جمعه 28 تير 1398
همكاري با پايداري
 
 
 
پربيننده ترين مطالب
 
بيانيه تحليلي جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون مشكلات اقتصادي جاري كشور
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون پايان برجام و وضعيت سياست خارجي ايران
 
 
شاهد برخي مواضع و رفتارهاي ساختارشكنانه احمدي‌نژاد هستيم/ طرح خواسته‌هاي غيرقانوني و تضعيف نهادها و اركان نظام اسلامي و عدم ترجيح مصالح ملي بر مسائل شخصي و گروهي
 
 
نامه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به محضر مقام معظم رهبري در مورد پيروزي قاطع سپاهيان نور بر داعش
 
 
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت تقارن 17شهريور و كشتار وحشيانه مسلمانان مظلوم ميانمار
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
 
 
اطلاعيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون انتخابات پنجمين دوره شوراي اسلامي شهر تهران
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي جهت معرفي نامزد اصلح انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري
 
 
صادق محصولي: جبهه پايداري نامزدي به جمنا براي انتخابات رياست جمهوري معرفي نكرده است
 
 
آغاز فرآيند اجرايي معرفي نامزد اصلح در جبهه پايداري با مشورت صاحب نظران و كارشناسان حوزه و دانشگاه در پاسخ به مطالبات مردمي
 
 
دبيركل جبهه پايداري: پس از 5 ماه جبهه مردمي به سراغ ما آمد/ ما به وظيفه خود عمل مي‌كنيم
 
 
مكانيزم وحدت؛ فرصت ها و تهديدات
 
 
درباره نجات كشور از وضعيت فعلي
 
 
علامه مصباح يزدي: آقاي هاشمي‌رفسنجاني عمري را در ياري امام(ره) تلاش كرد؛ اين مصيبت را تسليت عرض مي‌كنم
 
 
جبهه پايداري قطعا براي انتخابات رياست جمهوري ۹۶ گزينه دارد
 
 
آيا مسأله، وحدت حول يك كانديداست؟!
 
 
آيت الله مصباح يزدي: روايتي نداريم كه بگويد اطاعت از كسي كه با رأي اكثريت مردم سر كار آمده، واجب است/ تنها در صورتي كه ولي فقيه فردي را منصوب كند، اطاعتش واجب مي‌شود
 
 
صادق محصولي: بسياري از خواص و نخبگان در ۹ دي سال ۸۸ از مردم عقب ماندند/ چرا با متخلفان حقوق‌هاي نجومي برخورد نشد؟
 
 
حاشيه اي بر حرف راست آقاي روحاني
 
 
حضرت آيت الله مصباح يزدي: آن‌قدر بي عرضه نباشيم كه ثمره خون شهدا را به باد دهيم/ اولين خطر در زمينه حفظ انقلاب اين است كه فكر امام(ره) تحريف شود و ارزش و كارآيي خود را از دست بدهد
 
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت سالروز حماسه ۹ دي
 
 
  آرشيو تحليل روز
موضوعات : سياسي
تحليلگر : سلمان مصباح

تكذيبيه پشت تكذيبيه ؛ لطمه به سلامت رسانه اي

با بررسي سطحي بر مواضع چندي پيش و حتي حال حاضر جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون واكنش هاي رسانه ها و اشخاص در خصوص روندهاي جبهه پايداري ، به نظر ميرسد اين جبهه تا كنون با حفظ شرح صدر و خويشتنداري مثال زدني همچنان با چراغ ره قرار دادن منويات ولايت ، بدون ذره اي ترديد و با استحكام به مواضع خود ادامه  مي دهد.
در همين حال، به نظر مي رسد ، اين صلابت كه برگرفته از الگوي رفتاري غيرسازشكارانه مقام معظم رهبري در حوزه ي خطوط قرمز انقلاب است ، موجبات تهديد ، تهمت و بد اخلاقي سياسي برخي از جريان ها را فراهم آورده است.
و البته  در اين ميان ، جبهه نيز تلاش دارد تا با خوش بيني،  اين بد اخلاقي ها را به حساب ديدگاه منفي غير عامدانه و سهوي ناشي از فضاسازي هاي مغلوط و غبارآلود توسط مغرضان خواستار انشقاق ميان اصولگرايان دانسته و آن را فارغ از هر گونه كژانديشي مغرضانه لحاظ كند.
به هر ترتيب ، جبهه پايداري در چارچوب ديدگاه رهبري و به تناسب آن و در راستاي حفظ اصل وحدت موضع گيري مي كند.
اما در مقابل اين استدلال، رسانه هاي منصوب به افراد خاص ، به جاي توقف مواضع كدورت زا ، حتي اخبار ناصحيح نيز منتشر مي كنند.
براي مثال ، سايتي وابسته به آقاي قاليباف ، هفته گذشته به نقل از حجت‌الاسلام سالك عنوان "قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری" را انتخاب كرد اما وي يك روز بعد در گفت‌وگويي اظهارات منتشر شده به نقل از خود را كاملاً‌ تكذيب كرد
.
وي با انتقاد شدید از نحوه انتشار سخنان خود در یک سایت خبری منتسب به اصولگرایان، تیتر انتخابی این سایت (قدرت جذب «پول» جریان انحرافی برای جبهه پایداری) را حرکتی ژورنالیستی خواند و اظهارداشت: من این سایت و برخی دیگر از سایت‌هایی را که به دنبال اغراض سیاسی خود هستند را نصحیت می‌کنم که خود دست از این کارها بردارند
.
در ادامه اين روند انتشار اخبار ، پس از اينكه حجت‌الاسلام احمد سالك مصاحبه خود را با يك سايت وابسته به آقاي قاليباف تكذيب كرد، حجت‌الاسلام يحيي‌زاده نيزضمن صالح دانستن اعضاي جبهه پايداري ، در نامه‌اي خطاب به اداره كنندگان اين سايت اظهارد اشت
:
احتراماً به استحضار مي‌رساند روز 21/7/90 خبري از اينجانب با تيتري دال بر اينكه من ادعا كرده‌ام در انتخابات آينده مجلس بعضي از كانديداهاي جريان انحرافي و جبهه پايداري مشترك است، نقل كرده‌ايد كه البته من تاكنون هرگز چنين اعتقادي نداشته و هرگز نگفته‌ام و كاملاً تكذيب مي كنم و تقاضا دارم به شكل مطلوب هرچه سريع‌تر در آن سايت منعكس فرماييد
.
لازم به ذكر است اينجانب در گفت‌وگوهايي كه بارها با بعضي از فعالين و نخبگان داشته‌ام همواره تأكيد نموده‌ام كه جريان انحرافي بسيار زيركتر از آن است كه كانديداي خود را براي مجلس نهم معرفي كند و به زعم من با چراغ خاموش شركت خواهد كرد، حال چطور گوينده اين سخنان مي‌تواند مدعي وجود كانديداهايي مشترك بين جريان انحرافي و اصولگرايي باشد
!
ضمناً اينجانب همواره بعضي از سران جبهه پايداري را از بهترين، صالح‌ترين، موفق‌ترين نمايندگان مجلس هشتم دانسته و بارها به حال آن‌ها غبطه خورده‌ام.
اميدوارم همواره در اطلاع‌رساني، اصل صداقت و سلامت را مبناي فعاليت‌هاي خود قرار دهيد"
در نهايت ، به هر تقدير ‌جبهه پايداري با رصد اين گونه اخبار اميد دارد كه فعالان عرصه اطلاع رساني با صداقت محوري و منطق انديشي به فعاليت هاي خود بپردازند و از تبليغات غير مستدل و تخريبي دوري ورزند.

