یکشنبه 30 مهر 1396
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
 پاسخ قرآني حجت الاسلام و المسلمين نبويان به تحريف قرآن توسط رئيس جمهور
تاريخ  :  1396/07/16
 اگر از قومي كه ميان تو و ايشان عهدي استوار گشته ترسيدي كه در عهدت خيانت كرده و آن را بشكنند، و ترست از اين جهت بود كه ديدي آثار آن در حال ظهور است تو نيز عهد ايشان را نزد ايشان بينداز و آن را لغو كن، و لغويت آن را به ايشان اعلام هم‏ بكن تا شما و ايشان در شكستن عهد برابر هم شويد، و يا تا اينكه تو در عدالت مستوي و استوار شوي، چون اين خود از عدالت است كه تو با ايشان معامله به مثل كني.


دكتر سيد محمود نبويان در يادداشتي، در پاسخ به به اظهارات دكتر حسن روحاني در دانشگاه تهران نوشت؛

آقاي رئيس جمهور –حسن روحاني- در سخنراني روز شنبه 15/7/1396 در جمع دانشگاهيان در دانشگاه تهران گفته است اگر آمريكا برجام را هم نقض كند ما به آن پايبند هستيم، كما اينكه پيامبر صلي الله عليه و آله چندبار عهد بسته اما پيمان او از سوي كفار در چند بار نقض شده است. قرآن مي فرمايد: ثم ينقضون عهدهم في كل مرۀ. ايشان گفته است: « جالب اينكه عده اي با و جود اين شرايط به ما مي گويند كه چرا اعتماد و مذاكره كرديد، اين عده اگر شايد در زمان پيامبر (ص) نيز بودند به پيامبر گرامي اسلام (ص) ايراد مي گرفتند چرا كه در قرآن مجيد خطاب به پيامبر (ص) آمده است «تو معاهدات فراواني با كفار بستي كه هر دفعه هم آن را نقض كردند.» آيا مي شود به پيامبر (ص) ايراد گرفت كه چرا با وجود نقض عهدهاي متعدد باز هم نسبت به آن اقدام مي نمودند؟ . كسي كه نقض عهد مي كند حيثيت و اعتبار خود را زير سوال مي برد و ما راه درست را انتخاب كرديم.» (به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري)



اما سخن رئيس جمهور بسيار جاي تاسف و تعجب دارد، معلوم نيست چرا آقاي رئيس جمهور آيات مورد نظر از قرآن كريم را تحريف كرده اند.

قرآن كريم به پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايد: 1- كساني كه عهد مي شكنند، از بدترين جنبدگان روي زمين هستند، 2- اگر با شما در جنگ هستند، چنان با آنان بجنگ و بر آنها سخت بگير كه گروه هاي ديگر هوس برخورد به شما پيدا نكنند و متفرق شوند، 3- اما اگر صرفا احتمال مي دهي كه آنها عهد خود را نقض كنند، تو هم عهدشان را نقض كن، و معاهده را نزد آنها بيانداز.



آيا به نظر شما قرآن مي فرمايد كه اگر آمريكا به عهد خود در برجام عمل نكرده است، ما بايد در عين حال پايدار به عهد خود باشيم؟ يا اينكه برجام خسارت آفرين را پاره كنيم و آن را به سوي آمريكا پرتاب كنيم؟



براي روشن شدن مسأله به آيه مورد نظر جناب رئيس جمهور و قبل و بعد از آن در قرآن اشاره مي كنيم. قرآن كريم در سوره انفال آيات 55 تا 58 مي فرمايد:


إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (55) الَّذينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ في‏ كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ (56) فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ (57) وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلي‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنينَ (58) وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ (59) وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ في‏ سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (60)

ترجمه

يقيناً بدترين جنبندگان نزد خدا كساني هستند كه كافرند و [به سبب لجبازي و عنادشان‏] ايمان نمي‏آورند. (55)همان كساني كه با برخي از آنان [بارها] پيمان بستي، ولي هر بار پيمانشان را مي‏شكنند و از خدا پروا نمي‏كنند. (56) پس اگر در ميدان جنگ، بر آنان دست يافتي [با وارد كردن مجازات و عقوبت سنگين بر ايشان‏] ديگر كساني را كه دنبال آنانند [و قصد جنگ با تو را دارند] تار و مار كن تا متذكّر [قدرت شما] شوند [و از خيال جنگ با تو بازايستند.] (57) و اگر از خيانت و پيمان‏شكني گروهي [كه با آنان هم‏پيماني‏] بيم داري، پس به آنان خبر ده كه [پيمان‏] به صورتي مساوي [و طرفيني‏] گسسته است؛ زيرا خدا خائنان را دوست ندارد. (58) و آنها كه راه كفر پيش گرفتند تصوّر نكنند [با اين اعمال‏] پيروز مي‏شوند [و از قلمرو كيفر ما بيرون مي‏روند] آنها هرگز ما را عاجز نخواهند كرد.(59)در برابر آنها [دشمنان‏] آنچه توانائي داريد از [نيرو] آماده سازيد [و همچنين‏] اسبهاي ورزيده [براي ميدان نبرد] تا بوسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد و [همچنين‏] گروه ديگري غير از اينها را كه شما نمي‏شناسيد و خدا مي‏شناسد و هرچه در راه خدا [و تقويت بنيه دفاعي اسلام‏] انفاق كنيد به شما بازگردانده مي‏شود و به شما ستم نخواهد شد. (60)



براي روشن شدن بحث، به بيان تفسير آيات فوق به صورت مختصر مي پردازيم:



علامه طباطبائي در الميزان ج9 از ص147 تا 150 (ترجمه تفسير الميزان) آورده است:



«اين آيات در مورد احكام و دستوراتي است در باره جنگ و صلح و معاهدات جنگي و نقض آن و غيره، و صدر آيه‏ها قابل انطباق بر طوايف يهودي است كه در مدينه و اطراف آن مي‏زيسته‏اند، چون‏ رسول خدا (ص) بعد از هجرتش به مدينه با اين طوايف معاهده بست بر اينكه آنان در مقام اخلال كاري و مكرش برنيامده، و كسي را عليه او كمك نكنند، و در عوض بر دين خود باقي بوده و جانشان از ناحيه آن حضرت در امان باشد. يهوديان اين پيمان را شكستند، آنهم نه يك بار و دو بار، تا آنكه خداوند دستور جنگ با آنان را داد، و كارشان به آنجا كشيد كه همه مي‏دانيم.



[بدترين جنبندگان نزد خداوند كساني هستند كه در كفر خود استوار بوده ايمان نمي‏آورند (يهود)]



" إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ" سياق اين كلام در مقام بيان اين است كه اين گروه (يهوديان) از تمامي موجودات زنده بدترند، و هيچ شك و ترديدي در آن نيست، دليل اينكه در مقام بيان اين معناست اين است كه مطلب را مقيد به قيد" عِنْدَ اللَّهِ" كرده و برگشت اين تقييد به اين است كه مطلب مزبور و هر چيزي كه خداوند به آن حكم و قضاوت كند خطاء در آن راه ندارد، زيرا خودش مي‏فرمايد:" لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسي‏"



و اگر كلام را به اين معنا كه" يهود بدترين جنبندگانند" افتتاح كرد براي اين است كه مقصود از اين فصل زنهار دادن و بر حذر داشتن مسلمين از شر ايشان و دفع شر ايشان از مسلمين بوده، و ارتكاز طبيعي مردم بر اين است كه از شري كه اميد هيچ خيري در آن نيست پرهيز نمايند و به هر وسيله‏اي كه صحيح و ممكن باشد آن را از خود دور كنند. و بنا بر دستوري كه بعدامي‏دهد و مي‏فرمايد:" فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ ..." مناسب اين بود كه بيان خود را به اين معنا كه ايشان بدترين جنبندگانند افتتاح نمايد. ...



" الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ" ... منظور از اينكه فرمود:" كُلِّ مَرَّةٍ" آن چند دفعه‏اي است كه رسول خدا (ص) با ايشان معاهده بست، يعني: يهوديان عهد خود را مي‏شكنند در هر دفعه كه تو با ايشان عهد ببندي، و از خدا در شكستن عهد پروا ندارند، و يا از شما پروا نداشته و از شكستن عهد شما نمي‏ترسند، و اين خود دليل بر اين است كه شكستن عهد از جانب يهوديان چند دفعه تكرار شده است.



" فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ" در مجمع البيان گفته: كلمه" ثقف" به معناي پيروزي و دست يافتن به سرعت و كلمه" تشريد" متفرق ساختن توأم با اضطراب است‏ ... و منظور از اينكه فرمود:" فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ" اين است كه آن چنان عرصه را بر ايشان تنگ كند كه نفرات پشت سر ايشان عبرت گرفته و رعب و وحشت بر دلها چيره گشته و در نتيجه متفرق شوند، و آن اتحادي كه در اراده و رسيدن به هدف داشته و آن تصميمي كه بر قتال با مسلمين و ابطال كلمه حق گرفته بودند از بين برود.



و بنا بر اين، پس منظور از اينكه فرمود:" لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ" اميد به اين معنا است كه نسبت به آثار سوء نقض عهد و فساد انگيزي در زمين و دشمني با كلمه حق و عاقبت شوم آن تذكر پيدا كنند، و متوجه شوند كه خداوند مردم تبهكار را بسوي هدفشان هدايت نمي‏كند، و او نقشه‏هاي خائنان را رهبري نمي‏نمايد.



پس آيه شريفه هم به اين معنا اشاره دارد كه بايد با آنان قتال كرد و بعد از غلبه بر ايشان تشديد و سخت‏گيري كرد و متفرقشان ساخت. و هم به اينكه دنبال سر ايشان كساني هستند كه در نقض عهد و انتظار دچار شدن حق و اهل حق به مصائب حالشان نظير حال ايشان است.



[دستور مقابله به مثل در برابر پيمان شكنان و مقاتله و نبرد با آنان‏]



" وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلي‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ"" خيانت" بطوري كه مجمع البيان گفته- به معناي شكستن عهد در چيزيست كه آدمي را در آن امين دانسته باشند. و ليكن اين معنا تنها معناي خيانت در عهد و پيمان است، و اما خيانت به معناي عام عبارتست از نقض هر حقي كه قرارداد شده باشد چه در عهد و چه در امانت. و كلمه" نبذ" به معناي القاء است و در آيه‏" فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ" هم به همين معنا است. و كلمه" سواء" به معناي عدالت و برابري است.



و تركيب‏" إِمَّا تَخافَنَّ" مانند تركيب‏" فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ" (در آيه قبل) است و معناي" خوف" اين است كه علامتهايي از اينكه امري خطرناك و لازم الاحتراز در شرف وقوع است ظاهر شود. و اينكه فرمود:" إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ" تعليل است براي جمله‏" فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلي‏ سَواءٍ".



و معناي آيه اين است كه اگر از قومي كه ميان تو و ايشان عهدي استوار گشته ترسيدي كه در عهدت خيانت كرده و آن را بشكنند، و ترست از اين جهت بود كه ديدي آثار آن در حال ظهور است تو نيز عهد ايشان را نزد ايشان بينداز و آن را لغو كن، و لغويت آن را به ايشان اعلام هم‏ بكن تا شما و ايشان در شكستن عهد برابر هم شويد، و يا تا اينكه تو در عدالت مستوي و استوار شوي، چون اين خود از عدالت است كه تو با ايشان معامله به مثل كني.



و خلاصه، اين دو آيه دو دستور الهي است در قتال با كساني كه عهد ندارند، و عهد را مي‏شكنند، و يا ترس اين هست كه بشكنند. پس اگر دارندگان عهد از كفار بر عهد خود پايدار نباشند و آن را در هر بار بشكنند بر ولي امر است كه با ايشان مقاتله نموده و بر آنان سخت‏گيري كند، و اگر ترس اين باشد كه بشكنند و اطميناني به عهد آنان نداشته باشد بايد او نيز لغويت عهد را اعلام نموده و آن گاه به قتال با آنان بپردازد.»



در تفسير نمونه ج7 ص216 تا 219 آمده است:



شدت عمل در برابر پيمان‏شكنان‏


در اين آيات به گروه ديگري از دشمنان اسلام كه در طول تاريخ پر ماجراي پيامبر ص ضربات سختي بر مسلمين وارد كردند و سرانجام نتيجه دردناك آن را چشيدند اشاره مي‏كند.


اين گروه همان" يهود" مدينه بودند كه مكرر با پيامبر ص پيمان بستند و پيمان خويش را ناجوانمردانه شكستند.


اين آيات روش محكمي را كه پيامبر با اين گروه پيمان‏شكن بايد در پيش گيرد بيان مي‏كند، روشي كه مايه عبرت ديگران و رفع خطر اين گروه گردد.


نخست آنها را بي ‏ارزش‏ترين موجودات زنده اين جهان معرفي كرده مي‏گويد:" بدترين جنبندگان نزد خدا كساني هستند كه راه كفر پيش گرفتند و هم چنان به آن ادامه مي‏دهند و به هيچ رو ايمان نمي‏آورند" (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ‏).


تعبير به" الَّذِينَ كَفَرُوا" شايد اشاره به اين باشد كه بسياري از يهود مدينه قبل از ظهور پيامبر اسلام طبق آنچه در كتب خود ديده بودند نسبت به وي اظهار علاقه و ايمان مي‏كردند، بلكه مبلغ او بودند و مردم را براي ظهورش آماده مي‏ساختند، ولي پس از ظهورش چون منافع مادي خويش را در خطر ديدند به كفر گرائيدند و آن چنان در اين راه سرسختي نشان دادند كه هيچ اميدي به ايمان آنها نبود، آن چنان كه قرآن مي‏گويد" فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ‏".


سپس مي‏گويد" اينها همان كساني بودند كه با آنها عهد و پيمان بستي كه‏ لا اقل بي طرفي را رعايت كنند و در صدد آزار مسلمانان و كمك به دشمنان اسلام نباشند، ولي آنها هر بار پيمان خود را مي‏شكستند" (الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ) نه از خدا شرم مي‏كردند" و نه از مخالفت فرمان او پرهيز داشتند" و نه از زير پا گذاردن اصول انساني پروا مي‏نمودند (وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ‏).
تعبير به" ينقضون" و" لا يتقون" كه فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد دليل بر اين مي‏باشد كه آنها كرارا پيمان خود را با پيامبر ص شكستند.


در آيه بعد طرز برخورد با اين گروه پيمان‏شكن و بي ايمان و لجوج را چنين بيان مي‏كند كه:" اگر آنها را در ميدان جنگ بيابي و اسلحه به دست گيرند و در برابر تو بايستند آن چنان آنها را در هم بكوب كه جمعيتهايي كه در پشت سر آنها قرار دارند عبرت گيرند و پراكنده شوند و عرض اندام نكنند" (فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ‏).


" تثقفنهم" از ماده" ثقف" (بر وزن سقف) به معني درك كردن چيزي از روي دقت و با سرعت است، اشاره به اينكه بايد از موضع‏گيري‏هاي آنها به سرعت و با دقت آگاه شوي و پيش از آنكه ترا در يك جنگ غافلگيرانه گرفتار كنند مانند صاعقه بر سر آنها فرود آيي!. و" شرد" از ماده" تشريد" به معني" پراكنده ساختن توأم با اضطراب" است،
يعني آن چنان به آنها حمله كن كه گروه‏هاي ديگر از دشمنان و پيمان‏شكنان متفرق گردند و فكر حمله را از سر بيرون كنند. اين دستور به خاطر آن است كه دشمنان ديگر و حتي دشمنان آينده عبرت گيرند، و از دست زدن به جنگ خود داري كنند، و همچنين آنها كه با مسلمانان پيماني دارند و يا در آينده پيماني خواهند بست از نقض پيمان خود داري كنند" و شايد همگي متذكر شوند" (لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ‏).


و اگر آنها در برابر تو در ميدان حاضر نشدند ولي قرائن و نشانه‏‌هايي از آنها ظاهر شده است كه در صدد پيمان شكني هستند و بيم آن مي‏رود كه دست به خيانت بزنند و پيمان خود را بدون اعلام قبلي يك جانبه نقض كنند، تو پيشدستي كن، و به آنها اعلام نما كه پيمانشان لغو شده است" (وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلي‏ سَواءٍ).


مبادا بدون اعلام الغاء پيمانشان به آنها حمله كني" زيرا خداوند خائنان و كساني كه در پيمان خويش راه خيانت در پيش مي‏گيرند دوست نمي‏دارد" (إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ‏) گرچه در آيه فوق به پيامبر اجازه داده شده كه در زمينه ترس از خيانت و پيمان شكني دشمن پيمان آنها را لغو كند ولي روشن است كه اين ترس بدون دليل نخواهد بود حتما در زمينه‏اي است كه آنها مرتكب اعمالي مي‏شوند كه نشان ميدهد در فكر پيمان شكني و زدوبند با دشمن و حمله غافلگيرانه هستند، اين مقدار از قرائن و علائم اجازه مي‏دهد كه پيامبر ص پيمان آنها را لغو شده اعلام كند.



جمله" فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ‏" از ماده" انباز" بمعني افكندن و يا بمعني اعلام كردن است، يعني پيمان آنها را بسوي آنها بيفكن و الغا كن و لغو آن را اعلام نما. تعبير به" عَلي‏ سَواءٍ" يا بمعني اين است كه همانگونه كه آنها پيمان خويش‏ را عملا لغو كرده‏اند تو هم از طرف خودت الغا كن، اين يك حكم عادلانه و متساوي است، و يا اينكه بمعني اعلام كردن به يك روش واضح و بي پيرايه و خالي از هر گونه خدعه و نيرنگ است.


نتيجه اينكه
1- كفاري كه عهد شكن هستند، از پست ترين جنبده ها مي باشند؛
2- اينها كساني هستند كه چندبار عهدشكني كردند؛
3- با اين دسته از كفاري كه عهد شكن هستند بايد سختگيري كرد؛
4- در جنگ با آنها بايد چنان سختگيري كرد كه نيروهاي ديگر، بترسند و متفرق شوند و جرأت عهد شكني نيابند؛
5- اگر ترس از اين داريد كه كفار، عهد شكني كنند، اي پيامبر تو هم عهد آن ها را نقض كن و توافقنامه را به سوي آنها پرتاب كن.





دستور قرآن كريم به نقض يك طرفه پيمان با مشركان


قرآن كريم در سوره توبه دستور مي دهد كه نسبت به مشركاني كه اهل نقض و شكستن پيمان هستند، به صورت يك طرفه، اعلام نقض پيمان كن و صرفا نسبت به مشركاني كه در صدد نقض پيمان نيستند، تا مدت تعهد شده، بر سر پيمانت باش:


بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَي الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (1) فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرِينَ (2) وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَي النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِي‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيمٍ (3) إِلاَّ الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلي‏ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (4)


ترجمه:
1- اين اعلام بيزاري خدا و پيامبر او به كساني از مشركان است كه با آنها عهد بسته‏ايد، 2- با اين حال چهار ماه (مهلت داريد كه) در زمين (آزادانه) سير كنيد (و هر جا مي‏خواهيد برويد و بينديشيد) و بدانيد شما نمي‏توانيد خدا را ناتوان سازيد (و از قدرت او فرار كنيد و نيز بدانيد) خداوند خوار كننده كافران است. 3- و اين اعلامي است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم) مردم در روز حج اكبر (روز عيد قربان) كه خداوند و پيامبر او از مشركان بيزارند، با اين حال اگر توبه كنيد به نفع شما است و اگر سرپيچي نمائيد بدانيد شما نمي‏توانيد خدا را ناتوان سازيد (و از قلمرو قدرتش خارج شويد) و كافران را به مجازات دردناك بشارت ده. 4- مگر كساني از مشركان كه با آنها عهد بستيد و چيزي از آن فروگذار نكردند و احدي را بر ضد شما تقويت ننمودند، پيمان آنها را تا پايان مدتشان محترم بشمريد، زيرا خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.


در تفسير الميزان ج9 ص196-197 (ترجمه تفسير الميزان) آمده است:
«" بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَي الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ" راغب در مفردات گفته است: اصل واژه" برء" و" براء" و" تبري" به معناي كناره‏گيري و بيزاري از هر چيزيست كه مجاورت با آن مورد كراهت باشد، ... خطاب آيه به شهادت جمله" عاهدتم" متوجه به مؤمنين و يا به رسول خدا (ص) و مؤمنين است. و در عنوان، نام خدا برده شده كه صاحب خطاب و حكم است و نام رسول هم برده شده كه واسطه ابلاغ خطاب است، و نام مشركين برده شده كه مورد حكمند، و پس از آن، حكم طوري الفاء شده كه بطور غايبانه ولي در عين حال با صاحب حكم مواجهه كنند به آنان برسد، و اين طرز خطاب در احكام و دستوراتي كه مقصود رساندنش به همه مردم است خود يك نوع تعظيم است براي صاحب حكم و دستور. و مفاد آيه تنها صرف تشريع نيست، بلكه متضمن انشاء حكم و قضاء بر برائت از مشركين زمان نزول آيه است،
[عهد شكني مشركين، مجوز مقابله به مثل به آنان بوده است‏]


بنابراين، منظور از آيه اين است كه: خداوند حكم كرده به اينكه از مشركين كه شما با آنان معاهده بسته‏ايد، امان[تعهد] برداشته شود، و اين برداشته شدن امان [يعني نقض تعهد] و عهدشكني، بدون دليل نيست، چون خداوند بعد از چند آيه [8 از سوره توبه] مجوز آن را بيان نموده و مي‏فرمايد كه: هيچ وثوقي به عهد مشركين نيست، چون اكثرشان فاسق گشته و مراعات حرمت عهد را نكرده و آن را شكستند، [كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبي‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ: چگونه [پيمانشان ارزش دارد] درحالي‏كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندي با شما را مي‏كنند و نه پيمان شما را با زبان خود شما را خشنود مي‏كنند ولي دلهاي آنها ابا دارد و اكثر آنها نافرمانبردارند.].


به همين جهت خداوند مقابله به مثل يعني لغو كردن عهد را براي مسلمين نيز تجويز كرده و فرموده:
" وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلي‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ" و ليكن با اينكه دشمن عهدشكني كرده خداوند راضي نشد كه مسلمانان بدون اعلام لغويت عهد آنان را بشكنند، بلكه دستور داده نقض خود را به ايشان اعلام كنند تا ايشان بخاطر بي اطلاعي از آن بدام نيفتند. آري، خداي تعالي با اين دستور خود مسلمانان را حتي از اين مقدار خيانت هم منع فرمود.


بنابراين، خلاصه مفاد آيه اين مي‏شود كه: عهد مشركيني كه با مسلمانان عهد بسته و اكثر آنان آن عهد را شكستند و براي ما بقي هم وثوق و اطميناني باقي نگذاشتند لغو و باطل است چون نسبت به بقيه افراد هم اعتمادي نيست، و مسلمانان از شر و نيرنگهايشان ايمن نيستند.»


در تفسير نمونه، ج7 ص281-285 در تفسير اين آيات آورده است:


« پيمانهاي مشركان الغاء مي‏شود
در محيط دعوت اسلام گروه‏هاي مختلفي وجود داشتند، كه پيامبر ص با هر يك از آنها طبق موضع‏گيريهايشان رفتار مي‏كرد: گروهي با پيامبر ص هيچ گونه پيماني نداشتند، و پيامبر ص در مقابل آنها نيز هيچ گونه تعهدي نداشت. گروه‏هاي ديگري در" حديبيه" و مانند آن پيمان ترك مخاصمه با رسول خدا ص بسته بودند اين پيمانها بعضي داراي مدت معين بود، و بعضي مدتي نداشت. در اين ميان بعضي از طوائفي كه با پيامبر ص پيمان بسته بودند، يك جانبه و بدون هيچ مجوزي پيمانشان را به خاطر همكاري آشكار با دشمنان اسلام شكستند، و يا در صدد از ميان بردن رسول خدا ص بر آمدند، همانند يهود" بني نضير" و" بني قريظه"، پيامبر ص هم در مقابل آنها شدت عمل به خرج داد، و همه را از مدينه طرد كرد، ولي قسمتي از پيمانها هنوز به قوت خود باقي بود، اعم از پيمانهاي مدت‏دار و بدون مدت.


آيه اول مورد بحث به تمام مشركان (بت پرستان) اعلام مي‏كند كه:
هر گونه پيماني با مسلمانان داشته‏اند، لغو خواهد شد، و مي‏گويد" اين اعلام برائت و بيزاري خداوند و پيامبرش از مشركاني كه با آنها عهد بسته‏ايد، ميباشد".


(بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَي الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ‏). سپس براي آنها يك مهلت چهارماهه قائل مي‏شود، كه در اين مدت بيانديشند، و وضع خود را روشن سازند، و پس از انقضاي چهار ماه يا بايد دست از آئين بت پرستي بكشند و يا آماده پيكار گردند، و مي‏گويد:" چهار ماه در زمين آزادانه به هر كجا مي‏خواهيد برويد" (ولي بعد از چهار ماه وضع دگرگون خواهد شد) (فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ) " اما بدانيد كه شما نمي‏توانيد خداوند را ناتوان سازيد، و از قلمرو قدرت او بيرون رويد" (وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ‏).


" و نيز بدانيد كه خداوند كافران مشرك و بت‏پرست را سرانجام خوار و رسوا خواهد ساخت". (وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرِينَ‏)
در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد.



1- آيا الغاي يك جانبه پيمان صحيح است؟
مي‏دانيم در اسلام مخصوصا اهميت فوق العاده‏اي به مساله وفاي به عهد و پايبند بودن به پيمانها- حتي در برابر كافران و دشمنان- داده شده است، با اين حال اين سؤال پيش مي‏آيد كه چگونه قرآن دستور مي‏دهد پيمان مشركان يك جانبه لغو گردد؟

پاسخ اين سؤال با توجه به امور زير روشن مي‏شود.


اولا بطوري كه در آيه 7 و 8 همين سوره (چند آيه بعد) تصريح شده، اين لغو پيمان بدون مقدمه نبوده است، بلكه از آنها قرائن و نشانه‏هايي بر نقض پيمان آشكار شده بود، و آنها آماده بودند در صورت توانايي بدون كمترين اعتنا به پيمانهايي كه با مسلمانها دارند، ضربه كاري را بر آنها وارد سازند.


اين كاملا منطقي است كه اگر انسان ببيند، دشمن خود را آماده براي شكستن پيمان مي‏كند و علائم و قرائن آن در اعمال او به قدر كافي به چشم مي‏خورد، پيش از آنكه غافلگير شود اعلام لغو پيمان كرده و در برابر او به پا خيزد. ...»


سوال؟


بعد از روشن شدن ديدگاه قرآن كريم، مي توان پرسيد چرا رئيس جمهور در سخنراني خود گفته است كه قرآن مي گويد ما بايد بر عهد خود باقي باشيم، اگرچه آمريكا برجام را نقض كند؟ آيا قرآن چنين سخني دارد؟
جناب آقاي رئيس جمهور، لطفا براي يك بار هم كه شده قبل از سخنراني، آيه مورد نظر را بخوانيد و صرفا آنچه كه ديگران به شما مشورت مي دهند، بيان نكنيد. بازي با قرآن كريم براي مقاصد سياسي جاي تاسف دارد.
علما بايد به وظيفه خود در مورد تحريف آشكار نسبت به قرآن كريم، عمل نمايند.»

متن
نام
نام خانوادگي
ايميل
متن
فايل
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي در خصوص فجايع تروريستي تهران
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري