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَدْ أَقْبَلَ كَمَا تَرَوْنَهُ يُقْسِمُ بِاللَّهِ لَئِنْ حُوِّلَ مِنْ هَذِهِ الْقُبُورِ حَجَرٌ لَيَضَعَنَّ السَّيْفَ عَلَي غَابِرِ الْآخِرِ فَتَلَقَّاهُ عُمَرُ وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ قَالَ لَهُ مَا لَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ اللَّهِ لَنَنْبُشَنَّ قَبْرَهَا وَ لَنُصَلِّيَنَّ عَلَيْهَا فَضَرَبَ عَلِيٌّ بِيَدِهِ إِلَي جَوَامِعِ ثَوْبِهِ فَهَزَّهُ ثُمَّ ضَرَبَ بِهِ الْأَرْضَ وَ قَالَ لَهُ يَا ابْنَ السَّوْدَاءِ أَمَّا حَقِّي فَقَدْ تَرَكْتُهُ مَخَافَةَ أَنْ يَرْتَدَّ النَّاسُ عَنْ دِينِهِمْ وَ أَمَّا قَبْرُ فَاطِمَةَ فَوَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَئِنْ رُمْتَ وَ أَصْحَابُكَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ لَأَسْقِيَنَّ الْأَرْضَ مِنْ دِمَائِكُمْ فَإِنْ شِئْتَ فَاعْرِضْ يَا عُمَر. فَتَلَقَّاهُ أَبُو بَكْرٍ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ وَ بِحَقِّ مَنْ فَوْقَ الْعَرْشِ إِلَّا خَلَّيْتَ عَنْهُ فَإِنَّا غَيْرُ فَاعِلِينَ شَيْئاً تَكْرَهُهُ قَالَ فَخَلَّي عَنْهُ وَ تَفَرَّقَ النَّاسُ وَ لَمْ يَعُودُوا إِلَي ذَلِكَ.

ترجمه: حضرت علي عليه السّلام فاطمه زهرا سلام الله عليها را غسل داد. به هنگام غسل دادن وي غير از حضرت علي عليه السّلام، حسنين عليهما السّلام، زينب، امّ كلثوم، فضه خادمه و اسماء بنت عميس كسي ديگر حضور نداشت. آنگاه جنازه آن بانو را شبانه با حضور حسنين عليهما السّلام به جانب بقيع حمل نمودند و نماز بر بدن مبارك خواندند، كسي از فوت ايشان مطّلع نشد، احدي از مردم بر بدن آن بانو نماز نخواند مگر آن افرادي كه گفته شد. علي عليه السّلام بدن مباركش را در روضه مقدسه دفن و موضع قبرش را پنهان كرد. صبح آن شبي كه فاطمه عليها السّلام را دفن نمودند اثر چهل قبر جديد در قبرستان بقيع مشاهده مي‏شد. هنگامي كه مسلمانان از رحلت حضرت فاطمه آگاه و متوجه بقيع شدند با چهل قبر جديد مواجه‏ گرديدند، نتوانستند قبر حضرت زهرا را از ميان آن چهل قبر تشخيص دهند. عموم مردم از اين مصيبت ضجّه كردند و يك ديگر را ملامت نمودند و گفتند: پيغمبر شما بيش از يك دختر يادگاري ننهاد، فاطمه رحلت كرد و دفن شد و شما به هنگام مردنش حاضر نشديد، نماز بر جنازه‏اش نگذاشتيد و محل قبر او را هم نمي‏دانيد! زعماي قوم گفتند: گروهي از زنان مسلمان را احضار كنيد كه اين قبرها را بشكافند تا جنازه فاطمه را به دست بياوريم و بر بدن او نماز بخوانيم و قبرش را زيارت كنيم. هنگامي كه خبر اين توطئه به گوش حضرت علي بن ابي طالب عليه السّلام رسيد، در حالي آمد كه خشمناك، چشمان مباركش سرخ، رگهاي گردنش بيرون زده، قباي زرد رنگي پوشيده بود كه آن را به هنگام غضب و ناراحتي مي‏پوشيد و دست بر ذو الفقار گرفته بود، آمد تا وارد بقيع شد. شخصي به ميان مردم رفت و گفت: اين علي بن ابي طالب است كه با اين حالت آمده و سوگند مي‏خورد كه اگر يك سنگ از اين قبور جابجا شود شمشير را در ميان همه شما بگذارد و تا آخرين نفر شما را نابود نمايد. عمر در حالي كه با يارانش بود، با حضرت امير عليه السّلام ملاقات كرد و گفت: اي ابو الحسن! چه منظور داري؟ به خداوند سوگند ما قبر فاطمه را مي‏شكافيم و بر جنازه‏اش نماز مي‏گزاريم. حضرت امير لباسهاي وي را گرفت و او را از جاي بر كند و بر زمين زد و فرمود: يابن السوداء! من حقّ خود (يعني مقام خلافت ) را بدين جهت از دست دادم و در راه رسيدن به آن صبر كردم كه مبادا مردم از دين خويش برگردند و دچار ارتداد شوند. اما در باره قبر فاطمه: به حقّ آن خدايي كه جان علي در دست قدرت اوست اگر تو و يارانت راجع به اين قبرها عملي انجام دهيد زمين را از خون شما سيراب خواهم كرد. عمر! از اين خيال در گذر! پس از عمر ابو بكر با حضرت امير ملاقات نمود و گفت: اي ابو الحسن! تو را به حقّ پيغمبر اسلام و آن كسي كه بالاي عرش است سوگند مي‏دهم كه از عمر دست برداري، زيرا ما از انجام دادن عملي كه تو نمي‏پسندي خودداري مي‏كنيم. راوي مي‏گويد: علي عليه السّلام عمر را رها كرد و مردم پراكنده شدند و به دنبال مقصود خود بازنگشتند.