سلمان مصباح 

جبهه پايداري انقلاب اسلامي
www.jebhepaydari.ir


موضوعات : تحليل
تحليلگر : سيد ميثم رحمتي

در ادامه روند موضع گيري سلبي و نقادانه (البته نه نقد سازنده) برخي از سياسيون و نواصلاح طلبان بر عليه جبهه پايداري كه البته علي الظاهر به يك بازي و يا دوئل سياسي تبديل شده  و كم كم  جلوه امري معمول و طبيعي و البته بي پايه و اساس را به خود مي گيرد ، مجددا در اظهار نظري در يكي از تريبون ها از سوي علي مطهري مطالبي بيان شده كه حاكي از مكدر بودن ذهنيت ايشان در خصوص راهبردهاي جبهه پايداري است.
البته اميد بر آن است كه اين روال معمول جنبه اهانت آميز به خود نگرفته و فضايي ملتهب ناشي از افترا را در ميان طيف اصولگرايان ايجاد نكند در همين حال بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه هنوز فعاليت هاي جبهه پايداري شكل فعال و پويا به خود نگرفته است و لذا با پيشرفت امور و گسترش فعاليت هاي اين گفتمان ، بي ترديد اين التهاب كه هنوز در جنبه هاي لفظي  محدود مانده ، شايد همچون آتش زير خاكستر با وزيدن نسيمي از پويايي اين جريان ، شكلي تازه به خود گرفته و جنبه هاي انتقادي آن به تخطئه سياسي جبهه و حتي تحريك اذهان اصولگرايان در جهت اعلام مواضع صريح بر عليه جبهه پايداري بيانجامد .
آنچه كه مسلم است؛ اگر انتقادي بخواهد جنبه سازنده و خير خواهانه به خود گيرد مي بايست بر تحريكات بيروني غلبه كرده و به شكلي عادلانه و با لحاظ نمودن منظر عمومي و در نظر گرفتن خداوند ابراز گردد.
از طرفي نقد منصفانه نقدي است كه بر پايه و اساس صحيح و با استناد بر اوليات موضوع اظهار گردد چرا كه تا زماني كه به قولي كلامي منعقد نشده باشد بازخواست نمودن صاحب كلام امري ناصحيح خواهد بود  چرا كه جاري شدن كلام است كه بار مسئوليت با خود به همراه مي آورد.
در همين حال جرياني كه پاكدستانه و بدون هيچ سابقه ي عدول از محور اصلي انقلاب و فرامين واجب الاطاعه امام و رهبري نظام اسلامي ،  داعيه دار همراهي و ياري انقلاب را ظهور صاحب الزمان (عج)  گرديده است هرگز هراسي از فضاي نقد و بررسي نداشته و بي ترديد به جهت روشنگري و تنوير افكار ، از آن استقبال نيز مي كند ، چرا كه هر گفتماني ممكن است آسيب هايي را نيز در درون خود داشته باشد و آسيب ها اگر پوشيده بماند امكان دارد با طرح دير هنگام در فضاي عمومي موجبات كدورت را فراهم آورد ، بنابراين بهتر آن است كه هر ابهامي در ابتداي امر و در لحظه ي خطور بلافاصله طرح و با روشنگري دقيق مرتفع گردد.
اين ابهامات در زمانيكه در حد ابهام مطرح گردد و منتظر پاسخ قانع كننده بماند بسيار نيكو خواهد بود ، ليكن اگر ابهام با نام ابهام اما با مضمون تهمت و تحريك پا به عرصه حدوث بنهد ديگر جاي سكوت نمي ماند.
يكي از اين دست ابهامات كه همانطور كه اشاره شد اخيرا به شكل دوستانه نيز مطرح نمي شود ، اظهارات علي مطهري در نقد عملكرد جبهه پايداري بوده.
وي در قسمتي از سخنان خود گفته كه موسسان جبهه پايداري زحمتي براي انقلاب نكشيده اند و در اثر اتفاقي جاي انقلابيون راستين را گرفته اند ، بايد از ايشان پرسيد در اثر كدام اتفاق شما نيز از خط اصولگرايي عدول كرديد و به صف همراهان فتنه پيوستيد صفي كه مواضعشان ناپاك و و نيت ضد انقلابيشان بر همگان روشن و البته مستند و غير قابل انكار است و  همچنين بايد پرسيد كه آيا حضرت آيت الله مصباح و ديگر همراهان ايشان در جبهه پايداري نقشي در انقلاب ايفا ننموده اند؟ در حاليكه تلاش هايشان در حفظ ميراث ناب امام و انديشه هاي آسماني ايشان در اين سي و اندي سال از گذشت انقلاب بر كسي پوشيده نيست!؟
يا شايد شخص شما براي استحكام نظام ، از آيت الله مصباح يزدي و ديگر بزرگان انقلاب زحمت بيشتري متحمل شده و خون دلها خورده ايد؟
وي همچنين  در ادامه ريشه شكل گيري جبهه پايداري را هواهاي نفساني دانسته و اضافه كرده كه "بيشتر بغض با آقاي هاشمي و لاريجاني و قاليباف و ... محرك اين افراد براي تشكيل اين جبهه بوده و كمتر به فكر حفظ انقلاب از آسيب ها هستند" و چه نيكوست كه  روزي فرا رسيده كه اشخاصي كه از مردودين فتنه اخير و صاحب كمترين مقبوليت در ميان اصولگرايان هستند امروز نگران انديشه هاي امام و حفظ انقلاب از آسيب شده اند ، كساني به فرمان رهبري مبني بر دوري از فتنه ، گردن ننهادند و با بهانه هاي واهي و يكي دانستن ملت سرفراز با فتنه گران ، علم احقاق حقوق ملت را برافراشته و از اين طريق سعي در احاله فتنه گري اصحاب صفين بر دوش مردم را داشته و با مواضع سطحي خود آب به آسياب دشمن ريختند.
و با تمام اين اوصاف ،  آيا ايشان مصداق بارز و دليل روشني بر اظهارات خود نيز دارند؟ كه البته چنين نيست.
ايشان  در ادامه اظهارات جالب خود با مقايسه تطبيقي  مظروطه و عصر حاضر بدون در نظر كرفتن نقش خود در حال حاضر با دوران مشروطه ،  واژه هايي مانند " فرصت طلبي " را بر پيشاني اصولگرايان پايداري برچسب زده و با زيركي ساده انگارانه اي تلاش در تحريك و جدا نمودن عناصر موجه در گفتمان پايداري مانند دكتر باقري لنكراني داشته و ايشان را وصله ناجور و نا هم جنس با شاكله جبهه پايداري دانسته و همانگونه كه خود نيز از بدنه اصولگرايي جدا شده ، با پيش بيني جالبي، لباس مشابه را نيز بر تن دكتر بافري لنكراني پوشانده است.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس ، با سعي در جهت شبه افكني پيرامون همراهي جبهه پايداري با گروه انحرافي ، سمت نمايندگي مشايي و احمدي نژاد را به جبهه پايداري اعطا و القاء كرد كه جبهه پايداري ابزاري براي پيشبرد اهداف جريان انحرافي مي باشد ، نكته اي كه با اندكي ژرف انديشي مي توان مغلوط بودن آن را دريافت چرا كه اين سوال مطرح مي شود كه ؛ آيا حقيقتا شرايط آنقدر بحراني پديد آمده كه رئيس جمهور از شأنيت آيت الله مصباح بهره برداري خاص صورت دهد؟  و آيا آيت الله مصباح و ديگر بزرگان جبهه پايداري سودي از همراهي اين گروه كم قوت (جريان انحرافي) را متوجه اهداف خود مي دانند؟ و آيا اين موضوع چنان ارزشمند است كه منويات مقام معظم رهبري براي دوري از كانون هاي قدرت و ثروت را ناديده بگيرند؟
بي ترديد پاسخي غير از كلمه ي "هرگز" را نمي توان زيبنده شأن اين حضرات دانست و ليكن خود اين بزرگان هر كدام قوت صد جريان انحرافي را نه از منبع ثروت ، بلكه از منبع الهي و و با پيروي از ولايت و حقيقت  در دست دارند.
عضو كمسيون فرهنگي مجلس با متهم دانستن اعضاي جبهه پايداري به سكوت در مقابل انحرافات فرهنگي دولت  افزوده است كه حزب اللهي ها اين جبهه را قبول ندارند.
البته ايشان ظاهرا سكوت مانند خواب اصحاب كهف خود را در مقابل انحرافات دولت هاي هفتم و هشتم و پس از آن ، فتنه سالهاي گذشته كشور فراموش كرده اند و مسئوليت فرهنگي خود را در كسوت عضويت كميسيون فرهنگي مجلس از ياد برده اند.
ايشان كه به قول خودشان فرياد مي زدند كه دولت كنوني از لحاظ فرهنگي ليبرال است ، چرا در دوران دولت هفتم و هشتم كه دولت ها نه تنها از جنبه ي فرهنگي ، بلكه اصلا از اساس ليبرال بوده اند ، دم بر نياوردند تا كسي صدايشان را بشنود.
ايشان حتي در تاريخ 19/10/89  پيشنهاد دادند كه" اصول گرايان هم با خاتمي ديدار كنند" و در همان تاريخ ، شرط گذاري خاتمي را نيز عادلانه دانسته اند.
آقاي مطهري در تاريخ 13/9/89 احمدي نژاد را خارج از دايره اصولگرايي دانسته در حاليكه خود از مواضع شخصي مانند خاتمي دفاع كرده و آنها را معتدل مي داند. وي همچنين در موضع گيري ديگري در تاريخ  29/8/89 موسوي و كروبي را از سران فتنه ندانسته ، ليكن با اين اوصاف ، لابد بزرگان اصولگرايي سران فتنه را تشكيل مي دهند!!!
بي ترديد جريان انحرافي با اين شيوه فرهنگي ، نه تنها زاييده سكوت پايداري نيست بلكه فرزند فكري فتنه و ناشي از همراهي خواص بي بصيرت با فتنه دوسال اخير و ادامه دهنده راه فتنه گران است.
همانگونه كه ايشان در مصاحبه اي كه در تابناك منتشر شده ، داشتن طرح  و برنامه فتنه 88 را غلط دانسته  و در مطلبي گفته است "مسعود رجوي مقابل نظام قرار گرفت؛ البته او با طراحي و برنامه ريزي قبلي اين كار را انجام داد و از آغاز هم رهبري امام و روحانيت را قبول نداشت. اين گروه در دهه اول انقلاب با طراحي و در نهايت، مسلحانه  مقابل نظام قرار گرفتند. اما يك وقت هست جرياني اشتباهي مرتكب شده است" ، لذا بايد از ايشان پرسيد ؛ آيا به صراحت ايستادن در مقابل سخنان و توصيه هاي رهبري آن هم در مدت طولاني و در همان حال دامن زدن به تحريكات  بد خواهان و آب در آسياب دشمن ريختن ، ناشي از يك اشتباه كوچك است ؟ به نظر ميرسد ايشان تصور مي كنند كه هنوز براي براندازي در يك نظام نياز به جنگ شهري و مسلحانه است كه اگر چنين تصوري دارند سخت در اشتباه اند.
آقاي مطهري ، واقعا فراموش كرده اند كساني كه به قول ايشان ، دشمني با نظام و ولايت نداشتند از همان ابتدا دست به فحاشي به تمام اركان نظام زدند ، فراموش كرده اند كه آرمان امام راخل را مورد توهين قرار دادند و در روز عاشورا نيز چه اهانت ها با ساحت مقدس حضرت سيد الشهدا (ع) مرتكب شدند.
پس اگر اشتباه كردند ،  چه اشتباهي بزرگ و نابخشودني صورت دادند كه دنيا و آخرتشان را به باد دادند.
آقاي مطهري از ساكتين فتنه اخير بودند كه در صورت عدم هوشياري دلسوزان نظام مي رفت كه انقلاب را به قهقرا رهسپار كند فتنه اي كه اصل اعتقادات ما را هدف گرفته بود آن هم با برنامه اي مدون و شعارهايي هدف دار و قرآن هاي سر نيزه ، و جالب است كه هنوز هم به حق بودن يك باطل اعتقاد بسته اند ، چرا كه در همان مصاحبه آورده اند "آنها (فتنه گران) بايد مي گفتند، هرچند ما قانع نشديم!!! اما به حكم قانون گردن مي نهيم و آن را مي پذيريم ... اينها معترض به نتيجه انتخابات بودند، نه كساني با برنامه ريزي براي سرنگوني نظام" و البته اين سخنان ، شبيه نقش پدري است كه با گول زدن خود سعي احاله تخطي عظيم فرزند خود به سايرين را دارد.
به هر تقدير اميد آن ميرود كه دست اندركاران سياسي كشور با لحاظ نمودن انصاف ، دست از نقدهاي تند و غير مستدل درون ساختاري برداشته و با ديد منصفانه و نيم نگاهي به اصل وحدت و ضرورت اتحاد در كشور در موضع حساس كنوني و با توجه به مقتضيات زمان به ايفاي نقش و تكليف خود در مقابل انقلاب بپردازند.
والسلام

سيد ميثم رحمتي

جبهه پايداري انقلاب اسلامي
www.jebhepaydari.ir

موضوعات : تحليل
تحليلگر : سلمان مصباح

تلاش برخي جريانات سياسي به شكل غير خير خواهانه ، در جهت معرفي چهره مخدوش از جريان اصولگراي جبهه پايداري در برخي محافل سياسي و رسانه اي به خوبي مشهود است ، جالب آنكه اين تلاش ها براي الصاق نام انشعابيون به وجهه ي پاك جبهه پايداري ، بر خلاف واقع و تاكيدات مكرر اعضاي اين جبهه پيرامون عدم وجود روحيه سلبي  و انشقاق گرايانه در روندهاي اين گفتمان است.
البته روحيه انتقاد گري در صورتيكه روند سازنده و خير خواهانه در پيش گيرد نه تنها مشكل ساز نبوده  بلكه موجبات تعالي و رشد سياسي را فراهم خواهد كرد.
در همين حال وقتي موضع گيري منتقدانه از سوي چهره هاي متعارف سياسي ، وجهه ي مغرضانه به خود گيرد ديگر از سايرين انتظار چنداني نمي رود . اشخاصي مانند آقاي تقوي كه در كسوت داوري و حكميت در جبهه اصولگرا ، مدام داعيه " دايه ي مهربان تر از مادر " را براي اصولگرايي برپا ميدارند و مستمرا ، بر طبل تدوين منشور اصولگرايي مي كوبند بايد با در نظر گرفتن آيه شريفه " فمن يعمل مثقال ذره شر يره" نقد خود را به جاي نقد دائمي درون ساختاري ، متوجه جريانات زر و زور و كانون هاي قدرت و ثروت نمايند تا مبادا بر چسب فقدان اخلاص بر پيشانيشان حك شود. البته اميد آن ميرود كه مقصد آقاي تقوي از ابراز چنين موضوعاتي در خصوص روندهاي موجود در جبهه پايداري تنها اطلاع رساني بوده باشد اما مع الوصف با  اندكي ريز بيني در بطن و مضمون مواردي كه ايشان تشريح نمود به نظر ميرسد ، وي با ابراز مسايلي كه  قدرت طلبي و دنيا محوري جبهه پايداري را القاء كند در اظهارات خود در جلسه جامعه مهندسين ، سعي در ايجاد بد گماني در ميان قشر اصولگرا ، نسبت به ماهيت و اهداف جبهه پايداري نموده است ،  جالب آنكه اين رفتار بدون لحاظ نمودن بيانيه ها و زبان شفاف گفتمان پايداري ، پيرامون روابط جريان اصولگرا و مقاصد خير خود صورت پذيرفته است.
وي در ادامه به تشكيل گروه ۸+۷ اشاره كرد و افزود: جامعتين گروهي را به نام ۷ نفره ايجاد كرد كه در آن سه نفر از چهره هاي مقبول همه اصولگرايان و چهار نماينده از جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حضور داشتند.
وي در ادامه اظهارات خود به خواسته جبهه پايداري مبني بر خروج قاليباف و لاريجاني از 7+8 اشاره نمود كه البته ضمن توجيه حضور ايشان در 7+8 به پتانسيل اجرايي نامبردگان و لزوم وجود نماينده اي از مجلس در اين مجموعه اشاره نموده است كه البته بايد ديد كه آيا واقعا اگر نيت ايشان خير ميبود چه عاملي موجب مي شود كه شخصي در كسوت رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جماعات ،  به جاي تكيه بر مشيت و تدبير الهي و عنايات بي منتهاي حضرت وليعصر(عج) براي حراست جبهه ي حق در جامعه اسلامي ، به ظرفيت هاي مادي يك يا دو شخص ، آن هم ظرفيت هايي ناشي از بيت المال مسلمين و همچنين راي ملت شريف ، كه البته اصولگرايي آنها روشن است اما اثبات شده نيست ، اتكا نمود؟
 آيا فراموشي عنايات ائمه معصومين (س) و اينكه در قرآن كريم آمده است "اليس الله بكاف عبده" در كنار همت ملت ها براي قدم نهادن و طي طريق نمودن  در راه اسلام ، براي پيروزي جبهه حق كافي نيست؟
حقيقتا اگر كسي بدون توكل به درگاه خداوند تعالي به داوري و قضاوت در منظر عمومي بپردازد قضاوتش بدون در نظر گرفتن مشيت  الهي صحيح و جلوه گر خواهد بود ؟
آيا اينچنين است كه  براي پيشبرد اهداف بزرگ و الهي كه همانا حفظ نظام و آرمان انقلاب اسلامي و شهدا جليل القدر مي باشد ، استفاده از امكانات سخت افزاري و مادي ، بايد تا اين حد مورد اهميت باشد؟
و لذا اين سئوال به ذهن ميرسد كه اين همه توسل به تحزب ، باندبازي و شخص محوري براي نصر در كجاي قاموس و منشور اصولگرايي مكتوب شده است ؟
جالب اينجاست كه اين عزيز ارجمند ، براي از بين بردن وجهه جبهه پايداري، اسامي بسياري اشخاص صاحب منزلت را نيز به ميان آورد ودر ادامه ابراز داشت كه جبهه با حضور اين اشخاص نيز در جريان اصولگرايي مخالف است ، آيا واقعا با اين اوصاف جبهه پايداري تعريف گفتماني خود را كه در بيانيه هاي آن نيز آمده است كنار گذاشته و به خودشيفتگي دچار شده است و يا قوه ي عاقله در انديشه ي ساختاري اين جبهه تنزل يافته و نابود گرديده است كه تا اين حد دافعه اش بر جاذبه ي آن بچربد ؟
آيا حقيقتا جبهه پايداري اهتمام خود را راستاي كوچك تر نمودن حلقه جذب اصولگرايي وحركت به سمت انزوا گرايي به كار بسته است؟
مع الوصف نيازي به پاسخ نيست ، چرا كه با اندكي ژرف نگري مي توان دريافت كه موضع جريان اصولگرايي به سمت پويايي در حركت است و اظهارات آقاي تقوي هر چند كه با عقبه اي خير خواهانه و يا چيزي غير از آن باشد ، اما بر خلاف ماهيت گفتمان جبهه پايداري بوده است.
البته خير خواهي و خير انديشي نيز غير از آن است كه واژه هايي مانند " فرصت طلبي " را بر پيشاني اصولگرايان پايداري برچسب زنند و يا انگ مصادره گري حماسه 9 دي را متوجه جبهه پايداري نمايند.
و اگر گروه 7 نفره ، طبق گفته ي تقوي از مواضع خود كوتاه نيامده است ، چگونه است كه وي در ادامه اظهارات خود  تاكيد مي كند " بعد از جلسه جبهه پايداري با گروه ۷ نفره به آنها گفتيم كه اعضاي اين گروه آيات مهدوي كني و يزدي را براي پذيرفتن پيشنهادات جبهه پايداري متقاعد مي كنند" و لذا اين خود نشان از توجه جبهه پايداري به مشورت و وحدت گرايي دارد ، چنانكه طبق اذعان تقوي آيت الله مصباح يزدي مكررا بر اصل وحدت تاكيد فراوان داشته اند.
همچنين ، بايد ديد كه كار به كجا رسيده است  كه ايشان (آقاي تقوي) ادعا نموده اند؛ جبهه پايداري از پول جريان انحرافي استفاده خواهد كرد ، مسئله اي كه با توجه به سابقه ي شخصيت هاي جبهه پايداري و حضور اشخاصي مانند حضرت آيت الله مصباح و آيت الله خوشوقت ، انجام آن حتي به ذهن نيز خطور نمي كند چه برسد به آنكه اين اتفاق جنبه عملي يافته و از امكانات جريان انحرافي براي پيشبرد اهداف گفتماني ، حق محور بهره برداري شود!!!
در نهايت آنچه كه مسلم است ، با اندكي ترديد در اظهاراتي كه  از برخي تريبون ها بر عليه فعاليت هاي جبهه پايداري اظهار مي گردد مي توان  دريافت كه جبهه پايداري با صلابت و اخلاص به مسير خود ادامه خواهد داد و هجمه تهمت ها و تخريب ها را با در نظر گرفتن خداوند پاسخ گفته و هيچ انحرافي را در مسير خود بر نخواهد تابيد.
والسلام    
سلمان مصباح

موضوعات : سياسي
تحليلگر : حميد رضا رسولي

مدت زماني از اعلام موجوديت جبهه پايداري انقلاب اسلامي نگذشته است كه عده اي از رسانه هاي منتسب به افراد مدعي جريان اصولگرايي به بهانه هاي واهي، با تهمت و افترا در صدد تخريب و تضعيف جبهه اي كه متضمن تعهد به اصول و ارزشهاي انقلاب و امام است، بر آمدند. شايد ناراحت و بر افروخته از آنندكه در شرايط فعلي، بار ديگر نحله فكري و جرياني پا به عرصه فعاليت هاي سياسي و اجتماعي گذاشته است كه هدفش كسب رضايت خداوند و خدمت به بندگان خداست و به دور از جناح بندي هاي سياسي و حزبي و تبعيت بي چون و چرا از منويات ولي امر خود، تمام توان خود را در جهت اعتلا و سربلندي ايران اسلامي بكار بندد. حال چه كساني از ادامه چنين مسيري كه قطعاً به سرافرازي ايران و اسلام خواهد انجاميد واهمه دارند؟ خوشبختانه در دو ماه گذشته جبهه پايداري انقلاب اسلامي به طور شفاف ضرورت رسالت و موجوديت خود را براي مردم تبيين و بازگو نموده است و در فاصله اندكي كه از عمر آن مي گذرد عده ي بي شماري از دلسوزان نظام و طرفداران واقعي ولايت در سراسر كشور خواهان توجه بيشتر و ادامه پرثمرتر آن شدند.
استقبال بي نظير و چشمگير مردمي از تشكيل اين پايگاه به تمام معناي مردمي باعث شده تا عده اي از افراد و گروه ههاي سياسي در همين آغاز راه موجوديت آن را بر نتابند، چرا كه خوب مي دانند جبهه پايداري با جريان فتنه و جريان انحرافي و حتي انحرافاتي كه ممكن است در آينده پيش آيد و از طرفي در مقابل خواص مردود و عناصر خاموش در جريان فتنه مرزبندي مشخصي را براي خود ترسيم نموده است و آمده است تا با تبعيت از دستورات و فرمايشات رهبري نويد بخش ايجاد وحدت واقعي در بين امت حزب الله باشد و دست وحدت به سوي كساني دراز كند كه فتنه 88 را با سربلندي و عزت پشت سر گذاشتند و احيا كننده مجدد گفتماني از همان جنس سوم تير و بيست و دوم خرداد باشد. آنچه در شرايط فعلي دور از انتظار و كمي نگران كننده به نظر مي رسد اقدامات برخي سياستمداران به اصطلاح خودي است كه در چند سال گذشته به روش هاي مختلف با هر وسيله و رفتار متظاهرانه سعي در القاي افكار و نظرات خود در بين افراد و تشكل هاي سياسي جامعه را داشته اند و طرفداري و تبعيت لفظي از ولايت را عاملي مهم براي رسيدن به اهداف و برنامه هاي خود دانستند! از سال 84 به بعد در بين اين عده از فعالان سياسي، اصولگرا نماهايي نيز ديده مي شوند كه برغم چارچوب و اصولي كه بايد پايبند و ملزم به رعايت آن باشند، در تمامي شرايط حساس، در نهان و عيان ساز خود را صرفاً مطابق با اهداف و مطامع سياسي حزب و گروه خود به صدا درآورند. انتقاد از عملكرد دولت را شگرد اصلي و بهترين روش تبليغات قرار دادند تا با استفاده از اين گونه شگردهاي نخ نما شده جايگاه و پايگاه خود را در ميان مردم حفظ و يا ارتقاء بخشند. غافل از اين كه مردم ولايتمدار سوم تير و 9 دي پشت سر گذاشته بصيرتر از آنند كه برغم بزرگ جلوه دادن مشكلات معيشتي و اقتصادي توسط آنان، فريب خورده و يا دلباخته نظرات و تصميمات آنان شوند.
افرادي كه بهانه حفظ آبرو و اقتدار قوه مقننه بارها عملكرد و زحمات دولت را نامنصفانه و بدون كارشناسي زير سؤال بردند تا شايد به خيال خود بيشتر مورد توجه مردم قرار گيرند. افرادي كه بيشترين شيطنت جهت انشقاق جريان هاي مختلف اصولگرايي را سبب شدند ولي امروز به علت به خطر افتادن پايگاه اندك خود در بين مردم به تكاپو افتادند و ايجاد جبهه پايداري را مانعي بزرگ بر سر مقاصد و اهداف رياكارانه خود مي بينند و آنرا عامل انشقاق و جدايي جريان اصولگرايي مي دانند.
كساني كه امروز سنگ وحدت را بر سينه مي زنند و شكل گيري اين جبهه را باعث انشقاق در جريان اصولگرايي قلمداد مي كنند مسلم است كه از حضور و پشتيباني معنوي حضرات بزرگواري همچون آيت اله مصباح يزدي و محمد يزدي نگران و بيمناك باشند. چرا كه حق مداري و دين باوري و از طرفي اهل معامله نبودن اين بزرگان و حضور افراد شاخص اين جريان قطعاً چهره واقعي آنان را براي مردم نمايان و موقعيت و جايگاه سياسي شان را متزلزل نموده و به مخاطره خواهد انداخت.

حمید رضا رسولی

جبهه پايداري انقلاب اسلامي
www.jebhepaydari.ir

موضوعات : سياسي
تحليلگر : حسين مطلبي(حق جو)

بسمه تعالي
«جبهه پايداري» تهديد براي چه كساني؟


گر چه از آغاز به فعاليت جبهه پايداري انقلاب اسلامي با آرمان اساسي «عقلانيت، معنويت و عدالت، حول محور ولايت» كه شاخص عمده اين حركت محسوب مي گردد، بيش از چند ماه نمي گذرد، اما اين حركت نوخاسته از همان ابتدا، مورد حجمه به اصطلاح منتقدان قرار گرفت. اين حجمه ها از آن روي بود و هست كه ظرفيت بالاي اين جبهه و افراد فعال در آن، نشان از مقبوليت گسترده قابل پيش بيني اين تفكر در بين توده مردم دارد. گرچه بارها از سوي بزرگان اين حركت تاكيد گرديده كه اين حركت يك «گفتمان» است و ضرورتا به جهت انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي سازمان نيافته، وليكن ترس از دست دادن صندليهاي ساختمان بهارستان، در دل شيفتگان آن، از هم اكنون مشهود است. از اين روست كه براي از دور خارج كردن اين گفتمان، روزي بزرگترين منتقدان جريان انحرافي را به حمايت از آن تفكرات التقاطي و روز ديگر به تهديدي پيش روي وحدت اصولگرايان متهم مي كنند. جالب اينجاست كه كساني امروز مدعي چنين مسائلي هستند كه سابقه واضحي  در حمايت از فتنه گران و يا ساكتين در برابر اين جريان تهديدگر انقلاب اسلامي دارند و امروز تنها به قصد فرافكني و فرار از پاسخگويي در برابر عملكردشان، چنين قيل و قالي را به راه انداخته اند. مهم اين است كه بعيد به نظر مي رسد اين افراد معلوم الحال، بتوانند با چنين سنگ اندازي هايي اين جبهه منسجم را كه به دريايي مي ماند به تلاطم وا دارند. در يكي از موارد اخير چنين تخريب هايي، آقاي بنايي كه سابقه مشخصي در حمايت از عملكرد نمادهاي خواص بي بصيرت در ارتباط با وقايع مربوط به فتنه 88 دارد ، جبهه پايداري انقلاب اسلامي را به سهم خواهي از جريان اصولگرايي متهم كرد ! جالب اينجاست كه همين شخص در مورد آخرين نماز جمعه يكي از همين خواص كه موجبات دلگرمي و تحسين رسانه هاي ضد انقلاب را فراهم كرده بود ، زبان به مدح و تمجيد برآورده و اين سخنان را موجبات آرامش جامعه دانسته بود ، سوالي كه با در كنار هم قرار دادن اين مواضع به ذهن متبادر مي شود اين است كه ايشان چگونه با اين سابقه حمايت صريح از ساكتين در برابر فتنه اخير، خود را همچنان از خيل اصولگرايان مي داند و حتي براي آن همچون طبيبي مهربان نسخه پيچي هم مي كند؟!
بديهي است كه اين چنين تهمت هاي ناروايي از سوي كساني كه خود را در جنگ قدرت ديده و دست هايشان را هر روز از صندلي ها دورتر مي يابند، روز به روز فزوني خواهد يافت، وليكن بعيد به نظر مي رسد كه اين دست و پا زدن ها جز تخريب بيشتر اين افراد در برابر چشمان بيدار اين ملت با بصيرت فايده اي ديگر داشته باشد.
بهتر است اين قبيل افراد به جاي اين اقدامات تخريبي بر عليه جريانات سازنده ، نفس خود را متنبه سازند و به جبران كوتاهي هاي خود در برابر جريان فتنه و احيانا همراهي هاي خود با آن بپردازند تا شايد از بار گناهانشان كاسته و در پيشگاه خداوند قهار بهانه اي براي عملكرد ضعيفشان بيابند.
و بر پيشگامان اين حركت ريشه دار كه عنوان زيبنده «پايداري» را براي اين جبهه برگزيده اند لازم است كه در برابر اين اقدامات تخريبي هراسي به دل راه نداده و به وعده الهي ايمان داشته باشند كه فرمود:

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ»
 والسلام


حسين مطلبي (حق جو)

جبهه پايداري انقلاب اسلامي
www.jebhepaydari.ir


موضوعات : سياسي
تحليلگر : سلمان مصباح

نظربه لزوم ثبات و پايداري درحفظ وحدت ميان خط اصيل اصولگرايي در جمهوري اسلامي ، و با ژرف انديشي و نگرش دقيق به فرمايشات و منويات مقام معظم رهبري پيرامون اتحاد محوري در ميان جريان عظيم دوستدار انقلاب ، چشم اميد وحدت طلبان اصولگرا همواره بر گسترش پيوند و همبستگي در جريان اصولگرايي بوده است.

موضوعات : سياسي
تحليلگر : حسين مطلبي(حق جو)

بسمه تعالي
خطوط قرمز "جبهه پايداري" در اصل "وحدت"


با توجه به تاكيد دين مبين اسلام بر مساله «وحدت»، جبهه پايداري انقلاب اسلامي نيز كه تحت اشراف جمعي از فقيهان وارسته تشكيل يافته است به تبعيت دستورات دين، بر مساله وحدت تاكيد فراواني دارد. اين مطلب در بيانيه هاي اين جبهه نيز به روشني مشخص است. تا جايي كه در بيانيه هايي كه تا كنون از سوي اين گفتمان منتشر گشته، دست همياري به سوي تمام كساني كه حاضر به همكاري در چهارچوب مواضع اصولي جبهه باشند، دراز گرديده است، و اين بدين معني مي باشد كه اين جبهه براي همكاري با ديگران تنها به ملاك هاي اصولي مطرح شده مي نگرد و نه ملاك هاي باندي و جناحي ديگر. اما همانگونه كه شريعت مقدس براي وحدت با اشخاص و گروه ها، شرايط و ضوابط خاصي قائل است، جبهه پايداري انقلاب اسلامي نيز بر شرايطي بر آمده از دستورات شريعت كه خود را پايبند به آن مي داند، پاي فشاري دارد و بر اين اساس حدودي را براي وحدت با ديگران در نظر گرفته كه اين حدود نيز به آساني قابل استخراج از بيانيه هاي اين جبهه مي باشند. در تمامي بيانيه هاي اين جبهه بر حركت «حول محور ولايت» تاكيد شده است. گر چه اين ملاك ها ثابت هستند وليكن هر زماني با توجه به عملكرد اشخاص و گروه ها، صدق و يا عدم صدق ملاكها بر آنها ممكن است متغير باشد.
از اين منظر، «جبهه پايداري انقلاب اسلامي» از همان ابتدا به تبيين حدود خود براي وحدت با ديگران پرداخته است. حدود اصلي اين جبهه كه با توجه به فضاي كنوني كشور ترسيم شده است، شامل مرزبندي با دو طيف مي گردد؛ درصدر اين گروه ها «بقاياي فتنه گران» است. گرچه امروز به يمن هوشياري ملت با بصيرت و ولايت مدار ايران ، رمقي بر جان فتنه باقي نمانده كه عرض اندام نمايد، وليكن بازماندگان آن سعي دارند با دور نشدن از آنچه كانون هاي قدرت مي نامند، زمينه را براي باز دميدن روحي هر چند كم توان بر كالبد بي جان فتنه فراهم آورند و از اين طريق بستري مناسب براي اقدامات آينده خود فراهم كنند. «مرز بندي روشن با فتنه گران و حاميان آنها» از مهمترين شاخص هاي اين جبهه مي باشد و اين همان امريست كه موجب مي گردد، «خواص بي بصيرت» كه در دوران آن خباثت ها ، تكيه گاه فتنه گران بودند، از دايره «جبهه پايداري انقلاب اسلامي» خارج بمانند، حتي اگر عنوان وزين "اصولگرايي" را به زور بر خودشان بار نمايند، البته سوال اساسي اينجاست كه چگونه مي توان با اشخاصي متحد گرديد كه در دوران فتنه، مفلوكانه و از ترس به خطر افتادن منافعشان با سكوت، آب در آسياب دشمن مي ريختند و حال كه به منتج نبودن جريان فتنه پي برده اند به توجيه عملكرد خود در آن دوران مي پردازند و برخي از ايشان از سر لجاجت هنوز هم حاضر نيستند واقعيت فتنه را بپذيرند و از آنچه رهبر معظم انقلاب "جرم بزرگ" و "ظلم بزرگ" ناميده اند را با عناوين كمرنگي چون "كدورت" ياد مي كنند؟! به نظر مي رسد بهتر باشد در درجه اول به لزوم مرزبندي مشخص اين افراد، با فتنه پرداخته شود.
دومين گروه كه در تضاد با اصول جبهه پايداري قرار دارند و مرزبندي با آنها به روشني در بيانيه هاي اين جبهه مشخص است، گروه موسوم به «جريان انحرافي» است. گرچه به نظر مي رسيد با توجه به انتقادات صريح اشخاص حاضر در جبهه با جريان انحرافي و مرزبندي شفاف مطرح شده در بيانيه هاي اين جبهه، باب بهانه جويي در اين زمينه بر عيب تراشان بسته باشد وليكن قدرت طلبان كه خود را پايند به اصول اخلاقي نمي بينند، سعي مي كنند خدمت رساني برخي اعضاي هيئت موسس اين جبهه درغالب دولت فعلي و در گذشته را مدخلي براي تهمت نزديكي اين جبهه به جريان انحرافي قرار دهند و در اين راه حتي از دروغ پردازي هاي متعدد نيز دريغ نكنند. گر چه صرف خدمت رساني حتي در زمان حاضر در دولت به معناي پذيرش عقايد جريان انحرافي نمي باشد، با اين وجود، اين افراد حتي چشم خود را بر اين واقعيت مي بندند كه برخي از اشخاص مد نظر آنها كه داراي پست وزارت بودند، عمدتا خود قرباني مخالفتشان با جريان انحرافي شده اند و به دليل ابراز مخالفت خود با اين جريان التقاطي از چرخه خدمت رساني خارج شدند و بر خلاف برخي دوستان منتقد خود حاضر نشدند بر سر قدرت با انحرافات مصالحه نمايند!
به هر حال اگر چه وحدت اصولگرايان در همه امور و به طبع آن در انتخابات، امري مبارك است ليكن اين دليل نمي شود كه به بهانه وحدت، دايره شاخص اصولگرايي را تا جايي گسترش دهيم كه حتي سر باز زنندگان از اوامر ولايت و ساكتين در برابر جريان فتنه نيز در درون آن قرار گيرند! كه اگر چنين شود موجبات بي اعتمادي مردم فهيم كشورمان،  به نفس واژه ي اصولگرايي فراهم مي گردد.

حسين مطلبي(حق جو)


جبهه پايداري انقلاب اسلامي
www.jebhepaydari.ir



 <<  <  13  14  15  16  17  18  
 
بيانيه ها
 
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت روز قدس
بيانيه جبهه پايداري در واكتش به قرار گرفتن سپاه در ليست تروريستي از سوي آمريكا
بيانيه جبهه پايداري به مناسبت چهل سالگي انقلاب اسلامي
بيانيه جبهه پايداري انقلاب اسلامي به مناسبت نهمين سالگرد حماسه نهم دي