سه شنبه 01 آبان 1397
همكاري با پايداري
 
 
 
باكس اول2
 
 
توضيحات
عكس:ديدار اعضاي جبهه پايداري با نماينده ولي فقيه و نماينده خبرگان رهبري در قزوين
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 چهل سال قبل كجا بوديم امروز كجا ايستاده‌ايم؟
تاريخ  :  1396/11/15
تحليلگر :
مترجم :

قدرت خريد مردم بسيار پايين‌تر از آن بوده است. به طور مثال درآمد كارمند عادي ماهانه 500 تا 1200 تومان بود (البته حقوق 1000 توماني در سال‌هاي حدود 1348 به افراد بسيار محدودي اختصاص داشت) و قيمت پيكان در همين برهه 28 هزار تومان بود يعني 28 برابر حقوق حداكثري يك كارمند!


با گذشت نزديك به چهل سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نگاهي به گذشته و آنچه بوديم و مقايسه آن با امروز نشان‌دهنده عمق تحولي است كه ايران و ملت ايراني آن را تجربه كرده است، از استقلال و عزتي كه انقلاب اسلامي نثار ملت ايران كرده است تا مردم‌سالاري ديني و پيشرفت شگفت‌انگيز در حوزه‌هاي علمي، اقتصادي و نظامي همه و همه مويد اين واقعيت است كه امروز قابل مقايسه با ديروز نيست. خواهيم كوشيد داشته‌هاي ملت ايران پس از گذشت چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف از جمله «استقلال كشور»، «مردم‌سالاري و حاكميت مردم‌»، «توليد علم و فناوري»، «پيشرفت‌هاي اقتصادي»، «آزادي» و «رشد معنويت» را با دوره پهلوي مقايسه كنيم تا مشخص شود كجا بوده‌ايم و امروز كجا ايستاده‌ايم. استقلال كشور و عزت مردم «استقلال» يكي از اصلي‌ترين شعارهاي انقلاب اسلامي ملت ايران بود، مداخله گسترده كشورهاي غربي در امور ايران تا به جايي در دوره پهلوي گسترش يافته بود كه ديگر كسي منكر آن نبود. پهلوي خود در جلسات خصوصي از مداخلات گسترده غربي‌ها در امور ايران گلايه مي‌كرد ولي در عيان دستورالعمل‌هاي رسيده از اربابان را جامه عمل مي‌پوشاند، مروري بر خاطرات شخصيت‌ها و رجال عصر پهلوي خود مويد اين واقعيت است. اسدالله علم نخست وزير و وزير دربار كه خاطرات روزانه او چهره‌اي بدون روتوش از پهلوي ارائه مي‌دهد مي‌نويسد: «از مدت‌ها پيش شكايت داشته‌ام عمال بيگانه در دولت، بانك مركزي، سازمان برنامه و بسياري از وزارتخانه‌ها نفوذ كرده‌اند. شاه با اين همه گزارش‌هاي اطلاعاتي كه دريافت مي‌كند، اين حقيقت را ناديده مي‌گيرد. اين ما هستيم كه تحت فشار قرار داريم نه طرف مقابل. وقتي خزانه خالي است چگونه مي‌توانيم وارد جنگ اقتصادي شويم؟» اين بخش از خاطرات اسدالله علم به عيان نشان مي‌دهد كه خود رژيم پهلوي معتقد و اطلاع داشته است كه عمال بيگانه در تمامي شئون كشور از دولت گرفته تا بانك مركزي و سازمان برنامه نفوذ كرده و استقلال كشور در خطر جدي قرار گرفته است ولي به اطلاعاتي كه دست او در اين زمينه مي‌رسيد وقعي نمي‌گذاشت و از كنار آن به سادگي عبور مي‌كرد. خاطرات رجال پهلوي به عيان عمق وابستگي ايران به غرب در اين دوره از تاريخ كشور را نشان مي‌دهد، وابستگي در اين دوره تا بدان حد طبيعي و عادي بود كه روزنامه‌ها و مجلات نزديك به حكومت در پاسخ به اعتراضات مردمي آن را توجيه مي‌كردند، به عنوان نمونه مجله خواندني‌ها در شماره 13 تير 1340 مي‌نويسد: «مي‌گويند آمريكايي‌ها در تمام شئون سياسي و اقتصادي و مالي ما مداخله مي‌كنند، من كار ندارم به اينكه بيچاره آمريكايي‌ها بعد از هزار ميليون دلار وام و كمك به تصديق خودمان، آيا بايد حق اين را داشته باشند كه به اندازه يك دهم هم پيمان خشك و نم پس نده انگليسي‌مان در كارها و يا لااقل در طرز خرج نظارت و به قول [منتقدان] مداخله داشته باشند يا نه؟» اينكه آمريكا در امور ايران مداخله مي‌كرده است حرف امروز و پس از گذشت نزديك به چهار دهه نيست، مقامات رژيم پهلوي نيز به اين مهم معتقد بوده و هرگاه فرصتي به دست مي‌آوردند از آن سخن مي‌گفتند و گلايه مي‌كردند، به عنوان نمونه احمد آرامش كه مدتي وزير مشاور و رئيس سازمان برنامه ايران در دولت شريف امامي و پيش از روي كار آمدن علي اميني شخصيت وابسته به آمريكا در تيرماه 1340 طي سخناني مي‌گويد: «مخالفت من فقط با سياست جانكاه ده ساله گذشته آمريكا است... سال‌ها است كه دولت آمريكا با تمام قوا ولي با عناوين به ظاهر فريبنده در تمام شئون زندگي ما دخالت كرده و انگشت دارد و هر زمان به طريقي براي ما حادثه آفريده و تعيين سرنوشت مي‌كند، تمام وزارتخانه‌ها و بنگاه‌هاي تجاري و اقتصادي و عمراني وابسته به دولت ايران زير نظر ماموران و نمايندگان مختلف آمريكايي قرار گرفته و آنان در غالب جاها نه تنها به عنوان مشاور و مستشار بلكه به صورت دستوردهنده و كارفرما در زندگي ما مداخله مي‌كنند. اقتصاد كشور به وسيله عوامل و ايادي داخلي و خارجي دولت آمريكا به كلي درهم ريخته و اكنون وضع به شكلي درآمده كه طبق اظهار آقاي نخست‌وزير هم دستگاه اقتصادي دولت در آستانه ورشكستگي است و هم ملت و ما هر روز ناگزير هستيم كه دست تكدي به سوي آمريكا و آمريكائيان دراز كنيم و براي گرداندن چرخ زندگي خود از آنان قرضه و اعتبار بگيريم». امروز نزديك به چهار دهه از سقوط رژيمي كه همه مقدرات ايران اسلامي را تحت حاكميت و نظارت غرب و به ويژه آمريكا قرار داده بود مي‌گذرد، استقلال و عزت ايران در دوره پس از انقلاب اسلامي زبانزد خاص و عام است، در جنگ تحميلي و در حالي كه ابرقدرت‌هاي شرق و غرب از رژيم بعث صدام حمايت مي‌كردند ايران اسلامي تنهاي تنهاي تنها و استقلال هر چه تمام در برابر تهاجم بيگانه ايستاد، اقتصاد و سياست داخلي و خارجي خود را به خواست بيگانه گره نزد و امروز هر چه در كشور مي‌گذرد محصول خواست و تصميم ملت ايران است و يكي از شعارهاي اساسي ملت ايران در دوره انقلاب يعني «استقلال» تحقق پيدا كرده است. قدرت نظامي و پيروزي‌هاي منطقه‌اي در حالي كه ارتش ايران كه رضاشاه بدان مي‌باليد و به اتكاي آن يك ديكتاتوري تمام‌عيار در كشور حاكم كرده بود شهريور 1320 و به دنبال حمله متفقين بدون هيچ‌گونه مقاومتي سلاح بر زمين گذاشت و عقب نشست، نيروهاي نظامي ايران امروز حافظ استقلال و تماميت ارضي ايران هستند. در دوره پهلوي رژيم كه به قدرت نظامي خود اطمينان نداشت در برابر زياده‌خواهي‌هاي غرب استقلال و تماميت ارضي كشور را وجه‌المصالحه قرار مي‌داد، از جايي عقب‌نشيني مي‌كرد تا جاي ديگري را به دست آورد و يا بيشتر از آن از كف ندهد ولي امروز نيروهاي نظامي ايران آمريكا را در خاورميانه زمين گير كرده است. در حالي كه آمريكا با فتنه به وجود آمده در سوريه گمان مي‌كرد اين كشور را از محور مقاومت جدا كرده بود حضور مدافعان حرم اين اجازه را به او نداد و امروز «ايراني‌ها» هزاران كيلومتر آن سوتر از مرزهاي ايران مقابل تروريست‌ها كه سربازي آمريكا را بر عهده دارند ايستاده و آنان را متواري ساخته‌اند. نيروهاي نظامي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي حافظ استقلال و تماميت ارضي كشور بوده‌اند تا جايي كه امروز قدرت موشكي ايران آمريكا را به هراس انداخته و نگران ساخته است. حضور در ظفار با دستور انگليس! ارتش ايران در دوره پهلوي و با دستور مستقيم شاه و به درخواست پادشاه عمان در ظفار براي مقابله با چريك‌هاي جدايي‌طلب چپگرا در اين منطقه مداخله نظامي كرد. حضور نظامي ايران در تغيير وضعيت به سود پادشاهي عمان و سركوب شورش ظفار نقش داشت. نظاميان ايراني به استعداد زير وارد عمان شدند: 32 فروند بالگرد بل 205 و 206 14700 تفنگدار دريايي ايران 10 فروند اف 4 3 فروند سي 130 تعداد نامعلومي بالگرد آ اچ 1 كبري نيروهاي ايراني در درگيري مستقيم با شورشيان حضور داشتند و در سركوب آنها نقش بسزائي ايفا كردند اما آن روي سكه اين جنگ فاجعه‌اي تكان‌دهنده براي ايران بود: - تعداد تلفات ارتش عمان در جنگ: 187 كشته و 560 زخمي - تعداد تلفات انگلستان: 24 كشته و 55 زخمي - تعداد تلفات ايران‌: 720 كشته و 1404 زخمي تلفات ايران نسبت به نيروهاي انگليس و حتي خود ارتش عمان تامل‌برانگيز است . در زمان شاه پرداختن به تلفات نيروهاي ايراني در روزنامه‌ها ممنوع بود و در يك مورد هم كه نويسنده‌اي در روزنامه كيهان به تلفات بالاي نظاميان ايراني اشاره كرد بازداشت و به زندان محكوم شد! با گذشت زمان ناگفته‌ها و خيانت‌هاي اين جنگ بيشتر آشكار شد و مشخص شد كه انگليس نقش اساسي در كشيدن پاي ايران به ميدان نبرد عمان را داشته است. طبق گزارش خبرنگار روزنامه كه به ظفار رفته بود نيروهاي ايراني كه جلوتر از ارتش‌هاي انگليس و عمان در نبردها حضور داشتند با نبرد سخت در كوهستان‌ها و دره منطقه را پاكسازي مي‌كردند و آنگاه ارتش عمان و انگليس منطقه پاكسازي شده را تحويل مي‌گرفتند و در آن اردوگاه ايجاد مي‌كردند! اين خود نشان مي‌دهد كه ارتش و نيروهاي نظامي ايران در دوره پهلوي نه حافظ امنيت ملي و تماميت ارضي كشور كه پيشمرگ سلاطين منطقه و نيروهاي انگليسي بوده است! نكته ديگر آنكه جمهوري اسلامي تنها حكومتي است كه در دوران معاصر در حفظ تماميت ارضي ايران موفق بوده است. در دوران قاجار و پهلوي بخش‌هاي مختلف و مهمي از ايران جدا شد؛ گرجستان، ارمنستان، هرات و افغانستان، بخش‌هايي از بلوچستان، تركمنستان، ازبكستان، تاجيكستان و بحرين بخشي از اين سرزمين‌ها هستند. حال آنكه در جنگ تحميلي و نابرابر 8 ساله، يك وجب از خاك ايران هم به چنگ دشمن نيامد. از دوره‌اي كه خبري از انتخابات نبود تا چهل سال مردمسالاري ديني در رابطه با انتخابات و «مردم‌سالاري» مي‌توان فصل مجزايي نگاشت و آنچه كه در دوره پهلوي ملت ايران شاهد آن بوده‌اند را با امروز مقايسه كرد ولي به اختصار بايستي به اين نكته تاكيد كرد كه در دوره پهلوي اصولا و به معناي واقعي آن انتخاباتي برگزار نمي‌شد. اسدالله علم نخست‌وزير و وزير دربار پهلوي در خاطرات روز 15 فروردين 1354 با صراحت به تقلب در انتخابات دوره پهلوي اذعان كرده و مي نويسد: «مطلبي نخست‌وزير در كيش به من مي‌گفت كه خيلي جالب بود و فهميدم عنوان رشوه را دارد. آن اين بود كه گفت هر كسي را از هر جا تو بخواهي من وكيل خواهم كرد. هر كس باشد، هيچ فكر نكن، به من بگو تمام مي‌كنم.» علاوه بر اسدالله علم هندرسن، سفير آمريكا در ايران نيز در گزارشي به وزارت امور خارجه‌ اين كشور پيرامون انتخابات مجلس هجدهم، به تعيين نمايندگان مجلس از بالا اشاره مي‌كند، وي در اين گزارش مي‌‌نويسد: «علاء وزير دربار اظهار داشت چند هفته پيش، اسدالله علم، رئيس ‌املاك سلطنتي، به او گفته است به دستور شاه صورت اسامي عده‌اي را براي نامزدي نمايندگي مجلس تهيه كرده، شاه ليست مزبور را با اسامي نامزدهاي نمايندگي از سوي زاهدي تطبيق داده و پس از يك‌دست كردن اسامي نامزدها، چند تن از نامزدها را جابه‌جا كرده است.» حسين فردوست از نزديك‌ترين دوستان شاه نيز در كتاب خاطرات خود بر اين نكته اذعان دارد. وي مي‌گويد «يك كميسيون سه‌نفره براي انتخابات مجلس در منزل اسدالله علم تشكيل مي‌شد. منصور اسامي نامزدها را مي‌آورد و با نظر علم مهر نمايندگي آنها تأييد مي‌شد. پس از بررسي صلاحيت امنيتي و مطالعاتي اين افراد، ترتيب انتخاب اين اسامي داده مي‌شد و به صورتي ظاهري، نام آنها از صندوق آرا بيرون مي‌آمد.» در جزوه‌اي كه تحت عنوان «‌نخبگان و تقسيم قدرت در ايران»‌ توسط سيا و براي آشنايي مقدماتي افرادي كه به منظور ماموريت‌هاي مختلف سياسي و جاسوسي از طرف آمريكا به ايران مي‌آمدند تهيه شده است و در واقع يك مجموعه فشرده و نسبتا جامع از ساخت جامعه ايران و نيروهاي سياسي و اجتماعي موجود در آن از ديدگاه ماموران و جاسوسان درجه اول مي‌باشد آمده است‌: «در طول ۱۲ سال گذشته مجلس آلت دست شاه بوده است و مقاصد شاه را برآورده مي‌كرده است و تمام نمايندگان كه با دقت به وسيله شاه انتخاب مي‌شوند حامي برنامه‌هاي شاه مي‌باشند.» امروز و با گذشت نزديك به چهل سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي سالي نبوده است كه در ايران انتخابات برگزار نشود، در اولين ماه‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي نوع نظام سياسي كشور به راي عمومي گذاشته شد، پس از راي مردم به «جمهوري اسلامي»، مردم بار ديگر پاي صندوق‌هاي راي رفته «نمايندگان مجلس خبرگان قانون اساسي» را انتخاب كردند، پس از تدوين قانون اساسي در يك رفراندوم ديگر به آن راي آري دادند و در ادامه و در حالي كه هنوز بهار 1359 نرسيده بود در دو انتخابات ديگر نخستين رئيس‌جمهور و نمايندگان مجلس اول را نيز انتخاب كردند. ملت ايران در چهار دهه گذشته همواره براي تعيين سرنوشت كشور پاي صندوق‌هاي راي رفته‌اند و همه مسئولين جمهوري اسلامي مستقيم و يا غيرمستقيم منتخب همين ملت هستند و كسي در اين شك و شبهه‌اي ندارد. از بي‌سوادي اكثريت مردم تا مرزهاي علم و فناوري در دوره پهلوي اكثريت ملت ايران بي‌سواد بوده اند و رژيم جز مبارزه شعاري با بي‌سوادي كه نتيجه اندكي داشته و قابل ملاحظه نبود كاري از پيش نمي‌برد، امروز و با گذشت نزديك به چهار دهه از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ملت ايران مرزهاي علم و دانش را درنورديده و به پيشرفت‌هاي عظيمي نائل شده‌اند. بي‌سوادي اكثريت ملت ايران در دوره پهلوي به آن حدي بود كه امام خميني‌(ره) در 7 دي 1358 طي پيامي جهت «مبارزه عمومي با بي‌سوادي‌» تاكيد كردند‌: «‌از جمله حوايج اوليه براي هر ملت كه در رديف بهداشت و مسكن بلكه مهمتر از آنهاست آموزش براي همگان است. مع‌الأسف كشور ما وارث ملتي است كه از اين نعمت بزرگ در رژيم سابق محروم؛ و اكثر افراد كشور ما از نوشتن و خواندن برخوردار نيستند، چه رسد به آموزش عالي. مايه بسي خجلت است كه در كشوري كه مهد علم و ادب بوده و در سايه اسلام زندگي مي‌كند كه طلب علم را فريضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد.» (صحيفه امام، جلد ۱۱، صفحه ۴۴۶» در حالي كه نرخ باسوادي در سال 1355 ، ۴۷/۲ درصد بوده است اين ميزان در سال 1390، به ۹۳/۲ درصد رسيده است، در سال 1355 ، 47 هزار و 47 مدرسه دانش‌آموز مي‌پذيرفت و در سال 1390، 91 هزار و 830 مدرسه مشغول فعاليت بودند. در سال 55، 700 مركز آموزشي فني و حرفه‌اي در كشور فعاليت مي‌كرد و اين ميزان در سال 1390 به 6 هزار و 983 واحد رسيده است. پيش از انقلاب و در سال 1350 دو مركز آموزش استعدادهاي درخشان در كشور فعاليت مي‌كرد و اين تعداد در سال 1390 به 670 مركز رسيده است. در حالي كه سال 1355، 170 هزار دانشجو، در 223 واحد دانشگاهي تحصيل مي‌كردند اين ميزان در سال 1390، به 4 ميليون دانشجو و 2540 واحد دانشگاهي رسيده است. تعداد رشته‌هاي كارشناسي ارشد در دانشگاه‌هاي موجود كشور در سال 1355 ، 182 رشته و در سال 1390، 1033 رشته بوده است. بر اساس گزارش موسسه بين‌المللي اطلاعات علمي (ISI)، تعداد مقالات علمي چاپ شده از محققان ايراني در مجلات معتبر بين المللي در سال 1357، 450 مقاله و در سال 2012، 34/155 مقاله بوده است كه نشا‌ن‌دهنده رشد 3 برابري متوسط جهاني در اين حوزه است. هم اكنون ما شاهد اين هستيم كه ايران در بسياري از فناوري‌ها نه تنها خودكفا شده بلكه به كشور صادر كننده خدمات فني مهندسي در حوزه‌هاي صنعت نفت، كشاورزي، بهداشت، سدسازي، تراكتورسازي، هسته‌اي، خودروسازي، سلول‌هاي بنيادين و ... تبديل شده است. در عرصه علوم نوين، دانشمندان ايراني توانسته‌اند تا مرزهاي جديد دانش بشري پيش روند و در مواردي از اين مرزها نيز عبور كنند. موفقيت‌هاي دانشمندان ايراني در زمينه‌هاي سلول‌هاي بنيادين، نانو تكنولوژي، مهندسي ژنتيك، علوم هسته‌اي، علوم فضايي و ... از اين موارد است. اين آمار در بسياري از حوزه‌هاي ديگر نيز قابل استخراج و بر اساس آن مقايسه پيش و پس از انقلاب است و آنچه ذكر شد نشان مي‌دهد كه ايران اسلامي با اكثريت شهروندان بي‌سواد در سالي كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد امروز به اكثريت قريب به اتفاق با سواد رسيده است. آمارها از اقتصاد مي‌گويند درباره اقتصاد دوره پهلوي و مقايسه آن با امروز، در فضاي مجازي مطالب زيادي از سوي عاشقان سلطنت نوشته مي‌شود كه اكثر اين نوشته‌ها يا ناشي از بي‌اطلاعي است يا به دليل جاهل مفروض دانستن مخاطباني كه يا خود دوره پهلوي را نديده‌اند و يا به منابع دست اول دسترسي ندارند. در اكثر اين نوشته‌ها با اشاره به قيمت ارزان اجناس در دوره پهلوي و مقايسه آن با امروز گفته مي‌شود كه در آن دوره ارزاني بوده و با انقلاب همه چيز گران شده است ولي گفته نمي‌شود آن برهه حقوق مردم و ميزان اشتغال تا چه اندازه بوده است؟! در‌باره ارزاني در دوره پهلوي نيز بايد به قدرت خريد مردم و حقوق كارمندان نيز اشاره‌اي گذرا داشت، در اين برهه قيمت‌ها پايين بوده ولي قدرت خريد مردم بسيار پايين‌تر از آن بوده است. به طور مثال درآمد كارمند عادي ماهانه 500 تا 1200 تومان بود (البته حقوق 1000 توماني در سال‌هاي حدود 1348 به افراد بسيار محدودي اختصاص داشت) و قيمت پيكان در همين برهه 28 هزار تومان بود يعني 28 برابر حقوق حداكثري يك كارمند! بهتر است به حقوق مستشاران خارجي و آمريكايي رژيم شاه در اين برهه نيز توجهي داشته باشيم تا بدانيم در حالي كه متخصصين و كارمندان ايراني نهايتا در سال 1348 هزار تومان حقوق مي‌گرفتند در اين برهه اين مستشاران از بودجه دولت ايران چقدر به خود اختصاص داده بودند؛ عبدالله آذربرزين جانشين فرماندهي نيروي هوايي ايران در دوره پهلوي در خلال چندين جلسه مصاحبه در سال 1388 مي‌گويد: «بعضي از مستشارهايي كه در اين مرحله مي‌آمدند، از نقطه نظر[كيفيت] و آگاهي به تخصص‌شان، زياد جلوتر از شاگردان و متخصصان خودمان، كه از خارج آمده بودند، نبودند. آن روزها چيزي در حدود شش، هفت هزار تومان به افسرهاي مستشاري مي‌دادند.» درآمدهاي نفتي و ميزان جمعيت درآمد نفتي ايران از سه ميليارد دلار در سال 1332 به 53 ميليارد دلار در سال 1356 رسيد و درآمد سرانه نيز در اين مدت به 11 هزار و 514 دلار افزايش پيدا كرد با اين وجود در بخش‌هاي فقير جامعه، فقر هر روز بيشتر و شكاف طبقاتي عميق‌تر مي‌شد. تنها ده درصد از درآمد سرشار نفت و كمتر از 15 درصد از كل واردات به امر توسعه اختصاص مي‌يافت، شركت ملي نفت به صورت محرمانه ولي دائمي مبلغ كلاني به حساب شخصي شاه واريز مي‌كرد. به گونه‌اي كه سرمايه شخصي شاه به يك ميليارد دلار رسيده بود. با اين سرمايه‌ها نهادهايي اداره مي‌شد كه آنها نيز هدفي جز سلطه بيشتر حكومت بر تمامي ابعاد زندگي مردم نداشتند. بر اساس آمار بانك جهاني، 46 درصد مردم ايران در سال 1356 زير خط فقر بودند و ضريب جيني در ايران قبل از انقلاب بيش از 45 بوده است. امروز نزديك چهل سال از آن روزها مي‌گذرد و با وجود مشكلات اقتصادي كه مسئولين بايستي براي حل اين مشكلات كمر همت ببندند وضعيت اقتصادي و رفاه مردم بسيار بهتر از دوره پهلوي است. آزادي دستاوردي كه انقلاب نصيب ملت ايران كرد در حالي كه در دوره پهلوي حتي مقامات و مسئولين كشور جرات اين را نداشتند كه سخني بگويند مبادا «اعليحضرت خوشش نيايد» و در نتيجه هميشه مراقب سخن گفتن خود بوده‌اند امروز روزنامه‌ها و رسانه‌هاي ديگر هر چه مي‌خواهند مي‌گويند و مي‌نويسند. كافي است به كنترل رسانه‌هاي مكتوب اعم از روزنامه‌ها و كتاب‌ها توسط ساواك بپردازيم تا مشخص شود كه در اين برهه زبان‌ها براي گفتن و قلم‌ها براي نوشتن تا چه اندازه محدود بوده‌اند. با آغاز رياست نصيري بر ساواك، سانسور مطبوعات گسترش يافت، در دهه‌هاي 50-1340، مطبوعات و روزنامه‌ها از محتوي عاري شدند؛ در همان حال روزنامه‌نگاران و ارباب مطبوعات، تحت مراقبت‌هاي دائمي ساواك قرار گرفتند. دوران نخست‌وزيري اميرعباس هويدا (13۵۶-13۴۳) سخت‌ترين برهه سانسور و كنترل سازمان يافته مطبوعات و روزنامه‌ها را تجربه كرد و ارباب مطبوعات و نويسندگان جرائد، تنها در چهارچوب تعيين شده از سوي ساواك و مجموعه حاكميت قلم‌فرسايي مي‌كردند. مطبوعات همواره سايه سنگين ساواك را بر فعاليت‌هاي خود احساس مي كردند. آن چه در نشريات منعكس مي‌شد، در درجه اول ارائه تصويري غيرواقعي، تحسين‌آميز و ستايش‌گرانه از شخص شاه و دربار بود. چنين القا مي‌شد كه كشور تحت هدايت‌هاي شاه به سرعت در مسير توسعه و تعالي قرار گرفته و مخالفان حكومت جز جلوگيري از اين حركت قصدي نداشته و بنابراين محكوم به شكستند. به عبارت ديگر مطبوعات تنها مواردي را منعكس مي‌كردند كه خوشايند ساواك، دربار، شاه و مجموعه حاكميت بود. امروز و با گذشت چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي نگاهي به پيشخوان روزنامه‌فروشي‌ها نشان مي‌دهد كه صدها روزنامه ، مجله و نشريه مشغول فعاليت هستند و هر چه مي‌خواهند مي‌نويسند و حتي برخي روزنامه‌هاي زنجيره‌اي در نبود نظارت كافي جرات به خود راه داده به مقدسات حمله‌ور شده و امنيت ملي كشور را مورد تهاجم نيش زبان و قلم خود قرار مي‌دهند. رشد ديني و معنوي در دوره پهلوي رژيم عامدانه فساد را در بين جوانان و نسلي كه آينده ايران به دستان آنان چشم دوخته بود رواج مي داد، كافي است به سخنان رجال عصر پهلوي نگاهي بيندازيم تا واقعيت براي همگان عيان شود. علي اميني نخست‌وزير وقت 8 شهريور 1340 طي سخناني گفته بود: «با نهايت تاسف بايد گفت كه ايمان و اعتقاد ما سست شده، اگر در ملتي ايمان مذهبي يا ملي قوي باشد هيچ بيگانه‌اي نمي‌تواند به آن ملت راه يابد.» اميني در جمع مردم گفته بود: «متاسفانه بايد گفت كه فساد محيط ما از همان خانواده‌ها شروع مي‌شود و ركود اخلاقي و اختلاط تمدن‌هاي داخلي و خارجي تمام اصول زندگي ما را به هم زده است فيلم‌هاي فاسد و خراب و مناظر مستهجن پاك اخلاق اطفال و جوانان ما را فاسد كرده بايد با فساد اخلاق كه از مجلات خراب نيز ناشي مي‌شود مبارزه كرد.» وي همچنين گفته بود: «مايه ننگ است كه در مملكت اسلامي دولت‌ها براي افزايش درآمد خود مصرف ترياك و يا الكل را تجويز كنند. در حال حاضر اكثر جوان‌هاي ما مشروب‌خوار شده‌اند و اين قسمتي از مشكلات جامعه ما است.» شهريور 1340 علي اميني نخست‌وزير وقت از انتشار فيلم‌ها و مجلات مستهجن انتقاد كرده و مي‌گويد اين روند باعث فساد اخلاقي جوانان اين كشور شده است، كافي است بدانيم كه از اين سال‌ها روند انتشار فيلم‌ها و مجلات مستهجن و به صورت عمومي گسترش بي‌سابقه‌اي يافت. در حالي كه نشريات از انتشار خبرهاي روز كشور خودداري مي‌كردند و يا ساواك مانع آنان مي‌شد روزي نبود كه نشرياتي مانند «خواندني‌ها»، «تهران مصور»، «سپيد و سياه» و دهها نشريه ديگر با صفحات روي جلد مبتذل و مستهجن منتشر نشوند و جوانان را به فساد سوق ندهند. امروز چهل سال از آن روزها مي‌گذرد، پيشرفت معنوي امروز قابل مقايسه با دوره پهلوي كه فساد سازمان يافته از سوي رژيم بر مردم تحميل مي‌شد نيست، جوانان اين مرز و بوم در دهه شصت غسل شهادت مي‌كردند و براي دفاع از وطن به جبهه‌ها مي‌رفتند، زماني كه اين جوانان با امام ديدار مي‌كردند از ايشان تقاضا مي‌نمودند دعا كند تا به شهادت برسند، امروز و در دهه نود شمسي همين مردم آرزو مي‌كنند كه به آنان اجازه داده شود به سوريه رفته و از حرم اهل بيت دفاع كنند. مقايسه امروز با دوره پهلوي در همه عرصه‌ها نشان‌دهنده پيشرفت شگفت‌انگيزي است كه به بركت اسلام نصيب ملت ايران شده است، بي‌شك در اين زمينه گفتني‌هاي فراواني هست كه در گنجايش اين نوشتار نيست و امروز بايستي داشته‌هايمان را قدر بدانيم و براي حل مشكلات موجود كشور كمر همت ببنديم و مسلم است كه هيچ مشكلي جز با دستان توانمند ايراني و بدون اتكا به بيگانگان قابل حل نيست.
متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت يوم الله 22 بهمن 96
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسب يوم الله ۹ دي‌ماه