اميرالمومنين(ع) در پاسخ به جسارت خليفه دوم، دليل صبرشان را در مقابله با غاصبان حق ولايت و خلافت ترس از ارتداد مردم بيان مي دارند. علي(ع) مي دانست كه مردم تازه مسلمان شده بودند و اسلام تازه شكل گرفته بود و اختلاف و قيام در آن برهه زماني شايد منجر به بازگشت مردم از ايمان به كفر و در نتيجه ارتداد آن ها مي گشت لذا اميرالمومنين(ع) فلسفه سكوت و صبر خود را هم، مبارزه با ارتجاع بيان مي دارد. به همين جهت است كه مي توان قيام و صبر علي (ع)، هردو را به عنوان مظهر مبارزه با ارتجاع و انحراف دانست.

فاطمه زهرا(س)؛ شهيده راه مبارزه با ارتجاع
پس از غصب خلافت و غصب فدك، فاطمه زهرا(س) پا به پاي اميرالمومنين(ع) به مبارزه با انحراف و ارتجاع دين پدر بزرگوارشان مي پردازند. چه آن زمان كه به محاجه و مناظره با خلفا و غاصبان ولايت و خلافت اميرالمومنين(ع) مي پردازند، چه آنجا كه چهل شبانه روز به درب خانه مهاجرين و انصار مي روند و واقعه غدير را براي مردم يادآوري مي نمايند، چه آن زمان كه در مسجد پيامبر خطبه مي خوانند و چه آن زمان كه در راه همين مبارزه ها و مجاهده ها شهيده مي شوند و جانشان را تقديم مي كنند؛ همه و همه مبارزه با ارتجاع و انحراف دين الهي و سيره نبي اكرم(ص) بود.

حضرت زهرا(س) در فراز هاي مختلف خطبه فدكيه ضمن توجه دادن به گذشته مردم مدينه كه روزگاراني در زندگي جاهلي خود غوطه ور بودنداز طرفي و نقش دين الهي و سيره پيامبر(ص) در رشد و تشخص امت از طرف ديگر، انحراف هايي را كه عده اي در دين وارد كردند و ظلم هايي را كه به اهل بيت پيامبر(ص) وارد آوردند متذكر مي شوند و گويي به روشنگري و مبارزه با ارتجاع انقلاب جامع نبوي (ص) مي پردازند. به عنوان نمونه به يك فراز از آن خطبه با عظمت بسنده مي كنيم:

ثم عطفت علي قبر النبيّ صلي اللَّه عليه و آله، و قالت:

سپس آن حضرت رو به سوي قبر پيامبر كرد و فرمود:

قَدْ كانَ بَعْدَكَ اَنْباءٌ وَهَنْبَثَةٌ - لَوْ كُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَكْثِرِ الْخُطَبُ

بعد از تو خبرها و مسائلي پيش آمد، كه اگر بودي آنچنان بزرگ جلوه نمي‌‏كرد.

اِنَّا فَقَدْ ناكَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها - وَ اخْتَلَّ قَوْمُكَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ

ما تو را از دست داديم مانند سرزميني كه از باران محروم گردد، و قوم تو متفرّق شدند، بيا بنگر كه چگونه از راه منحرف گرديدند.

قيام امام حسين(ع)؛ انقلاب جامع عليه ارتجاع
اگر حركت نبي اكرم(ص) را انقلاب جامع نبوي بدانيم بايد قيام امام حسين (ع) را انقلاب جامع عليه انحراف و ارتجاع همان انقلاب جامع نبي اكرم(ص) نام گذاري كنيم. چرا كه اساسا اباعبدالله عليه السلام خود، فلسفه قيام با عظمت خود را اصلاح انحرافاتي كه در دين جدشان وارد آوردند مي دانند.

امام حسين عليه السلام هنگام خروج از مدينه درنامه اي كه به برادرشان محمد حنفيه نوشتند فلسفه قيام خود را اينگونه توضيح دادند:

إِنّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ في أُمَّةِ جَدّي، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّي وَأَبي عَلِيِّ بْنِ أَبيطالِب»;

«من از روي خود خواهي و خوشگذراني و يا براي فساد و ستمگري قيام نكردم، من فقط براي اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم، ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم علي بن ابيطالب عمل كنم».

در همين راستا شيخ محسن ابوالحب حويزي از شعراي قرن سيزدهم قمري نوشته اي زيبا از قول ابي عبدالله عليه السلام خلق كرده است:

و ان كان دين جدي محمد(ص)، لم يستقم الا بقتلي؛ فياسيوف خذيني

اگر دين جدم محمد (ص) راه اصلاحي جز شهادت من ندارد؛ پس اي شمشير ها مرا دربر بگيريد

همه اين ها تنها بخشي از سيره اهل بيت عليهم السلام در مبارزه با ارتجاعِ انقلاب جامع نبي اكرم(ص) بود. نتيجه آنكه؛ وقتي حركت و انقلاب جامع نبي اكرم(ص) را پس از ايشان دچار ارتجاع مي نمايند به طريق اولي انقاب خميني كبير(ره) كه شاگرد مكتب با عظمت نبي اكرم(ص) مي باشد از دچار شدن به خطر ارتجاع مستثني نخواهد بود. حركت و انقلاب جامع نبوي بعد از وجود نازنين ايشان انقلابي هايي چون اهل بيت عصمت و طهارت(ع) داشت كه مجاهدانه عليه ارتجاعِ آن انقلاب عظيم مبارزه مي كردند و همواره خط اصيل حق و اسلام ناب را حفظ مي نمودند؛ اما نكته مهم اين جاست كه انقلابي هاي مبارز عليه ارتجاع در انقلاب خميني كبير(ره) چه كساني هستند تا به پيروي از سيره اهل بيت (ع) به قيام عليه ارتجاع و انحراف بپردازند.

همه اقشار جامعه بخصوص رسانه ها، قشر نخبگان، طلاب و دانشجويان علي الخصوص جنبش هاي دانشجويي بايد صف اول اين نوع انقلابي گري عليه ارتجاع و انحراف آن هم از روش هاي صحيح، معقول و مشروع باشند.

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه